The first 200 lines.
3 سال پیش اتفاق افتاد
صدها شخص خاص،
با دردهای غیر قابل توصیف
تو داری برگزیدهها رو به عنوان تهدیدی
علیه حکومت معرفی میکنی
خانم ترو پرورشگاه رو میگردونه
تعداد زیادی از دخترها رفتارهای عجیبی از خودشون نشون دادن
ما برای کمک اومدیم
کاراگاه ماندی، باید اینو ببینی
- چی من؟ - با اون کلوپ سکس کافرانه
با یه سرمایهگذار خوب، کلاب فریمن تبدیل به یک پدیده میشه
چه کسی دنبال برگزیدههاست و چرا؟
چجوری میخوایم با این آدمها رو به رو بشیم؟
میریم اُپرا
فقط بزار دختره رو ببرم
فقط بزار دختره رو ببرم
ما مری رو پیدا کردیم. داشت آواز میخوند
همهی برگزیدهها میان سراغ ما
« بیاتوموویز؛ دانلود فیلم و سریال بدون سانسور» :.: Bia2Movies.bid :.:
برگزیدهها همه جا هستن
کل شهر داره راجع بهشون حرف میزنه
روزنامهها از ترسوندن مردم پول در میارن
نباید زیاد باشن
از کجا اونها رو بشناسیم؟
به نظر عادی میان
و به هر حال من بدم نمیاد برگزیده باشم
- نگو، نگو... - نه، نه مثل مالادی
ولی با یه قدرت خوب
مثلاً از پنبه ابریشم درست کنم
یا کاری کنم دنی کنت عاشق تو بشه
قول دادی چیزی نگی
و درستش هم عاشق هم شدنه
اون عاشق بشه یا تو یا جفتتون...
به نظرم عشق باعث پیچیدگی زبان انگلیسی میشه
به نظرم بیشتر از مالادی اونا رو میترسونه
دستکشهاتون دوشیزه کاسینی
تمیز هستن
ولی سفید نیستن
بله و یکم نخ نما هم شدن
میدونی که جونز و جکسون فقط جفت اول رو در اختیار میگذارن
دارم پولم رو جمع میکنم
بله
چند شب گوشت و پودینگ نخوری
میتونی سر و ضعت رو درست کنی
گرچه یه کافه کوچک
توی خیابون دالتون هست اگر خواستی...
زیادی شاده. یه چیز پاییزیتر میخوام
شهر در حال سوگواریه
- از زمان قتل عام؟ - بله البته
خانم کاسینی
کلاه پر دار
خدای من. اون برگزیدهست
اون یکی از اونهاست
- اون دختر برگزیدهست. - اون!
همونجا بمون خانم کاسینی
خانم کاسینی! همونجا وایسا
نگهش دارید!
- نگهش دارید! - چی شده؟
»» کیارش و رضا کارگران «« :.:.: Ki@RaSh & greatR :.:.:
بریم بچهها!
عقب وایسا! از سر راه برید کنار!
برید کنار!
برید کنار. بلند شو
همه بیرون!
کارگاه رو چک کنید
کفشت رو تمیز کردی؟
همه آروم باشید
این مردها خیلی ترسناک هستن
- پریمرز! - چه اتفاقی داره میوفته؟
داشتن به لباسهای زیرم نگاه میکردن
و اونجا دنبال چی بودن؟
شما آمالیا ترو هستید؟
چرا افراد شما داشتن وسایل شخصی خانم رو میگشتن؟
بین خلافکارها جای بسیار رایجی برای مخفی کردن هست
و انسانهای نجیب هم اونجا رو نگاه نمیکنن
پس شما خلافکار هستید، آقای...
بازرس ماندی. اسکاتلند یارد
مجوز تفتیش خونه رو دارم
و میخوام که کارگاه بیرون رو هم باز کنید
فرنکی ماندی
تو از اون آدمهایی هستی که دوست دارن مضنون رو انقدر بزنن تا از پا دربیاد
حتی اگه بیگناهیشون مثل روز روشن باشه
چیکار کردن که تو رو عصبانی کردن؟
اونها بهم میگن فرنکی
ما صاحب 3 ملک به هم پیوسته هستیم
این مدرک فقط شامل پرورشگاه میشه نه کارگاه
میشه تنها صحبت کنیم؟
- میخوای بیام؟ - چیزی نیست
تو عضو تیم مخصوص پیدا کردن مالادی هستی
از اونجایی که اومدی اینجا، پس میتونم حدس بزنم که پیداش نکردی
اون از پایین اُپرا ناپدید شد
درست مثل تو
من سعی کردم جلوش رو بگیرم. نتونستم
زیاد هم نمیخوام راجع بهش حرف بزنم
یا لباس شبات رو پس بگیری
به یه چیزی گیر کرده بود
مثل کفش سیندرلا
لطفاً بگو که نمیخوای اون لباس رو تن تمام دخترها بکنی
تا ببینی به کی میخوره
شما معمولاً وارد درگیریهای همگانی میشید خانم ترو؟
میتونی بیخیال خشونت بشی؟
اون جونش رو به خطر انداخت تا جون چندین نفرو نجات بده
اون یکی از افراد مالادی رو بهتون تحویل داد
تفنگدار بزرگ
و مالادی رو تا بیرون دنبال کرد
بدون هیچ شگفتیای
یا حتی خودداری طبیعی زنانه
یک شاهد قابل اعتماد اینو گفته
همون مردی که آلتش رو گرفته بود دستش؟
شاید
لرد سوان فکر میکنه من توی گروه هستم؟
حتی با وجود اینکه آنی آتش باز داشت موهاش رو میسوزوند؟
ترجیح میدم با خانم ترو تنها صحبت کنم
منم همینطور
شما...
مری برایتون رو میشناسید؟
پس چرا سعی کردی نجاتش بدی؟
حدس زدم کس دیگهای نجاتش نمیده
- مری هم مثل شماست؟ - خشن؟
برگزیده
نمیخوای برگزیده باشه
بازرس، اون برگزیدهست ولی بهت اطمینان میدم
که اصلاً مثل من نیست. اون فوقالعادهست
- تو فوقالعاده نیستی؟ - قدرتش چیه؟
فکر کردم دنبال مالادی هستی
ما همه میخوایم خانم برایتون حالش خوب باشه
- با ما راه بیا... - افراد من مالادی رو پیدا میکنن
توی کشوهای پریمرز؟
قدرت مری چیه؟
خانمها یک کلمه دیگه حرف نزنید
این بازی رقت انگیز دیگه تمومه
دوشیزه بیدلو. من با مدرکی اینجام
که قاضی دیتون امضا کرده
مامور پلیس خیلی شوکه شد وقتی شنید
که قاضی دیتون همچین اقدام برجستهای کرده
اون اعتماد به نفس داشت ولی نه تو و نه افرادت
حاضر نیستید چیزی رو گردن بگیرید
- خانم ترو. - بازرس
ممنون
- از کجا میدونستی پلیس... - انتظارشون رو داشتم
تعجب کردم که 2 روز طول کشید تا بیان
واقعاً فکر کردن ما مالادی
رو توی کشو جوراب قایم کردیم؟
سه تا از برگزیدهها علیه جامعه اعلام جنگ کردن
در حالا حاضر، همهی شما... همهی ما... مضنون هستیم
لوسی بست میتونه با دست زدن به چیزی، اونو بشکونه
- پریمرز چاتووی... - پریمرز بچهست
و مثل یک بچه گربه آرومه
وقتی بچه گربه 10 فوت رشد کنه، میتونی ببر صداش کنی
نباید اینو به تو توضیح بدم دیگه
کی پلیس رو آورده سمت ما؟
مشخصه که بازرش ماندی علاقه شخصی به مری برایتون داره
به تنهایی نمیتونه اجازهاش رو صادر کنه
سرپرست از بالا تحت فشار بوده
ولی بهم نمیگه که کی روش فشار گذاشته
لرد ماسن چی؟
وقتی همدیگه رو دیدیم... نمیدونستم چه شخصیتی داره
صدای حزب محافظه گر
مخالف کارگری، مخالف سرکوب زنان، مخالف نژاد پرستی
گیلبرت مَسن و من با هیچ کدوم از اینها موافق نیستم
این اساس دوستی ماست
ولی اون هیچ وقت حرفی از کار من نزده
ولی بعد از کار مالادی...
تونستی پیداش کنی؟
افرادم دارن میگردن
ترجیح میدم یکی از اونها باشم
خب من برای یه ماموریت دیگه اینجام
نه برای تو بلکه برای دوشیزه آدیر
توی محفل ما، هر ماه یک جشن خیریه برگزار میشه
انسانهای خَیِّر، سخنرانها
و خانوادههای رده بالا میان
افراد تاثیرگذار با زنان بسیار تاثیرگذار
امروز بعد از ظهر، توی خونهی من برگزار میشه
فکر کردم همه ترسیدن
جامعه همینه
کاری نکردن یعنی ترسیدن
و فرصت خوبیه که مایه ترس و وحشت جدید لندن رو
با یک چهره خوب از بین ببریم
چند تا نمایش جذاب از قدرتها
و رفتار خوب برگزیدهها با افراد برتر جامعه
شاید به نظرت پیش پا افتاده باشه
ولی جلوه عمومی خیلی اهمیت داره
و برای اینکه اجازه ندیم بهمون فشار بیارن، باید خودمون بریم سراغشون
حق با اونه
تازه مهمونی هم هست
چند تا از دوستهات رو بیار خونهی من
حداکثر ساعت 2 برسید
خونهی بزرگی داری پس؟
به گمونم
خوبه چون میخوام ببرو با خودم بیارم
ژنرال پکینگ میخواد قضیه رو نظامی کنه
پیاده نظام کل شهر گشت بزنه
از همین الان میدونم چقدر نتیجهی بدی خواهد داشت
حداقل جلوه عمومی...
بحث حفظ ظاهر نیست
مالادی در حقمون لطف کرده
حساسیت رو آورد روی برگزیدهها
ولی تمرکز رو روی خودش آورد
الان بقیه گروه هم مثل تو هستن
کسی شک نداره که ما تحت حمله هستیم
No comments yet. Be the first to leave one.