The first 200 lines.
هی، سلام
اروپا چطور بود؟ اوه، هنوز سر جاشه
به جز فرانسه. دیگه از دست ما عصبانی نیست
راستش امیدوار بودم یکی دو ساعت وقت داشته باشی
آخه میخواستم دربارهی یه چیزی حرف بزنم
عزیزم، تا یکی دو ساعت دیگه، نصف راه لس آنجلس رو رفتم
هیئت مدیره نمیتونه منتظر این گزارشها بمونه
ولی، خب... من میتونم تو ۳۰ دقیقه کارای بزرگی انجام بدم
خب، من نمیتونم
پس فکر کنم باید تا امشب صبر کنیم
با کدوم پرواز میری؟
پرواز شبانه
آلن، چرا... صبر نمیکنی و با من نمیای؟
تا اون موقعی که تو برسی، من کارامو تموم کردم
واقعاً امیدوار بودم همین الان فرصت حرف زدن داشته باشیم
به نظرم نیومد که همین الان علاقهای به حرف زدن داری
باز افتادی تو همون بحث قدیمی در مورد ما؟
اگه دوست داری این اسمو روش بذاری
بی خیال. یهو این همه عجله واسه چیه؟
عجله؟
من شش ساله که درگیر همین موضوعم
شاید از دوستیهای یه شبه خسته شدم
ببین عزیزم، من فقط نیم ساعت وقت دارم
نمیتونیم وقتی رسیدی لس آنجلس صحبت کنیم؟
پروازتو از دست ندی، ماردوک
حتماً نمیخوای رئیستو منتظر بذاری
اما...
از اقامتتون تو شهر زیبای ما لذت بردید، خانم سوانسون؟
بله، لذت بردم
به زودی برمیگردید؟ نمیدونم. نمیتونم بگم
زندگی من پر از غافلگیریه. یکی بعد از دیگری
خیلی زیبا به نظر میرسید. ممنونم، آقای کلی
تصور کن اینطوری تیپ زدم
تا یه عالمه قاضی دیوان عالی رو در حال جویدن تماشا کنم
خانم سوانسون، راز جوانی ابدی شما چیه؟
من فقط غذای طبیعی میخورم. غذای مسموم نمیخورم
دوست ندارم. برای هیچ کس خوب نیست
فقط یه سوال دیگه. این یه سوال رسمیه
ایشون کیه، خواهر بئاتریس؟ ایشون رو میشناسید؟
فکر کنم یکی از همون آدمای هالیوودیه
اوه!
یعنی یه بازیگر؟ یا بدتر...
آقای کلی، خط شش لطفاً. آقای کلی، خط شش
پرواز شماره ۱۰ هواپیمایی کلمبیا به مقصد آلبوکرکی و دنور
کلی هستم. دکتر واینر هستم. بیمارستان یادبود جفرسون
بله، دکتر، حال شما چطوره؟
خوبم، ممنون. گوش کنید، ما یه بیمار در راه داریم
اسمش جانیس ابوت هست
اون با پرواز ۴۰۹ به مقصد لس آنجلس جا گرفته
اوه، بله. همه چیز براش آماده شده. عالیه. ممنونم
فقط میخواستم بهتون بگم آمبولانس با تاخیر حرکت کرد
جای نگرانی نیست، دکتر. اگه لازم باشه پرواز رو به تاخیر میندازیم
عالیه. ممنون. ببینید، وضعیت برای ما خیلی بحرانی بوده
اون برای پیوند عضو برنامه ریزی شده و کلیه در لس آنجلسه
الان، نمیتونیم زیاد از دستگاه دیالیز جداش کنیم
بله، دکتر، به من گفته شده
میخواستم شما فوریت وضعیت رو درک کنید
خوب ازش مراقبت میکنیم، دکتر. - ممنونم
بله، آقا. بخش فنی کلمبیا رو چک کنید
مطمئن شید تمهیدات لازم برای اون بیمار کلیوی در پرواز ۴۰۹ انجام شده
بله، آقا
واقعاً میخوای یه قایق ۳۵ فوتی رو تا هاوایی ببری؟
چیش بده؟ هیچی، اگه همهی خدمهت دختر باشن
کمک ناخدای من از این خوشش نمیاد. مشکلش چیه؟
"اون" (مونث). کمک ناخدا همسرمه. اوه، میفهمم
اوه، چه خوب... چه خوب، چه خوب، چه خوب
انرژیتو نگه دار، اوریاس. شنیدم امشب پرواز پر از تکون خواهد بود
یه مهماندار رو میشناختم که فکر میکرد این سکسیه
تو عجیبی. خودت میدونی؟
چطوری از این جتلگ خلاص میشی؟ فقط انجامش میدی
چرا؟ صبحا هنوز خستهای؟ آره
بذار چند ماه بگذره
هی، امشب خدمه سکسی داریم؟
دیگه چک نمیکنم
در هر صورت، از اوگالالا، کانزاس بهتره
مگه نه؟
بفرما. میبینی چرا انقدر کارمو دوست دارم؟
خب، اونا قطعاً همه چیزشون کامله
ولی کار اشتباهیه. این دیگه قطعیه
حال بچهها و همسرت چطوره، خولیو؟
حواست به اون باشه گری. اون ارشدتره
اون نوجوون چی؟ لطفاً بگید خانم نوجوون
من مستقل شدم و تو کونگفو مهارت بالایی دارم
زنانگی چی شد پس؟
کافیه دیگه. همایش تموم شد
میخوام که کمکم بذاری کنار. دیگه نه!
همون بلو نان رو میخوردی بهتر بود
هی، ما باید به پرواز برسیم، سمی کوچولو. ما باید به پرواز برسیم، سمی کوچولو
ساقی، یه دور دیگه برای همه، حتماً
دیگه بسه. ما پرواز داریم
اوه، ببخشید. منظورم اون نبود
اوه، ببخشید. من... اوه، سمی!
متاسفم. تقصیر منه
اون یه کم خنگه. منظورمو میفهمی؟
اون گیج شده
میتونم جبران کنم؟ گوش کنید، ما میخوایم براتون یه نوشیدنی بخریم
من میخوام براتون یه نوشیدنی بخرم. هرچی دوست دارید
خب، شاید یه کم بوربون با یخ
حله
پرستار، لطفاً برای این خانم یه بوربون با یخ.
با یه آبجو کوچیک کنارش. یا حضرت مسیح، یه بویلرمیکر!
دفترچه پرواز کجاست؟ بفرمایید، قربان.
مشکلی نداره.
هیچ مسئلهی حلنشدهای نیست؟ ابداً.
سرپرست خدمه نگران موتور شماره سه بود.
همهش رسیدگی شده، بابا. خب، چه با فکر!
"شامل یک سالن کنسرت، یک خانه اپرا و..."
سلام خانم پاترونی. شما اینجا سوار این پرواز شبانه چیکار میکنید؟
ما موندیم که یه نمایش رو تو مرکز کندی ببینیم.
خوشحالم دوباره میبینمت، جوزف.
ممنون، قربان.
"دکوراسیون شامل پرچمهای تمام ملتهاست."
این هواپیما هرگز از زمین بلند نمیشه. هیچ وقت پرواز نمیکنه. به حرفم اعتماد کن.
جوون، فکر میکنی این هواپیما پرواز نمیکنه؟
سال ۱۹۱۷ من با یه چیزی وحشیتر از این پرواز میکردم.
میدونی خلبانش کی بود؟
وایلی پوست؟
نه. سیسیل بی. دمیل.
ما از هالیوود بدون توقف تا پاسادنا پرواز کردیم.
آره، و تو راه برگشت ما لوپ زدیم.
تا بتونم ماه رو وارونه ببینم.
به کمک اضطراری در شریان اصلی نیاز داریم.
آمبولانس در حال تلاش برای رسیدن به پرواز شماره ۴۰۹ کلمبیا ایرلاینز.
ممنون. برامون مجوز بگیر.
برج دالاس، کلمبیا ۴۰۹.
پنج دقیقه دیگه رو باند حرکت میکنیم. درخواست مجوز کنترل ترافیک هوایی داریم.
انجام میشه.
حال شما چطوره؟ اوه، بفرمایید.
ممنون. میتونم شما رو تا صندلیتون همراهی کنم؟
خوبی؟ خوبم.
گرفتیمش. اشکالی نداره. من خوبم. حالم خوبه.
هی، راستی اون اسپانیاییه واقعاً ازدواج کرده؟
زنش فکر میکنه ازدواج کرده. اوه، خب. اون یکی هم به همون اندازه خوبه.
هشت سال پیش، فکر میکردم همهشون خوبن.
ممنون. حال شما چطوره؟
بله؟ هی، خانم، یه تماس از الای رو خط شرکته.
یه نفر به اسم اَل. میخواید حرف بزنید؟ همین الان میام بالا. ممنون، خولیو.
آرلین، میتونی به بتی اینجا کمک کنی؟ باشه.
سلام خانم پاترونی. سلام، از دیدنتون خوشحالم.
صندلیهای شما دقیقاً اونجاست. عصر بخیر.
بهتره از کد استفاده کنی. عالیه.
سلام، آلن. هی، عزیزم.
من که برات دردسر درست نمیکنم، میکنم؟
فکر نمیکنم.
البته سالهاست که سعی دارم این کارو بکنم، اما تو برای من زیادی باهوشی.
آلن، چیه؟
خب، من فقط از اونجوری که خداحافظی کردیم خوشم نیومد. همین.
من یادم نمیاد کسی خداحافظی کرده باشه.
بیخیال، لعنتی. میدونی منظورم چیه.
پس چرا بهم نمیگی منظورت چیه، آلن؟
حدس میزنم تو این کار خیلی خوب نبودم، بودم؟
تو لحظات خودتو داشتی. آره.
ببین، اون حرفی که گفتی...
به محض اینکه اینجا رسیدی، در موردش حرف میزنیم. قول میدم، خب؟
باشه.
پرواز خوبی داشته باشی. ممنون.
هی، دوستت دارم. نانسی؟
هی، خوشحال به نظر نمیرسی، عزیزم.
نمیدونم منظورت چیه.
کِلی، ما هفت دقیقه از زمان پرواز عقبیم.
بله، قربان. خبر دارم. لعنتی چه خبریه؟
آمبولانس باید نزدیک باشه. امیدوارم همینطور باشه.
من از گیت ۴ مجوز ویژه گرفتم، قربان. لطفاً حواستون بهش باشه.
باشه. بهشون کمک میکنیم. نه، خولیو؟
بله، قربان.
اینو بگیر. من به خانم سوانسون رسیدگی میکنم.
عصر بخیر. عصر بخیر.
لطفاً از این طرف. ممنون.
سلام، حال شما چطوره؟
عصر بخیر، خانم سوانسون. عصر بخیر. منظورم اینه، صبح بخیر.
درست همین جا، خانم سوانسون.
اوه، بله. بذارید زیر پام. خیلی ممنون.
خوشحالیم که با ما هستید. ممنون.
اگه کاری از دستم برمیاد، فقط بهم بگید.
حتماً.
ولش کن خواهر. بلیطت رو بذار کنار.
بله، خواهر.
سَمی، میشینی؟ سَمی، میشینی؟
سَمی، میشینی؟ بشین. بشین.
یه کم مضطربی، نیستی؟
میدونم.
من هزاران مایل و تحت شرایط خیلی سخت پرواز کردم.
بهت اطمینان میدم هیچی برای نگرانی نیست.
اوه، اجازه هست؟
اون... احتمالاً چیزی تو ذهنش داره.
و احتمالاً الان داره حرف دلش رو میزنه.
ببین، خواهر، یه آمبولانس. اوه، امیدوارم جدی نباشه.
لطفاً راهرو رو باز کنید.
عصر بخیر. عصر بخیر.
اوه، چقدر خوشبختم.
سه تا بچه، هفت تا نوه و همهشون سالمن. خدا رو شکر.
خولیو، همین جا خوبه. مواظب باش، مواظب باش.
یه دختر جوونه.
بذار من اونو بگیرم، عزیزم.
بفرمایید.
بذار کُتت رو بگیرم. اوه، ممنون.
بفرما.
این رو میخواید؟ لطفاً. خیلی ممنون.
خوشحالیم که شما رو در خدمتمون داریم، جنیس. ممنون.
کلی قراره بخندیم. همین الانشم مشخصه.
No comments yet. Be the first to leave one.