The first 200 lines.
!امیلی- !سلام-
.بیا، میخوام اینو ببینی .اولین منوم
!وای خدا! چه هیجانانگیز .باید یه عکس بگیریم
.خیلیخب، کنارش وایستا
...خیلیخب
.امیلی، به موقع رسیدی- .سلام-
،همین الان تماسم با سیلوی تموم شد ،و به عنوان یه کمک به مزون لاوو
ساویر به مناسبت اولین شب .با خبرنگارا مصاحبه میکنه
.جدی؟ اوه، عالیه
و اون تصمیم گرفت این وظیفه .رو به تو بسپاره
پس، بیاین سخت کار کنیم تا دوستپسرت حسابی به زحمت بیفته، خب؟
.ایشون دوستپسر من نیست
فردا توی ساویر میبینمت .تا راجع به شب اول بحث کنیم
.عالیه
،تو محل کار منو دیدی .حالا نوبت منه محل کار تو رو ببینم
.نمیتونم صبر کنم
.خداحافظ
میخوایم اولین شب اجرای شی لاوو رو تبلیغ کنیم؟
جملهت سوالی بود یا خبری؟
،به عنوان حسابدار مزون لاوو .تعجب کردم که آخرین نفر بودم که باخبر شدم
.اما برای شروع هیجانزدهم
،خب، حالا که فکر میکنم .شاید تو فرد درست برای این کار نباشی
.از ماجراهات با سرآشپز باخبرم
.بیخیال، این قضیه برای خیلی وقت پیشه .میدونی، مثل سیگار کشیدن توی یه دفتر کار فرانسوی
سیلوی، اونی که از شوپارد اومده .برای رویداد ویژه اینجاست
.اوه، آره، کلکسیون هپی هارتس
!من عاشق اون دستبندام
.بیخیال، سیلوی، بیا خوشحال باشیم
مهمونا برای وقت کوکتلخوری میان قبل از اینکه کشتی تفریحی
برای یه شب زیبا شامل شام و .رقصیدن روی سن حرکت کنه
و بهمون بهترین رونمایی .از کلکسیون جدید رو میدن
آره. مهمونا این فرصت رو خواهند داشت که جواهرات رو بپوشن
در حالی که غرق .فضای رومانتیک شهر میشن
.عاشقشم
اینا توی خونه برای .روز ولنتاین عالی میشن
خدای من، عشق و عاشقی .توی آمریکا خیلی جنبهی تجاری گرفته
،درسته. روز ولنتاین یه جشن بزرگه
،بیشتر هم به لطف شرکتای بازاریابی .مثل این شرکت
بدون شک آمریکاییها خیلی خوب میتونن .از عشق پول در بیارن
موسیقی چی؟
.موسیقی، آره
.اوهوم
جولین، با استعدادی در ارتباط هستی؟
من؟- .آره-
.تحت کنترله
!موسیقی بر عهدهی تو بود قرار بود تو دیجی رزرو کنی، مگه نه؟
!نهخیر، اتفاقا بر عهدهی تو بود
،بس کنین، آقایون. نترسین .یه لیست پخش درست میکنیم
«یه حلقه روش بذار» «الماسها»
«الماسها و مرواریدها» «زن طلایی»
.عالیه. پس موسیقی بر عهدهی تویه
،اوه، خدایا واقعا همچین فکری میکردی؟
موسیقی زنده چهطوره؟ .میتونه رومانتیکتر باشه. همین الان به فکرم رسید
،خیلی عالی میتونه باشه .اما پولشو نداریم
.پول مشکلی ایجاد نمیکنه
موقع ناهار کاری نداری؟
.هوم
...یک، دو، سه، چهار
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
:مترجمین Pooyamaz & A.SHRFE
اون خیلی خوبه، مگه نه؟
آره، متاسفم، اون مرد جذابی .که داره تارها رو انگشت میکنه یه خرده حواسمو پرت کرده
چی گفتی؟
.منظورم اون نوازندهی گیتاره
فکر کنم برای مهمونی هپی هارتس شوپاردمون .عالی باشن
.آره، خب، تپش قلب گرفتم
هیچ میدونی داری چی میگی؟- .آره-
!سلام
چهطور بود؟- .فوقالعاده بودی-
.تو هم فوقالعادهای! من میندیام
.جولین
.آها. از ملاقاتت خوشحالم .امیلی دربارهت خیلی بهم گفته
.و امیلی بهم گفت که تو یه مردپوش بودی
آه، موقع ترجمه معنیا خیلی .عوض میشه
،به هرحال، میخواستم شما رو به گروه معرفی کنم
،اما دوستپسر اتن تازگیا باهاش به هم زده .برای همین بنووا بین اجراها بهش دلداری و روحیه میده
دوستپسر؟ اتن همون گیتارزن جذابهست؟
.نه. اون اسمش بنووایه
.اما فکر میکنم اونم سینگل باشه چیه، پایهای؟
.پایین، بالا، چپ و راست- .احتمالا اونم موافق باشه-
خب، شاید بتونی توی کشتی تفریحی رویداد شوپاردمون به هم معرفیشون کنی؟
این یه دعوته یا پیشنهاد شغلی؟
.هر دو- !اوه، با کمال میل هستیم-
!پسرا عاشقش میشن .همیشه میخواستم توی یه سفر دریایی خوانندهی اصلی باشیم
...اوه، خیلی نمیشه اسمشو گذاشت
.هر کدومتون یه شرح مشخصات از همتیمیتون مینویسین
،که کیان، چیکار میکنن چرا اینجا توی پاریسن؟
این یه تمرین عالیه که بهتون این توانایی رو میده ،تا بتونین دایره لغات توصیفیتون رو تقویت کنین
.و همتیمیتون رو بهتر بشناسین
شرح مشخصاتها رو جلسهی .بعدی میخونیم
.همگی هفتهی خوبی داشته باشین و موفق باشین
خیلیخب. پس باید اینو انجام بدیم؟
ببخشید؟
تکلیف؟ اصلا گوش میدادی؟
.قراره با همدیگه مصاحبه کنیم
.باشه. من مشخصا انگلیسیام .توی لندن به دنیا اومدم و بزرگ شدم
.فوتبال دوست دارم، و توی بانک کار میکنم دیگه چی میخوای بدونی؟
توی بانک چیکار میکنی؟
من کارشناس خدمات مالی .مربوط به تغییرات بعد از برگزیت هستم
.اووف
.بیخیال، اتفاقا خیلی کار هیجانانگیزیه
.هیچوقت معنی برگزیت رو نفهمیدم
.خب، یه ترکیب از کلماته .Exit و Britain
بیخیال. اومم، منظورم .از لحاظ عملی بود
،خب، راستشو بخوای .مطمئن نیستم بقیه هم بدونن
.حالا چه از لحاظ عملی یا چیز دیگهای
.مثلا مگزیت
.آره. همه اینو میفهمن
تموم شد؟- ...اومم-
،خب، هنوز سهتا سوال شد !و تازه تو هنوز با من مصاحبه نکردی
...امیلی کوپر، آمریکایی، عاشق لاتهی سرد، ساحل
.و چی؟ یه گوشه نشستن و کتاب خوندنه
.بذار فکر کنم. متولد برج فلگی جوزایی
.جوزا؟ اصلا- بقیهشو درست گفتم، مگه نه؟-
نه. لطفا میشه این موضوعو جدی بگیری؟
خب؟ اگه نمیخوای کاری بکنی چرا اصلا اومدی به این کلاس؟
،خب، متاسفانه .برای کارم مجبورم
.اما مجبور نیستم کاری انجام بدم
منظورم اینه که، اینم دقیقا مثل
.کلاس رانندگیه
باشه. خب، برای من .بیشتر از این حرفا مهمه
،و از اونجایی که گیرِ من افتادی .تلاش کن
...یه کافه طبقه پایین هست که - .نه، امشب سرم شلوغه -
البته بیشتر به این علته که .حال کافه رفتن رو ندارم
.امروز دیگه به اندازه کافی فرانسه خوندم
،باشه. خب متاسفم که اینو بهت میگم .ولی ما توی فرانسه هستیم
.میشه گفت همه جا فرانسوی حرف میزنند
.وای چه عجیب .وقتی آزاد بودم بهت پیام میدم
.بعدا میبینمت، کوپر
به به عجب چیزی
مطمئنی؟
خداوکیلی؟ به نظرم باحاله
.اوه. سلام
.پس اینجا جاییه که کار میکنی
.زود اومدی
یذره استرس داشتم که نکنه دیر برسم .واقعا برام مهمه
یه شرکت بازاریابی ...برای افتتاحیه رستورانم. آخه
.آشپز گابریل. خوشحالم که دوباره میبینمتون
هممون از اینکه افتتاحیهـتون .به عهده ما هستش خیلی هیجانزدهایم
.خیلی خب، این یکی خوب از آب در نیومد
ساووار پاریس
.پس به خلاصه .فاز اول آگاه سازیه
قصد دارم که محتوای اینستاگرامی رو از مزون لاوو
،که راستی از وقتی من شروع کردم 30 درصد رشد داشته .رو به اکانت تازه تاسیس شی لاوو انتقال بدم
این باعث میشه که مردم .برای آغاز کار رستوران، شوق پیدا کنند
چیه؟
.امم، هیچی، عالیه
...فقط من هیچوقت
.لطفا ادامه بدید
.آره، فقط لطفا زیاد طولانی نیشه
،خیلی خب. بذارید باهاتون رو راست باشم ،این اولین کار رستورانیه که میگیرم
،پس فقط دارم بلند بلند فکر میکنم، امم ترجیح میدید که افتتاحیه آروم باشه
،که آشپزخونه کم کم جا بیفته یا میخواین مثل بمب صدا کنه؟
!مثل بمب
.به نظر من البته
ما که نمیخوایم مشتریامون به یک پیش نمایش بیان، مگه نه؟
.نکته خوبی بود. آره، احتمالا نه - .باشه، پس تصمیمش گرفته شد -
آخرین چیزی هم که باید در موردش حرف بزنیم .ساختن محتوای بیشتر برای فضای محازیه
پس، گابریل من باید بیام رستوران
.و چند تا ویدیو از تو توی پشت صحنه بگیرم
.حتما. هروقت خواستی میتونی بیای
امیلی. شاید بهتر باشه صحنه خیلی زیبای راهپله پشتی رو نشونشون بدی؟
چرا باید این کار رو بکنم؟ - ...چون -
!اوه، شامپر، خوش اومدید
!گابریل
تو اینجا چیکار میکنی؟
از نورمندی اومدی اینجا؟
...من
.راستش، نه، من تا حالا نرفتم نورمندی
آنتوان که اینجا وایساده کمکم کرد .تا یه رستوران توی پاریس بزنم
.این عالیه! خیلی بهت افتخار میکنم
گمونم این دلیلیه که .باعث شد پول ما رو نخوای
.از آشنایی باهات خوشوقتم، آنتوان - .به همچنین -
،ما از طرف شرکت آنتوان هستیم ،مزون لاوو
پس طبیعتا ما هم داریم .با رستوران کار میکنیم
.طبیعتا
.خب، خیلی خوشحال شدم که همتون رو دیدم
آنتوان، بریم؟
...خانما و آقایون
.باعث افتخار بود .از اینجا به بعدش رو لوک راهنماییتون میکنه
.حتما، لطفا دنبالم بیاید
!خیلی هیجان انگیزه
کمیل، چرا در مورد رستوران گابریل چیزی به ما نگفتی؟
.چون ما به هم زدیم
.چی؟ من نمیدونستم - .جلسه رو شروع کنید -
چرا زودتر بهمون نگفتی؟
.چون نمیخواستم "بهت گفتم که" بشنوم
.شماها هیچوت ازش خوشتون نمیومد
.این اصلا درست نیست .من خیلی هم ازش خوشم میاد
.فقط فکر میکردم یه مقدار کله شقه - .اون که آره -
.به نظرم بیاید اول با خود شامپر شروع کنیم
.عاشقشم - معذرت میخوام، امم، چرا امیلی نیست؟ -
.اون دلیلیه که ما به خاطرش اومدیم اینجا
خیالتون راحت باشه که اینها .ایدههای اون هستند
.امیلی دیگه سر کار نیست
واقعا؟
اونوقت چرا نه؟
.یه چیز دیگهای هم هست که بهتون نگفتهام
.خب، تعجبی هم نداره
،اومد به شاتو .و به برادر 17 سالهات داد
No comments yet. Be the first to leave one.