The first 200 lines.
بازیگری
امشب یه نمایش آتش بازی در ساحل توکیو برگزار میشه
جمعیت زیادی به منطقه اودایبا رفتن
حالا،پیش بینی وضع هوا
آبه چان
خیلی منتظر موندی؟
نه اصلا
مرسی که منتظر موندی
می خوای طراحی لباستُ تغییر بدی؟
آقای کومادا بهم گفتن که می خوان کاری کنن لباسم ژولیده تر به نظر برسه
آخه، خیلی مناسب شخصیتت توی نمایشنامه نیست
ممکنه چهره قشنگتُ خراب کنه
چیزی نمیشه
بجاش برنامه مون واقعی تر میشه و اینجوری بیننده ها بیشتر لذت ببرن
باشه
باشه بهش فکر می کنم
اما چرا آقای کومادا به من درمورد تغییر لباس هاش چیزی نگفته بود؟
...حتما
ببخشید
آقای کومادا ءِ
احتمالا زنگ زده که همینو بگه
سلام. آبه هستم
سلام؟
سلام؟
چی شده؟
وصله،اما
...سلام
آه،قطع شد
قطع شد؟
تماس تلفنی مون وصل بود اما صداشُ نمی شنیدم
..آه،منم یه تماس داشتم
7:31دقیقه بعداز ظهر
کومادا ریوسوکه
اصلا متوجه نشده بودم
...آتسوکو چان
شما از رابطه م با اون خبر دارین،مگه نه؟
آقای کومودا
!آقای کومادا
کلیداش اینجان
آتسوکو چان
آقای کومادا
آبه چان،آمبولانس خبر کن
حالا که اوریکاوا نیومده،اونوکی بجاش رهبر میشه
هی،پروفسور یوکاوا کجاست؟
...آمپرسنج، مخروط
مالیخولیا و سکوت کامیلا
گروه بازیگری، کُنکالورسامِنتا
تا حالا چیزی ازشون نشنیده بودم
!برش گردون
!پس اینجوری اینجا ولش نکن
تا حالا درمورد کُنکالو نشنیدی؟
کانبارا آتسوکو
کانبارا آتسوکو؟
می دونی اون یه بازیگر خوشگله
چندتا فیلم هم بازی کرده
اما این روزها خیلی معروف نیست
تا حالا اسمشو نشنیده بودم
کی درموردش چیزی شنیده؟
!ما شنیدیم
چی؟واقعا؟
!اگه حرفی برای زدن نداری،ساکت شو
حالا کُنکالو چی شده؟
!نگو که یه پرونده دیگه ست
آقای کومادا ریوسوکه که کارگردان این گروه بودن به قتل رسیدن
چی؟
چی؟مگه اخبار گوش نمی کنی؟
...خوب،ما اینجا بودیم و داشتیم تحقیقاتمون می کردیم
و اونقدر بخاطر نوشتن گزارش درگیر بودیم که وقت تلویزیون دیدن نداشتم
لازمه که دانشمندات بیشتر برن بیرون
قبلا شب ها کتاب های قانون می خوندم
هنوزم هم کتاب می خونم هم مجله و هم به اخبار گوش می کنم
...باید بیشتر حواستون باشه که توی جامعه چه اتفاقاتی داره میوفته
ازکی تا حالا اینجا سخنرانی می کنی؟
لطفا آزمایششون رو قطع نکن
درسته
!زودباش،بیا برای آزمایشمون آماده بشیم
بله
پروفسور یوکاوا
یه پرونده جدید وجود داره که پلیس نتونسته حلش کنه....بیشتر از توانایی هامونِ
این دفعه توی یه اتاق قفل شده اتفاق افتاده
آقای کومادا ریوسوکه ی 35 ساله بخاطر ضربه چاقویی که توی خونش خورده،فوت کرده
ببین،چرا همین الان از اینجا نمیری؟
جازه ش رو ساعت 7:50عصر پیدا می کنن
گویا حدود بیست دقیقه قبل ازاینکه جنازه ش پیدا شه یعنی حدود 7:31 بعداز ظهر کشته شده
از کجا می دونی؟
دوتا از بازیگراش توی اون لحظه از طرف آقای کومودا یه تماس ورودی داشتن
البته آقای کومادا،هیچ حرفی در طول اون تماس ها نزده بوده
هیچی نگفته؟
یا نتونسته چیزی بگه
ازشون خواسته کمکش کنن
اما چون داشته می مُرده نتونسته صحبت کنه
احتمالا
خونه آقای کومادا،طبقه بیستم یه آپارتمانِ
در ورودی قفل بوده
و هیچ کدوم از پنجره های خونه ش باز نمیشن
واقعا یه اتاق قفل شده بوده
کلیدای اتاقش کجا بودن؟
روی جاکفشیش بوده
کلید دیگه ای هم بوده؟
فقط یکی
یکی از بازیگرایی که جسدش رو پیدا می کنه داشته
پس مطمئنا اون مظنونه
معمولا اولین نفری که جسد رو پیدا می کنه مظنونه
درواقع اون آدم این بوده...کانبارا آتسوکو
ببخشید
تا حالا ندیدمش
به هرحال اون یه شاهد داره
وقتی آقای کوماداساعت 7:31 بعدازظهر بهش زنگ می زنه اون توی یه کافه که4.8کیلومتر با آپارتمان فاصله داشته بوده
و درتمام مدت تا موقعی که جنازه رو پیدا کنن با طراح لباس گروهشون بوده
فهمیدم
انگار قتل توی یه اتاق دربسته اتفاق افتاده بوده
!درسته
این یه پرونده معمولی و قدیمی قتل توی یه اتاق قفل شده ست که هیچ ربطی به علم نداره
درسته
پروفسور توی تحقیقاتت کمکت نمی کنه
!این پرونده اتاق قفل شده ست
حتما مظنون از سوراخ های کلید فرار کرده
!امکان نداره
!بخاطر همین که دارم میگم این پرونده از توانایی های مابیشتره
پروفسور یوکاوا
خانم کیشیتانی،همیشه یه دلیلی برای هر اتفاقی وجود داره
..لطفا ازاینجا برو
گالیله قسمت8،بازیگری
.:.:(samsoon)ترجمه و زيرنويس: سعيده :.:.
بهمون دروغ گفتی،مگه نه؟
چی؟
اینی که چرا یه کلید از خونه آقای کومادا داشتی
بهمون گفته بودی چون از خونه ش به عنوان دفتر کارش برای کارگروهیتون استفاده می کنین کلیدها رو داری
اما واقعیت اینه که باهاش رابطه داشتی،درسته؟
کسی چیزی بهت گفته؟
لطفا راستشو بهمون بگو
بله،شش ماهه که باهاش رابطه داشتم
6ماه؟
آقای کومادا،ازم خواست که دوست دخترش باشم
بهت گفت که دوستت داره؟
به هرحال،خودمم مطمئن نیستم که واقعا یه زوج بودیم یا نه
مردی بود که به عنوان کارگردان بهش احترام میذاشتم
پس، درواقع احساساتتون نسبت به هم یکیجور نبوده
چجوری ازهم خوشمون اومد؟
...درواقع،اون داشته اذیتتون می کرده
به من مظنونین؟
نه...شما یه شاهد دارین
ما فقط باید به سوالاتی که درمورد این پرونده وجود داره جواب بدیم
...اذیت می کرده
...خوب
خوب من باید صادق باشم
من...آقای کومادا رو دوست داشتم
لطفا ازاین استفاده کنین
متشکرم
میشه یه سوال دیگه م بپرسم؟
آقای کومادا به اون طراح لباسی که اونشب پیش شما بود هم زنگ زد،درسته؟
درک می کنم که چرا آقای کومادا وقتی داشته می مُرده به دوست دخترش زنگ زده اما
چرا بعدش با خانم آبه تماس گرفته بوده؟
با اینکه اون طراح لباس گروهش بود اما خیلی کم باهاش صحبت می کردِ
نمی دونم
شاید چون اسمش توی لیست مخاطب های موبایلش بوده
توی موبایلش هزارتا مخاطب وجود داره
...شاید چون اسمش اولین اسم توی لیستِ
آه،اولین اسم لیست،آبه
درسته
فقط می خواسته یه نفر نجاتش بده
چیکار باید بکنم؟
!تحقیقات اصلا پیش نمیره
5روز از این اتفاق می گذره
هنوز تایید نکردیم که چاقو از کجا اومده
وحتی یه مظنون هم دستگیر نکردیم
!همونجوری که اقای کوری بایاشی میگفت،من یه بازرس احمقم
!خفه شو
من نگرانم
!نمیخاد اینجا نگران باشی
Don't do your worrying here!
یه احساس عجیبی در مورد کانبارا آتسوکو دارم
کانبارا اوتسوکو؟
یه بازیگر معروف قتل انجام نمیده
"بهم یه دروغگو نشون بده،منم بهت یه بازیگر نشون میدم"
!تاحالا همچین جمله ای نشنیده بودم
آقای کوری بایاشی
اول از همه اینکه اون یه شاهد داره
حواست به تحقیقاتمون باشه
اون یه تماس مقتولی که درحال مرگ بوده داشته،درسته؟
و طراح لباس هم بوده
اتفاقی هم با زنی که اسمش اولین مخاطب توی لیستِ موبایلِ بوده؟
زیادی اتفاقی به نظر میرسه
خیلی دلت میخاد که اون(کانبارا)مظنون باشه،مگه نه؟
!اما اون تنها کسی بوده که کلید زاپاس داشته
خانم کیشیتانی
می خواین بریم بیرون و یه قهوه بخوریم؟
بریم بیرون؟
گاهی اوقات می چسبه
پس،منم میام
آقای کوری بایاشی،میشه اینجا بمونی؟
ممکنه برامون مهمون بیاد
چی؟
بیا بریم
روت حساب می کنم
چرا ما اینجاییم؟
ماشین قهوه ساز
ماشین قهوه ساز یکی از نمادهای هوش بشریِ
اولین ماشین در مصر باستان 200سال قبل از میلاد نصب میشه
و آب مقدس می فروخته
No comments yet. Be the first to leave one.