The first 200 lines.
... پس شما پسرا
بیشتر از دخترای متین و خانواده دوستی !مثل ساکورازاکا خوشتون میاد؟
!چی؟! چرا یهویی این بحثُ وسط میکشی؟
!شماها معمولاً چجور انتظاراتی از دخترا دارین؟
.دونستن نظر من هیچ سودی برات نداره
!بیخیال؛ خودت گفتی که بهم کمک میکنی؟
اگه جوابمُ ندی، چیزی جز .برنج نسیبت نمیشه
!چـــــــی؟
.جدی بهش فکر کن
... باشه، باشه! چیزیی که پسرها رو خوشحال میکنه
... هووم
!درست کردن ناهاره، به گمونم
!ناهار؟
آره. غذای خونگی که با عشق .پخته شده
!واقعاً؟
!مخصوصاً این کار که اصلاً به قیافه ات نمیخوره
!به قیافه ام نمیخوره،ها؟
!متاسفم
!ولی پیشنهاد خوبی به نظر میرسه !تو هم بهم کمک میکنی، مگه نه؟
!من؟
سطح "دوست داشتن" چقدر باید باشد !که آن را "عشق" نامید؟
خجالتی بودن جرمه
،ذکاوت یا توهمات وحشیانه، زودباش یکیش رو انتخاب کن
از آسمون صاف داره نم نم بارون میباره
تا جایی که بشه تصور کرد
قلب دخترها ناپایدار، ملایم و رام نشدنی ـه
مثل صدای ناقوس در روز طوفانی
سطح "دوست داشتن" چقدر باید باشد !که آن را "عشق" نامید؟
منو محکم در آغوش بگیر تا خوابم ببره
بعدش مثل داستانهای افسانه ای
بوسه ای بهم بده که سکوت انتظاری نمایش رو بشکنه
این بلاتکلیفی رو هم در آغوش بگیر
،قلبم شکسته و صدمه دیده
و با شادی و هیجان ناگهانی بصورت غیر قابل پیشبینی به تپش میفته
!این عشق حقیقیست !پس مرا محکم در آغوش بگیر
شجاع باش، عزیزم
همیشه همه چی بر وفق مرادمان نخواهد بود
همهش به خودمون بستگی داره
یه بار دیگه بخند و دوباره زنگ را بزن
لطفاً مراقب قدمهایم باش، عزیزم
لطفاً متوجه عشق خالص و معصومانه ام شو
و اینجوری شد که مجبور شدم توی درست .کردن بنتو به واتانابه کمک کنم
!به این میگن شام
،دلم میخواد با در نظر گرفتن رنگها
بنتویی درست کنم که از غذاهای .مختلف تشکیل میشه
!خب، چطوره؟
!خوشمزهست
ولی من تاماگویاکی شیرینُ .بیشتر ترجیح میدم
!ها؟! من که در مورد سلیقه ات نپرسیدم
،مینامی کون دیگه بچه نیست
.و نمیخوام روی تاماگویاکی شیرین ریسک کنم
!پس چرا از من میپرسی؟
تصمیم گرفتم براش از این مینی همبرگرا .و سالاد اوهیتاشی درست کنم
!عجب
حالا که فکر میکنم یه تابه مستطیلی .شکل نیاز دارم
وای، این دیگه چیه؟! آکاری چان دیگه !واست بنتو هم درست میکنه؟
.خب، آره
.جیرو چان، خدایی خیلی خر شانسی
با این وضعیت مجبورم به درگاه الهی !ناله کنم و بگم مگه چه هیزم تری بهت فروختم؟
.بیخیال، شما دوتا که به خوبی باهمدیگه کنار میایین
.چرت نگو، هیچ عشقی بینمون نیست
اون اوایل حتی نمیتونستیم .از روی خجالت کنارهم غذا بخوریم
!صبح بخیر! خیلی وقت که منتظرت بودم
هاشیموتو مارین "!صبح بخیر! خیلی وقت که منتظرت بودم"
.دیگه الان لنگ ظهره
"بخاطر الگوریتم بازی فقط بلده "صبح بخیر . شب بخیر" بگه"
.این کار مثل پاداش ورود به گیم میمونه
.از خداتم باشه؛ همینم برات زیاده
!چیه؟
من دوست ندارم این حرفا رو از کسی بشنوم .که زندگیشُ از روی مانگاهی سکسی اسکی رفتن
پس عجله کن و کیر دست نخوردتُ .تقدیم همسر نازپردهـت کن
!حرف مفت نزن
!بفرما
اینکه ازش بخواییم وارد مرغها بشه .ناراحتش میکنه
فکر کردی کی هستی، قهرمان مانگای حرمسرایی که !حتی تسلیم وسوسههای شیرین اطرافش نمیشه؟
!خب، حالا وضعیت چطوره؟
!اتفاقی بینتون افتاده؟
!نیفتاده؟
!معلومه که نیفتاده
ستاره شیب زمینی
نمکی
اینقدر خوشمزهست که .عمراً بتونی جلوی خودت بگیری
اون همیشه مثل لخت و پتیها .توی خونه میچرخه
و باور دارم بخاطر خویشتنداریم .باید ازم تقدیر بشه
!جیرو
!لطفاً بیا دیگه در این مورد حرف نزنیم
،از طرف دیگه دارم ناهار میخورم
پس کاری نکن بعد برگشت به خونه .نتونم تو چشای واتانابه نگاه کنم
!داشتی در مورد من حرف میزدی؟
!موضوع چیه؟
!ددم وای، چقدرشُ شنیدی؟
!سلام، حالت چطوره؟
!چی؟
.چیز مهمی نبود. متاسفم
یعنی تا این حد حرفات ناجور بود !که ازم عذرخواهی میکنی؟
نه، راستش ... داشتیم در مورد تانابه کون ... حرف میزدیم، پس
!خب، ناهاری که درست کردم، چطور بود؟
.خیلی خوشمزه بود
!چی؟! فقط همین؟
مارچوبه مخلوط شده با بیکن .واقعاً عالی بود
!درسته، درسته !دیگه چی؟
،با این حال
به گمونم تاماگویاکی شیرینُ !بیشتر ترجیح میدم
!هزار بهت گفتم سلیقه تو به هیچ دردم نمیخوره
!پس چرا از من میپرسی؟
!بیخیال، چیز دیگه ای برای گفتن نداری؟
مثلاً از لحاظ ظاهری چطوره، یا اینکه ،بعد چند وقت موندن توی جعبه مشکلی نداشت
!یا اینکه طعمش چطوره؟
!گفتم که خوشمزهست
،به جزئیات بیشتری نیاز دارم !وگرنه این جوابها به چه دردی میخوره؟
... و اینجاست که باید بگم
این مشاجره زناشویی
این مشاجره زناشویی که جلوی چشمام داره رخ میده
که جلوی چشمام
داره رخ میده
بدجور خشمگینـم میکنه .و باعث حسادتم میشه کامو
بدجور خشمگینـم میکنه
.و باعث حسادتم میشه
کامو
لانسیا
m 0 0 l 555 0 l 555 150 l 0 150
برای شکست دادن اون مرد حالا باید چیکار کنیم؟
m 0 0 l 1050 0 l 1050 180 l 0 180
.نترس، از پسش بر میاییم .باید نقاط ضعفش رو پیدا کنیم
.صبح بخیر
!وای، فوق العاده خوشگله
!آره، اینو برای مینامی کون درست کردم
.میخوام اینو ببرم سر کار تحویلش بدم
!پس بالاخره تصمیمت ُ گرفتی؟ !عالیه
متاسفم. بخاطر بوی خوشمزهش .یهویی حوس کردم
.املت امروز خیلی خوشمزهست
!مطمئنی؟! مگه اینُ برای تنجین درست نکردی؟
،این دیگه تیکه آخرش بود .قرار بود بندازمش بره
.نه. هنوزم شیرین نیست
ناهاری که همسر موقتم درست .میکنه برای تنجینه
ولی شریک تنجین، شیوری .کسی که عاشقشم
.این وضعیت اصلاً برای مزاقم خوش نمیاد
!خیلی خب
!یه خورده زیادی پرزرق و برق نیست؟
!از ساده بودن که خیلی بهتره، مگه نه؟
،اون برای تحویل دادن بنتو !چند ساعت به سر و وضعش رسیده؟
!قرار به دیدن یه مرد بره، مگه نه؟
.لباسهاش بیش از حد سکسی ـه
.پوست تنش ... کاملاً آشکاره
،وقتی با من بیرون میره .هر چی دستش بیاد میپوشه
.و هرگز از این جور لباسها نپوشیده
!یاکوئین؟
!میدونی ... میخوام تمام سعیمُ بکنم
... پس
... یاکویئن
.میشه برام آرزوی موفقیت بکنی
!چی؟
.درست مثل اون موقع
... مثل اون موقع؟! منظورش اینکه
!زودباش، یاکوئین؟
.نمیتونم. قلبم آمادگیشُ نداره
!ها؟! چی داری میگی؟
!خودت گفتی کمکم میکنی؟
!ولی تو برای دیدن تنجین میری، مگه نه؟
!مطمئنی که این کارو ازم میخوای؟
.ابله
.دوست دارم تو این کارو انجام بدی
.اینجوری بیشتر احساس آرامش میکنم
!چی؟
... اگه با این قیافه همچنین حرفیُ بزنی
!تمام مردا عقل از سرشون میپره
.من بازش میکنم
!بله؟
!شیوری؟
.ببخشید که بدون دعوت اومدم
!خیلی خوشحالم که هر دو تاتون خونه هستید
.نه، من همیشه سرم خلوته
.هر چی نباشه، اون دوست زیادی نداره
،آه، براتون پای سیب آوردم .یجورایی خیلی ازش درست کردم
!واقعاً؟
!خودت اینا رو درست کردی؟
!وای! خوشمزه به نظر میرسه
.ممنون. این کارو به درخواست مینامی کون انجام دادم
،مینامی کون عاشق چیزهای شیرینه .بنابراین اینارو مطایق سلیقهش درست کردم
.امیدوارم ازش خوشتون بیاد
!جداً؟
!انتظارشُ نداشتم
!وای، چقدر نازه
!این جعبه غذاست؟ !داشتین جایی میرفتین؟
... نه، راستش ... چطوری بگم
... واقعاً
.خوشمزه به نظر میرسه
!پیک نیک با ناهار خونگی؟
.عالیه
.وای پسر، خیلی خوشمزه بود
.ممنون از بابت غذا
!بیخیال، اخماتُ باز کن
دفعه بعد، وفتی تنجین تنهاست .میری سراغش
.پس مینامی کون از چیزای شیرین خوشش میاد
... درسته، تو باید بفهمی که اون از چجور غذاهایی خوشش میاد
!دیگه باید چیکار کنم؟
!ها؟
میدونی، بعد حرفی که زدی، فکر کردم .با آشپزی میتونم به هدفم برسم
این اولین باری که واتانابه پر انرژی رو .اینجوری شکسته و ناامید میبینم
.اون حسابی زحمت کشید
No comments yet. Be the first to leave one.