The first 200 lines.
"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"
"پرنده ی کوچک را فرستادند"
"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"
"بر فراز جزایر پرواز میکند"
"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"
"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"
"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"
"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"
"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"
"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"
"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"
"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"
"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"
"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"
"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"
"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"
"وقتی احساس کردی عاشق شدی"
"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"بال های تنهام در نهایت"
"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"
"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"
"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"
"انتظار در پکن"
"اپیزود 3"
"ما به صورت ناخودآگاه"
"برای حفاظت از عزیزامون، کارایی رو میکنیم"
"که منجر به اشک ها و بحث و جدل های زیادی میشه"
"در نهایت هم دنبال بهونه و توجیه خودمون میگردیم"
برو نزدیکه دیوار"
"لطفا لبخند نزن"
"قیمت این جقدره؟
600 یوآن
600یوآن؟
اگه پشیمون شدید بازم میتونید بیاید
"فکر کردی فقط با 30 هزار تا میتونی منو راضی کنی؟
تا حالا دراماهای تلویزیونی رو ندیدی؟
منتظر احضاریه دادگاه باشید
توی دادگاه میبینمتون
"وقتی همه این نا امیدی ها روی هم جمع میشن کم کم اعتماد هم از بین میره"
"این شک و تردید توی قلبمون میمونه"
"جوونه میزنه و "
" کم کم رشد میکنه"
.مطمئن باش نمیتونه باهامون توی دادگاه رقابت کنه
کوین میدونم که آیوی توی کارش فوق العاده اس
.ولی من نمیخوام برای همچین مسئله ای برم دادگاه
منم نمیخوام ولی نمیزارم باهات اینطوری رفتار کنه
تو بیشتر تحریکش کردی چی انتظار داشتی؟
الان من مقصر شدم؟
من تو رو مقصر نمیدونم ولی فکر نمیکنم نیازی بود که اون حرفا رو بزنی
از طرفی این مشکل منه خودم باید حلش کنم
چرا همیشه این بحث رو وسط میکشی چرا نیمخوای قبول کنی که ما با هم توی یه تیم هستیم؟
.این دو تا موضوع کاملا با هم متفاوتن
اگه اینطور نبود؛ به محض اینکه این اتفاق افتاد بهم زنگ میزدی
من بار ها بهت گفتم که گوشیم شارژ تموم کرده بود
تو از اولم نمیخواستی بهم زنگ بزنی انتظار داری بهونت رو باور کنم؟
چرا نباید باور کنی؟
بس کنین دیگه
کوین اومدی قرار بزاری نه اینکه بحث کنی
میدونم
ازش بپرس قرار بود چیکار کنیم؟
ببینین هوا چقدر خوبه
شنگ شیا چرا کتونیا رو نمیپوشی با کوین نمیری پیاده روی؟
نمیخوام برم
من بودم که تحریکش کردم خودم مسئولیتش رو به عهده میگیرم
!کوین
شنگ شیا آخر سر کاری میکنی کوین ازت فرار کنه
شیاو دو میشه یک بارم که شده طرف من باشی؟
اگه اینطوره نباید عصبانیش میکردی؛
اگه این پرونده واقعا بره دادگاه نباید از اون کمک بخوای؟
این مشکله منه خودم حلش میکنم
تازه این من بودم که طرف رو زدم من اشتباه کردم
الان میرم پیداش میکنم و باهاش صحبت میکنم واقعا نمیخوام برم دادگاه
بشین بابا
نمیشه منتظر بمونی تا کوین خودش این مسئله رو حل کنه؟
بشین دیگه
شیا دو تو هنوز این مسئله رو درک نمیکنی؟ من نمیتونم بخاطر هر چیزی به کوین تکیه کنم
چرا انقد لج بازی؟
مشخصه اون شو تیان آدم درستی نیست
میخوای ازت کلاه برداری منه؟
تازه تو با اینجا زیاد آشنا نیستی؟ فکر کردی اینجا مثله پکن ه؟
خیلی خوش شانسی که شن کای رو داری
چرا الکی خودت رو درگیر میکنی؟
واقعا فکر میکنی من بدون کوین؛
از پس کارام بر نمیام؟
من فقط میخوام بگم که تو با اینجا نا آشنایی
داشتن همچین دوست پسری مثل کوین مثل برنده شدن توی لاتاری میمونه
!بسته دیگه
بیخیال نمیخواد نگران باشی
درسته. این مشکل خودته من زیادی نگرانم
شو تیان داری چیکار میکنی؟
چرا بیمارستان نموندی تا حالت بهتر شه؟
شو تیان داری چیکار میکنی؟
هی با توام چی مینویسی؟
واقعا؟ میخوای از شنگ شیا شکایت کنی؟
فقط میخوام به اون دوست پسره پولدارش یه درسی بدم
بزار بهش نشون بدم در افتادن با من یعنی چی
!خودشه
موافقم نباید بزاری یه آب خوش از گلوش پایین بره
میخوام بره زندان و کارش رو از دست بده
وقتی عصبانیتم برطرف میشه که دیگه اطراف تو نپلکه
من قربانیم تو چرا میخوای بفرستیش زندان؟
اون به تو حمله کرد
.آره اون به من حمله کرد
ولی نجاتمم داد تازه اون از مسئولیتش فرار نکرد
-آره درسته ولی اون بهت حمله کرد؛ اگه بخاطر اون نبود بسته بابا
تو کار من دخالت نکن
برو به کارای خودت برس اگه با کسی قرار داری برو سر قرارت
خلاصه اینکه من حواسم به کارام هست
هنوز نرفتی؟
امشب بیا بار
!بیا یکم نودل بخور
بلند شو دیگه بلند شو
بیا این نودل رو بخور. خودم درستش کردم گرسنم نیست
مگه آدما فقط بخاطر گرسنگی غذا میخورن؟
فقط عشق و غذای خوبه که نا امیدت نمیکنه
مخصوصا اگه دستپخت طرف مثل من خوب باشه
اون رو من باید بگم دستپخت خوب من
بسته دیگه بیا امتحانش کن
خیلی طول کشید تا درستش کنم امتحانش کن
این که اصلا مزه نداره
فکر کردی نودل درست کردن مثله لباس دوختنه؟ نگاش کن
ولی من کلی وقت برای درست کردنش گذاشتم
بیا یکم بخور. ویتامین داره نه نمیخوام
بیا دیگه. جدیدا پوستت خیلی خشک شده من نمیخوام چیزی بخورم
بیا دیگه فقط یه گاز
ببین چقدر مواد غذایی برای اون نودل هدر دادی
واقعا بدون من میخوای چیکار کنی؟
چیکار داری میکنی؟ چاقو دستمه مواظب باش
شیاو دو؛
میدونم که اینکار رو بخاطر من میکنی
ولی قضیه اینه که من خودمم نمیدونم چی واسم خوبه مامانم همیشه میگفت
من مثله سنگ توالتم بدبو و سخت
اگه اینقد بدبویی بهم نزدیک نشو
!میخوام با این بو بکشمت
واقعا چندشی ولم کن
کاری میکنم تو ام بدبو بشی
مسخره بازی رو بس کن
شیاو دو چیه؟
ممنون که تمام این مدت همرام بودی
مقصر خودمم که اومدم دوست تو شدم
از وقتی کوچیک بودم تان ژنگ ژنگ همیشه میگفت، خیلی خوشانسم
من و ژنگ ژنگ با هم تو پکن بزرگ شدیم
واقعا خوشانسم که اینجا هم تو رو دارم
خواهشا این حرف رو نزن من میخوام ازدواج کنم قرار نیست تا آخر عمر همراه تو باشم
!داری منو رد میکنی
دیگه این حرفو نزن
!بزار بیام نجاتت بدم
"اون رویا"
این طرح کاملا با سبک اصلیش فرق داره
من مجموعه لباسای فصل قبلشو بیشتر دوست داشتم
خلاقیت خیلی بیشتری داشت
این طرح ها هیچ حسی ندارم
چرا اونطوری بهم نگاه میکنی؟
ژنگ ژنگ، توام خیلی سخت گیریا
داری ازم تعریف میکنی؟
معلومه، اگه بخوای یه طراح معروف بشی باید نظراتت سخت گیرانه تر از بقیه آدما باشه
طراح؟داری درمورد من صحبت میکنی؟
آره دوست نداری طراح معروف بشی؟
من به اندازه تو بااستعداد و خوشانس نیستم
واقعا از پسش برمیام؟
چرا که نه. تا زمانی که تمام فکر و تمرکزت رو روش بزاری؛
.هر کاری که بخوای میتونی انجام بدی
منظورت اینه که من میتونم مثل این طراح، معروف بشم؟
!معلومه اونوقته که همه میگن؛
"هیچ خلاقیتی توی طرح هاش وجود نداره و"
"هیچ حسی رو القا نمیکنن"
!داری منو دست میندازی
باشه اشتباه کردم
وقتی انقدر خشنی کی میخواد باهات دوست بمونه؟
تو باهام دوست میمونی هر جا تو بری؛ منم میام
حتی اگه بخوام برم خارج؟
آره چرا نیام
پس با هم میریم خارج و طراحی لباس میخونیم اینطوری معروف ترین طراحای دنیا میشیم
بزرگترین ستاره های دنیای مد
ما تبدیل به طراحایی میشیم که تموم دنیا اوا رو تحسین میکنن
چیزی رو که فراموش نکردی؟
!دارم میام
چیمینگ، من و شنگ شیا داریم میریم
لطفا در نبودمون حواست به خونه باشه
نگران نباش من حواسم هست
ما سال ها اینجا زندگی کردیم
ترک کردن اینجا... خیلی سخته
بعد از رفتنمون؛ تو و ژنگ ژنگ میتونین برین اتاقای بزرگتر
اون اتاق بزرگه. جاش بیشتره اونجا میتونی راحتتر باشی
باشه. اگه اونجا بریم کرایه ی بیشتری برات میفرستیم
چرا همچین چیزی میگی؟ من که کرایه رو زیاد نکردم
اون اتاق خیلی بزرگه. چطور میتونم بدون کرایه اونجا زندگی کنم؟
میدونم که تنها بزرگ کردن ژنگ ژنگ چقدر سخته
سال هاست که من و شنگ شیا داریم غذا های خونگی تو رو میخوریم؛
تا الان که غذامون رو تو درست میکردی حالا هم داری از خونه مراقبت میکنی؛
نمیتونم بیشتر ازین ازت کرایه بگیرم
این دو تا با هم متفاوتن کرایه؛ کرایه اس
اگه اینطوری ادامه بدی دیگه باهات حرف نمیزنم
باشه دیگه چیزی نمیگم
ممکنه تو کارخونه سرت شلوغ باشه گاهی بهت .سر میزنم و برات غذا میارم
باشه هر جور راحتی
شنگ شیا عجله کن باید بریم
No comments yet. Be the first to leave one.