The first 200 lines.
«« اکـتـبـــر نـوامـبـــر »»
کافيه، خانمِ «برگر»؟ - .متشکرم -
.لذت ببريد
!بهسلامتيِ کارکردن با همديگه - !مشتاقانه منتظرشم -
.بيا همديگه رو با اسمِ کوچيک صدا بزنيم !چون هرچي نباشه، قراره نقشِ يه زنوشوهرو بازيکُنيم
.«يان» - .«سونيا» -
!بهسلامتيِ فيلم - !بهسلامتيِ خودمون -
قراره کاراکترت رو چطور بازيکُني؟ نظرت دربارهاش چيه؟
ميتونم رُک باشم؟
اون هيچي نيست بجز يه .کاراکترِ سطحي و مبتذل
صادقانه بگم، اين کاراکتر .پُـره از کليشه
.دستش کاملاً روئه، و کاملاً تويِ ذوقه .مثلِ کارهايِ تلويزيونيه، همون سريالهايِ بيمحتوايِ پُربيننده
.کاراکترِ تو جالبتره
ويژگيهايِ بالقوهاي داره. مطمئناً ميتوني ... خيلي خوب درشبياري. ولي
کاراکترِ من .يه کليشهيِ حسابيه
.صرفاً برايِ اين وجود داره که نقشِ تو خوب بهنظر برسه .پس من اين کارو ميکُنم : کانونِتوجه رو کاملاً به تو واگذار ميکُنم
چون ستاره .تو هستي
خُب، اين واقعاً .نظرِ لطفته
،ولي اگه اين نقش اينقدر ضعيفه پس چرا قبولش کردي؟
.چون خوشميگذره
.آخه ميخواستم با تو کارکُنم .و دستمزدِ خوبشو هم فراموشنکُن
.در واقع، عشقِ اصليِ من تئاتره ... ميدوني
اونجا همهچيز در لحظه .اتفاق ميفته
.گاهياوقات، لحظه جادوييه .مثلِ مواد ميمونه
تو هم رويِ صحنه اجرا داري؟ - .سابقاً بله -
و بعدش اومدي سروقتِ سينما؟
آره. همهچيز خيلي سريع .اتفاق افتاد
ديگه برايِ تئاتر .هيچ وقتي واسم باقينمونده
.معذرت ميخوام. مجبورم اينو جواببدم .مديربرنامههام ميخواست باهام صحبتکُنه
خودش نبود؟
.نه
.يکي از عشاقِ سابق بود
هنوزم گاهياوقات کمي ميريزه بهم؛ .بنابراين با همديگه صحبتميکُنيم
لابد مدتِ طولانياي از اين رابطه نگذشته؟
.نه
پايِ يه شخصِ تازه در ميونه؟
.نه هنوز
.متشکرم - .بفرماييد -
.و اينم کبابِ گوساله برايِ شما .نوشِ جان
.خُب ديگه - تو گياهخواري؟ -
حينِ فيلمبرداري. آخه اگه غذايِ سنگين بخورم .خوابم بد ميشه
.و اونوقت تکتکِ روزها جلويِ دوربين هستي .لابد بايد طاقتفرسا باشه
.آره
و کارگردان چطوره؟ - .مشکلي نداره. داره کارشو انجام ميده -
،هرچند واقعاً نميتونه کمکي بهمون بکُنه .ولي داريم کارو خيلي خوب پيشميبريم
اونها ندرتاً .بهدرد بخورن
: دستوراتش کمي آزارندهست. مدام داد ميکِشه !اکشن! کات!" مثلِ آمريکاييها"
گاهي داري صحنهيِ مشکليو بازيميکُني "!و اون يهويي داد ميکِشه : "کات
بهگمونم داره واسه هاليوود !تمرين ميکُنه
!و اکشن
اجازه هست يه چيزيو نشونت بدم؟
.«اين دخترمه، «کلارا
.شش سالهست
.و اينم «سيمون»ـه
.هشت سالهست
!چقدر نازنين .بچههايِ دوستداشتنياي هستن
فکر ميکُني دوستداشتني هستن؟
خُب، تويِ اين عکسها .که اينطورين
پس چرا داري زندگيشونو نابود ميکُني؟
!گاوِ احمق
ببخشين؟ - چرا داري زندگيشونو نابود ميکُني؟ -
چرا بايد همچين کاري بکُنم؟ .من که حتي نميشناسمشون
.ولي اين يکيو که ميشناسي يا اينو هم منکر ميشي؟
،اين پدرشونه .و تو خوب ميشناسيش
.داد نزنين - اين شوهرمه. ميشناسيش يا نه؟ -
.آره
.ولي آروم بگيرين - آروم بگيرم؟ -
.من که نميخوام به خانوادهيِ شما صدمهاي بزنم - پس چرا داري اغفالش ميکُني؟ -
چرا باهاش سکس ميکُني؟ چرا ديوونه و مفتونش ميکُني؟ چرا؟
.من باهاش بهم زدم .خواهش ميکُنم آروم بگيرين
جداً بايد آروم بگيرم؟
.اون فقط يه رابطهيِ عاشقانه بود - يه رابطهيِ عاشقانه؟ -
اصلاً چرا همچين کاري کردي؟ چرا؟
،از شوهرت بپرس !نه از من
فکرميکُني حقداري هر غلطي بکُني؟ آره، پتيارهيِ کثافت؟
!ولي داري نقشِ يه ملکهيِ يخي رو بازيميکُني !تو از درون بکُلي توخالي هستي
فکرميکُني نميتونم درونتو ببينم؟ !تو بکُلي توخالي هستي
!جندهخانم
!جندهيِ لکاته
همهچيز روبهراهه؟
.همهچيز روبهراهه
درخواستِ صورتحساب بکُنيم؟ - .صورتحساب لطفاً -
.من يه بارِ عالي ميشناسم .فقط آشناها رو راهميدن
.لازمه که واسه فردا آمادهبشم .بذار يه وقتِ ديگه
قول ميدي؟
ازتون يه سؤالي بپرسم؟
شما همون هنرپيشههه نيستين؟
چهرهتون خيلي .آشنا بهنظر ميرسه
.بله، خودمم
،عجب! جداً ميگمها !شما روزمو ساختين
.از زيارتتون خيلي خوشوقت شدم .همسرم از طرفدارهايِ پروپا قرصتونه
عمراً حرفمو !باور کُنه
.سلامِ منو بهش برسونين - .حتماً -
.واسش تعريفميکُنم .البته
،معذرت ميخوامها .ولي درست يادم نمياد
اسمتون چي بود؟
.صدايِ ماشينتو نشنيدم
تا اينجا پياده اومدي؟
.ماشينو گذاشتم تويِ جنگل .هيچکس نميتونه ببيندش
،آخه مردمِ محلي ماشينمو ميشناسن .و اونوقت ممکنه خيالهايي بکُنن
.البته .بيا تو
کنياک ميخوري؟ - .نه، متشکرم -
.مشروبِ جينِ هلندي هم دارم - .نه، متشکرم. فعلاً ميل ندارم -
پس خودم .يه گيلاس ميخورم
چه مدتيه که اينجايي، تنهايِ تنها؟ - .دو سال -
.و حتي کمي بيشتر
تويِ اين خونه احساسِ تنهايي نميکُني؟
خُب، کارِ خودمو ،که دارم
.موسيقي و کتاب هم هست
.آره، البته
.گاهي هم اونطوري ميشم - چطوري؟ -
.احساسِ تنهايي ميکُنم .گاهيوقتها آره
.که اينطور .آره
.قبلاً عاشقِ مطالعه بودم
.و کُلي کتاب خوندم .شرمآوره
.احساس ميکُنم انگار خيلي چيزها رو از دست دادم .ميبايست بازم مطالعه ميکردم
... ولي
البته ميتونم .اين وضعو تغيير بدم
.سلام - .سلام -
هانهس» کجاست؟»
.داره فوتبال بازيميکُنه
تعدادِ 27 درصد از بچهمدرسهايها .بيش از اندازه چاق هستن
!تعدادِ 27 درصد - خودت چند تا ازشون داشتي؟ -
.حسابشون نکردم - .بابا، تو بايد مراقبباشي -
.آره، آره
تا نيم ساعتِ ديگه .دکتر ميرسه اينجا
دکتر؟
واسه چي؟ .من که کاملاً سرِحالم
.بابا، خواهش ميکنم .اون فقط واسه توئه که داره مياد
منظورت از "برايِ خودمون" چيه؟ .اين ديوونگيه. پس حالا ديگه من مظنون هستم
،ولي اونها نميتونن ثابتش کُنن .چون تو اون کارو نکردي
.حالا فقط بايد صبور باشيم و محتاط !تا مادامي که ... نه
... تا مادامي که اونها نميدونن - ... تا مادامي که اونها نميدونن -
،که ما عاشقِ همديگهايم و بههم تعلقداريم .قاتل رو پيدا نميکُنن
.خواهش ميکُنم بهم بگو که اين حقيقت نداره .بهم بگو که همچين اتفاقي رُخنداده
.عزيزم، من اين کارو برايِ خودمون کردم .ما بايد صبور باشيم
و بعد، و بعد ديگه .عشقمونو مخفي نخواهيمکرد
کمي بيش از اندازه بينقص نيست؟
.اينطوري کمي مصنوعي بهنظر ميرسه - نظرت اينه؟ -
.«ما آمادهايم، «سونيا - .متشکرم. تا يه ثانيهيِ ديگه اونجام -
خُب، پس بيا يهکم .بريزيمش بهم
.فقط يهکم
.يه بارِ ديگه
.لازمه که صحبتکُنيم
موضوع چيه؟ خستهوکوفته بهنظر ميرسي. مست هستي؟
تو اون شب کجا بودي؟ - کدوم شب؟ -
.حق با توئه
.من اونجا بودم
.اونجا منتظرش بودم
!پس کارِ تو بوده
!باورم نميشه
.خُب حالا ديگه ميدوني
متأسفم. نميخواستم پايِ تو رو .به اين قضيه بکِشونم
نميخواستي پايِ منو به کُشتنِ شوهرت بکِشوني؟
!خُب، دستت درد نکُنه - .من اين کارو برايِ خودمون کردم -
برايِ خودمون کردي؟
!اين ديوونگيه
پس حالا ديگه .من مظنون هستم
ولي اونها هيچ .مدرکي ندارن
.چون تو اون کارو نکردي
حالا فقط بايد .صبور باشيم
.و خيلي محتاط
تا مادامي که ... اونها نميدونن
... که ما بههم تعلقداريم
... و عاشقِ همديگهايم
قاتل رو .پيدا نميکُنن
خواهش ميکُنم بهم بگو !که اين حقيقت نداره
بهم بگو که همچين اتفاقي !رُخنداده
عزيزم، من اين کارو .برايِ خودمون کردم
حالا فقط بايد .صبور باشيم
... و بعد
.ديگه آزاد خواهيمبود
!کات .متشکرم
!فوقالعاده بود! موفق شديم - .يه دفعهيِ ديگه، خواهش ميکُنم -
.ولي اين بينقص بود - .فقط يه دفعهيِ ديگه -
ممکن نيست .از اين بهتر بشه
،احتمالاً نميشه .ولي بذارين امتحانکُنم
واسه تو اشکالي نداره؟
.از نظرِ من اوکيه - .عاليه -
.پس يه دفعهيِ ديگه فيلمبرداري ميکُنيم .از اول
.لطفاً ساکت
ضبطِ صدا؟ - .آمادهست -
.شمارهيِ 71/3، برداشتِ پنجم - .علامتشم بزن -
!اکشن
،چرا اومدي اينجا عزيزم؟
اگه کسي ديده باشدت چي؟
موقعِ بالارفتن از پلهها درد دارين؟ - .نه -
.هنوز ميتونم از پلهها بالابرم - هيچوقت درد ندارين؟ -
.گاهي وقتها - .سلام، دکتر -
.سلام
و حالا هم هيچ احساسِ دردي ندارين؟ - .يهکمي شايد -
بههمين زودي رسيدين؟ ميخواين براتون چيزي بيارم؟ - .متشکرم، ميل ندارم -
.اتاقم اونطرفه
.خلاصه اينطوري بودم .خيلي از سرطان ميترسيدم
: هميشه با خودم فکرميکردم ."واسه من و همسرم، فقط سرطان در کار نباشه"
يه نفسِ عميق بکِشين .و بعد نفستونو بيرون بدين
.و حالا از طريقِ دهنتون
.خيلي خوبه - .و بعدش همسرم تصادف کرد -
و از اون موقع، ضربانِ قلبم .شروعکرد به بالارفتن
.نفسِ عميق بکِشين و بعد نفستونو بيرون بدين - .باشه -
No comments yet. Be the first to leave one.