The first 200 lines.
چارلی، کلمۀ «مستأصل» رو به کار بردی
و کلمه مناسبتری برای توصیف وضعیتِ امروز صدها بیماری که هنوز
در بیمارستانهای سراسر منطقۀ نیو اورلینز .گیر افتادن، وجود نداره
.رطوبتِ هوا امروز صبح محسوسه
رطوبت اینقدر بالاست و هوا اینقدر .گرمه که احساس خفگی به آدم دست میده
برای همین تصورِشم نمیتونید بکنید که بعد از طوفان کاترینا
وضعیت در داخل اتاقهای بیمارستان که نه برق دارن و در موارد زیادی
.غذا و تجهیزاتی هم ندارن به چه شکلیه
با از کار افتادنِ ژنراتورهای پشتیبان .دیگه تهویهای وجود نداره
الان دارن از کپسول اکسیژنِ قابل حمل استفاده میکنن
و سعی میکنن تصمیم بگیرن به کدوم .بیمار اکسیژن وصل کنن تا بیشتر زنده بمونه
.ذخیرۀ غذاییشون داره تموم میشه
یکی از پرستارها رفته بیرون قدم بزنه و هوایی بخوره
.که روش اسلحله کشیدن پس امنیت هم ندارن
.هنوز تعداد نیروهای کمکی اونقدرا زیاد نیست
تعداد امدادگرها و نیروهای پلیس .اونقدرا زیاد نیست
مطمئنا اونقدری نیرو نیست که خونه به خونه رو بگردن
و آدمهایی که تو خونهشون .گیر افتاد رو پیدا کنن
...بنابراین
استیو، نمیتونم با کارکنان .بیمارستان مموریال تماس بگیرم
.نمیدونم شاید دیگه برق ندارن
:خب آخرین ایمیلی که بهم دادن این بود
،الان با خستگی، استرس» ...اضطراب و کمبود منابع و تجهیزات مواجهایم
«.دیگه تحملش رو نداریم
.پناه بر خدا
و مردم نیو اورلینز امروز :مکرراً از مردم واشنگتن میپرسن
«آیا ما رو میبینید؟ آیا صدای ما رو میشنوید؟»
!تو رو خدا، رفیق! زنده بمون
الان چندین روزه که آدمهای زیادی .بدون غذا، آب و سرپناه موندن
ساکنین نیو اورلینز عملا دارن .فریاد میزنن و کمک میخوان
همون طور که میدونید دولت بوش
مورد انتقاد شدیدِ مقامات محلی نیو اورلینز .و تمام کشور قرار گرفته
مردم از تاخیر امدادگران برای نجات .مردم از مناطق آسیبدیده، ناراضی هستن
گمونم شاید چندتا هلیکوپتر پیدا کرده .باشم که بتونن بیماران رو بیارن بیرون
همین جا توی دالاسن. طول میکشه .تا برسن نیو اورلینز
.بفرستشون - ...باید از شرکت تاییدیه بگیـ -
.نه، تاییدیهش با من. فقط بفرستشون
ولی کارکنان مموریال خبردار .نمیشن که هلیکوپترها تو راهن
هر کاری میتونی بکن تا یه جوری .پیام رو به دستشون برسونی
باید طاقت بیارن. باید تا وقتی .هلیکوپترها برسن اونجا، طاقت بیارن
اون زنده نموند
و دهها هزار نفر همچنان سرگردانن .و نمیدونن زنده میمونن یا نه
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: سـحـر
«روز پـنجم»
.هیچکدوممون از اینجا زنده بیرون نمیریم
!هی، هی، هی، چیزی نشده که حالا - .زنده بیرون نمیریم -
.هی. فقط آرام باش
.هیچکدوممون زنده بیرون نمیریم
نه. یه کم استراحت کن، باشه؟
.هیچکس نمیمیره
.سلام ریچل. دکتر پو هستم
.یالا
.چیزیت نمیشه
چشمهات رو ببند و استراحت کن. باشه؟
خیلی گرمه. آخه چرا اینقدر گرمه؟
.سلام، دکتر
سلام. فقط اومدم بهت سر بزنم. حالت چطوره رادنی؟
.آره، خوبم - جدی؟ -
بازم دارن بیمار منتقل میکنن؟
هنوز نه. در حال حاضر .قایق و هلیکوپتری نداریم
من رو آخر کار میبرن، نه؟
خب گمونم هنوز دنبال اینیم که .بهترین راه برای تخلیه رو تعیین کنیم
.ببین، من قبلا پرستار بودم
.قبلا توی همین بیمارستان کار میکردم
.میدونم روال اینجور کارها چیه
.بیرون بردنم سخته
شنیدم یه نفر دیگه هم اینجا .هست که وضعیتش مثل منه
.یه بیمار چاقِ دیگه که توی لایفکره
...احتمالا جفتمون رو آخر کار از اینجا میبرن
.البته به شرطی که جامون نذارن
.آره، اینجوری باید حس بهتری داشته باشی
.خبری نیست. هیچ هلیکوپتری در کار نیست
.اصلا نباید عملیات تخلیه رو متوقف میکردیم
...اصلا نباید - !خیله خب حالا -
وای خدایا! ما وسط شهریم بعد اون وقت نمیتونیم با کسی تماس بگیریم؟
ما هم باید مثل بقیه روی پشتبوم وایسیم و پلاکارد دستمون بگیریم و التماس کنیم کمکمون کنن؟
.من سعیم رو کردم. همه سعیشون رو کردن
.ساندرا، میدونم. میدونم
.میدونم سعیت رو کردی .میدونم. شرمنده
...یه سری از کارکنان میپرسن
.نگرانِ حیوون خونگیهاشونن
مردم دارن میمیرن بعد اینا نگران حیوون خونگیهاشونن؟
نگرانن اگه مجبور بشن حیوانات رو .همین جا بذارن، چه بلایی سرشون میاد
...و تو فکر اینن که
.شاید بهتر باشه کار انسانی رو بکنن
.آره
.شاید
.با دکتر کوک صحبت میکنم
.گمونم اون بدونه چطور این کار رو کنیم
...به نظرم باید یه فکری هم به حالِ
،بیمارانی که امکان بیرون بردنشون نیست .بکنیم
.حواسمون باشه که اونا هم زجر نکشن
منظورت اینه که شرایط راحتی براشون فراهم کنیم، درسته؟
.فقط شرایط راحتی براشون فراهم کنیم
.چون خیلیها دیگه طاقتش رو ندارن
و میخوام خیالم راحت بشه که هیچ .سردرگمی و سوءتفاهمی در کار نیست
.نه
نه، هیچ سردرگمی و .سوءتفاهمی در کار نیست
.زودی برمیگردم
.ببخشید. مادرم داره توی تب میسوزه
.کاری از دستمون برنمیاد
خب نمیشه... دیگه یخ نداریم؟
.نه یخ داریم، نه آب
.کاری از دستمون برنمیاد
.من همین جام
.من همین جام، مامانی
.جایی نمیرم
.من همین جام، مامانی .من همین جا پیشتم
.دایان
حالتون چطوره؟
خب، چندتا بیمار دیگه رو هم .امروز صبح از دست دادیم
ذخیرۀ آب، الکل مالشی و .ملافه تمیزمون داره تموم میشه
.یعنی دارم لیستشون میکنم
.فعلا که کلی از این لیستها رو دستمونه
ولی بررسی میکنم ببینم .چی میتونیم براتون پیدا کنیم
.مرسی
.دایان، یه صحبتهایی داره میشه
.خیلی حرفا زده میشه
ولی نقشه اینه که هیچ .بیمار زندهای جا نمونه
.آره، البته که کسی رو جا نمیذاریم
.باشه
.سوزان
.مرسی
.خواهش میکنم
!آهای! اونجا
.قایق داره میاد .سرجاتون بمونید
.همگی سرجاتون بمونید .برید عقب
.برید عقب. برید عقب
فقط دوتا قایق اومده، خب؟ .یه فرصتی بهمون بدین. برید عقب
از طرف کی اومدین؟
.هیچکس. فقط خودمونیم
.برو مامانت رو پیدا کن - !آقا، تو رو خدا! نه! نه -
میتونید بیمار با خودتون ببرین؟ - .یه چندتایی آره -
.میرم دنبال یه نفر. زودی برمیگردم
.میخوام این قایقا آماده رفتن باشن
.باشه، تضمین میکنم
ولی وقتی خواستید برید .باید منو هم با خودتون ببرید
.برید عقب. بذارین رد بشه .بذارین رد بشه. بسیار خب
!ورا لهبلانک
مامان؟
!ورا! ورا لهبلانک! ورا
.سلام - ورا لهبلانک کجاست؟ -
شما کی باشین؟
وای خدایا. میشه لطفا بهم بگی مامانم کجاست؟
.خیلی خب، شما اجازه ندارین اینجا باشین - !مارک؟ مارک! مارک -
باشه! آهای! گفتم اجازه نداری اینجا باشی - !مامان -
.مامان
.مامان
چه جوریه که یه دونه سرم بهت وصل نکردن؟
...بهمون گفتن تمامِ
تصمیم گرفتین دیگه دکتر نباشین؟
.یالا. وسایلش رو جمع کن
.باشه
.یالا
.سوار اون قایق شو
.ساندرا - .خیلی خب، بیا، کمکم کن -
.بیا، مراقب باش
گرفتیش؟
.آفرین. بشین. بشین. بشین
پر شد؟ - .ظرفیتمون همینقدره -
.بیایین بریم
.خیلی خب، بیایین عقب. دیگه راه میفتن
!برید عقب .خیلی خب، الان دیگه راه میفتن
موتورها الان به کار میفتن .مراقب خودتون باشید. برید عقب
.درست میشه. درست میشه
.دیگه پیش خودمی
!مراقب باشید
!چارلز! آهای! چارلز! چارلز
!چه غلطی میکنی؟ چارلز
!تو یه بزدلی! تو یه بزدلی، چارلز
!تو یه بزدلی
میدونم همه فکر میکنن .کسی نمیاد کمکمون
.همه حس میکنن به حال خودشون رها شدن
.ولی دکترها انگار تسلیم شدن
...انگار دست از تلاش برداشتن و میخوان
خب گمونم بیمارها رو .به حال خودشون رها کردن
.هیچکس از اینجا بیرون نمیره
.ما از اینجا بیرون نمیریم .ما از اینجا بیرون نمیریم
.بیخیال، نمیشه که دست روی دست گذاشت
پس کارتون رو از سر بگیرید. از این سر راهرو تا اون سر راهرو به مریضها سر بزنید
.فشار خون و قند خونشون رو چک کنید
.اگه دارویی نیاز دارن، بهشون بدین
اگه نیاز به توجه و نظارت فوری دارن
ببینید میتونید سوابق پزشکیشون رو پیدا کنید یا نه
.و سوابق رو در اختیار پرستارهای کشیک بذارین
.گفتن خدمات درمانی رو متوقف کنیم
خب که چی؟ برام مهم نیست .بقیه دکترها بهتون چی گفتن
.اونا هنوزم بیمارهای ما هستن
پس با تمام توان هر کاری .از دستمون بربیاد، میکنیم
حالش چطوره؟
.خوبه
.میگذرونه
باید بکشمش؟
،حتی اگه بتونیم از اینجا بریم بیرون .نمیذارن با خودمون حیوون ببریم
...و من
.نمیتونم بذارمش و برم
خلاصش کنم؟
.نباید توی بیمارستان سیگار بکشی
اوضاع چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.