The first 200 lines.
... آنچه در آناتومي گري گذشت
الکس تو يه پدر داري
مي دونم و اون يه شياده
آقاي اوانس؟ من تو رو پيج کردم تا يانگ رو بياري
يانگ تو عروسيِ . من اينجام
.دکتر درک شپرد - .بله -
لطفا گوشي رو نگه داريد تا با رئيس جمهور آمريکا صحبت کنيد
نمي تونم باور کنم که داريم اين کار رو انجام مي ديم
... همه اينها خونه - ... دکتر، باي پس -
من تصميم مي گيرم! نخ شماره دو
ممکنه وقتش باشه که با هم
در مورد اين صحبت کنيم که چرا تو از جراحي انصراف دادي
ما اينجا چي داريم، پسر؟
من اين کار رو کردم. تقصير من بود
من دوست دارم، اپريل. هميشه دوست داشتم
و فکر مي کنم که تو هم من رو دوست داري
داري؟
هر روز، يه جراح تصميماتي مي گيره"
که مي تونه يک راه از دوراهي باشه
هم مي تونه خوب باشه و هم مي تونه خيلي خيلي خيلي بد باشه
مشکل اينجاست که تصميم هاي خوبِ سرنوشت ساز
و تصميم هاي بدِ سرنوشت ساز
"موقع تصميم گيري دقيقا مثل هم به نظر مياد
... اپريل، تو
تو نمي خواستي اين کار رو بکني؟
ماشين رو روشن کن
مرديت، وقتي که رئيس جمهور بهت
... زنگ مي زنه .مي فهمم -
تو نمي توني .. نمي شه به يارو نه بگم
مشکلي نيست
.. منظورم اينه، وقتي اونها بودجه دولتي پشت اين کار مي ذارن
،يه برنامه اي مثل اين، برنامه ريزي مغز انسان
... اين ضربه دنيا رو تحت تاثير
ضربه بزرگ. اتو موي من رو مي دي بهم لطفا
گريه خواهرها باعث شده که هر چي دستمال تو
اين ساختمون بوده، تموم شه
حداقل اون مادر رو آروم کردي؟
سعي کردم
اما چطوري مي تونستم وانمود کنم
که اتفاقي که افتاده باحال ترين اتفاقي نبوده که تو زندگي ام ديدم؟
... کريستينا
،مي دوني، من هميشه کپنر رو حمايت مي کردم
اما الان فهميدم که من فقط يه دوستش نيستم، من طرفدارشم
به من ربط داشت؟
نه، به من ربط داشت
،رئيس جمهور تماس گرفت
و من مجبورم که قولي که بهش داده بودم رو بشکنم
اوه، خوبه. از من بهتره
رئيس جمهور؟
رئيس جمهور امريکا
تو .. تو جدي نمي گي
يه اتفاقايي تو بيمارستان داره ميوفته
.مي خوام که اخراج شه - .کرو -
مي خوام که دستگير شه
وبر مثل يه شاهين مراقب پدرته
علائم حياتيش ثابته و ما بهترين کارها رو براش انجام مي ديم
که اون رو نگه داريم، باشه؟
اين بچه ها چه فکرِ احمقانه اي کردند؟
اون فکر نکرده بود
.آره، شوخي نکن - .اون دچار توهم شنوايي شده بود -
اون نمي دونه چه اتفاقي افتاده
اون فکر مي کرده که بيماري که روي تخت هست هيتر بروکز هست
.واي خداي من - چيه؟ -
اون به من نشون داد که ميشه ساعت رو تو سيستم دستکاري کرد
که بشه بدون استراحت به کار کردن ادامه داد
... محض رضاي خدا
من پيداش مي کنم
.. کريستينا تو راهه. اون
نه، يانگ به اون دست نمي زنه
.الکس، من فکر مي کنم - .اگه اون بچه به هم ريخته، به خاطر اونه -
اون بهش اجازه داد فکر کنه مي تونه اين کار رو بکنه
چرا فکر مي کني اون قلب جيمي رو خودش تيکه پاره کرده؟
.. فقط بذار صبر کنيم تا بفهميم حقيقت چيه
اون پسره رو خراب کرده
اوکي، ميشه يه چند دقيقه نفس بکشي؟
اون حتي يه کارت هم نداره
چطوري اپريل فکر کرده که هديه اش رو برگردونه
وقتي ما نمي تونيم حتي کارتهاي روي هدايا رو پيدا کنيم؟
.اوکي، ما کارتها رو پيدا مي کنيم .آريزونا -
صبر کن
.ما اوضاع رو درست مي کنيم - .نه، نمي کنيم -
اين همش مشکله
ما همش داريم سعي مي کنيم که مشکلات ازدواجمون رو حل کنيم
تو همش داري سعي مي کني که من رو درست کني و تو خيلي خوبي
تو داري خودت رو مي کشي که من رو درست کني
... تو مجبور نيستي معذرت خواهي کني
!معذرت خواهي نمي کنم! مساله همينجاست
،براي اينکه من اون آدمي نيستم که قبلا بودم
و نمي خوام معذرت خواهي کنم، من نمي خوام درست شم
.. منم آدمي نيستم که قبلا بودم، اما اين
اين جواب نمي ده و تو اين رو مي دوني
قبل از اينکه من بفهمم تو مي دونستي
اوکي، مي تونيم بريم خونه
و بشينيم و راجع بهش صحبت کنيم؟
اونجا ديگه خونه من نيست
... ممکنه تو بتوني دست از اين بچه بازي برداري
من ديگه بچه نيستم
اين عاليه... اين عاليه
من بچه گونه رفتار مي کنم. من دليل وسواس تو هستم
ديگه چي فهميدي؟ من باعث گرمايش زمين نبودم؟
ممکنه .. ممکنه من جي اف کندي رو کشتم! اين خيلي چيزها رو معلوم مي کنه، درسته؟
تو جراحي رو ول کردي
ببين، به نظر ميومد اين با ازدواج
اولم تفاوت داره
من فکر مي کردم که تو بفهمي معناي يه جراح بودن چيه
تا زماني که تو خرابش کردي
و حالا من اينجام، يه بار ديگه، با مردي ازدواج کردم
که صبر مي کنه تا من رو شب ببينه
،صبر مي کنه که ببينه من چي کار مي کنم
!کي ميام خونه
تو فکر مي کني من خوشحال بودم
که از رزيدنتي جراحي گذشتم؟
فکر مي کني تو يه بهونه راحت بودي که اين کار رو بکنم؟
خب، آره
نه، من يه ستاره نفرين شده بودم
،من چيزي رو پيدا کردم که سالها دنبالش بودم
،و .. من ازش گذشتم، آره
براي اينکه خواستم اينجا با تو باشم
و اين سخت ترين تصميمي بود که تا به حال گرفتم
تو نمي خواستي جراحي رو ول کني؟
نه، نمي خواستم جراحي رو ول کنم
هي، بدونِ شين بمون
من سعي مي کنم برم آپارتمانش
اگه اون يه گوشه تو جاده بميره، من اون رو از دست مي دم
مي توني اون رو ببري خونه اش؟ اون روز سختي داشته
تو عروسي؟
چيه، خيلي شامپاين خوردي؟
انقدر رقصيدي پاهات تاول زده؟
دوست پسر من با عروس فرار کرد
چي؟ - .هيچ رقصي تو کار نبود -
،من يکي رو پيدا مي کنم که ببرت خونه
،و به محض اينکه اوضاع الکس با باباش آروم شد
ميام پيشت
و يه عالمه مشروب مي خوريم و چيزها رو آتيش مي زنيم
مي توني پنج دقيقه صبر کني؟
جکسون، بزن کنار
جکسون، ماشين رو الان بزن کنار
فقط .. اين چيه؟
جکسون، خواهش مي کنم الان بزن کنار
آروم باش
.فقط آروم باش - آروم؟ -
ما چي کار کرديم؟
اين يه نقشه اس؟
نقشه اي در کار نيست
تو فکر مي کني من نقشه کشيدم که ازدواجت رو خراب کنم؟
نه، نه. تو همچين آدمي نيستي
.. خيلي خب، اپريل، ببين
نمي تونم. ببخشيد
ما نمي تونيم اين کار رو بکنيم. من نمي تونم
.:. آناتومي گري .:. .:. فصل دهم - قسمت سيزدهم .:.
،اونها ناودون رو درست مي کنن آب تمام اتاق خواب رو خراب مي کنه
"سه هفته بعد"
مي دوني، من به ندرت همچين سرعتي رو ديدم
تو واقعا براي جابه جايي آماده بودي
آره، بعضي وقتها آدم نياز به يه شروع داره
تبريک مي گم
من مطمئن نيستم که هنوز بايد شامپاين باز کنيم
تو اتاق خواب به اندازه يه آدم لکه خون هست
اونها گفته بودند که قبل از قرارداد قطعي
فرش رو عوض مي کنن
درسته
فکر مي کنم که امروز فرش رو بيارند
بذاريد بهشون زنگ بزنم
خوشگله
و مال ماست
تو اين خونه قتل اتفاق افتاده
کالي. سعي کن
.. اين
يه جورايي خوشگله
دکتر خوشگله رو پيج کن ... دکتر خوشتيپ
من امروز روز بزرگي رو دارم
منم همينطور
با وبر بيست دقيقه گشتم
يه اورژانسي رو پيگيري کردم، خدا بخواد
مي تونم بدون هيچ کمکي
امروز بعدازظهر حوادث وحشتناک رو بگذرونم
تو چطور؟
من دارم مي رم کاخ سفيد
پس يه جورايي هر دو روز بزرگي داريم
اگه استف نخواد راجع به اين موضوع صحبت کنه، نمي تونيم مجبورش کنيم
سه هفته گذشته و ما هنوز نتونستيم
بفهميم واقعا بين
کپنر و اوري چه اتفاقي افتاده
اونها از هم دوري مي کنن، اون از ما دوري مي کنه
و هيچ کس هيچي نميگه
وارن، تو به موقع رسيدي
تو بايد يه چيزي بدوني
خوشم نمياد غيبت کنم
منم از تو خوشم نمياد
استف، واي خداي من، سلام
تو از لونه ات دراومدي، هورااا
من قايم نشده بودم
.. اوکي، من قايم شده بودم، اما
زمان حلال مشکلاته يا هر چي
واقعا؟ - .آره، دقيقا -
اين لباس شينه. اون برگشت؟
نديدمش
نمي تونم باور کنم که هيات مديره اجازه دادند که اون برگرده
آره، من شرط مي بندم چند هفته استراحت حالش رو خوب کرده
اون .. اون يه بچه خوبه تو يه مسير بد
No comments yet. Be the first to leave one.