The Stand

The Stand

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Stand 2020 S01E04 1080p/720p WEB H264-GGWP
The Stand 2020 S01E04 720p WEB H264-CAKES
The Stand 2020 S01E04 720p WEB x265-MiNX
The Stand 2020 S01E04 WEB x264-PHOENiX
The Stand 2020 S01E04 1080p/720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
The Stand 2020 S01E04 1080p/720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Stand 2020 S01E04 iNTERNAL 1080p/720p WEB H264-KOGi
The Stand 2020 S01E04 WEBRip x264-ION10
The Stand 2020 S01E04 HDR 2160p WEB H265-GGWP
The Stand 2020 S01E04 480p WEB x264-RMTeam
A Commentary by Bahador18B
📌 𝑩𝒂𝒉𝒂𝒅𝒐𝒓 𝑲𝒂𝒛𝒆𝒎𝒊𝒂𝒏 📌

Tags

web
x264
720p
720
1080
HD
x265
480p
480
Web-DL
web-dl
WEB-DL
webrip
BRip
HEVC
2CH
Published on: 2021-01-07
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

يا خدا ، آقا ، چشمت چي شده ؟

... اين نقاشي

ـ در موردش بهم بگو ـ فقط واضح‌ترين خوابيه که تا حالا ديدم

ما خوابهاي شبيه به هم ميبينيم ؟

اسمِ من "آبيگِيل فريمنتِل"ـه

خدا ميخواد تو صداي من باشي

در خانه‌يِ "هِمنيگفورد" در "کالورادو" بيا ملاقاتم

اين "فرن"ـه

ـ نگفتي که باردار بود ـ خب ، باردار نبود

حداقل ، من نميتونستم تشخيص بدم که باداره يا نه

يا با آدمي که که اين چند هفته‌ي ... گذشته کمکت کرده زنده بموني

... زندگيت رو در "اوگانکوئيت" نجات داد ، ميموني

يا مسيح

... يا

يا ميتوني به اين عوضي با چالهايِ گونه‌هاش ملحق بشي

تو الان زندگي لعنتي من رو نجات دادي مرد

ندين" ، من ميخوام تو اون ساحره و پنج تا" عروسکي که اونجا مسئول کرده رو بکشي

بکشمشون ؟

چطوري ؟

من قبلاً اسلحه‌اَش رو پيدا کردم

فقط نياز دارم که تو ماشه‌اَش رو بکشي

عيسي مسيح

"يکي اين مرد رو به صليب کشيده "لري

تا زماني که پيام رو نرسوندم نميتونم بخشيده بشم

ـ چه پيامي ؟ ـ اون داره مياد

... اگر اينو ميخونيد

يعني اينکه شما زنده هستيد

... کاش ميتونستم بهتون دسترسي پيدا کنم

ازتون بپرسم که براتون مهمه ... که چجوري به اونجا رسيديد

چه حد و مرزهايي رو بايد رد ميکرديد

تمام تلاش خودمون رو براي بازسازي داريم انجام ميديم

شروع دوباره‌يِ انسانيت ، مثلِ راه اندازي مجدد يه کامپيوتر

به هر حال برنامه‌مون اينه

بيا اينجا

ـ حالت چطوره ؟ ـ از اين بهترم بودم

مطمئني که نميخواي اين کارو براي من انجام بدي ؟

"خيلي خب "کوجک

يه کوچولو بعد ميبينمت ، خب ؟

ميچل" عزيزم ، به زودي شروع ميکنن ، يه جا بشين"

... اوه ، خوش آمديد ، پس

... براي شماهايي که من رو نميشناسيد

ـ بلندتر حرف بزن ـ آره

ـ بايد بلندتر صحبت کني ـ بلندتر حرف بزن

... ببخشيد

... براي هر کسي که من رو نميشناسه

... من

چطوره با توضيح دادن در مورد اون بيچاره‌اي که ديروز به درمانگاه برديد شروع کني ؟

اون يارو کي بود ؟

مثل اينکه زخمهايي داشته که به نظر ممکنه ما در کلاس‌هاي مذهبي در موردشون ياد گرفته باشيم

من هنوز هم فکر نميکنم که من بايد کسي باشم که صحبت ميکنه

چرا بايد تو باشي

آره ، منظورم اينه که تو ... بيشترين گيرايي رو داري ، پس

آره ، شماها فقط نميخوايد خودتون اين کارو بکنيد ، بايد "گلن" صحبت کنه

اون خيلي باهوش‌تر از چيزيه که من خواهم بود

ـ نه ... ـ هر چي که بگم

فقط يه نسخه‌ي تکراري از چيزي خواهد بود که اون بهم گفته

... هي ، هي ، هي ، من قدردان رأي اعتمادت هستم

تگزاسِ شرقي اما نه ، نه ، نه

اين افراد ميخوان بدونن که همه چيز خوب خواهد بود

... ـ پيام رسان ـ ممنون

خودِ پيام رسان ، خيلي مهمتر از چيزيه از دَهَنِش بيرون مياد

مردم واقعاً ترسيدن عزيزم

بايد بهشون اطمينانِ خاطر داد

چه چيزِ من انقدر اطمينان بخشه ؟

به علاوه ، مردم لهجه دوست دارن

ـ درسته ـ من لهجه ندارم

فقط يه کم

... من ميفهمم که... من ميفهمم

اونها حتي نميتونن بهمون بگن که برق لعنتي کي دوباره وصل ميشه

يادم بنداز ، کي تجربه بيشتري در کار کردن با جمعيت داره ؟

... ما... ببينين... ما ميخوايم

"اوه ، آقاي "اِمپِنينگ" ، آقاي "امپنينگ

همگي ، لطفاً

... "آقاي "امپنينگ

... اين اشتياق خارق‌العاده‌ايه که شما دارين

اما همونطور که ميدونيد در ... اينجا گروهي از افراد هستن

... که داشتن روي اون نيروگاه برق کار ميکردن

در تمام طول روز و هر روز

و تصور ميکنم که اونها هميشه ميتونن از ... يه جفت دست ديگه براي کمک بهره ببرن

ميدونين ، اون اشتياق رو به کار بگيرين ، درسته ؟

... در حقيقت ، بذاريد همه اون افراد بايستن

زود باشيد ، واقعاً ، همه کساني که در خدمه نيروگاه بوده‌ان

ـ درسته ، بله ـ آره

لطفاً ، بله

... و حالا که ما داريم قدرداني خودمون رو نشون ميديم

افراد خدمه‌يِ جا به جايي اَجساد کجا هستن ؟

افراد خدمه جنازه ها ، بلند بشيد ، لطفاً

"و معلمان ما ، خانم "ندين کراس" و "سوفيا جِيکوبز

... لطفاَ خانمها

ـ ادايِ احترام کنين ـ آره

... حالا ، در جواب آخرين سوال آقاي "امپنينگ" در مورد برق

خدمه سختکوشِ نيروگاه از همه‌مون دعوت کرده‌ان که همين جمعه شب همينجا بهشون ملحق بشيم

برق مجدداً وصل خواهد شد

... که مارو ميرسونه

که ما رو به سوال اول آقاي "امپنينگ" ميرسونه

و براي اون ، من ميخوام ادامه صحبت‌هارو دوباره به دوستم "اِستو" واگذار کنم

و اميدوارم احترامي که لايقِش هست رو بهش نشون بدين

دقيقاً بهشون چي بگيم ؟

خب ، ميدونين ، از نظر من حقيقت رو بهشون بگيم

حقيقت چيه ؟

اوه ، هنوز انقدر زوده که من حوصله‌ي ماوراءطبيعه‌اي صحبت کردن ندارم

ـ من واقعاً نميدونم ... "ـ امّا ، "گلن

در واقع ، ما نميدونيم که چه اتفاقي براي اين يارو افتاده

تنها چيزي که ميدونيم چيزيه که خودش بهمون گفته

خب ، ميدونيم که خودش ميخ طويله به دست و پاهايِ خودِش فرو نکرده

نميگم که دروغ ميگه

منظورم اينه که ، در واقع ما نميتونيم ... همچين احتمالي رو هم رد کنيم

... همه چيزي که داريم

... هذيون‌هاي از سرِ ديوونگيه

يه مرد مورد تهاجمِ وحشيانه قرار گرفته و در حالِ مرگه

و خب ، بذاريد بگيم همه رو دچار وحشت کنيم

... بهشون ميگيم که "لولوخُرخُره"يِ

... تويِ کابوس‌هاشون واقعيه و اون طرفِ

... اون کوه‌هاست و بعد معلوم بشه که اين يارو

... فقط دچار "روان‌گسيختگي"بوده يک بيماري رواني با رفتار و گفتار] [غيرعادي و کاهش توانايي درک واقعيت

يا... يا به سمت توهّم سوق داده شده

... ببخشيد ، من اينجا تنها کسي هستم که

که ديدم چشمهايِ لعنتي اين يارو سياه شد ؟

ـ منم ديدم ، آره ـ مگه نه ؟

اما اين همون چيزيه که من دارم ... در موردش صحبت ميکنم ، ما

ما در واقع نميدونيم چي ديديم

نه ، نه ، حق با اونه

ما با حدس زدن بيشتر از اون چيزي که ميدونيم ريسک زيادي ميکنيم

... خيلي خب

خب ، از من ميخواين چي کار کنم ؟ ميخواين دروغ بگم ؟

عادلانه نيست

چي ؟ چي گفت ؟

"فرني"

ميپرسه که تو بيشتر شرافت و درستکاري شخصيت برات مهمه يا محافظت از اين مکان ؟

خيلي خب ، اين... نه

... "چي ؟ نه ، اين... "نيک

اين اصلاً حقيقت نداره

محافظت از اين مکان همه‌ي چيزيه که برام اهميت داره

اما فکر مي کنم در اين بين يه فضايي براي حقيقت وجود داره

"ـ "استو ـ بله ؟

مجبور نيستي دروغ بگي

فقط ، فقط... فقط بيشتر از اونچه که ميدوني نميگي

هيچوقت تورو به عنوان يه سياستمدار در نظر نميگرفتم

مواقعِ نااُميدي

اوه ، آره حدس مي زنم بيشتر شما ... تا الان فهميده باشيد که ما يه مرد رو

ديروز در جاده پيدا کرديم که در شرايط خيلي بدي قرار داره

... ساده ترين توضيح اينه که

... خب ، اون بيرون با آدمِ بدي برخورد داشته

و به همون اندازه که ناخوشاينده ، چيزي که ما در اينجا داريم رو برجسته نشون ميده

اينکه چرا مادر "اِي" همه‌ي مارو دور هم جمع کرد

ما رو در اين روزگار نامعلوم امن نگه داشت

به همين دليل ما به دنبالِ داوطلبين براي براي تشکيلِ يه گروه نگهباني براي گشت زني در خيابانهامون هستيم

حالا که ميبينيم کارِ خدمه جا به جايي ... اجساد تقريباً به پايان رسيده ، آره

... ما

اميدواريم بتونيم روي اون افرادِ از خود گذشته که اون وظيفه رو عهده دار شدن براي پذيرفتن اين مسئوليت حساب کنيم

"سرکار "تِدي وايزَک

... که ما رو به

اين واقعاً پايان جهانه

... آخرين موردِ بحث

مادر "ابيگيل" از اين پنج نفر ... که اينجا رويِ "استيج" هستن ، خواسته

که به ما کمک کنن و رهبري به راه افتادنِ اين مکان و سرِ پا شدنِش رو به عهده بگيرن

... خب ، همينطور که من به اين اتاق نگاه ميکنم

به نظر من ما الان روي پاي خودمون هستيم

چي شد ؟

و اين يعني وقت اونه که شما در مورد اينکه ميخوايد چه کسي مسئول باشه راي بگيريد

آقاي رئيس ؟

ـ بله ، "هرولد" ؟ ـ سلام

من فکر ميکنم از اونجا که شما همه‌تون ... دارين کارتون رو خارق العاده انجام ميدين

... من ميخوام پيشنهاد اين رو

... مطرح کنم که نامزدهايِ انتخاباتِ

... اعضاي کميته موقت به طور کامل

به عنوان کميته دائمي پذيرفته بشن

البته در صورتي که ميخوان خدمت کنن

موافق

ـ بيايد توافق کنيم ، موافق ـ موافق

فکر خوبيه

Bahador. Kazemian : ترجمه و زيرنويس Bahador_1470@Yahoo. Com

Instagram : Bahador. Kazemian Telegram : Bahador_Kazemian

"سلام "هرولد

آه لعنت

قصد ترسوندنِت رو نداشتم

من "ندين" هستم

ميدونم

ديدمت

... منظورم اينه که... ام

من... من هفته گذشته در مدرسه‌ي شما بودم

ـ من در خدمه اجساد بودم ... ـ من ميدونم تو کي هستي

"هرولد"

ميخواي بهم شليک کني ؟

نه ، نه ، البته که نه

خوبه

چون ما حرف هاي زيادي براي گفتن داريم

واقعاً ؟

ميتونم نوشيدني برات بيارم ؟

"من براي نوشيدن نيومدم اينجا "هرولد

... مردي که اينو به من داد

منو به اينجا فرستاد تا تورو پيدا کنم

اون معتقده که ما با هم ميتونيم کارهاي بزرگي انجام بديم

کدوم مرد ؟

ما وقت اين کارهارو نداريم

تو اونو ميشناسي

اون مطمئناً تورو ميشناسه

تو از من چي ميخواي ؟

... من ميخوام روياهاي تورو به واقعيت تبديل کنم

... تو يه باکره‌اي

More Farsi Persian subtitles for The Stand

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left