The first 200 lines.
تقدیم میکند KMS TEAM
مترجمین Reyhan,Zuaena,Zinat,Zahra,Hana
کیم سو هیونگ
کیم هیون سو
این دفعه یک نوجوان است و هیچ اراده ای هم وجود نخواهد داشت
ممکنه خودکشی باشه؟
چه چیز دیگه ای میتونه باشه؟
...خیلی سفته
بخاطر همین این مکان واقعا نحسه
این چه مرگش زده؟
واقعا برمیگردی به شهرمون؟
دیوونه شدی؟ چرا اونجا؟
خیلی خوب کار کردی
خیلی دور از انتظاره
داری نگرانم میکنی
اون هی به من گوش کن
راهروهای نجوا 6: همهمه
راهروهای نجوا 6: همهمه
!دخترا، 10 دقیقه تا زنگ مونده
صبح بخیر خانم
شما اونجا، آدامس رو تف کنین
مرجان چشم منو می سازه؟
- پف کرده به نظر میرسه؟ - هی سو یون! ها یونگ!
وایسین باهم بریم
صورتت خیلی لاغر شده تمام آخر هفته رژیم بودی؟
خط فک رو می بینین؟
دخترا، شما دیر کردید عجله کنید
آقای پارک، خیلی عالیای
تو دیوانه ای. اینقدر دوستش داری؟
من فقط تظاهر میکنم
نماینده کلاس، امروز دیر اومدی؟
دیر رسیدیم ، بریم- بیا دیگه-
خیلی خسته ام، پله های لعنتی
مدرسه های دیگه آسانسور دارن
این پول برای کیک برنجیه
یه جی همه چیز مون جونگ رو داره به جز آقای پارک
میخوای بمیری؟
بنظرت امروز چطورم؟
معلم خصوصی اول بیا بالا آماده شو
به نظر میرسه یکمم نخوابیدی
یه جی، من قرص نمیخورم که شب مثل تو بیدار بمونم
تو باید یه برنامه پشتیبان داشته باشی چی میتونه باشه؟
هی
وای
چه بدشانسیای
...خیلی آزاردهندهس
اون اینجاست
صبح بخیر
من معاون جدید نو اون هی هستم
خوش اومدین خانم
دفتر معاون طبقه سومه
ممنونم- خواهش میکنم-
من نو اون هی هستم از آشنایی با شما خوشحالم
اعلامیه های عادی ما دوشنبه ها پخش میشه
از وب سایت ما برای به اشتراک گذاشتن گزارش ها استفاده کنین
فهمیدم
کِی باید به بچه ها معرفی بکنیمشون؟
به موقعش
دخترا ممکنه با شخص دیگه اونو اشتباه بگیرن
بعدا پخش انجام بدین
پس باید اینکارو کنیم؟
اگه سوالای دیگهای دادین از این خانم ها بپرسین
میتونم مشاوره هم بدم؟
من مجوز مشاوره دارم
عالیه
دانش آموزان و والدین درخواست اینکارو داشتن
درسته؟
اما ما مشاور گرفتیم. ما آقای نام رو داریم
فقط برای ورود به دانشگاه، خانم
اینجا دیگه چه چیزی لازمه؟
چرا به یه مشاور دیگه نیاز داریم؟
داشتنش بهتره یکی نیاز داره، یکی نداره
شما داوطلب شدید، پس بعداً از من ناراحت نشو
من اونو بله حساب میکنم
مراقب باش
خیلی شیکه
حس بدی بهم دست داد
سه ماه، حداکثر
اون آشنا به نظر میرسه
کجا دیدمش؟
ها یونگ، بیا داخل
فقط ۱،۲،۳ یا حتی ۴ جنگ صلیبی نبود
بلکه تا ۸ جنگ صلیبی ادامه داشت
از اونجا که جنگ تقریباً ۲۰۰ سال طول کشید ما چیزهای زیادی برای یادگیری داریم
یعنی توی امتحان هم هست
شما کی هستید؟
میتونید قفسه ها را مرتب کنید؟
چرا اینجا زیر بارون وایسادی؟
سرما میخوری، بیا بریم داخل
هی
هی
کجا میری؟ صبرکن
کسی اومد اینجا؟
دنبال کی می گردی؟
هیچی، حدس میزنم اون از یه مدرسه ی دیگه باشه
دوباره همدیگه رو دیدیم
بزار ازت فیلم بگیرم
دنبال شبح باش، از دنبال کردن من دست بردار
چرا از فیلمبرداری متنفری؟
تو فیلما چاق تر به نظر میرسم
نه، تو هنوزم چاقی
سر به سرم نذار
مون آمی ، بهتر عمل کن
باختی
واقعا اینطوره؟ تو اینطور فکر کن
بیا باهم بریم- گمشو-
کی اونجاست؟
داد میزنم
لعنتی
شکار ارواح تویی؟
عین گربه ترسیدی؟
بدجنس. پس چی؟
...قلبم
اول سایه چشم
چشمات پف کرده ...برای همین از رنگ های تیره استفاده کن
ها یونگ
من با چرت زدن مشکل ندارم ولی حرف بقیه رو قطع نکن
...خط فکت رو برجسته کن
کافیه
هایلایت نکته بعدیه
بینی و چونهت رو برجسته کن
کیم ها یونگ
در آخر، لب ها. دهنتو باز کن.
ها یونگ، هی
حرکت نکن
هایونگ، آقای پارک داره میاد
بعد، از انگشتت اینطوری استفاده کن
و انجام شد
توی دیوونه کردنم موفق شدی
حالا برگرد سرجات
اون خیلی دوست داره بهش توجه بشه
تو هم دوستش داری- به هیچ وجه-
...هایونگ، فراموش نکن
معاون مدیر
نیازی به دویدن نبود
امروز پیاده میرین خونه؟
روز خنکیه
امروز تنهایی میری؟
می سوک باید بعد از مدرسه تو مغازه کار کنه
خیلی خسته به نظر میرسی یه نوشیدنی سرد چطوره؟
مادربزرگ می سوک اون مغازه رو اداره ميکنه بيا بريم اونجا
هی، می سوک- چه خبره؟-
معاون جدید ما اون قبلا به مدرسه ما میرفته
یه کم نوشیدنی بریز
تو میخری؟- مادر بزرگ کجاست؟-
مادربزرگ، پس اینجایی
این معاون جدید ماست
سلام، من نو اون هی هستم
سلام- عصر بخیر-
بعد انتقالی دادین؟
واقعا؟
این خیلی قدیمیه
وقتی اینجا بودین مدرسه ما چطوری بود؟
فکر نمیکنم چیزای زیادی تغییر کرده باشه
به هیچ وجه
هیچ چیز تغییر نکرده؟
فقط رنگ لب دخترا
موش خوردی؟
وقتی به اونجا میرفتین طبقه سوم دستشویی داشت؟
اون موقع هم عجیب بود؟
شایعه شده شبحی وجود داره که دخترا رو میکشه
شما رو هم اذیت میکنه؟
چی اذیتم میکنه؟
افسانه ها درباره ی انبار
همه مدرسه ها افسانه ها دارن
بعضی از دخترها ادعا میکنن اونو دیدن
مزخرفه
اون زمان
روح از اون ها پرسید که دستمال توالت آبی میخوان یا قرمز
حالا، شما دستمال آبی میخواین؟
یا قرمز؟
لعنتی. میکشمت
مین سوک بس کن- نه-
اوه،درسته تو خانم نو رو به یاد میاری؟
ظاهرا اومده اینجا
اون اومده اینجا؟
اره. یکی از دخترها گفت به اینجا منتقل شده
خیلی از دخترها از اینجا عبور کردن
ولی چرا بهش هیچ اشاره ای نکردن؟
اون هیچ وقت درباره خودش حرف نمیزنه
اون با بچه ها معاشرت میکنه ولی معلما هرگز
ما هیچ وقت با هم ناهار نخوردیم حتی یه لیوان قهوه
اون زیاد دووم نمیاره
بیشتر باید ماساژ بدم؟
میتونی بری
باشه
مدت ها پیش یه دختر اینجا مرد
بخاطر همین هرسال، خون از همون توالت سرازیر میشه
لعنتی
ساکت شو مادربزرگ گفت به کسی نگیم
هی، اگه میخواین حرف بزنین برین بیرون
درس خوندن همه چیز زندگیه؟
ساکت شو
یه جی، به سکوت و آرامش نیازی داری؟
ما یه جای واقعا آروم میشناسیم درسته سو یون؟
انبار طبقه سوم راحته
روح ها چیزای پر سر و صدا رو دوست ندارن
سو یون، ببرش به انبار
من باید ببرمش؟
ای عوضیا
No comments yet. Be the first to leave one.