The first 200 lines.
لی سونگ گی
لی هی جون
کیونگ سو جین پارک جو هیون
موش
این سریال کاملاً ساختگی میباشد و هیچ ارتباطی با افراد واقعی، سازمانها مکانها یا وقایع ندارد
فیلمبرداری منطبق با دستورالعملهای کووید 19 بوده و برای بازیگران خردسال همراه با مشاور انجام شده
در بیشتر صحنههایی که حیوانات وجود دارند از تصاویر کامپیوتری استفاده شده
افسر جونگ عاها
یک رو باید فشار بدم
موش
گهگاهی میرم سفر شکاری
...این پیرزن چیزی رو دید که نباید میدید
و آخرش شد یه هدف غیر منتظره
یه طعمه تا آخرین لحظهای که نفس میکشه
باید برای زندگی باارزشش بجنگه
هرچند این یکی طعمه انرژی نداشت که همچین کاری کنه
...اینجوری شکار خیلی راحت و
کسل کننده میشه
...نه...نه
بچهم
بونگ یی من
سونبه، چیزی پیدا کردی؟
نه هنوز
...این همون دوستیه که سونگ یو هان گفته
زمان گم شدن دکتر لی پیشش بوده
باهاش حرف بزن- چشم-
یه چیزی راجع بهش مشکوکه
کیم جون سونگ
چیزی پیدا کردید؟
نه، هیچی
لعنتی
قبل از اینکه بارون شروع شه باید یه چیزی پیدا کنیم
اون انگشت توی شراب چی؟
مال نا چی کوکه
پس اون یکی انگشت مال کیه؟
بله، فرمانده
واقعا؟ الان میام
چی شده؟- فهمیدیم که اون انگشت مال کیه-
ممنون ماشینتو اوردی؟
بله- دنبالم بیا-
تا دو سال پیش اینجا یه کارخانهی ...تولید لباس بود که
یه گروه مذهبی ادارهش میکردن
اینجا چکار میکنی؟
چی شده؟
تقریبا ده روزه که مُرده
با اینحال که نرفته بوده سرکار اما کسی گزارش گم شدنش رو نداده
چه دنیای بی رحمیه، ها؟
یه چیزی توی گلوشه
چیه؟
نمیدونم حسابی فاسد شده
گزارش قتل داده شده
قاتل کثافتی که اون دانش آموزِ توی اخبار رو کشته، دیدم
چکار کنم؟
بله، لطفا هر وقت افسر جونگ به هوش اومد، بهم خبر بدید
ای بابا خدا کنه حالش خوب باشه
چیه؟
اونجا یه دانش آموز هست
بچهجون حالت خوبه؟ واسه چی زیر بارون نشستی؟
میشه تا اونور پل منو برسونید؟
اره، سوار شو
خدایا، سرما میخوری
ممنون
هفتهی پیش این ماشینو خریدما
صندلی چرم نباید خیس بشه
شوخیت گرفته؟
واسه چی اونجوری زیر بارون نشسته بودی؟
مامان بزرگم گوشیشو جواب نمیده
بخاطر همین زیر بارون به این شدیدی نشستی؟
یکم بیشتر فکر کن
از اینجا به بعد پیاده میرم- اینجا؟-
یه لحظه فکر کنم توی صندوق عقب چتر باشه
ممنون
بگیرش
به سلامت
دور و اطراف پرسه نزنیا
فکر کنم اینجا زندگی میکنه
میشناسیش؟
بریم
اون چتر نسخهی محدود بود فقط 100 تا ازش درست کردن
باید ازش میخواستم بعدا پسش بده
شنیدم پدر و مادرت ده سال صبر کردن تا بچه دار بشن
مطمئنم حسابی ذوق تو رو داشتن ...اما نمیدونستن که
بچهی لوسی میشی
بگذریم، موندم این دفعه کیو کشتن
واسه چی جواب نمیده؟
حتما خیلی عصبانیه
آجوما
توی محلهمون اتفاقی افتاده؟
نمیدونم، ما هم تا صدای آژیر شنیدیم از خونه زدیم بیرون
...با توجه به تعداد ماشینای پلیس
حتما راجع به پروندهی قتله
از وقتی که تصمیم گرفتی امتحان ...خدمات کشوری ندی
همش چیزای عجیب و غریب نگاه میکنی
پسرت قراره آلفرد هیچکاک بعدی بشه
اینجوری حرف نزن
میخوام برم صحنهی جرم رو ببینم
بدون من برید
خدافظ بونگ یی
خدایا، باورم نمیشه بخاطر اینکه این احمقو حامله بودم انقدر خوشحال بودم
راستی، احیانا مامان بزرگ منو ندیدید؟
نه
تازه الان فهمیدم اینجا نیست
لابد رفته صحنهی جرم رو ببینه
میدونی که هروقت توی این شهر اتفاقی میفته کلی نگران میشه
منم دیگه میرم- باشه-
برو
حروم لقمه
حتی یه پیرزن هم کشته؟
پزشکی قانونی
انگاری دستش رو سوزونده
مثل اینکه از دستش استفاده کرده که آتیش رو خاموش کنه
این عکس چیه که تا لحظهی آخر زندگیت بهش چسبیده بودی؟
خدایا، بچهم
همه چیز درست میشه خانم
آقا، همهش تقصیر منه
کاش من به جاش بمیرم تو رو خدا بچهم رو نجات بدید
اینجا چکار میکنه؟
گندش بزنن
چی؟ الان چی گفتی؟
داشتی با من حرف میزدی؟- !لعنتی-
سونبه چیه؟
سونبه میشناسیش؟
واسه چی آدمای بیگناه باید اینجوری بمیرن؟
این دیوونه چش شده؟
چی شده؟
ورود ممنوع
چی شده؟- چه خبره؟-
هی
آجوشی
نرو داخل
چرا؟
...خب
میشه باهم حرف بزنیم؟
ولم کن- بونگ یی، صبر کن-
ولم کن ولم کن
به لطف همکاریِ شما، این منطقه را توسعه خواهیم داد
ولم کن
ولم کنید ولم کنید
طفلک بیچاره
...صبر کنید، اخه- ولش کن-
بذار چک کنه ببینه خانوادهشه یا نه
بیاید این طرف
صبر کن ببینم- چشم-
میخوای بذاری ببینه چه بلایی سر مادر بزرگش اومده؟
...باید قربانی رو شناسایی کنیم- برو کنار-
مامان بزرگ
مامان بزرگم چرا اونجاعه؟
اجوشی- برو دیگه-
چرا مامان بزرگم اونجاعه؟- برو-
اجوشی، اجوشی- بونگ یی-
برو دیگه
مامان بزرگ- اروم باش-
مامان بزرگ- برو-
ولم کن
بونگ یی- اجوشی-
مامان بزرگ
کجاعه؟
چه اتفاقی افتاده؟
ایشون نباید مضطرب بشن
برید اونور- برید لطفا-
چی شده؟
همش تقصیر منه
...اگه گوشیمو جواب داده بودم
به خودت بیا توی چشمام نگاه کن
توی چشمام نگاه کن، احمق
...هر چیزی که دیدی رو بهم بگو تا
اون آشغالو پیدا کنیم، باشه؟
...خب
...وقتی توی زندان بودیم
مادر بزرگ بونگ یی چند بار بهم زنگ زد
اما روحمم خبر نداشت چی شده اخرش رفتم محله رو گشتم
هفت تماس از دست رفته
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
قاتل کثافتی که اون دانش اموزِ توی اخبارو کشته، دیدم
چیکار باید بکنم؟
یک پیغام صوتی از شمارهی 0627-230-010 دریافت کردید
یک پیغام صوتی دارید
چرا گوشیتو جواب نمیدی؟
ایگو، افسر جونگ
میترسم به پلیس زنگ بزنم
همین الان سوار اتوبوس شدم جلوی مغازه میبینمت
یه عکس دارم- مادر جان-
اما مغازه بسته بود- مادر جان-
برای همین فورا بهش زنگ زدم
بخاطر بازسازی، اون محله خلوتِ خلوت بود
مادر جان
بعدش یهویی صدای زنگ موبایل شنیدم- مادر جان-
به نظرم عجیب اومد- مادر جان-
مادر جان اونجایی؟
...چی مادر جان، مادر جان
صورتشو دیدی؟
کی هستی؟- نه، خیلی تاریک بود-
یهویی سر و کلهش پیدا شد
دیگه چی؟ هر چی که مهمه بگو، زود باش
دربارهی هر چیزی که ممکنه سر نخ باشه بهم بگو
چپ دست بود- چپ دست؟-
من... من مطمئنم
اون موقع بهم گفتی اون مجرم هم چپ دسته
مجرم چپ دسته
زاویهی چاقو مایل به راسته
No comments yet. Be the first to leave one.