The first 200 lines.
بازنويسي :kiyavash62
از ملاقاتت خوش وقتم چاسونگ - جو
من رئيس همول - دان لي سو هيون هستم
Episode 12
واقعا شوکه شدم
مي توني موقعيت رو توضيح بدي ؟
همون طوريه که مي بين
اين توضيح لازمه ؟
تو تمام اون دستورات رو دادي ؟
بله
پس تمام اون تهديدها ،هشدار به من بود
هر چند فايده اي نداشت اما سعيم رو کردم
چرا هويتت رو حتي براي اعضاي سازمان مخفي کردي ؟
وقتي اعضا همديگر رو توي خيابان مي شناسن ممکنه موقعيت خطرناکي پيش بياد
پس يه دوست چطور ؟
متوجه منظورت نميشم
سان وو - وان ولي سوهيون
سوء تفاهم بين شما نبايد حل بشه ؟
به خاطر امنيت سازمان نبايد هيچ استثنائي قائل شد
پس چرا حالا هويتت رو آشکار کردي ؟
چون با تمام وجود سعي کردي همه چيز رو بفهمي
نمي تونستي قبل از اينکه زياده روي کنم بهم بگي ؟
نمي خوام دوباره حرفم رو تکرار کنم
فقط مي تونستم همين مسائل رو بهت بگم
وقتي زمانش برسه هويتم رو فاش ميکنم اما هنوز وقتش نيست
اميدوارم اين راز رو حفظ کني
يه چيز ديگه
چرا به من اجازه ندادي ديگه براي سازمان کاري انجام بدم ؟
به خاطر برخورد گستاخانه ام بود ؟
يا اينکه چون يه زن هستم به من اعتماد نداشتي
...زحمت
بهتره ؟
به لطف تو زنده موندم زخمم چيزي نيست
اين هم به عنوان يکي از تصميمات رئيس سازمان بود
يه اشتباه بود
حتي يه رئيس بي عاطفه هم اشتباه مي کنه
به خاطر اين بود که با ديدنتشوکه شدم
يادت مياد گفتي نمي خواي دفعه بعد من رو به عنوان يه دشمن ببيني ؟
خوشحالم که تو در گروه مني
مرکز رسوائي
کنگ جي هوان
هان جي مين
ريو جين
هان گو ئون
بايد اجازه بديم اون مرد به عنوان يه افسر ژاپني به کارش ادامه بده ؟
چطور يه خائن شد ؟بي وفايي و خيانت ؟
چطور تصميم گرفته يه مبارز آزادي خواه بشه ؟
جزئيات رو نمي دونم
فقط مي دونم گذشته دردناکي داشته
چه دردي بزرگ تر از اين وجود داره که
هويت واقعيت رو مخفي کني و دوستانت به چشم خائن به تو نگاه کنن؟
از جريان حاضر بايد خيلي خوشحال بوده باشي که هويت گذشته ات رو نابودي کردي
در جواني جذاب تر بودي
واقعا دردناک که نابودش کردي مي تونم بپرسم چرا ؟
مجبورم جواب بدم ؟
متشکرم ميشم اگر جواب بديد ؟
چون مجبورم زنده بمونم
تو واقعا کي هستي ؟
خوب مي دوني
افسر پليس ژاپن لي سوهيون
نمير
زنده بمون
اين حقيقت رو نشون بده که سختي ها باعث قوي تر شدن تو ميشه
من لي سو هيون هستم ،تو ؟
چاسونگ - جو
اين پول سفرته با خودت ببر ژاپن
واي
مي دوني که اين کار چه قدر خطرناکه ؟
البته که مي دونم
جونت در خطره
اگر دستگير بشي کسي به ميوکي کاري نداره اما وضع تو فرق مي کنه
پدرت توانايي نجاتت رو نداره و ما هم هيچ کاري نمي تونيم بکنيم
مي خواي من رو بترسوني ؟
اون طراحي هايي رو که بايد با خودت بياري نقاشي نيستن طرح ساخت اسلحه است
همه اش اسلحه و مهماته
اگر گير بيفتي ديگه خلاص نمي شي
ممکنه در همون لحظه با تير بزننت و بکشنت
داري من رو ناراحت مي کني
من فهميدم که زندگيم داره به سمت خطر حرکت مي کنه
هنوز مي خواي بري ؟
مي خواي چه جوابي بشنوي ؟
يه جواب صادقانه
ممکنه حتي جونت رو به خاطر يو - کيونگ از دست بدي
اين چيزي نيست که از سر کنجکاوي خودت رو بندازي توش
هنوز مي خواي اين کار انجام بدي ؟
کي گفته من به خاطر کنجکاوي مي خوام اين کار رو بکنم ؟
به خاطر اين نيست ؟
منم مي خوام وارد اين مسير بشم
برادرم هم توي اين راه بود
و اون احمق کشتنش
مي خوام بدوني بالاخره اين راه به کجا ختم ميشه
ممکنه آخر اين راه به خيانت ختم بشه
خيانت هم ممکنه
و حتي مرگ
ممکنه حتي به لو رفتن سازمان هم ختم بشه
من از سر کنجکاوي وارد اين مسير نشدم
و مي دونم به خاطر چي مي خوام مبارزه کنم
...اما
واقعا تحت تاثير قرار گرفتم
نمي دونستم اين قدر به من اهميت ميدي
واقعا تحت تاثير قرار گرفتم
اينها حرف هاي من نيستن
رئيس نگران توئه
من فقط حرف هاي اون رو دارم بهت منتقل مي کنم
من رو ترسوندي
کي اومدي ؟
توي اين ساعت براي خريد کتاب نيومدي درسته ؟
همين طوري اومدم
چرا ؟
اميدوار بودم بتونم ببينمت
من رو ؟
چرا ؟
مي خواستم بابت اينکه مهماني ميوکي به هم خورد عذر خواهي کنم و يه چيزي هم بهت بگم
چي مي خواي بگي ؟
اين چيه ؟
آب نبات
براي منه ؟
وقتي بچه بودم مي ديدم که خواهرم چه قدر آب نبات دوست داره
چون فقير بوديم نمي تونستم براش بخرم
اما حالا که به اندازه کافي پول دارم ديگه خواهرم نيست که براش آب نبات بخرم
دوباره به چشم خواهر موچيکت به من نگاهمي کني ؟
...تا کي
تا امروز
چي ؟
متشکرم
اين چند روز واقعا حس کردم با خواهر کوچکم هستم
اما اگر از اين به بعد ببينمت ناديده مي گيرمت
ديگه برات لباس نمي خرم يا باهات قهوه نمي خورم
ديگه باهات فيلم نگاه نمي کنم ،يعني ديگه باهات پوستر فيلم رو نگاه نمي کنم
...ببخشيد
از الان به بعد احساسات رو به کسي که دوستش داري نشون بده
دوست ندارم جاي کس ديگه اي رو بگيرم
نه اما هنوز اميدوارم هميشه حالت خوب باشه
ببخشيد
روي خط ايستادي
روي خط ايستادي
خواهر هاي کوچيک تر هميشه دوست دارن اين بازي رو با برادرهاي بزرگ ترشون انجام بدن
از من مي خواي باهات بازي کنم ؟
مي خواي خداحافظي بکني خداحافظي کن
اما دوست دارم با خنده از اينجا بري
امتحان کن
نه ،نه ،نه،نه
نه نبايد اين طوري بري
1, 2.
1, 2.
نبايد پات رو بذاري خط
با يه دست
با يه دست
مي توني اين کار رو بکني ...بله
چطور با اين دست هاي بلند نمي توني برش داري ؟
بله ...اوه
روي خط افتاد
اينجا وايسا ،بعد بپر اونجا
موفق باشي تقلب نيست
نمي توني اينجا وايسي
مي دوني ...اون مرد هنوز نمي توني ببخشيش؟
منظورت از اون مرد کيه ؟کي ؟
اون افسر ژاپني ،لي سو هيون
وقتي حتي خودش نمي خواد من ببخشمش چطور مي تونم ببخشمش
شايد درونش دنبال بخشش باشه
بايد برم درونش رو هم ببينم ؟
گفتي هنوز بهش اعتماد داري
اون مطمئنا براي کارش دليلي داشته که يه روزي به من ميگه
گفتي منتظر اون روز مي موني
نمي توني همين حرف رو به خودش بگي ؟
امروز چي شده ؟اين قدر سر به سر من نمي ذاشتي
قبلا ديده بودي بلند بخنده ؟
قبلا ديده بودي خيلي عصباني بشه ؟
اون آدم خويشتن داريه و چيزي رو بروز نميده
فکر نمي کني حالات چهره اش هم به خاطر احساساتش مجازات ميشه ؟
تنها کسي که مي تونه اون رو از اين بيچارگي نجات بده توئي
صبر و تحملت واقعا حيرت انگيزه
مگه براي بازي کردن هم بايد صبر و تحمل داشته باشي ؟
وقتي مي خندي واقعا دلربا ميشي ؟چرا نمي خندي ؟
مي دونستم اين کار رو مي کني
وقتي ميگم داري مي خندي ديگه نمي خندي
وقتي ميگم مهربوني ،سرد برخورد مي کني
به نظر مياد هميشه سعي مي کني احساسات درونت رو بروز ندي
...خواهر کوچيکت
نه ،همه خانواده ات ....چرا تو رو تنها گذاشتن و به کره شمالي رفتن ؟
در گذشته بين تو و وو - وان چه اتفاقي افتاده ؟
واقعا امشب بهم خوش گذشت
نيم دونم دريد که در قلبت داري چه قدر عميقه
اما گاهي اوقات اگر وانمود کني حالت خوبه بهتر از اينه نشون بدي حالت خوب نيست
تو واقعا خواهر خوبي هستي
بعضي اوقات بخند
مي توني اين کار رو بکني
مي تونم ؟
بله ،به عنوان خواهر کوچک ترت قول ميدم
متشکرم
خدانگهدار
همول - دان هيچ حرکاتي نکرده
اما به احتمال زياد سعي دارن اسلحه به دست بيارن
چون ما مانع معامله اسلحه اونها شديم
چون مي دونن که دنبال شون مي گرديم هيچ حرکاتي نمي کنن
فکر مي کنم منتظز رسدن يه موقعيت خوب هستن
نه
اونها حرکات مي کنن
مدرکت چيه ؟
چون وسايل زيادي رو از ژاپن وارد کردن
No comments yet. Be the first to leave one.