The first 200 lines.
پایگاه برلین
یالا
اه لعنت
دکتر
دکتر،زود
جوزف جوزف
باید بریم. نه, نه, میمونم
اینجا امن نیست نه
زود باش. باید بری.
نه نه نه جوزف جوزف
باید باهاش باشم نه نه نه نه
اونا باید کاراشنو بکنن
بدو بریم
حتی فکرش هم نکن.
هی, رابرت. استفان؟
نه.چرا؟چی شده؟
باید خودتو تمیز کنی
اون مرده, مگه نه؟
یه عالمه پلیس تو بیمارستانه
کلی سوال ازت دارن
چی دیدی و میدونی از دشمناش
دشمناش؟
یه سیاستمداره
خیلی از مردم خواهانه رفتنشن
مثل تو؟
تو فکر می کنی که من ... این چیزی نیست که من گفتم.
من دارم بهت می گم چی ازت خواهند پرسید.
وباید براشون اماده باشی
ما شنیدیم در محلی که کاترینا گرهارت
داشته با مردم صحبت میکرده یه تیر شلیک شده
گزارش های تایید نشده ای میگن خانم گرهارت
رو در همون محل داشتن معالجه میکردن
این خیلی مسخرهست
باید همون موقع که فرصتشو داشتی تحویلش میدادی
مسیح, فکر میکنی لنا این کارو کرده؟
گرهارتو مقصر مرگ پدرش نمیدونه؟
اوه بیخیال اگر همین باشه چی
نقشه انتقام؟
گرهارت دشمنان زیادی داره
بیا به نتیجه گیری نرسیم
که دقیقا کارمونو آسونتر میکنه
اگر شخص مسئولو پیدا کنن
من فردا صبح جایگزین خواهم شد,
و خدا میدونه بعدش چی میشه
خیلی خب الان میرم اداره
اگر چیزی شنیدم خبرت میکنم
دنیل
ما زنده میمونیم تو برلین
اگر واقعا میخوای کمک کنی
لطفا با هکتور صحبت کن لنا رو بده
فعلا اون تنها چیز خوب ماست
آیا اینجا هستند؟
من انگلیسی نمیفهمم
شنیدم که انگلیسی خیلی خوب حرف میزنید. آوگوستوس.
هکتور و لنا
می دونم که اینجا موندن.
بیا تو
خبری داغ داره به دستمون میرسه
همین حالا داریم تأییدیهای دریافت میکنیم که گرهارت...
اون انجامش داد
باز هم، به نظر میرسه کاترینا گرهارد کشته شد
اون واقعاً این کارو کرد
تیرانداز
باید با من بیای.
کجا؟
حتماً مظنون میشی.
طولی نمیکشه که بیان دنبالت
باید امشب از شهر خارج بشیم
میخوای کمک کنی؟
ما دقیقا انتخابی نداریم.
خیلی درگیر شدم
اسمم امریچه، یه دوست خانوادگی خانم گرهارتم
حالش چطوره؟
بردنش اتاق عمل. تا یک ساعت دیگه بیشتر میفهمیم
شانسیم داره؟
متاسفم. نمیشه تو این مرحله چیزی بگم
ممنون
جوزف تنها کارمون صبر کردنه
میخوای بشینی؟ فکر میکنی باید بشینم
نه شوهرش اونجاست
باید باهاش صحبت کنم
هوامو داشته باش
نمیفهمم
فکر کردم قرار بود تو واشنگتن باشی
پروازمو از دست دادم
جوزف چطوره؟
هر اتفاقی که میافته ترس برش میداره
فکر کنم همه همینطوریم
پوششت هنوز پا برجات
به من اعتماد داره فکر کنم هنوز داره.اره
وبهش اعتماد داری؟
میخوام واقعی باشه اما هیچ چیز قطعی نیست.
خودت هم میدونی
رویداد های امروز پخش شدن
ممکنه فرصتی باشه
چه فرصتی؟
امروز صبح پلیس یک تلفن همراه پیدا کرد
از آدرسی مربوط اتو گانز
یک شماره چند بار از اسپانیا تلفن کرده
برای تامین مواد منفجره
ما این شماره رو به کاترینا میبندیم.
و در نهایت پیوند خودمونو باهاش خواهیم داشت.
باشه اما فکر نمیکنی کمی دیره؟
پی اف دی دارای ارتباط با ترور ه.
این خبر باید به اشتراک گذاشته بشه و هر پیروزی
حتی یک شخصیت اخلاقی, به من در بازگشت به خانه کمک میکنه
خوب، پس چطور می تونم کمک کنم؟
ما به این تلفن نیاز داریم
حدس من اینه جایی درون دفتر مرکزی پی اف دیه
و حواسپرتی امشب به من پوشش کافی میده
اما من یک کلید هشدار نیاز دارم.
جوزف همه رو تو گاوصندوق تو اپارتمانش نگه میداره
دسترسی داری؟
کاملا دسترسی دارم
عیسی، آخر هفته لعنتی.
از آپریل شنیدی؟
ما نتونستیم باهاش تماسی داشته باشیم
هیچی. تو کشور خودمون چی دارن میگن؟
دیگه میخوام با لنگلی تماس بگیرم و .
بهشون گزارش بدم
میدونی، وزارت کشور از این موضوع حمایت کرده
واسه همین هر چیزی در ملا عام بگن به ضررشونه
. دنیل "ملاقاتی داری"
میگه اونوره خیابون منتظرته
کی؟
کولیر یه چنین چیزی
نه بمون
بهش رسیدگی میکنم
. لعنت به من
هرچی داری برای فروش هکتور من علاقه ای ندارم
دنیل کجاست؟
فکر میکنی کجاست؟
تلویزیون روشن کردی؟ ما با شرایطی
که در حال حاضر پیش اومده درگیریم
. خب، شاید واسه همین اینجام
کمک تو رو نمی خوام، هکتور
به کمکت نیازی ندارم
فکر کنم داری
... چرا نمیری بار رو پیدا کنی و خودت رو به کشتن بدی؟
. یه لطفی به ما بکن
ما اینجا کارمون تمومه.
. میدونم کی بهش شلیک کرده
، و با منابعی که داری
میتونم شناساییش کنم
چی بهت میرسه؟
هیچی
فقط یه آمریکایی خوب بودن
باشه
بیا تو
چی، تو سفارت؟ اره
تف به روت. امکان نداره
من به اندازه کافی ریسک کردم انقدر بهت نزدیک شدم
اما به این دلیل نیست که تو به برلین برگشتی
در وهله اول؟ راهی پیدا کردی؟
نه
نه، تو من رو اشتباه گرفتی
خب پس تو چیزی برای از دست دادن نداری، داری؟
منظورم اینه که، اگه میخواستیم تو رو تنبیه کنیم
ما میتونستیم قبلا این کار را انجام بدیم.
اوه، اینطور فکر میکنی؟
من به خاطر تو آمریکایی خوبی هستم باشه؟
بیا لعنتی خودت بیا تو
خیلی خب
آماده ای؟
اجازه بده کارو بکنیم بریم؟
بیا بریم.
همینجا بمون منتظر من بمون
. هیچوقت فکر نمیکردم که اون روز رو ببینم
. آره، خب، منم همینطور
اونا
اونا نمی دونن، مگه نه؟
اوه، اونا فقط فکر میکنن که تو
از یه کار سخت خسته ای
درسته
لننا کجاست؟
... خب، اگه اون با عقل جور در میاد
تا جایی که ممکنه از "برلین" دور باشه
سلام هی
شما دوتا،بیاین،همین الان
. اینم از این. اینجا، لطفا
پس، "هکتور" ادعا کرده که تیرانداز رو دیده
میخوای روش کار کنی؟
من یه تصویر تو کلود دیدم
قبل اینکه بیام
بذار رو مانیتور دنیل
... این یارو روی پشت بوم نشسته بود
مشرف به صحنه.
به نظرم یه طرفدار
یا شاید هم فقط یه آلمانی عصبانی
که با سیاست گرهارد مخالفه
تفنگ جی 28. نیروهای مسلح آلمان.
اون یک آلمانی عصبانی بسیار آموزش دیدست.
. نه، نه، نه یه اسلحه کرایه ایه
اونجا چی کار میکردی؟
اهمیتی داره؟ . البته که مهمه
، اگه قراره از اطلاعات استفاده کنیم
باید منبع رو تایید کنیم
لنا گانز لنا گانز
اوون...
اون میخواست انتقام بگیره.
No comments yet. Be the first to leave one.