The first 125 lines.
دشمن؟ یعنی آدم بدن؟
.بد واسه یه لحظشه. «آموزشگاه» فرقهست
یه مشت روانی که به اسم تعلیم و تربیت آدمای .بیعلم، دسته دسته مردم رو قتل عام میکنن
آموزشگاه به همین زودی فهمید امپرس برگشته؟
!خیلی سریعن
...فرار یا قرار؟ خب معلومه که فرار
...این دختره
!آهای! یالا پا شو
هه؟
!سر و کلهی آموزشگاه پیدا شد !امپرس داره میره سراغشون
!ما هم میریم دنبالش
!خو چرا؟
!میگی چیکار کنیم؟! امپرس رفت سراغشون
...عوضیا
Sow a seed of despair
بذر نومیدی بکار
Emotions are designed for long time
احساسات برای طولانیمدت به وجود آمده اند
even now
حتی حال
inochi mo nai kuse ni, kowashite
حال که جسمی بیجانی، نابودشان کن
kyouki ga sajin wo matotta
جنون طوفانی از شن خیزاند
tsumi kasanatta zetsubou wo
ظرف سرریز از یأس را
uragaeshite susutta to sureba
اگر وارونه کنم و سر کشم
boku wa sei wo teigi dekiru no ka?
به معنای حیات پی خواهم برد؟
kurui gareki wa tsukikage ni
آواری سوخته زیر مهتاب
ugate sekaisen tenkyuu egaki
کمانی نقش بربسته بر بوم جهان
mukuwarenu omoi no nagikara dakishimeru
بیچشمداشت بقایای احساس را در آغوش میگیرد
itan no hate, yume no tane
در عمق گناه، دانهی آرزو
ubugoe wo matteiru
در انتظار تولدی نو است
mitasarezu akari wo ubai au ikusa yo
جدالی سیریناپذیر که روشنایی را میبلعد
kurugane wa mai tsudzukeru
آهن بیوقفه پای میکوبد
meguru myakudou ga kieru made
تا لحظهای که از تپیدن باز ایستد
...یه نفر کمکم کنه
اینجا چه خبره؟
...کمکم کـ
.حالت جنگ شبانه
.عوارض زمینی از طریق لیزر فروسرخ تو رادار نمایش داده میشه
.موانع خودکار تشخیص داده میشه
!ساکت! تمرکز کن
...دارن در میرن
.به خیر گذشت
تکتیرانداز قهار
.پس در اصل دنبال ما نبودن
.خیلهخب. دیگه راه بیفتیم
پس اون چی؟
.تا شهر بغلی میرسونیمش. بعدش دیگه به ما ربط نداره
...چیزه
!ازتون خواهش میکنم! بقیه رو هم مثل من نجات بدین
!بقیه رو هم...نجات بدین
Free Gauge Train: نوعی قطار که میتواند روی * چندین نوع ریل با اندازههای متغیر حرکت کند
.این ریل «قطار فری گِیج» ـه
البته الان دربست در اختیار آرتمیس و ارتش .رباتیه. ازش برای ترابری استفاده میکنن
.عقلت سالم باشه نزدیکش نمیشی
.قطار آموزشگاه یهکم دیگه با این خط میاد
.دوستام اونجان
.ما همه یتیمهای زاغهنشین بودیم
آموزشگاه ما رو برد تا به عنوان راهبه .مراسم اجرا کنیم، عوضش پول یا غذا بگیریم
...قرارمون این بود
.اجازه میخوام
چیه؟
.دستهی تأمین منابع انسانی تماس گرفته
.یکی از دخترای فدایی فرار کرده
.به غیر از اون قطار زرهی قراره زود حرکت کنه
با یه فدایی کمتر؟
.دنبالشن. قرار نیست فرار کنه
هوم...بنظرت دلیل اینکه فدایی لازمه چیه؟
بله؟
.من برگزیدهی الهه ماه هستم
.زنی وجود نداره که شایستهی من باشه
.ولی با این حال باید به گشتن ادامه بدم
.فقط بخاطر بشریت
!بله
.ما این انسانهای گمراهِ نادون رو تعلیم میدیم و تربیت میکنیم
.«برای همین به خودمون میگیم «آموزشگاه
.ما تنها سپاه دنیائیم که دغدغهمون فقط و فقط پیشرفت بشره
برای رسیدن به هدفمون، هرکی که بخواد جلوی .تعلیم و تربیت رو بگیره باید با تمام قدرت ساقط بشه
تمام نیروهای اطراف راهآهن رو بسیج کنین .این دختری که گفتی رو پس بگیرین
اگه نشد بگیرینش...خودتون که میدونین؟
،شرق اینجا، سیصد کیلومتری
.یه پایگاه هست که آموزشگاه دخترا رو توش نگه میداره
از اونجا فرار کردی؟
نگو پیاده؟
.بیشتر راه رو با ماشین اومدم
.ولی رانندگی بلد نیستم؛ ماشین رو خراب کردم
سیصد کیلومترِ بیزبون راه رو بریم تا دخترایی رو نجات بدیم که قراره با قطار جابجا شن یه پایگاه دیگه؟
.احمقانهس
...ولی من
!همه بخوابین رو زمین
!هی...هی...هی
!تکتیرانداز
.دیگه از دستم فرار نمیکنی
.این عشقِ منه، امپرس
.بلک راک شوتر
...صدای تیر سه ثانیه دیرتر اومد
.احتمالا یه کیلومتری فاصله داره
یعنی چی؟
.تفنگای کالیبر بالا تیرشون از صداشون سریعتره
...پس وقفهی بین اصابت و صدا
.حسابت اشتباهه
تو از کجا میدونی؟
سرعت تیری که الان اومد، تو لحظه اصابت .بیشتر از پنج برابر سرعت صوت بود
،بخاطر کمبود اطلاعات جای دقیق دشمن رو نمیشه مشخص کرد
.ولی حداقل 5 کیلومتر باهامون فاصله داره
!پنج کیلومتر؟ ...پس یه تفنگ معمولی نیست
!مونیکا
!بله
.یه لحظه وایسا بینم
...دلیلی هست واسه اینکار
.میخوام یه تیر دیگه ازش بگیریم که بفهمیم کجاس
!نمیخوام! وانمیستم! مگه از جونم سیر شدم؟
...جهنم
No comments yet. Be the first to leave one.