The first 149 lines.
خانهی متحرک تو جادهای پوشیده از) (شکوفههایِ گیلاس به راهِـش ادامه میده
مهمونـای امروز قدمزنان در امتداد جادهای که شکوفههایِ) (گیلاس تو دست باد تکون میخورن، سر میرسن
با این دو مهمونِ خاص خاطرههایِ خاص) (و ویژهای روی کوه جیری ساختن
یکی از روزهایی که شکوفههایِ) (گیلاس کاملاً باز و شکفته شدن
واااای شکوفههایِ اینجا رو ببینین
بینظیره واقعاً
اینجا رو- تونلِ شکوفههایِ گیلاسـه-
واقعاً قشنگـه
وااای اینجا واقعاً قشنگـه
و شیرین ماهیای که تو آبِهایِ آزادِ) (رودِ سومجین شنا میکنن
از صدفهایی که به اندازهیِ) (...کف دستِ آدم بزرگـه گرفته
اونـا اومدن به کوهِ جیری) (جایی که بهشون کلی غذاهایِ سالم میده
تا حالا این همه شکوفههایِ گیلاس ندیده بودم
الان قشنگ باز شدن
هنوز نریختن رو زمین
آره. الان کاملاً بازِ بازن
خیلی قشنگه نه؟
یونا کی میاد؟ چه ساعتی میاد؟
چند وقتـه که یونا رو ندیدی؟
یونا؟- آره-
دو روزه
عه واقعاً؟- بله-
هی وون تو هم نمیشناسیش نه؟
نه منم نمیشناسمـش
من میخوام مرموز باشم هیونگنیم
دونگ ایل و هی وون اولین بارشونه) (که مهمون امروز رو میبینن
اون تو یه سریال یه رابطهی قشنگ) (و عالیای با شیوان رو به همه نشون داد
اونـا نقشِ یه زوج رو بازی کردن) (که قرار نبود با هم باشن
بازیگرِ نقش اول زنِ فیلمی که 9 میلیون) (بیننده رو به خودش جذب کرد
الو؟- کجایی؟-
تو راهـم
الان دقیقاً کجایی؟
فکر کنم حدوداً نیم ساعت دیگه برسم اونجا
نیم ساعت؟
شایدم 20 دقیقه
بهش بگو آروم بیاد و عجله نکنه- عجله نکن و آروم بیا-
واقعاً؟- آره آروم آروم بیا-
بهش بگو پیش یه رستوانِ خوب وایسه و یه چیزی بخوره
آره حتی میتونی یه جا وایسی و یه چیزی بخوری
فکر کنم نیم ساعت دیگه برسم
اوکی
اوکی اوکی- گلا رو تماشا کن-
و آروم آروم بیا
باشه- خب-
خدافظ
...مدل حرف زدنـش
خیلی کیوتـه
یونا؟- آره-
آره خیلی کیوتـه
بنظر مهربونـم میاد
آره همینطوره
بیونگ چول هم خیلی درونگراست
الو- عه بیونگ چول-
بله سونبهنیم سلام حالِ شما چطوره؟- خوبم-
خوشحالم که صداتـو میشنوم
وقتی میخندی شبیهِ بچهها میشی
ممنونم
این مردی که وقتی میخنده) (شبیهِ بچهها میشه کیه؟
اون تو فیلم "خانم خیانتکار" و) (افسانهی سیزیف" با دونگ ایل همبازی بود"
موقعی که تو یه پروژه با هم کار میکردن) (با هم دوست شدن
اون با بازیِ قوی و بی نقصـش، چشمِ همه ی) (بینندهها رو میخکوبِ خودش کرد
و همهی کاراکترایی که بازی) (کرد افسانهای و موندگارن
بازیگر کیم بیونگ چول داره) (به خانهی متحرک میاد
غذایِ مورد علاقهات چیه؟
ازونجایی که بهاره، دلم میخواد سبزیهایِ بهاری بخورم
سبزیهایِ بهاری؟ باشه بیا با هم بچینیم
خیلی خب. بعداً میبینمت- بله میبینمتـون-
فعلاً- فعلاً-
به کوهستانی رسیدن که خانهی) (متحرک رو احاطه کرده
امروز حسُ حالم خوبه
با ماشین از کنارِ گلها و شکوفههایی که) (برایِ استقبال از اونا باز شدن، میگذرن
اونجاست
رسیدیم
حیاطِ جلویی امروز تو نیمه راهی) (رویِ کوه جیری واقع شده
پایین خونه، بین کوهِ جیری یه درهی بکر) (هست که آب زلالی توش روونه
شکوفههایِ گیلاسِ زیبا و باشکوه اعضایِ) (خونه رو به گرمی احاطه کردن
امروز میخوایم روزمون رو تو محلِ کمپی) (رویِ کوهِ جیری بگذرونیم
فیلمبرداری با کسبِ اجازه از مالکِ محل کمپ) (و با اطمینان خاطر انجام گرفته
هی بدنـشون رو میچرخون تا) (قشنگ حیاطِ جلوییـشون رو ببینن
اینجا خیلی قشنگـه
قشنگه نه؟- آره-
حیاطِ جلوییِ امروز که با) (...شکوفههایِ گیلاس احاطه شده
یه مقیاسی از جلال و شکوه و زیبایی رو) (نشون میده که تو یه قاب جا نمیشه
اینجا بهشتِ رویِ زمینـه که) (با حسِ زندگی تو کوهستانِ جیری پر شده
خیلی خب. از اینور بیاین
این واقعاً کمیابـه ها
اول مالِ منـو بزن
فقط یه ضدآفتابـه دیگه
مطمئنین ضدآفتابـه؟
خیلی زیاد فشارش دادی. این برات کافیـه
همه جا رو یه دست بزن- هیونگ-
از اون گروناست، پس هرچقدر که میخوای بزن
نه هیونگ
...این
ایراد نداره، گرونـه
نه هیونگ
باید خوب بمالی که جذب بشه
عین میکاپ کردنـه
مثل آرایشـه
...این- ببینـش-
یونا داره میادا. اینقدر ضایع نباید باشه
...نه نیست. نه- واقعاً آبروبره-
قراره یکی از اعضایِ گرلز جنریشن رو ببینما
...این
حتی اون لحظه که داشت پشت ...تلفن حرف میزد از خجالت
هیچی نگفتم
هیونگ این فکر کنم خیلی زیادی باشه
...هیونگ
اینجوری اصلاً جذب نمیشه
اینقدر بده که اینجوری میخندی؟
...نه فقط باید
وایسا سونبهنیم- ولی ازون گروناست-
صبر کن بذار ببینم
این چیه؟- همینو بگو-
وااااای. شاید تاریخِ انقضاش گذشته
هی وون بی سروصدا داره) (برایِ خودش ضدآفتاب میزنه
ناجوره؟- صورتـش زرد شده-
بذار کمکـت کنم
نه خودم میتونم
بیا اینجا ببینم- نه نه خودم میزنم-
تو مگه فرق داری؟ ببینـش
عین روح شدی. روح
اگه هی اینجوری ضربه بزنی خوب جذب میشه
آیگوووو واقعاً آدم روانی میشه
من خیلی وقتـه بیونگ چول رو ندیدم
و اگه منو اینجوری ببینه بهم میخنده
کلی خودشونُ کشتن تا کرم بزنن) (آخرش همـشو پاک کردن
من هرگز تو عمرم ضدآفتاب نزدم
چرا امروز باید بزنم؟
همش جذب شده- فقط باید یکم بزنی-
باشه فهمیدم
شیوان اول باید برنج رو درست کنی
باشه درستـش میکنم- ما هم میز رو میچینیم-
تو اول باید برنج رو درست کنی
چشم- و کیمچی رو هم خورد کن-
بسه دیگه
چی؟ بذار یکم دیگه بمالم خب
باید عجله کنیم. یونا الان میاد- باشه باشه-
برای همین دارم اینـو میزنم دیگه
برایِ همینه؟
بیاین اول سایه بون رو وصل کنیم- سایه بون؟-
خورشید خیلی میتابه
...چون امروز دوستِ صمیمیـش داره میاد
حتماً خیلی هیجان داره- واقعاً؟-
چقدر قشنگـه
قدمزنان در امتدادِ جادهای) (پر از شکوفههایِ گیلاس میاد
بانمکه
سلام
رسید
No comments yet. Be the first to leave one.