The first 199 lines.
تو جامعه ای مافوق بشری
جایی که حدود هشتاد درصد از جمعیت جهان با یه قدرت عجیب و غریب ماوراء طبیعی متولد می شن
"عجیب"
"شرورها"
شغل "قهرمان" برای مبارزه با اون درست شد
شرورها از ویژگی هاشون برای شرارت استفاده می کنن
من، ایزوکو میدوریا، کیور "یکی برای همه" و از آلمایت به ارث بردم
و تو دوره قهرمان در ،یو ای ثبت نام کردم
از اونجایی که تو حوادث مختلف گرفتار شدیم
من و همکلاسی های قابل اعتمادم مجوز قهرمانی موقت گرفتیم
دومین بهار ما در یو ای
ما حتی متوجه نشدیم
شیطان بی سر و صدا سر و کلش پیدا میشه
تو تاریکی
خوش اومدین و ممنون
رزمندگان آزادی
من ری دیسترو ارتش آزادیبخش متام
از این لحظه به بعد
ارتش آزادیبخش تومورا شیگاراکی رو به عنوان فرمانده بزرگ به رسمیت می شناسه
و با اون، برای دومین بار
حالا اسمش تومورا شیگاراکی
"جبهه آزادی ماوراء الطبیعه!"
جبهه آزادی ماوراء الطبیعه!
کنار زدن اسم "شرور"
اجازه میده تا چارچوب متا به طور گسترده تر تفسیر شه
و نه نفر روی صحنه ستوان من میشن
تیم ها بر اساس نیازشون تعیین میشن
به هر حال، اسمش روشه دیگه
فقط نمادینه
ما کاری رو که میخوایم انجام میدیم
آره
من خیلی دیر کردم
تو این جامعه مافوق بشری پر از قهرمانان
شیگاراکی قدرتی برابر یا بیشتر از قهرمانا داره
حالا هاکس، اگه خیلی کند باشی، ژاپن کارش تمومه
کوسه توی مبارزه قبلی شکوفا شد
الان، می تونب نه تنها چیزی و که لمس می کنی، نابود کنی
رو اونایی هم که بهش وصلیم جوابه
مظهر ویرانی شدی سید
من دیگه قهرمانا رو دست کم نمیگیرم
من از تموم قدرتی که می تونم به دست بیارم استفاده میکنم تا چیزیو که آلمایت پشت سر گذاشت به خاک تبدیل کنم
دفعه بعد دیگه کار تمومه
وقت نبرد سرنوشت ساز نزدیکه
جنگ همه جانبه بین جبهه آزادیبخش ماوراء الطبیعه
به رهبری تومورا شیگاراکی
و قهرمانان بالاخره شروع میشه
Anime Lord جهت دانلود دیگر انیمه ها به صورت نسخه ی اورجینال دنبال کنید anime_lord_ir مارا در فضای مجازی به آدرس
"یه ماه زودتر"
یه هفته اس که کمیسیون ایمنی تذکر «بیمارستان»و دریافت کرده
هاواکس
دوبار قضیه چیه؟
کمک! اوه--
شما دو تا بچه کارمین با خودتون دارین
"شرور - دو بار - عجیب و غریب: دو نفره"
هاواکس : قهرمان
یک لحظه ببخشید
چیه؟
از چه چیزی باید به عنوان باور استفاده کنم؟
اعتبار؟
اسپینر و کومپرس روز به روز با ری دسترو و بقیه آشنا میشن
گیران و دابی طوری رفتار می کنن که انگار اصلا براشون مهم نیست
و توگا خیلی نازه
پس لطفا بهم بگو استاد
هنوز نیروهای زیادی هستن که به ما بی اعتمادن
حتی اگه فقط یه چهره محبوب باشی
اونا باید این باور و مستقیماً از تو بشنون"
من: "من-من-باید چه گلی به سر بگیرم
همین اتفاق افتاد. کمکم کن
این باید برداشتی از ساکتوم بوده باشه
اون یکی از قدیمی ترین اعضای ارتش آزادیبخشه
جبهه آزادی ماوراء الطبیعه الان به گروهک ها تقسیم شدن
و اعضای لیگ و ارتش آزادیبخش بر اساس مهارت هاشون واحدهای برتر و هدایت می کنن
"گروهک تاکتیک های اقدام پیشتاز"
تو هر گروهک، سه نفر برتر به عنوان دستیار ستوان ها خدمت می کنن
همه دستیارا به جز یکی از رهبرا پایگاه های سراسر کشور بودن
"گروهک جنگ چریکی اقدام پیشتاز"
"گروهک اطلاعاتی اقدام پیشتاز"
چون تو پایگاه های خودشون بودن
اونا تو جشن احیای شهر دیکا شرکت نکردن
"گروهک پشتیبانی اقدام پیشتاز"
اما مهارت های اونا به راحتی از یه قهرمان معمولی فراتر می ره
بزار ببینم ببینم...
اگه اجازه بدیم اولین حرکتشون و بزنن ضرر می کنیم
تحت نظارت کامل با محدودیت حرکاتم
من فقط تونستم ایده ای از کل ساختار سازمانی داشته باشم
به لطف مهارت های مذاکره کمیسیون ایمنی
وقتی جوان بودم توی من شکل گرفت
چیزی که من ازش دیدم
خصومت و کینه توزی نسبت به نظام فعلی بود
یه باور
مثل، "آزادی فرد حاکمه
ساختارهای موجود باید خراب شن
همچنین چیزی جواب میده؟
اوه!
همچنین، باید به طور کامل به ری دیسترو اختصاص داده شه
ها؟!
ما به خاطر اون و خونش تونستیم همه اینها رو متحد کنیم
نمیخوام چیزی بگم که منظورم نیست...
باید پاچه خواریش و کنیم ، درسته؟
فهمیدم! مرسی از کمکت
مشکلی نیست
علاوه بر این
چیزی که اونا تلاش می کنن انجام بدن
نابودی نظام فعلیه - یعنی قهرمانا
اونا یهوی به تمام شهرهای بزرگ کشور حمله می کنن
جلوگیری از عملکرد اونا و ایجاد موثر منطقه ای بدون قانون
جشن "قلب و ذهن"
خب، ری دسترو و رهبر گروه قلب و ذهن
وارد سیاست میشه
اونا اسلحه توزیع می کنن
و آزادی دفاع از خودشونو تمجید می کنن
درست مثل وقتی که ابرقدرت ها برای اولین بار ظاهر شدن
و قوانین بی معنی شدن اون دنیایی از هرج و مرج درست میکنن
و به این خرابه ها حکومت می کنن
که یعنی
این دومین حضور آل فور وان
واقعاً پایان ژاپن میشه
اوه ممنون که همیشه باهام مهربون بودی، هاکس
تو واقعا پسر خوبی هستی
قربونم بری
تکه های پازل به هم وصل شدن
...ازت ممنونم
جین بوبایگاوارا
وقتی شنیدم که بر ترومای خودت غلبه کردی
از ترس میلرزیدم
از اون لحظه
دیگه یه جنایتکار کوچیک حساب نمیشی
به کسی که باید بیشتر مراقبش باشیم
"چیزهایی که باید بدونی!!" "منشاء ارتش آزادیبخش" "قدرت های متا" "دسترو"
میدونستم خوش اخلاقی
با اینکه یه قهرمانی چیزهای زیادی در مورد ارتش آزادیبخش می دونی
چرا؟
چون میتونم ارتباط برقرار کنم
دنیایی که روزی آرزوش و داشتم
قفس پرنده ای بود که منو محدود می کرد
می خواستم آزادانه پرواز کنم
اونجا جایی نبود که من بهش تعلق داشتم
اوه، پسر
من می خوام عجله کنم و شیگاراکی تورو ببینه تا بتونم بیخیالت شم
تعجب می کنم که چرا هنوز نمی تونم ببینمش؟
چون داره قوی تر میشه
تو کوه های کیوتو، بیش از چهار ماهه
البته بدون رکورد
با این حال، مطمئنم که اون مرد مو سیاه و بلند، اینجارو اذیت میکنه
به هر حال خوبه
یعنی الان خیلی برای ما زحمت می کشی
میفهمم
هیچ کس برای کمک به دوستاش آدم بدی نیست
درسته هاکس؟
بیا با هم به جایی که می خوایم پرواز کنیم!
میدونستم
که خوش اخلاق بودی
"یه شروع آروم"
صبح بخیر دکتر
صبح بخیر
کیودای گارکی. بدون کوسه
اون موسس بیمارستان عمومی جاکو و رئیس فعلی هیئت مدیرشه
اون مراقبت های پزشکی منطقه ای و بر اساس کوسه تبلیغ کرد
و خیلی زود بعد از افتتاح بیمارستان به انجام کارهای خیرخواهانه ادامه داد
اون همچنین یتیم خونه ها و خونه های سالمندا را تو سراسر کشور افتتاح کرد
و با بیمارستان ها و کلینیک های خصوصی همکاری می کنه
اون غریب به نظر می رسید
اما مردم بهش احترام گذاشتن و پذیرفتنش
"رئیس هیئت مدیره - کیودای گارکی" "تخصصهای اولیه: ام دی.، متخصص کوسه، جراح مغز و اعصاب"
کیودای گارکی
قهرمان حرفه ای : لاک دان
این مرد دست راستآل فور وان
دانشمند دیوانه ای که مهندسی زیستی نومیو و درست کرد...
از کجا میدونی که اون بوده؟
"افسر پلیس - نائوماسا تسوکاچی"
بعد از دریافت اطلاعات از کمیسیون ایمنی
یه نفر و مخفی فرستادم
این بیمارستان دارای یک منطقه ممنوعه اس که حتی کارکنا از هدفش اطلاعی ندارن
جایی که فقط از طریق سردخونه قابل دسترسیه
فقط گارکی دیده می شه که میاد و می ره
ما به نفوذ ادامه دادیم و مدرک پیدا کردیم
اینم عکس هایی از اون
یه نومو کوچیک
دستگیری کیودای گاراکی کار سختی نیست
با این حال، اگه ما عجولانه عمل کنیم اعضای جبهه آزادی ماوراء الطبیعه متوجه میشن
ما همچنین ترومای هوسو و کامینو و داریم
خسارات ویرانگری به شهرها وارد شد
و ما قهرمانای زیادی و قربانی کردیم
حتی اگه ما تونستیم آل فور وان دستگیر و مهار کنیم
قهرمان شماره یک، آلمایت، اساساً مجبور به بازنشستگی شد
پس با تمام قوا با این وضعیت مواجه میشیم
اول قهرمانا رو دو تیم تقسیم می کنیم
"تلاش تیمی" "تیم اندور"
تیم اندیور کیودای گاراکی و در بیمارستان جاکو رو ایمن میکنه
"بیمارستان جاکو ویلا کوهستان گونگا" "گارد پیشرو"
تیم دج شوت به ویلا کوه گونگا حمله میکنه
که مخفیگاه جبهه آزادی ماوراء الطبیعه محسوب می شه
اینا همزمان اتفاق میفته
علاوه بر این، دانشجوها دوره قهرمان هم مستقر میشن
"بیمارستان جاکو ویلا کوهستان گونگا" "گارد پیشرو"
به عنوان پشتیبانی لجستیکی برای هر دو تیم
ما از اونا برای تخلیه و نجات غیرنظامیان کمک می کنیم
اگه اوضاع باز خراب بشه
وقتی جنگ شروع شد،
No comments yet. Be the first to leave one.