The first 200 lines.
" Ho3einMovie " با ما در اينستاگرام همراه باشيد Ho3einMovie24 آدرس:ياسوج,خيابان فردوسي,بين هجرت يک و دو
.به راست بپیچید
.شما 4 روز بعد به مقصد خواهید رسید
.ببخشید
" تنها "
...طوفان بعدی در حال بوجود آمدن است
جاده
برندگان خوش شانس قرعهکشی سوپر لاتاری .در آخر هفتهی گذشته
...تشنهی فهمیدن معنی...
.و ریشهی هر کلمهی جدیدی بود که میشنید...
شیفتهی ساختمانهای قدیمی و ،شهرهای در حال مرگ
...هوش اون
...از اونجایی که موانع مهمی
برای زندگی ایدهآل حیوونها و گیاههاش ...وجود داشت و شاید
،سفر آسونی نبوده.... ،نه از وقتی که 12 سالش بود
.و از دست پدر و مادر خوندهاش فرار کرده بود
...پاییز اون سال، 42 سالش میشد
.تمام عمر رو به سیاحت کردن بگذرونه
البته به نظر میومد که بعضی اوقات .جزییات بیهوده نبودن
،گاهی اوقات اسامی عوض میشدن
.تقویمها باهم تناقض داشتن
...به عنوان یه طراح گرافیکِ مستقل
!بکش کنار
.لعنتی
.یا استخدوس
این دیگه چه گهی بود؟
این دیگه چه کوفتیه؟
...فیونا بدن خودش رو...
...به سمت میله فلزی افقی میبره
.سلام عزیزدلم - .سلام -
چرا با تلفن خونه تماس نمیگیری و با مامان حرف نمیزنی؟
.چون میخواستم با تو صحبت کنم نه با مامان
...اوه، اوم
خب توی مسالهی بانک پیشرفتی داشتی؟
.آره
.هی، ببین .سیگنال یه جورایی ضعیفه
تو خونهای؟
.راستش من... من از اونجا رفتم
.فقط خواستم بدونی
چی؟ کِی رفتی؟
.امروز صبح
اوه. قرار بود ما فردا بیاییم پیشت .و کمکت کنیم
.میدونم، میدونم
فقط نمیخواستم با مامان و غرغر کردناش .روبرو بشم
.اون فقط نگرانته
.منم همینطور
.میدونم. من چیزیم نمیشه
...ما فقط میخواستیم
.اوه بیخیال
خب حالا چقدر دور شدی؟
ببخشید. چی گفتی بابا؟
من... چقدر دور شدی؟
.حدود 480 کیلومتر از خونه دور شدم
واو، حتما همش توی راه بودی، مگه نه؟
.آره، حد... حدس میزنم
.اوه، فقط... فقط میخواستم بهت بگم
.باشه
.خب، مرسی که زنگ زدی
...شاید بشه بیاییم و سری بهت بزنیم
وقتی یکم سر و سامون گفتی؟
...آره حتما، و
.از طرف من به مامان سلام برسون
.شرمنده
ترس... ترسوندمت؟ - .آره -
.اشکال نداره. نگران نباش
حتما؟ - .آره -
منو میشناسی؟
.نه، نه واقعا
.من رانندهی اونم
.درسته
آره.، من... من فقط میخواستم بخاطر دیروز .ازت عذرخواهی کنم
.داشتم پیام میدادم
.تو رو که سعی داشتی سبقت بگیری، ندیدم
.خب، نزدیک بود
...نه، من گوشیم رو گذاشتم زمین و
فهمیدم که عجله داشتم و واسه همین هم .باید ازت سبقت میگرفتم
فقط یکی از اون روزها بود، میدونی؟
.عیبی نداره
.کاریه که شده دیگه
.اما من... یه ذره ترسوندمت
.من... باید برم، شرمنده
شما همین اطراف زندگی میکنی؟ - .آه، نه، نه، نه واقعا -
کجا داری... اوم... کجا داری میری؟
.دارم میرم سمت شمال - ...من همیشه توی همین منطقه هستم، خلاصه -
شما... اسمت چیه؟
.جسیکا - .جسیکا -
،بازم ازت عذرخواهی میکنم
...و
.دوباره میبینمت
.آره، آره، از... از دیدنت خوشوقت شدم
.منم از دیدنت خوشوقتم
.امیدوارم سفر خوبی داشته باشی
.مرسی
تماس از مامان
میشه شیشه رو بکشی پایین؟
.سلام
سلام. چه... چه اتفاقی افتاده؟
.نمیدونم .موتور ماشین یهو از کار افتاد
.یه تیکه آشغاله چی میتونم بگم؟
.آره، چقدر بد
.آره میدونم .همینو بگو
میخوای به یه جرثقیل یدککش زنگ بزنم؟
...نه اگه... اگه بتونی منو تا
،شهر بعدی برسونی .میتونم برم پمپ بنزین
اما اول، به یکم کمک نیاز دارم تا .ماشین رو از سر راه بردارم
.ببین، من... من فقط یکمی عجله دارم
.آره، یعنی، منم همینطور .کارش فقط یک دقیقه طول میکشه
.من هول میدم .توام میتونین هدایتش کنی
.بیا
.من میتونم جیپیاس رو بررسی کنم
ببخشید؟ - .من میتونم روی جیپیاس جستجو کنم -
چرا؟
.من... پمپ بنزین بعدی رو پیدا میکنم
.و... بهشون زنگ میزنم - .میدونم کجاست -
.از همین مسیر تا اونجا 15 دقیقه راهه
،خب منم میرم تا اونجا
و بهشون میگم که .بیان دنبالت
خب من اول به کمک نیاز دارم که ماشین رو از سر راه بردارم
.یه ذره با این چیز سخته
...شرمنده، من باید برم
.فقط یه دقیقه طول میکشه
.من باید برم .واسه رسیدن به یه جلسه دیرم شده
.متاسفم - ...من فقط به -
...یک شب، وقتی با چشماش
توی محلهی پالاسیس رویال ،دنبالش میگشت
شک داشت که بعدش با چه تفریحی ،سر خودمون رو گرم کنیم
دوستم بازدید از ویسکانتی رو پیشنهاد کرد
...اما پیشنهادش
،من ویسکانتی رو میشناختم ...و چیزی که میگم اینه
تماس با مامان
الو؟
جِس؟
.سلام
عزیزم چرا بدون اینکه بهمون بگی رفتی؟
.درک نمیکنم
،خب من زود بیدار شدم
.و فکر کردم شاید بتونم برم
،ولی عزیزم، من... من چندبار بهت زنگ زدم
.و تماس برقرار نشد
.من سرم شلوغه
...خب
هنوز نرسیدی؟
...نه .فردا میرسم
داری دوباره سیگار میکشی؟
.نُچ
...پس، اوم
جس، با مشاورت تماس گرفتی؟
.یه بار که گفتم، سرم شلوغ بوده
.من فقط نمیدونم چرا الان داری میری
...بعد از تمام اتفاقاتی که افتاد، بهتر نبود
.مامان، ما قبلا هم این حرفا رو باهم زدیم
چرا نمیخوای دربارش حرف بزنی؟
.چونکه نیازی ندارم .من خوبم
واقعا؟
.جس، بیخیال
.عزیزم - .واقعا میگم -
...خب
.ما واقعا فکر میکنیم که این فکر خوبی نیست
...تو دوستات و خونوادهات رو داری
...که اینجا حمایتت میکنن عزیزدلم
.خب دیگه به هر حال دارم میرم
من فقط فکر میکنم باید خونه میموندی
.تا حالت یه ذره بهتر بشه
...شیش ماه گذشته .دیگه وقتشه
،باشه ولی قول بده که وقتی اونجا رسیدی
.با یه کسی حرف بزنی
.من باید برم
.بهم قول بده. خواهش میکنم جس ...تو باید بهم قول بدی
.مامان...اوم...من باید برم
من... من بعدا باهات حرف میزنم، باشه؟
.باشه ولی وقتی رسیدی اونجا بهم زنگ بزن
.باشه خدافظ
...هی، من فقط
.خیلی خب
!سگ تو روحت
!یالا برو
!لعنتی، لعنتی، لعنتی
!هـی
،من داشتم میرفتم که برم دسشویی
.و تو تقریبا داشتی منو زیر میگرفتی
مشکلت چیه؟
!الو؟ هی
.بردار. بردار
شما با 911 تماس گرفتین. چه مشکلی پیش اومده؟
.سلام، اسم من جسیکا سوانسونـه
.فکر کنم دارن تعقیبم میکنن
متاسفم، خانم. میشه دوباره تکرار کنین؟
.به نظر میاد ارتباطمون ضعیفه
.اسم من جسیکا سوانسونـئه .یکی داره دنبالم میکنه
کی داره دنبالتون میکنه؟ - .من... نمیدونم -
.یه مردی هست که تا حالا چندبار دیدمش
.نمیدونم چی میخواد !اون دقیقا پست سر منه
موقعیت مکانیتون چیه خانم؟
!من توی ماشینمام صدامو میشنوین؟
.خانم، لطفا بهم موقعیت مکانیتون رو بگین
!لعنتی، آخه نمیدونم
!نمیتونم، نمیدونم
خانم؟
.اوه، لعنتی
...متاسفم، اون
No comments yet. Be the first to leave one.