The first 200 lines.
TVCenter & TvWorld
تــرجــمــه از: داوود و امـــيــن D@vid & Amin03
اینو دارین میبینین؟ .اینو نگاه کنین
شان پن" برای آزادی گروگانها بیشتر از ما" داره تلاش میکنه
...این بچههای بیچاره .همسن کاترینـن
.من توی این جور گروگانگیریها افتضاح عمل میکنم .حتی اگه گروگانگیر باشم
پس، خانوم، هنوز خبری از وزیر دفاع درباره اینکه توی پایگاه نظامی
حاضر میشه یا نه نشده؟
،نه، هنوز خبری از "مادوکس" نیست
ولی اون میدونه که من الان نقش پررنگتری ،توی کاخ سفید دارم
یعنی اینکه کیر بزرگتری دارم .که یعنی اینکه میتونه ساکـش بزنه
بهخاطرش خیلی خوشحالـم سخنرانیم چطورـه؟
.اوه، یه تغییر کوچیک دادم .در واقع فقط یه کلمه
."پاسخ سنجیده" رو تبدیل کردم به "پاسخ قاطع"
قاطع؟ .لعنتی، خوبـه
آره، منظورم اینکه اونقدری نامحسوس هست که به رییسجمهور وفادار به نظر بیاد
.در عین حال واشنگتن رو تکون میده .واشنگتن رو میترکونه -
.سخت کلمه خوبیـه
،خیلی نمیشویـش .مثل خودبین
.آره، این چیزی که موقع گروگانگیری میخوای بشنوی
.سخت، نه خودبین
مایک، تو چی فکر میکنی؟ درباره قطع چی فکر میکنی؟
.قاطع؟ خوشم اومد .منو یاد شراب میندازه
.شراب قرمزـم رو اینطور دوست دارم
دوست داری شراب قرمزت رو با نیهم بخوری، نه، مایک؟
.روت دونات ریخته، مایک
.سو، توی جلسه رسیدگی موفق باشی
.یادت باشه، سو، دوستداشتنی باش - .باشه -
برای جلسه اینجایی؟ .منتظر کسی نیستم
"سو، من جایگزینـم، "کلیف - .کلیف، هی، من گریـم -
.همسایهاتـم یادت باشه، مواظب سلینا باش، خب؟
م.ا «مخفف «مهم و ارزشمندـه
اوکی؟ اوکی؟ -
.کلیف - .بله -
.این معاوناولپدیاست
.هرچیزی که یه زمان ممکنـه لازمـت باشه اینجاست
.واو. امیدوارم "کلیف یاداشت" هم داشته باشه
.با اسمم بازی کردم. اسمم کلیفـه
.شوخی نکن، کلیف
.من علاقهام به شوخی ندارم، تو هم نباید داشته باشی
صبح بخیر
چطور دوتا کلمه کاملا خوشایند رو اینقدر آزاردهنده میکنی؟
و اینجاست، مردی که نمیتونی بدون
.نظرسنجی از تخمهاش بشاشـه
پوشه سرخ درخشانـم رو بیار، جونا
سرخ درخشان؟ باشه، قربان
.بازدید معاوناول از پایگاه نظامی امروزـه
وزیر "مادوکس" دقیق مثل اسمـشه
.مثل یه گاونر دیوونهـست
مطمئنم وقتی برم اونجا میتونم جلوی چنگانداختنها .رو بگیرم
.نگرانی معاوناول بیشتر مسئله گروگانهاست
.آره، دیشب داشتم با رییسجمهور صحبت میکردم
،دیشب که برای حمله راست کرده بود به سایز جونا
و بعدش امروز صبح تو باهاش صحبت کردی
.و اون یهو کاملا نظرش دربارهی عملیات عوض شد
.من فقط نتایج نظرسنجیها رو به رییسجمهور گفتم
.اعداد صرف .خدایا، چقدر از اعداد بدم میاد -
فرهنگهایی هستن که اصلا عدد ندارن .و بهخوبی و خوشی زندگی میکنن
خب، بن، بهنظر میرسه که تو بدرد شغلـت نمیخوری .و باید استعفا بدی
،جدا از عصبانیت بن اینجا معاوناول هم فکر میکنه
.باید یه عملیات نظامی فوری ترتیب بدیم
آره، دقیق و جراحیگونه، همونکاری که با مغز تو کردن، کنت
.پوشه قرمز درخشان قربان - .نه، اون قرمز گیلاسیـه -
.قرمز درخشان - معذرت میخوام، قربان -
.باید کور رنگی خیلی خاصی داشته باشم
.من هر روز این نودلها رو درست میکنم
.اوه، تشبیه نودل، عاشقـش میشین
.عاشقـش میشین
.من میرم
باید توی 800 واتی
.به مدت سه دقیقه و 35 ثانیه بجوشن
.اگه بیشتر بشه، خشک میشن
.اگه کمتر باشه، شل و نمناک میشن
.مثل موی یه زن توی بارون
چرا داریم درباره نودل صحبت میکنیم؟ - .نه، بذار سوالـت رو اصلاح کنم -
چرا داریم دربارهی این نودلهای لعنتی صحبت میکنیم؟
.بهتون میگم، چرا .بحران گروگانگیری، نودل، مثل همهـن
،هر دوشون نیازمند زمانبندی دقیقا .توی هیچکدومشون نباید عجله کرد
اقدامی نکردن فقط زمانی غیرقابل دفاع میشه که بیشتر از 65 درصد
.آمریکاییها خواستارش باشن حتی باوجود تلفات
پس میخوای به معاوناول بگم که تا اون زمان هیچکاری نمیکنیم
.منتظر شدن، هیچ نیست
من انتخاب کردم که منتظر نودلـم بمونم
با اینکه غدد بزاقیـم دارن عین یه جوجه تازه سرازتخم درآورده
.گریه میکنن تا اونو بهشون برسونم
ولی بعدا ازم تشکر میکنن چون وقتی ...من صبر کنم تا
تو این تشبیه مزخرفـت رو طول دادی
برای اون زنگ کوچولو؟
رقتانگیرـه
هی، خبری از مادوکس نشد؟
،چون قرارـه برم به اون پایگاه نظامی داره گلوله تف میکنه، نه؟
.هیچی - واقعا؟ -
عجیبـه، نه؟ - آره عجیبـه -
هی، نیلو، رسیدیم
.اونجا میبینمت، احتمالا
.باشه، ممنون
حتما سرـش توی کونـش گیر کرده
.آره، اوه، آره
.هی، خانوم، 5 دقیقه تا رسیدن مادوکس وقت دارین
.آره - .بهتون سلام نظامی نمیدن -
.توی محیط سقف دار سلام نظامی نمیدن، گری
.توی محیط سقفدار سلام نظامی نمیدن، گری
.صبح بخیر، تفنگدار - .خانوم -
تو عراق خدمت کردی؟ متوجهام
...تو نزدیک ِ
بغداد - انبار -
انبار بودی؟ - بله -
انبار، عالیـه
خانوم، این پایگاه مرکز ارتش دو ِ تفنگدارهاست
.ارتش دو تفنگدار رو اینجا داریم
میدونستی من "راید اف والکری" رو توی سیدی پلیرم دارم؟
"اینک آخرالزمان"
.یکی از فیلمهای مورد علاقهی منـه .تلخـه ولی دوستـش دارم
.تفنگدارها دوست دارن بهشون بگن سگهای شیطانی .سگهای شیطانی -
.شما یهسری سگهای شیطانیـین .تا اونجایی که من میدونم
.منم به با یه سگ شیطانی عروسی کرده بودم .تفنگدار نبود
.بیشتر شیطان بود
.خیلی بامزهـست
.ممنون به خاطر خدماتـتون
.صبح بخیر، تفنگدار - .صورت قشنگی داره -
.صورت قشنگی داری - .ممنون، خانوم -
کجا خدمت کردی، تفنگدار؟
!آتشبس !آتشبس
اینها اسحلههای کوچیک برد 22متری دارند
.سلاح کوچک یعنی تفنگ، خانوم
اوه، واقعا، گری؟ دست "تیرکس" معنی نمیده؟ باشه -
آقای وزیر، میخواین امتحانـشون کنین؟
.نه، نمیخواد .من قبلا شلیک کردم
خب
.با عصبانیت هم، اینم باید اضافه کنم - اوه -
ولی چرا شما خانوم معاوناول امتحانـش نمیکنین؟
...اوه، نمیدونم
میتونین یه لحظه وقت بهم بدین؟
چی؟
.ممکنه برگرده بخوره تو صورتـمون - از نظر سیاسی برنمیگرده تو صورتـمونن -
.تفنگ به معنی واقعی کلمه ممکنه برگرده و بخوره به صورت اصلا این جمله مال اینجاست
.خانوم، این واقعا میتونی دهن "مدکس" رو سرویس کنه
اوه، آره، میکنه، مگه نه؟
،ممکنه یه تیکه برادش بپره و بخوره به شما و من نمیخوام این اتفاق بیوفته
.برام مهم نیست. میخوام شلیک کنم
.میدونی چیه؟ بریم تو کارش نظرتون چیه؟
آره؟ آره
اینهاشش. کین بال غربی
نماینده "رمزی"، درسته؟
.نه، من کلیفـم .من "سو"ی "سو"ـم
.من پسری که بهش سو میگن - چی؟ -
.کلیف، وقتی گفتم اینجا شوخی نکن، یعنی شوخی نکن
"سو، توی جلسه رسیدگی به صرفهجویی "هسلر باید دوستداشتنی بهنظر بیای، اوکی؟
.زر تلاوت کن زر زر زر زر زر
.میدونم، جانا .همه همین رو بهم گفتن
.مبهم صحبت کن که این خودش هم مبهمـه
میخوام اولین نفری باشم که از خانوم معاوناول
تشکر کنم بهخاطر محرمانگی برنامه کاریـشون رو
بهخاطر کمک به شفافیت برداشتن
.و اجازه دادن خانوم "ویلسون" امروز به این کمیته بیان
فکر میکنی نگرانـه؟
چرا باید نگران باشه؟
تنها کسایی که دارن این رو نگاه میکنن
من و تو هستیم و یه یارویی که سندرم قفلشدگی داره .و تو بیمارستان بستریـه اشاره به وضعیتی که بیمار هوشیارـه ولی مطلقا] [قادر به انجام هیچگونه فعالیتی نیست
اگه اجازه بدیم دوست دارم با درصدی از بودجه
دفترتون شروع کنم که صرف حملونقل داخلی
.و خارجی میشه منتظرم، قربان -
بفرماید، خانوم معاوناول
مطمئن بشید که انگشتـتون رو صاف و خارج از ماشه نگه دارین
.خیلی خب جالبـه، نه؟
اگه ناراحت نمیشین، خانوم، باید بگم .اینا صحبتهای آدمهای غیرنظامیـه
.خیلی خب اینم صحبت ِ یه آدم عوضیـه
.اوه، فاک
!اوه
.معذرت میخوام ... من
.رفقامون اینجا خیلی بدتر از اینـش هم شنیدن، خانوم
.شلیک عالیای بود، در ضمن واقعا؟ -
اوه، اینچطوره؟ سریعترین تفنگ ِ بال غربی
دیدین چیکار کردم؟ آره، خانوم
همونطور که میدونین، ما امروز مهمون .خیلی ویژهای داریم
خیلی خوب میشد اگه درباره سخنرانیـتون با ما .مشورت میشد، خانوم
.میتونستم یه چند توصیه بهتون بکنم
من میدونم چیکار دارم میکنم، جورج
،با توجه به وضعیت گروگانگیری
فکر نمیکنم اطلاعات لازم رو داشته باشید
.منظورم، اطلاعاتـه، مشخصا، خانوم
جدی میگی؟
واقعا داری صلاحیت من رو زیرسوال میبری، جورج؟
فقط یهسری مشکلات امنیتی
.توی چهارتا کشور همسایه ازبکستان هست
چهارتا هستن یا پنجتا؟
یا شش تا؟ یا هفتتا؟
نمیدونین، نه؟
.پنج تاست
.پس اول، به وزیر دفاع جورج مدکس خوشآمد بگید
.از شکمـم در آوردم
.تو برای این لحظه به دنیا اومده بودی
.میدونم .اون "ایوا جیما" ـست جزیرهای که در جنگ جهانی دوم آمریکا از ژاپن گرفت] [و معروفترین عکس جنگجهانی بعد از همین نبرد گرفته شد
.میخوام یه پرچم وسط کلهاش بکارم
حالا میخوام درباره
کارمندهای معاوناول
.و وظایف رسمیـشون صحبت کنیم
قربان، به من گفته بودن که قراره درباره .صرفهجوییها ازم سوال پرسیده بشه
.تا حالا تقریبا چیزی ازم نپرسیدید
به تخصیص بهینه منابع میخواید رسیدگی کنید .ولی خودتون چندان از وقتـتون بهینه استفاده نمیکنین
No comments yet. Be the first to leave one.