Thor: The Dark World

Thor: The Dark World

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Thor The Dark World 2013 720p BRRIP- 800 mb
A Commentary by kidjoojoo2002
مترجم : م.کمال - اشکالات نسخه قبل اصلاح شد

Tags

brrip
720p
720
Published on: 2014-02-11
Downloads: 79
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سالیان درازی پیش از تولد نور .تاریکی وجود داشت

.و از این تاریکی الف های تاریک زاده شدند

...چندین هزاره قبل بی رحم ترین آن ها، ملکیت

تصمیم به بازگرداندن دنیای ما... .به شبی بی پایان را گرفت

چنین عمل خبیثانه ای ...از طریق قدرت اتر ممکن بود

.نیرویی باستانی با قدرت تخریب نامحدود...

.ملکیت

.نیروهای ازگارد به ما حمله کردن

سپاهیان شریف ازگارد ...به رهبری پدرم، شاه بور

.جنگی عظیم را در برابر این موجودات آغاز کردند...

.نفرین شده ها رو بفرست میان اون ها

...زمانی که 9 دنیا در برابر ملکیت همگرا می شدند

.او سرانجام می توانست اتر را آزاد کند...

.ولی ازگارد این سلاح را از چنگش درآورد

.بدون آن الف های تاریک شکست خوردند

...ملکیت زمانی که شکست خود در نبرد را پذیرفت

...مردم خود را قربانی کرد...

آن هم در تلاشی مذبوحانه برای خسارت وارد کردن... .به سپاه ازگارد

.مرگ اون ها ضامن بقای ماست

.این جنگ هنوز تمام نشده

.ملکیت مغلوب شده و اتر دیگر در دسترس وی نبود

.شاید هم تنها تصور همگان بر این بود

سرورم. ما باید اتر رو نابود کنیم؟

.ای کاش این ممکن بود

.ولی قدرت اون بیش از اندازه است

.در عمق زمین دفنش کنید

.جایی مخفی اش کنید که کسی اونو پیدا نکنه

تور : دنیای تاریک

مترجم : م.کمال

.لوکی

.سلام مادر

مایه سربلندی ات شدم؟

.خواهش می کنم اوضاع رو از اینی که هست بدتر نکن

.تا بدتر چی باشه

!کافیه

.می خوام تنها با زندانی صحبت کنم

.من که نمی دونم چرا انقدر پیاز داغش رو زیاد کردید

تو واقعاً به عواقب جنایاتت واقف نیستی؟

...هر جا که می ری جنگ، نابودی و مرگ

.همراهته...

من به میدگارد رفتم تا به عنوان یک خدای خیر اندیش .به مردم زمین حکم برانم

.درست مثل شما

.ما خدا نیستیم. ما زاده می شیم، زندگی می کنیم و می میریم

.درست مثل انسان ها

.البته یه 5000 سالی طول می کشه

.تمام این ها به این خاطر اینه که لوکی خواهان حکومته

.این حق منه

.حق تو مرگ بود

.آن هم در نوزادی

.رها شدن بر روی صخره ای یخ زده

...اگه من تورو به فرزندی نمی پذیرفتم

.الان این جا نبودی تا از من تنفر داشته باشی...

...اگه قراره اعدام بشم راحتم کنید

.سریع اعدامم کنید...

...مشکل این نیست که از این صحبت های دوستانه مون لذت نمی برم

...مشکل این جاست که

.تمایلی به صحبت با شما ندارم...

...فریگا تنها دلیل زنده موندن توئه

.و تو دیگه هرگز اون رو نخواهی دید...

.تا پایان عمرت رو در سیاهچال خواهی گذراند

تور چی می شه؟

وقتی من دارم در اسارت جون می دم اون بچه بی خرد رو شاه می کنید؟

.تور باید خساراتی رو که تو به بار آوردی جبران کنه

...اون 9 قلمرو رو به آرامش سابقشون برمی گردونه

...و بعدش بله...

.پادشاه خواهد شد...

!خودم کنترل اوضاع رو به دست داشتم

پس برای همین همه جا آتیش گرفته؟

.قابلی نداشت

.این یکی مال خودت

.سلام

.اجازه می دم تسلیم بشید

دیگه نبود؟

.شاید بهتر باشه از دفعه بعد با دونه درشت هاشون شروع کنیم

!تکون بخورید. زودتر

!تکون بخورید. بیفتید جلو. برنگردید

حالا باید کجا بریم؟

.هوگان دیگه تقریباً در سرتاسر 9 قلمرو صلح برقرار شده

.تو باید این جا پیش مردم خودت که دوستشون داری بمونی

.ازگارد منتظرت می مونه

.من ازت ممنونم

.منم از تو ممنونم

هایمدال حاضری؟

واناهایم در امانه؟

.بله. درست مثل نورن هایم و ریا

.ولی اگه شما هم در ارتش بودید کارمون سریع تر پیش می رفت

لابد فکر کردی انقدر بدبخت شدم که باید .مرتب هندونه زیر بغلم بذاری

.منظورم این نبود

...برای اولین بار از زمان نابودی بای فراست

.نه قلمرو در صلح هستند...

...اون ها همه به قدرت ما واقف شدن

و تو هم احترام اونا رو بدست آوردی... .و هم سپاس من رو

.ممنونم

...همه چیز سر جای خودشه

.به جز قلب سردرگم و پریشان تو...

.موضوع جین فاستر نیست پدر

.جان انسان ها زود گذره. اونا بی اهمیت هستن

.چیزی که جلوی چشمانته بیشتر برات مناسبه

...این رو به عنوان آلفادر بهت نمی گم

.به عنوان پدرت می گم...

.دیگه آماده ای

.وقتش رسیده که حکومت رو در دست بگیری

.پیروزی ات رو بپذیر و براش جشن بگیر

.به جنگجویانت ملحق شو

.بخور و بنوش و در جشنشون سهیم باش

.لااقل وانمود کن که خوشحالی

!یکی دیگه بیار

.یه زمانی هفته ها جشن می گرفتی

...یادمه توی جشن بعد از جنگ هاروکین

.انقدر بهت خوش گذشت که می خواستی بازم جنگ راه بندازی...

.خوب آخه جنگ اولش خیلی حال داد

.با من یه نوشیدنی بخور

.مطمئنم آلفادر دیگه امشب کاری به عهده ات نمی ذاره

.نه این بار دیگه خودم کار دارم

.از چشم هیچ کس دور نمونده که تو هر شب غیبت می زنه

.ما نه قلمرو داریم

.شاه آینده ازگارد باید حواسش به بیش از یک قلمرو باشه

...به خاطر جنگیدنت

.و مشورت دادنت ممنونم بانو سیف عزیز...

.سلام

.سلام

خوب حالا قصه تو چیه؟

.چرا باید قصه ای داشته باشم؟ من قصه ای ندارم

...ده دقیقه اول قرارمون رو پشت

.منویی گذروندی که فقط سه تا انتخاب توش داره...

.یا غذای مرغی باید سفارش بدی یا گیاهی یا ماهی جین

...پس حتماً یه قصه ای داری

.و فکر کنم این قصه به یه مرد دیگه ربط داره...

.یه کمی پیچیده است

هنوزم دور و ورت می پلکه؟

...نه اون

.رفته یه جای دور...

.می فهمم

.اینکه طرف بره یه جای دیگه خیلی سخته مگه نه؟

...یه بار با یه زنی دوست شدم که

.یه کار توی نیویورک پیدا کرده بود...

.کم کم دوری مون رابطه مون رو خراب کرد

.و البته ایشون با مردای دیگه هم رابطه داشت

!نه بابا- .اوه چه جورم-

سلام. می شه لطفاً برامون شراب بیارید؟

.بد نیست. خودمم هوس کرده بودم

.ریچارد این دارسیه

تو اینجا چی کار می کنی؟

.سلام

...رفته بودم به آزمایشگاهت که همون خونه مامانت هم هست

...فکر می کردم الان زانوی غم بغل گرفتی و بیژامه پاته...

...و داری بستنی می خوری و غصه اون یارو رو...

.می خوری...

.ولی ظاهراً که این طور نیست .لباس خانوم ها رو پوشیدی

.تازه حموم هم رفتی. نه؟ بوی خوبی می دی

منظورت از این حرفا چیه؟

.بهتره یه منظوری از این حرفا داشته باشی

.آره بابا

اون دم و دستگاه های علمی ات رو که دیگه نگاهشون نمی کنی یادته؟

.بهتره دوباره یه نگاهی بهشون بندازی

.ما واسه همین اومدیم اینجا

.حتماً خرابه

.منم همینو گفتم

.منم همین کارو کردم

.فکر می کردم تو یه کار علمی تر باهاش بکنی

.حتماً چیزی نیست- ...آره خوب-

.به نظر نمیاد چیزی نباشه

.تقریباً شبیه همون علائمیه که اریک همه اش ازشون می گفت

...این رفیقمون اریک

.یه جورایی خل وضع شده...

.براش مهم نیست

.برای منم مهم نیست- .برای من مهمه-

.بهتره دیگه بری

.باشه

.آدم خوبی به نظر میاد

.مخش عیب داره

.من ماهی خاردار می خورم

.ماهی خاردار. آره. ماهی خاردار خوبه

.ماهی خاردار ماهی خاردار ماهی خاردار ماهی خاردار ماهی خاردار

...ماهی خاردار

.ماهی خاردار

جین؟

...شاید بهتر باشه انقدر نگی ماهی خاردار و

.بری دنبال دوستت...

.خیلی خوش گذشت

.خودم می شینم اینجا و تنهایی می گم ماهی خاردار

.ازت متنفرم

.چرا؟ من که گفتم طرف خوش تیپه

.فقط خفه شو و برون

.باید خیابون بعدی بپیچی دست چپ

این دیگه کیه؟- .کارآموز منه-

مگه تو کارآموز داری؟- .بله که دارم-

.سلام دکتر فاستر

.کار کردن با شما برای من افتخار بزرگیه

.باشه. باید به اریک تلفن بزنم

.بپیچ دست راست

.حالا دست چپ

.حسابی توی رانندگی تو لندن اوستا شدم

سلام اریک. بازم منم. تو کجایی؟

.من چون گفتی یه چیزایی دستگیرت شده اومدم اینجا .و حالا تو غیبت زده

...اینجا در استون هنج

.امروز اتفاق بسیار جالب و عجیبی افتاده...

...بعد از تماسی که 11 صبح امروز با پلیس

...گرفته شد اون ها به اینجا اومدن...

...ظاهراً یک فرد دیوانه کاملاً بی خطر وارد اینجا شده

More Farsi Persian subtitles for Thor: The Dark World

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left