The first 200 lines.
آقای مگوایر
بلاخره همدیگه رو دیدیم
باعث افتخاره
پسرم تحت تاثیر پیشنهاد شما قرار گرفته
و با توجه به به چیزی که من الان میبینم، من هم همینطور
صدای خوبی برای رادیو داره، ها؟
من خیلی شیفته لهجه ایرلندی هستم
حتی اگه برای یه خلافکار باشه
اوه، ببین، یه مهمون مرموز هم باهاشونـه
بسیار خب، چارلی، وقتـش رسیده که جادوت رو انجام بدی
لطفا، از این طرف
اوضاع چطوره؟
خب، این کاغذبازی نیست که من رو نگران میکنه
چیزی که عجیبـه اینـه که تمایل داره این انبار رو با
تخفیف به ما بفروشه، و به جای پول نقد رمز دیجیتال قبول میکنه
با احترام، فقط یه دلیل وجود داره که افراد توی خط کار شما
،میخوان یه انبار نزدیک بندر رو مخفیانه بخرن
و دلیلـش کاملا قانونی نیست
فراموش کردم، گفتی چطور تو و کانر
با هم آشنا شدین؟
اوه، نگفتم
متاسفم. من نمیدونم ایشون کیـه
معامله من با پسر شماست
آقای مگوایر، میتونیم یه لحظه صحبت کنیم؟
چه خبره؟
این معامله رو نباید انجام بدیم
هی، این میتونه یه مشکل باشه
دختره داره تلاش میکنه تا معامله رو به هم بزنه
فکر میکنی کدوم جهنمی قراره بری؟
من نمیدونستم که ایشون تصمیمها رو میگیره
اینطور نیست
باور نمیکنم
کافیـه
بیا تمومـش کنیم
من باید موجودی رو چک کنم
باشه
،برگه انتقال مالکیت رو امضا کنین
...و ما - ششش -
هلیکوپتر
!باید بریم... همینالان
!بذارش سر جاش
!بذارش سر جاش
شما به پلیس زنگ زدین؟ برام پاپوش دوختین؟
!افبیآی! بخواب روی زمین... حالا
!بخواب روی زمین
خیلی زیاده روی کردی، بابا
چی میگی؟
باید نقشم رو خوب بازی کنم که اونا باور کنن
فکر میکنم دیگه خیلی خوب بازی کردی
بنداز! من انجامـش میدم
گرفتیـش؟
آره
معلومه که گرفتمـش
به نظرم اینا رو برای ماه عسل نگه داریم
اوه، آره - یا مسیح. لغو اشتراک -
حداقل اون توی یه رابطه است
میدونی چیـه، مامان؟
من تنها دلیلی هستم که تو نوه داری
هی، زمان بندی اون هلیکوپتر عالی بود
"آره، کلمات "پشتبام" و "تک تیرانداز
به اداره پلیس بالتیمور یه شادابی خاصی میده
۶۲۱، بابا - آره، درستـه -
۶۲۱ - آره، آره -
آره، درسته. خودم میزنم
هی، بیایید، از اینجا بزنیم بیرون قبل از اینکه
متوجه بشن که داشتن انباری رو میخریدن که ما مالکـش نیستیم
ببین، من متوجهام
توی این مرحله از زندگی باید دو فرزند و
یه شوهر توی برگه وضعیت تاهل داشته باشم
اما میدونی چیـه، مامان
من مثل تو نیستم
داره بارداری توی سالخوردگی رو برام یادآوری میکنه
آره، خب، کوین اخیرا تا دیروقت کار میکنه
پس شک دارم که بتونه
ولی ازش میپرسم، قول میدم
من یه جلسه دارم، مامان
باید برم. بعدا باهات صحبت میکنم
خواهش میکنم
برای چی دارم ازت تشکر میکنم؟
اون سیگنال که دنبالـش بودی؟
فکر میکنم پیداش کردیم
میدونستم
،هر جا یکی از این مراکز توزیع ظاهر میشه
به زودی افزایش مصرف بیش از حد فنتانیل رو به دنبال داره فنتانیل: داروی بیهوشی بسیار قوی که برای افزایش قدرت) (مخدری و نشئگی بالا به هروئین و کوکائین اضافه میشه
شما دارین به بزرگترین باند قاچاق مواد مخدر در اروپا نگاه میکنید
که در ملأ عام پنهان شده
پشت یه سری از افراد و شرکتهای بزرگ و شمارهدار
و اگه حق با من باشه، اونا قصد دارن
تا بازارشون رو در ایالات متحده گسترش بدن
پس ما چهچیزی و چطور رو میدونیم، فقط چه کسی رو نمیدونیم
فعلا نه، اما الان میدونم که کجا رو باید نگاه کنم
!سرویس اتاق
چیزهای خوب رو سفارش دادم
!اِما
!هی، صبر کن !نمیتونی سر بندازی پایین بیایی داخل
اِما، اینجا چیکار میکنی؟
!اِما
اوه خدای من
داری بهم خیانت میکنی؟
آفرین
چند وقتـه؟
احتمالا مدت طولانی بوده
استیسی خیلی ناراحت به نظر میرسید
سه ماه
چرا بهم نگفتی؟
بیخیال، اِم
میتونی صادقانه بگی که عاشق منـی؟
نمیتونم باور کنم که ما اون کار رو انجام دادیم
شگفت انگیز بودی
.ما شگفت انگیز بودیم هی، آمادهای که جشن بگیریم؟
چون ممکنـه یه نفر پنتهاوس
لنگستون رو رزرو کرده باشه
فردا این موقع، ما توی مسیر ایتالیا هستیم
و بعدش؟
هر چی که بخوایم تا پول تموم بشه
هی
بهترین قسمت خوشبختی ابدی میدونی چیـه؟
نمیدونم، کشف کنی که واقعا وجود داره؟
اینکه نمیدونی قراره بعدش چی بشه
آره، آره
.هی، از شر ماشین خلاص شو توی بار میبینمـت
بیا. زودباش. بلند شو
بزن بریم
شما مرغهای عشق هنوز مقصدتون رو مشخص نکردین؟
،اون بیخیال مکزیک نمیشه
و من از اسپانیا کوتاه نمیام
چرا هر دو رو نریم، ها؟
بعد از من تکرار کن، پسر جون
ازدواج یعنی مصالحه کردن
تو داری به من میگی - !برد -
بیا اینجا
ما بزرگترین شغل زندگیـمون رو انجام دادیم
مطمئنام که میتونی یه ثانیه رو برای جشن گرفتن وقت بذاری
آره، منو محافظه کار صدا کن
من دزدیهای بدون جلب توجه رو دوست دارم
کاری که انجام دادیم من رو مضطرب میکنه
اگه برد بزرگ میخوایی، باید قمار بزرگی انجام بدی
من وقتی جشن میگیرم که پولهارو به حساب خارج از
کشوری که راه اندازی کردم، انتقال بدم
میتونی کیف پول سرد رو بهم بدی؟ نوعی کیف پول دیجیتال، که ارزهای دیجیتال رو به صورت) (آفلاین ذخیره میکنه، یعنی به اینترنت متصل نیست
حتما
چیـه؟
نه
نه،نه،نه،نه،نه،نه
بهترین قسمت خوشبختی ابدی میدونی چیـه؟
اینکه نمیدونی قراره بعدش چی بشه
هی. بهش زنگ بزن
چارلی
!چارلی
همین الان بهش زنگ بزن
به کی زنگ بزنه؟
چه خبره؟
،شمارهای که باهاش تماس گرفتهاید تغییر کرده است
قطع شده یا دیگر در دسترس نیست
ودکا مارتینی، یخی، با زیتون
مصمم. خوشم میاد
،من یه کم روز سختی داشتم
پس هر چیزی که این هست، قبول نمیکنم
میخوای در موردش صحبت کنی؟
من شنونده خیلی خوبی هستم
هاوایی چطور بود؟
با خانواده خوش گذشت؟
آفتاب سوختگی پوستـت داره کم کم از بین میره
ردی از لاک ناخن بنفش از دخترت... یا پسرت
نمیخوام قضیه رو جنسیتی کنم
و بعدش هم این
اوه، من الان مای تایس مینوشم
و راستش سفید بودن جای حلقه ازدواجـت
...تمام چیزی بود که نیاز داشتم، پس
هر فاحشهگری که امیدواری توی این
سفر کاری به شهر بالتیمور داشته باشی
قرار نیست با من باشه
روز خوبی داشته باشی
هاوایی خوب به نظر میرسه
روابط
چه نمایشهای ساختگی
یه بازی پوستهای برای پنهان کردن اینکه واقعا چه کسی هستی
طاقت فرساست، اینطور نیست؟
مدام به هم دروغ گفتن
اما فقط دروغ گفتن به هم نیست
منظورم اینـه که واقعا به خودمون دروغ میگیم
پس چه اتفاقی افتاد؟
در مورد اینکه کیـه بهم دروغ گفت
...قول میدم همچین کاری نکنم، اما
هر دومون میدونیم که یه دروغـه
خب کارت چیـه؟
اوه، من؟ ...من یه
من یک مربی یوگا هستم
واقعا؟ - اوهوم -
موهات رو دم اسبی نبستی؟
پارسال از شرش خلاص شدم
توجه اشتباهی رو جلب میکرد
تو؟
اوه من؟ ...من یه
ملکه مسابقه زیباییام که به دانشمند موشکی تبدیل شدم
...معلوم شد، اشتیاق من
تمام مدت اون بالا بوده
خب، شرط میبندم که اون مسابقات زیبایی
واقعا تو رو برای ناسا آماده کردن
اوه، اصلا خبر نداری
No comments yet. Be the first to leave one.