The first 158 lines.
m 0 0 b 18 0 18 -24 4 -25 l 4 -23 b 15 -22 15 -3 2 -2 l 2 -25 l 0 -25 l 0 0 m -3 0 l -3 -25 b -20 -24 -20 0 -7 0 l -7 -2 b -18 -3 -16 -21 -5 -23 l -5 -23 l -5 -14 l -15 -14 l -15 -12 l -5 -12 l -5 0
تیم ترجمه شینیگامی تقدیم می کند
Shinigami team
دانلود شُده از بزرگترین مرجع انیمه ایران
Translator :
MasteRLinK AnimUp
هوی ، سورا دستاتو بالا ببر
! قلقلکم می دی آبجی آکی
هی ، آبجی آکی سینه هات دوباره داره بهم می خوره ؟
آره
می خوای بهشون دست بزنی ؟
این درسته
من که بچه نیستم
حتی وقتی بزگ شُدی می خوای اینا رو لیس بزنی و بخوری
این فقط یک بازی بود تو اون زمان
آبجی آکی ، تو منو دوست داری ؟
من تو رو خیلی زیاد دوست دارم
! منم آبجی آکی رو خیلی دوست دارم
... هیچ وقت این فکر رو نکردم
یک روزی دیگه نمی تونی از اون کلمات اون روز استفاده کنم
... آبجی آکی
! تو گفتی دیروز اینجا رو تمیز می کنی
اما هنوز به اوج خودم نرسیدم ، بزار این دی وی دی ها رو ببینم
در واقع ، سه نفر از آنها
ترسناکه
اگه چه چیزی ازش نفهمیدم ، برای این پایانش 750 ین رو دادم
اما این خوبه مردم از این راه استفاده کنند ؟
آبجی نباید همچین آدم شلخته ای بشی
چه کار کنم ؟
باید اونا رو ببینم ، هزینش رو دادم
یا بیخیالشون بشم و برشون گردونم ؟
هوی ، تو با من نمی آیی ؟
برام مهم نیستش
این راه برام تکراریه ؟
من اینجا رو تمیز می کنم ، آبجی آکی تو می توتیـــــــــ
... هوی
تو فکر می کنی باید برم ؟
! م - من نمی دونم
! داداش سورا
! کجایی ؟
اوه ، دوباره تو با آکی هستی ؟
صبحانه ، گرسنه ام
اِه ؟ اما من داره اتاق آبجی آکی رو تمیز می کنم ، برو یکی چیزی برای خودت بر دار نامی
نه
شاید من باید این کار رو کنم ؟
نه ، ممنون
! خیلی نامردی
... درسته نمی دونم درست آشپزی کنم
یکی چیزی بگو که تو زندگیت درست انجام داری
! من
... مثل رشته فرنگی
خیلی خوب
من سریع اینجا رو تمیز می کنم ، فقط صبر کنید
عجله کن
ممنون
! دوست دارم
سورا ، امروز نوبت تویه ؟
... سومیوی
نه ، نوبت نامی هست
اما فراموش کردش و رفت برای کارای باشگاش
تو همیشه حواست به نامی هستش ؟
! نه بابا
ما دو قلویم ، اما من برادر بزرگترم بعد اینا
اما عجیب نیستش ؟
تو و آکی قابل اعتمادین ، اما اون نیست
آبجی آکی ؟
اون خیلی معروفه
اون تو بالا ترین درجه کلاسه
ورزشکاری فوق العاده
دخترای باشگاه ورزشی همیشه ازش می خواند مربیشون بشه
که این طور
سورا ، تو هم مثل آکی فوق العاده ای ؟
چه طور مگه ؟
... خوب
اگه درست بگو ، فکر کنم می خوام از این فرصت برای (مقابله) رقابت باهاش استفاده کنم
شانسی داری ؟
! نـ - نامی ؟
تو واقعاً احمقی ؟
! تو مزاحمی
ها؟ احمق ؟
! کانا ، بریم
صحبت کردن باهاش فقط تلف کردن وقته
سورا
! خیلی ازتون ممنونیم
ببخشید ، نمی تونم باور کنم کیف پولم رو فراموش کردم
باید حسابت رو باهام صاف کنی
حتی سومیوی هم گفتش ، خیلی شبیه (بهم می آیم) همیم
من هیچ وقت توجه نکرده بودم
در واقع تو آدمی خیلی شلخته ای هستی ؟
(خدای من ، تو همش منظور داری (تو هم همش تیکه بنداز
آه ، درسته
می خوای کمی بازی کنی ؟
اِه ؟
این خجالت آوره
نگران نباش ، تو شبیه یک دختری
و - واقعاً ؟
اما احساس خوبی این پایین ندارم
سعی کن این جوری حرکت کنی
مثل اینـ ؟
راکِت رو این جوری محکم بگیر
خوبه ، بعد این جوری حالت (وضعیت) بگیر
... مثل این
مثل اینـ ؟
درسته
یک بار دیگه
... (بوی تابستون به مشام می خورد (تابستون داشت نزدیک می شُد
... عطر و بوی آبجی آکی
می خواستم این لحظه برای همیشه باشه
این چیزی بود که من فکر می کردم
سنپای ؟
خدای من ... تو گفتی : هیچ کسی نمی آد
ببخشید
اما اون گفتش : خیلی (جیگری) نازی
! که خیلی خجالت آور بودش
از این که من باهام بودی ، خیلی خوشحال شُدم
غیر ممکنه
! ا - ا - اگه می خوای بری حمام ، خوب باید می گفتی
چرا ؟
خـ ... خوب هرکسی بود قافل گیر می شُد ؟
سورا
چـ - چیه ؟
می خوای باهام بیایی حمام ؟
چـ - چی گفتی ؟
منظورم اینکه حمام مثل قبل
... اگه تو این زمان
نمی خوای بیایی
.. نه این که نخوام
خیلی وقته گذشته باهم آمدیم حمام ؟
بزرگ شُده ، ها ؟
منظورم ، پشتت بود
تو حالا تبدیل به یک مرد شُدی ، سورا
آره ، که هستم
بزار پشتت رو بشورم
لازم نیستش
زمان زیادیه که پشتت رو نمی شوری
بزرگ شُدی قبل از این که بفهمم
هی ، سورا
تو از بازی تنیس چیزی برداشت (خیال) کردی ؟
! نه این طور نیستـــ
تو کفم چرا این بزرگ شُده پس
! آبجی آکی
تو دخترای باشگاه رو خیال کردی ؟
! نـ - نه
پس ، دلیلش پوشیدن اون لباس دخترانه بودش ؟
! نه
پس من بودم ؟
تو یک پسر بدی
... رو آبجی خودت خیال (تصور) کردی
نـ - نه ، این دلیلش نیسته
... من
درسته
علامت هاتو احساس می کنم بهتر شُده
هوی ، شل کن
همه چیزت رو بده به من
پسر خوب
نیازی نیسته برگردی
باید در مورد همه چی فکر کنی
فقط از اون لذت ببر
No comments yet. Be the first to leave one.