The first 200 lines.
تیم ترجمه Opus-SuB تقدیم میکند
قسمت چهاردهم هی باید میمرد و ناپدید میشد
تا تو بیای پیشم؟
حتی بعد از مرگشم
با اینکه دیگه توی این دنیا نیست هم
.نمیتونم برم پیش کسی دیگه
پس چرا اینجایی؟
برای اینه که من امپراطور شدم؟
میخواید جوابمُ بشنوید؟
:::ترجـــــــــــمه و زيرنويـــــــــــس::: ...:::...:::(Mahboobe1994) محبـــــوبه & (SaFira) سفيـــــرا:::...:::...
به عنوان یه دشمن اومدم
به اينجا اومدم تا با دستهاي خودم بکشمتون
در رو باز کن - نمیتونید داخل شید -
منُ بکش
بهم خنجر بزن
فکر کردی من اون سونگ رو کشتم؟
نه، اینطور نیست
اون با فرار مسخره اش این بلا رو سر خودش آورد
از اولش کی بود که به یکی دیگه اتهام اشتباهی رو زد؟
کی بود که یه آدم بیگناه رو فرستاد تبعید؟
بانو هونگ بیرونی؟
بله عالیجناب
بهشون گفتم که نباید داخل شن
عالیجناب - بانو رو ببرین-
ببرینشون به اتاق مخفی و اجازه ملاقات کسی رو هم بهشون ندید
نذارید بره
بله عالیجناب
بریم
این همه راهُ تا قصر اومدی؟
منم میمیرم سرورم؟
سرورم؟
هنوز وقتش نشده
تا اینجاشُ به سختی اومدم
نمیتونم بذارم به همین راحتیا بری
!عالیجناب - !عالیجناب -
!عالیجناب! عالیجناب! عالیجناب
عالیجناب! کسی اون بیرون نیست؟
!عالیجناب! عالیجناب
ببین از کدوم قصرن
بله خانم
شاید زیادی نوشیدن
به نظر میاد داروی اشتباهی خوردن - دارو؟ -
براشون عوارضی باقی میمونه؟
تب بالایی دارن و مرتب بالا میارن
بهشون شربت جینسینگ و تونیک ضد سمِ ریشه های زرشک میدم
باید تا صبح تبشون پایین بیاد
واقعا چیزیشون نشده؟
دکترها تا صبح مراقبشونن
کی هستی؟
روشی گه؟
گی توک؟
بکشید کنار نمیدونید من کیم؟
دستور عالیجناب مقدم بر همه چیزِ
گفتن نذاریم کسی داخل شن
باید در مورد امپراطور باهاش حرف بزنم در رو باز کنید
با امپراطور چی کار کردی؟
چون نتونستی اغواشون کنی از طلسم عشق استفاده کردی؟
طلسم عشق نه، سم
!بهم بگو علیاحضرت
خودت اقرار کردی دیگه زنده نمیمونی
همینو میخواستم، منُ بکش از مرگ نمیترسم
مرگ برام راهی که به معشوقم برسم این تنها راهِ
میکشمت
...نمیدونم با کمک کی اومدی داخل قصر تا به عالیجناب صدمه بزنی
اما در مورد همه جزئیات تحقیق و مظنون رو پیدا میکنم
چیزی پیدا نمیکنی جز زنی که سعی داشته با خنجرش از وفاداریش محافظت کنه
کی اون بیرونه؟
بله علیاحضرت؟ - بانوان بازرسی دربار رو بیدار کن -
بگو یه مجرم هست که باید شکنجه شه
بله
این دختره چقدر گستاخه
هی چی کار میکنی؟
هی، تویی؟
هی - این دختره وحشی -
ببخشید نتونستم زودتر بهت خبر بدم
خیلی شوکه شدی؟
ماموریت خطرناکی بود
ممکن بود به راحتی خراب شه
اون موقع راهِ دیگه ای نداشتیم
چی شد؟
...جنازه و تدفین
چی بودن؟
عصبانیم که متهم به جرمی شدم که انجامش ندادم
اگه شمشیر خدمتکار وفادار در دستان پسر خلفش
منو بکشه، همچین چیزیُ رو به چشم مرگی با افتخار میبینم
عالیجناب! خوبید؟
بیدار شدید؟
ژنرال اشتباه میکنید
شاهزاده خیانتکار نیست
وقتی به عنوان زندانی به شمال بردنشون میتونستن مذاکره کنن و از اونجا بیرون بیان
چندین فرصت پیش اومد که میتونستن به تنهایی فرار کنن
اما اصرار داشتن که با مردمشون از اونجا برن برای همین زندگی به عنوان یه زندانیُ تحمل کردن
زندگیشونُ در خطر انداختن و جنگیدن تا زندانیان رو نجات بدن
اگه صبر کنید زمان اینُ نشون میده
دوباره خیانتکارای واقعی نقشه چیز دیگه ای رو میریزن
چرا نجاتم دادی؟ من از دشمنم نمیگذرم
چشماتُ باز کن و ببین دشمن واقعی کیه
حالا که شاهزاده نجاتت دادن، امیدوارم بتونی نیت واقعیشون رو درک کنی
!عالیجناب
چیه؟ شماها که از این کارا نمیکردید؟
!داداشا
گی توک !گی توک
!داداش
چطوری اومدید اینجا؟
وقتی شنیدیم که عالیجناب در سختی اند چطور میتونستیم کاری نکنیم؟
مهمون داریم
عالیجناب! حرفاتون حقیقت داشت
اونا نمیخوان بذارن زنده بمونید
!عالیجناب
پس ژنرال حالا دیگه حرفامُ باور میکنی؟
نظری که پدرم مرحومم
.موقعی که زنده بودن در مورد شما داشتنُ یادمِ
چی...؟
براتون متاسف بودن
چون باید خواسته خاندان سلطنتی و وزرا رو دنبال میکردید
.تا جلوی طمع شاهزاده جین یانگ رو بگیرید
پدر مرحومتون میخواستن ببینن که قانونگذار این کشور
مسیر درستی رو دنبال میکنه
...باید به پایتخت برگردیم تا روح
خدمتکاران درگذشته وفاداری که در طی شورش مردن تا حقیقت رو بر دنیا آشکار کنن تسکین بدیم
اگه شما بمیرید حقیقت باهاتون مدفون میشه
نمیذارم این اتفاق بیافته
یه جنازه میخوام
.باید جنازه ای باشه که فرم بدنش شبیه عالیجناب باشه
انتقام مرگ پدرمُ گرفتم
چیزی نمیتونم ببینم باید جنازه رو چک کنم
نمیتونیم چهره شاهزاده رو شناسایی کنیم
حتما وقتی مد شده صورتش متلاشی شده
اما چرا دنبال بانو نرفتی؟ چرا اینجایی؟
باورم نشد
چی؟ - که هی مرده -
یه جنازه بود
صورتش متلاشی شده بود
سریع میگیری
با اینکه هی مرده بود تو اونجا نبودی
.پارک گی توک اول جون خودشُ نجات میده؟ عمرا
فکر کردم اگه تو زنده باشی
هی هم زنده است
خیلی وفادارم نه؟
حتی اگه زنده مونده بودی هم بازم هی نمیمرد
در هر حال، بانو جاهیون حتما حالش خوب نیست
فکر میکنه که عالیجناب با وضع بدی فوت کردن
باید فورا برگردیم
و بهش بگیم
تا وقتی قایقی که رفته پایتخت برگرده دو روز طول میکشه
دیگه قایقی نیست؟ عجله دارم
نمیدونم اون دختر دلشکسته ممکنه به چه کاری دست بزنه
یه کشتی جنگی هست
اما غیرممکنه با کسایی که اینجا هستن سوارش شید
اگه میدونستم معشوقتونه
بهش میگفتم
ژنرال شما کار اشتباهی نکردید
منم نمیدونستم میاد
هرچی بیشتر بهش فکر میکنم بیشتر درک میکنم که چقدر شگفت انگیزن
همچین راه دشواری رو اومدن تا بهتون هشدار بدن در خطرید
در طی سه سالی که ناپدید شده بودید اون کسی بود که محکم وایساد و تحمل کرد
مشکلی واسشون پیش نمیاد
الان اوضاع متفاوتِ
اون جنازه و دفنشُ با چشمهای خودش دیده
الان خیلی ناراحتِ
میترسم کار نامعقولی انجام بده
خوبم دیگه دارو نمیخوام
.عالیجناب! حالتون خوب نیست
فقط الکلش قوی بود همه اش همین
اینطور نیست
داشتید سعی میکردید گلی رو بچینید که نباید بهش دست میزدید
به همین خاطر اینطوری نشدید؟
جاهیون باید به عنوان کسی که جرم بزرگی مرتکب شده مجازات شه
!ممکن بود بمیرید، عالیجناب
دخالت نکن
خودم حواسم هست
.عالیجناب! من همسرتونم
اگه من دخالت نکنم کی بکنه؟
نمیدونید که حسادت یکی از هفت چیزی که باعث میشه از سمتتون برکنار شید؟
به نظرتون اینا از حسادتِ؟
این از حسادتم نیست بلکه برای محافظت از شماست
چطور تونستید درست روز اول به تخت نشستنتون همچین رسوائی رو بار بیارید؟
حتی اگه همه زنهای دنیا رو هم داشته باشید نمیتونید به جاهیون دست بزنید
میخواید از همون اول سلطنتت به عنوان یه شاه رسوا شناخه شید؟
دهنتُ ببند
اون همیشه مالِ من بوده
اون سونگ ازم دزدیدش
دارم میگم همیشه مالِ من بوده
اون دوستم بوده
پدرم و پدر بزرگم
عاشق دخترایی با طبقه اجتماعی پایین داخل قصر شدن
اما در مواجهه با بانوان دربار قوانین داخلی قصر رو حفظ کردن
به بهانه دوست بچگیت سر راهم قرار نگیر
برای همین به تخت نشستید؟
به خاطر همین امپراطور شدید؟
باید بدونی اگه به خاطر افسر ارشد فرمان سلطنتی نبود نمیشد به همین راحتیا از شر اون سونگ خلاص شد
افسر ارشد فرمان رو بیاریم طرف خودمون
اما چرا در این مورد باهام صحبت نکردید؟
موضوعات مرتبط با بانوان دربار تحت نظر منه
اگه در قانون قدرتی داشتم
نیازی به صیغه برای محکم کردن موقعیتم نداشتم
امپراطورهای پیشین همه جایگاه نُه صیغه رو پر میکردن
تا بتونن جایگاهشون رو محکم و از آینده درخشانشون مطمئن شن
تعهد و وفاداری منُ فراموش کردید؟
من زنتون نیستم بلکه هم پیمانتونم
No comments yet. Be the first to leave one.