進化の実~知らないうちに勝ち組人生~
The first 187 lines.
.اسم من هیراگی سئیچی ـه .دانش آموز دوم دبیرستان
توی یه دنیای دیگه، چندتا میوه ی تکامل خوردم
!و یه بدن بسیار قوی و شکست ناپذیر به دست آوردم
خدای اژدهای سیاه رو شکست دادم .و به تلبرت برگشتیم
!چی، صبر کن؟
!آرتوریا زانوی غم بغل گرفته
!بیا از دنیا لذت ببریم
!من با تمام وجود ازت حمایت میکنم
!من که بهش پیشنهاد ازدواج دادم
!قرار چه بلایی سر زندگیم تو دنیای دیگه بیاد؟
فریاد عشق در میانه دنیای دیگه
چی شده، سئیچی؟
مگه همین یکم پیش خودت ندیدی چی شد؟
... اتفاقی که بین من و آرتوریا سان افتاد
!صبح بخیر
آرتوریا سان؟
... آرتوریا سان
.اون کاملاً منو ندید میگیره
.نگران نباش
.اون بدون شک ازت متنفر نیست
!از کجا اینقدر مطمئنی؟
هووم ... غریزه طبیعی؟
!مگه تو هنوزم گوریلی؟
!اوه هوو هو
به هر حال، ساریا امروز میخوای چیکار کنی؟
چی؟
... از اونجایی که آزمون شکارمون لغو شده، پس
.پس به گمونم بهتره یه سر به یتیم خونه بزنم
اوه، پس از قبل یه ماموریت رو قبول کردی؟
آره! کلر سان بهم گفت هر وقت که بخوام !میتونم بهشون سر بزنم
تو چی؟
به جای پذیر ماموریت، میرم .اطلاعات جمع آوری بکنم
!خب بعداً میبینمت، سئیچی
.آره
... خیلی خب
.من باید اطلاعات بیشتری از این دنیا به دست بیارم
:تکامل میوه
،قبل اینکه بفهمم جون سالم بدر بردم
.راستش، من دنبال یه اطلاعاتی میگردم
،کمپ عضلانی گاسل .از دوره ابتدایی گرفته تا پیشرفته توش هست
کودومش رو میخوای؟
.نه، هیچ کدوم به دردم نمیخوره
.با این کله عضله ای به جایی نمیرسی
!اریس سان
چطوری، سئیجی سان؟
.من یه اطلاعات بخصوصی برات دارم
!واقعاً؟
به سبک اریس، با دوره های برده خوک S&M آموزش .B**** مبتدی تا دوره های پیشرفته
کودومش رو میخوای؟
!من خر نباید زیاد بهت امیدوار میشدم
،خب، از شوخی گذشته
چی میخواستی بدونی؟
اخیراً اتفاق مهمی این نزدیکیها نیفتاده؟
... هووم
... مثلاً رویدادهایی که به قهرمانها ربطی داشته باشه
.راستش، شنیدم فلان کشور یه چندتا قهرمان احضار کرده
احضار قهرمان؟
!بینگو
اونا قهرمانهایی رو از یه دنیای دیگه احضار کردن .تا پادشاه شیاطینُ نابود بکنن
!پادشاه شیاطین؟
،اگه میخوای جزئیات بیشتری در موردش بدونی
.کتابخونه سلطنتی جای خوبی ـه
!کتابخونه سلطنتی؟
.این نقشه کتابخونهست
!خیلی جا خوردم که اینو از اونجا در آوردی
!بو گند میده
!احضار قهرمان، ها؟
شاید بتونم چیزی در مورد کانازوکی سنپای .و دیگرون بدونم
!داره چیکار میکنه؟
اون زکیه لعنتی !هیچ آموزش عملی بهشون نداده؟
!پس فایده احضار قهرمان چیه؟
خیلی از خود قهرمان ها هم درخواست .نبرد واقعی علیه هیولاها رو دارن
اصلاً اون میدونه
پادشاه شیاطین در حالی که اینا هیچ آموزش ندیدن !قیام بکنه چقدر آسیب میبینن؟
در این صورت، چرا قهرمانها رو !توی آکادمی جادویی باربادور ثبت نام نمیکنی؟
!آکادمی جادوی باربادور؟
،اگه اونا رو به اونجا بفرستی ،با بنیه قوی که دارین
!به راحتی میتونن ردههای برتر آکادمی رو طی کنن
با این میتونیم به کشورهای دیگه قدرت واقعی .امپراتوری کایسر رو نشون بدم
فکر میکنی جواب میده؟
.مطمئنم که مشکلی پیش نمیاد
.قهرمانانی که احضار کردیم هنوز بچهـن
.وادار کردنشون به اطاعت کار آسونی ـه
!و چطوری قرار اینکارو انجام بدی؟
مجبورشون میکنیم که اینا رو دستشون کنن
.تا هرگز نتونن از دستوراتمون سرپیچی کنن
!دستبند بردگی، ها؟
.حالا متوجه شدم
!رفتارم عجیب شده
... فقط با دیدن سئیچی فرار کردم
... و هر موقع بهش فکر میکنم قلبم
.توی هیچ کدوم جزئیات محل احضار قهرمانها نوشته نشده
... از این گذشته
هر کتابی که میخونم آدمها رو موجودات خوب .و پادشاه شیاطین رو موجود شرور نشون میده
ولی هر دوتای اونا بخاطر آدمها دچار .سرنوشت ظالمانه شدن
.موندم چی درسته چی غلط
.باید به یه چیز دیگه ای فکر کنم
.حالا که فکر میکنم، چیز زیادی در مورد جادو نمیدونم
... بسیار خب، بذار ببینم چی داریم
.برای فعال کردن جادو به مانا و تجسم ذهنی نیاز دارید
جادوگرهای سطح بالا نیاز به تجسم ذهنی ندارن و میتونن از جادوی بدون افسون استفاده کنن ــــــ
.مهارت: حذف افسون کسب شد
.نه، نه، امکان نداره
.جادوی یخ: پیشرفته کسب شد
.ببین، تنها کاری که کردم ورق زدن کتاب بود
.جادوی تندر: پیشرفه کسب شد
!جدی گفتم، فقط کتاب رو ورق زدم
جادوی آتش، جادوی آب، جادوی ... تور، جادوی باد
!تبریک میگم
.شما جادوی سطح پیشرفته تمام عناصر رو به دست آوردید
!شوخیت گرفته
.مهارت: آفرینش جادو کسب شد
.مهارت: اوج جادوگری کسب شد
.مهارت: سحر و جادوی ترکیبی کسب شد
... بس کن
... بس کن دیگه
:مهارت: فعال سازی انبوه، جادوی افسون .پیشرفته، و جادوی دایره ای: پیشرفته کسب شد
!بذار یه پسر معمولی بمونم
!منتظرم بمونید
!ساریا یه دختر معمولی ـه
!گوریل
.انگار چاره ای ندارم
.باید برم مستقیم از کانازوکی سنپای و دیگرون بپرسم
.آه، درسته. هنوز ناهار نخوردم
!گوش حیوون؟
!خـ خوش اومدی
... آه، نه، من
.لطفاً، به نگاهی به اینا بندازید
همه اینارو خودت نقاشی کردی؟
!بله، همینطوره
... وای
.تمام این نقاشی ها خیلی آرامش بخشن
!قیمت این نقاشی چقدره؟
!چی؟
!ها؟ اینا فروشی نیستن؟
.نه، تو اولین کسی هستی که میپرسی
!از خریدتون خیلی ممنونم
.اینو توی جعبه آیتمهام قرار میدم
... حالا
... ها؟! این بو
!از اونجا میاد
کافه دنج؟
!هووم، چه بوی خوبی
... صبر کن، یعنی ممکنه
!زودباش، خوک مازوخیست منحرف
!اینا هم همچنین چیزی داشته باشن؟ ...
!ولی از پس شکم گرسنه بر نمیام
!بزن بریم
.خوش اومدی
.تا حالا این اطراف ندیدمت
... چی؟! آه، خب، من
.عین سیخ اونجا واینستا، بیا بگیر بشین
.به کافه دنج خوش اومدی
چم شده؟
این دیگه چجور سودایی که باعث !پریشونی قلبم شده؟
!چه بلایی سرم اومده؟
!پس، میشه من یه نصیحتی بهت بکنم؟
!چی؟
!حالت چطوره، آرتوریا چان؟
.آدریانا سان
!ایتادکیماس
کرم غلیط ـه، ولی خیلی سفت نیست
و با پخت کامل پاستا و طعم گوشت ترکیب شده
.تا هارمونی بی نظیری اینجا بکنه
... به عبارت دیگه
!خوشمزه ست
!اولین بار که تو رو اینجا میبینمت !ماجراجو هستی؟
.آره، همین دیروز رسماً ماجراجو شدم
.اسم من رانزه، یه آدم معمولی
.از ملاقاتت خوشبختم
.اسم من هیراگی سئیچیه
سئیچی؟
،با توجه به اسمت بهت میخوره اهل سرزمین های شرقی باشی؟
عه؟
خاور دور
.خ-خب، همینطوره
سرزمین های شرقی به داشتن .جنگجویان قدرتمند معروفه
تو هم یکیشونی؟
.ال-البته
.ایشون، صاحب این کافه، نوآده
.درود، از آشناییتون خوشبتخم
!اوه، همچنین
.مُردم از ترس
یه لحظه فکر کردم فهمیدن که .از یه دنیای دیگه اومدم
.خلاصه بگم، تو عاشق شدی
!عا-عاشق؟
.تازه اولین بارته
No comments yet. Be the first to leave one.