The first 200 lines.
= قسمت 19 =-
ما انتظارات کارهای بزرگتری از شما داریم
امیدوارم شما بهترین کار خودتون رو انجام بدید
حتما این کارو می کنم
اجازه بدید عکس بگیریم
برندگان با رییس جانگ
لطفا کنار هم بایستید
ته سو بهت جایزه داد؟
البته
اون گفت ازم انتظار کارهای بزرگتری داره
وکلی از م تعریف کرد
اون انگار نه انگار که رییس یه شرکت به اون بزرگیه
اون واقعا یه مرد شگفت انگیزه
!البته
ته سو همیشه خوش اخلاق بوده
اون با ما مثل خونواده خودش رفتار می کرد
بهش بگو به زودی برای تشکر می رم پیشش
اوه مامان
ته سو رییس اون شرکت ـه
یون سو که نمی تونه هر وقت دلش خواست بره دیدن اون
مگه نه جی وان ؟
درست ـه عمه
اما ته سو هیچ وقت
یون سو رو نادیده نمی گیره اگه بره دیدنش
یون سو اون دوست صمیمی پدرت بوده
اما تو باید حسابی تلاش کنی ، گیج بازی در نیاری
یه کاری نکن یه نفر اونجا بهت بد نگاه کنه
نگران نباش مادر بزرگ
گفتی یون سو خواهر کوچیک جی وان ـه؟
اون موفق شد توی مسابقه طراحی شرکت مقام بیاره
منظورت هان یون سو ـه؟
دختر سون هوی؟
نمی دونستم تو این زمینه استعداد داره
شنیدم تو بودی که کشف کردی
طراح اصلی طرحش دزدی بوده
تو بودی؟
از کی تا حالا اینقدر به کاری شدی؟
چرا فکر می کنی کاری نبودم؟
من یک کارگر عالی ام که سخت کار می کنم
ای وای راست می گی؟
ایوای بله راست می گم؟
من هیمشه همینطوری بودم
به هر حال کارت خوب بود
اگه یه کارت اعتباری و ماشین داشته باشم
اینطوری فکر کنم می تونم
خیلی بهتر از اینم کار کنم
خب البته من درخواستی برای اونها ندارم
...هر وقت صلاح دونستین بدین
از شام لذت ببرید
لطفا منو ببخشید
چرا بهش نمی دی؟
هنوز نه
اون در مورد آقای شین چیزی پیدا کردی؟
هیچی که به دردت بخوره پیدا نشد
خیلی عجیب ـه
هیچ شایعه ای در مورد اون وجود نداره
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
خیلی خوشحالم که همه چی به خوبی پیش رفت
باعث افتخاره که با شما همکاری کنم
از جمله سرمایه گذاری در شرکت شما
با شنیدن از شما
حس می کنم این یه معامله موفقیت آمیزه
براتون آرزوی موفقیت و شانس می کنم
منم امیدوارم کارها خوب پیش بره
اجازه بدید هر وقت به من نیاز داشتید من بدونم
ممنونم و خدا نگهدار
خدا نگهدار
ببین حداکثر سود ما چقدره
اگه موفق بشن
و محصول جدید توسعه پیدا کنه
بله قربان
چه کارش پیش بره یا نره
اون باید سود منو بده
من کاملا کنترلش می کنم
دلیلش چیه که من اصلا در مورد اون راحت نیستم؟
حس بدی در مورد اون دارم؟
اما من فکر می کنم کارتون خوب بوده
به دست آوردن یه سرمایه گذار بزرگ کار آسونی نبود
باشه می تونی بری
با این حال بازم فکر می کنم اون خیلی با عجله امضا کرد
خیلی خب
همه هستن؟
شما اعضای تیم جدید هستید
در این سمت اعضای تیم طراحی هستند
و ایشون خانم بائه داجونگ مدیر تیم هستند
و ایشون خانم سو هستند
و اعضای تیم بازار یابی
و ایشون هم برنده مسابقه طراحی
فکر می کنم از او به عنوان یک عضو مهمان در تیم استفاده کنیم
یه صندلی خالی پیدا کن بشین
اون برنده مسابقه طراحی هستش
پس باید با من باشه
حانم بائه هر طور که شما بخواین
از ملاقات با شما خوشحالم
من بائه داجونگ مسئل طراحی هستم
سلام - شما باید تمرکز تون -
در حال حاضر روی یادگیری و چگونه مشاهده باشه
برید مواد رو تحویل بگیرید
از قسمت توسعه و برنامه ریزی
و برای همه قهوه بیار
وقت نداریم بنا بر این باید سریع شروع کنیم
اجازه بدین جلسه رو شروع کنیم
کسانی که با این موضوع موافقند
البته نگران نباشید
یون سو کارش خوبه
باشه جی وان
لطفا مراقبش باش
حتما
سون هوی
من اومدم - اوه سلام -
بهت که گفتم از امروز میام کارو شروع کنم
ممنونم
این حرفها چیه ؟ ما دوستیم
اما قبل از شروع به کار یه خواهشی ازت دارم
می تونی اینو به عنوان یه راز از
یون سو و جی وان پنهان کنی؟
چـرا؟
به خونواده نگفتی؟
من حوصله خونه موندن ندارم
برای همین اومدم سر کار
اما می دونی که شوهرم چطوریه
نگرانم اون ناراحت بشه
مبادا شهرتش به خطر بیفته
اگه بچه هات بدونن یونگ جو هم می فهمه
فقط کافیه یه وقت یه چیزی رو بفهمه
بدو بدو میره به پدرش خبر می ده
بنا بر ای ازت خواهش می کنم این راز نگه داری
و اگه اوضاع خوب پیش رفت می تونم شیفت عوض کنم؟
وگرنه خونواده ام مشکوک می شن
اگه دیر برم خونه
باشه فهمیدم
نگران نباش
خیلی ممنونم سون هوی
الان باید چیکار کنم
برو لباست رو عوض کن
خانم نامی ؟ - بله -
بیا کمک شون
بیاید بعد از کار همه با هم بریم بیرون
می جین اجازه بده همه توی این کار شرکت کنند
بله
بریم بیرون؟ چـرا؟
باید اجازه بدید بعد کار بریم خونه استراحت کنیم
و مشروب خوردن به عنوان یه پروژه جدید
رسم بدی یه
شاید ببقه اعضا دوست نداشته باشن
تو نمی خواد بیای هیون دو
بقیه همه میان درسته؟
بله قربان - بله -
باشه
اگه شما اینطور میخواین
منم سعی می کنم بیام
من نمی خوام نیا
همه به سلامتی
چرا به نظر ناراحت میای؟
مشکلی پیش اومده؟
یه اشتباهی هست
خیلی اشتباهه
اصلا اشتباهه
چرا تو غذا نمی خوری؟
هیون دو بخور
باید بیشتر سفارش می دادی اگه می خواستی منم بخورم
واقعا ؟ باشه
لطفا 4 پرس دیگه گوشت برامون بیارید
غذات رو بخور
گوشتش خیلی خوشمزه است
ممنونم
پس شما خانم هان یون سو هستید؟
امروز خیلی روز طولانی بود مگه نه؟
احتمالا امروز خیلی سخت کار کردی
نه همه باهام خیلی خوب بودن
فهمیدم
بخور
مجبوری بمونی؟
بهتره نیست بری
نمی تونم اولین شام کاری رو ندید بگیرم
چرا نه؟ بهتره بری
یون سو بذار برات یه نوشیدنی بریزم
ممنونم
چقدر می تونی بنوشی؟
خیلی نمی تونم
افتخار می کنم با شما همکارم
کدوم افتخار
وااااو خیلی داری برای آقای یون خود شیرینی می کنی
هیچ وقت از این چیزهای خوب به من نگفتی
اینقدر بهم پیام نده
چیکار می کنی ؟ غذات بخور
!به کار خودت برس
به برادرم بی احترامی کردی؟
!دارم نگات می کنم
جی وان تو هم بخور
بیا اینم بخور
همه اش مال تو
تو چت شده؟
چی؟
هیچی نشده
بذار برات کاهو بذارم
...بذار برای دوستم جی وان درست کنم
حالت خوبه؟
.البتـه
همه گیلاس هاشونو پر کنند
No comments yet. Be the first to leave one.