Release info

Wait in Beijing E46
A Commentary by hanchuhan20

Tags

other
Published on: 2022-03-12
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"

"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"

"پرنده ی کوچک را فرستادند"

"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"

"بر فراز جزایر پرواز میکند"

"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"

"بیا تا رویا هامون رو با هم بسازیم"

"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"

"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"

"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"

"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"

"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"

"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"

"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"

"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"

"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"

"وقتی احساس کردی عاشق شدی"

"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"اون رویا رو"

"بال های تنهام در نهایت"

"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"

"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"

"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"

"انتظار در پکن"

"اپیزود 46"

"با عشق و ایمان"

چیکار میکنی؟

اون مرده

کی؟

اون خواننده بیخانمانی که همیشه میومد اینجا

میشناختیش؟

میدونم که اسمش جیسون بود

نمیدونم چرا بیخانمان شده بود یا چرا تو خیابونا آواز میخوند

این گل ها رو بخاطر اون گذاشتن

احساس میکنم خیلی شبیه هم بودیم

...انگار برای رسیدن به رویا هاش

توی این شهر دست و پا میزد

این کاریه که این شهر با آدما میکنه

واقعا میگم

باعث میشه فکر کنیم توی یه قدمی رسیدن به آرزو هامون هستیم

میدونم که من به اینجا تعلق ندارم و رویاهام هم به اینجا تعلق ندارن

"ممکنه توی این دنیا بزرگ خیلی کوچیک و بی اهمیت به نظر بیایم"

"ولی اینا چیزایی نیستن که ازشون فرار کنیم"

"هر آدمی رویا ها و آرزو های خودش رو داره"

"بعضی از آدما خوشانس تر از آدمای دیگه هستن"

"ولی تنها چیزی که من میخوام اینه که همیشه همراهت باشم"

"و ازت محافظت کنم"

من باختم میخواستم این پیراهن رو بهت برگردونم

چرا انقدر گرفته ای؟ هنوز فراموش نکردی؟

این اولین باره شکست عشقی میخوری یا کارت رو ول میکنی؟

اولین باره

همه میگن هنرمندا عذاب میکشن

میتونی ازش به عنوان یه منبع برای ایده هات؛ استفاده کنی

از کجا فهمیدی؟

این مدت ایده های جدیدی به ذهنم رسیده

ولی دلم خیلی برای شائو لین تنگ شده

به لباسایی که همیشه میپوشید فکر میکنم

اینکه با چه لباسی راحته

اسپرت باشه یا رسمی تابستونی یا زمستونی؟

داشتم به لباس زوج ها فکر میکردم

چیکار کنم؟

همش به اون فکر میکنم

نمیتونم از فکرش بیرون بیام

خیلی دلم برا تنگ شده

کلی لباس براش طراحی کردم

تقریبا دو تا دفتر طراحی رو تموم کردم

طرح هات خوبن؟

همشون رو دوست دارم

پس میخوای به طراح بودن ادامه بدی؟

میخوای تبدیل به برترین طراح های دنیا بشی؟

تنها چیزی که میخوام اینه که با شائو لین باشم

اشکات رو پاک کن

ممنون

میخوام درمورد یه چیزی باهات حرف بزنم

میدونی چرا اون لباس رو برای پارتی بهت دادم؟

میدونی چرا همه بهت احترام میزاشتن؟

چون اون لباس از طرح های خاص مجله امون بود

همه میخواستن بدونن طراحش کیه

هیچ کس از طراح اصلی اون لباس خبر نداشت

همه "سیفان" صداش میکنن و کسی که الان جلوت وایساده

اون لباس رو طراحی کرده

در واقع بعد از سال های تجربه ...توی این صنعت

تنها چیزی که یاد گرفتم؛

اینه که هرگز دست نکشم

میدونم که تو هم همینطوری هستی

بعد از مدتی میفهمی که نمیتونی ازش دست بکشی درست مثل خودم

...ژنگ ژنگ؛ خوب گوش کن

یه نصیحتی برات دارم

"هیچ کس نمیتونه آینده رو پیش بینی کنه"

خیلی از اتفاقای ساده میتونن توی زندگیت تاثیر گذار باشن

متوجه معنی چیزی که بهت گفتم؛ شدی؟

میدونستی یه بازی جدید اومده که خیلی معروف شده؟

"اسمش " دوستم داریه؟

بعد از اینکه سوالات زیادی ازت پرسید

شماره پسری که باهات مچه رو در اختیارت میزاره

همزمان از اونم یه سری سوالات میپرسه

و بعدش مشخص میشه که آیا اون شخص دوستت داره یا نه

و با هر بار آپدیت اتفاقات مهم رابطه اتون رو بهت یادآوری میکنه

داشتم به این فکر میکردم کسی که این بازی رو طراحی کرده واقعا طرف مقابلش رو دوست داشته

وگرنه دلیلی برای طراحی همچین بازی ای نداره

چرا اینو زودتر بهم نگفتی؟

!باید برم

هی؛ ژنگ ژنگ؟

عمه هویی بهم گفت روزی که مادرت مرد؛

تو اونو دیدی

درسته

از اون موقع به بعد دیگه نمیتونستی بهش نگاه کنی

برای همین عکسی ازش توی خونه نیست ؛ نه؟

کوین؛ منم مادرم رو از دست دادم میدونم چه حسی داره

اگه بخاطر افسردگیش نبود؛

حتما مادر خیلی خوبی میشد

میدونی که خودکشی اون به معنای این نیست که مادر بدیه

عمه هویی بهم گفت روزی که منو توی اون لباس دید

فهمید من و تو با هم ازدواج میکنیم

شاید این سرنوشتمونه که با هم باشیم

و مطمئن باش مادرت میخواد تو رو خوشحال ببینه

اینجا چیکار میکنی؟ ...من

عجله دارم سریعتر بگو

...باشه؛ میخوام بدونم شائو لین

شائو لین خوبه و طراحی بازیش هم خوب پیش میره

یه کمپانی خارجی بهش تقاضای همکاری داده فعلا میخواد بقیه کار ها رو کنار بزاره و روی این تمرکز کنه

میدونی که الان خیلی طرفدار داره و کلی پول در آورده

...ولی مهم ترین چیز اینه که

چیه؟

هنوز دوست دختری نداره

فکر کنم تا الان قرارداد رو امضاء کرده و توی هتل منتظره

یه ساعت دیگه هم پرواز داره تا 6 ماه دیگه برنمیگرده

فکر کنم بتونی بهش برسی ...من

توی کدوم هتله؟

بمون بهت بگم دیگه توی وی چت بهم پیام بده

!موفق باشی

!شائو لین

!شائو لین

ژنگ ژنگ

خوبی؟

نفسم بند اومده مثلا آسم دارما

میدونی من آسم دارم ولی بازم منو دنبال خودت کشوندی

چرا انقدر بدجنس شدی؟

چرا اینجایی؟

اگه نیومده بودم الان فرار کرده بودی

کجا فرار کنم؟ خارج دیگه

مگه نمیخواستی برای کار بری خارج؟

واقعا خیلی نامردی

چطور میتونی منو اینجا ول کنی و بری

برم خارج؟ کی میخواد بره خارج؟

همین الان با یه کمپانی تو پکن قرارداد بستم

قراره همینجا کارم رو ادامه بدم چرا باید برم خارج؟

داری بهم دروغ میگی پس چرا چمدونت رو بستی؟

فقط یه سری مدارک و وسایل بازی کامپیوتری توشه

کوله ام خیلی کوچیک بود برای همین چمدون آوردم

حرفت رو باور نمیکنم

اون وو دان رانگ لعنتی بهم دروغ گفت

...خب

برای همین... اومدی دنبالم؟

کی اومد دنبالت؟

فقط نمیخواستم... شکست بخورم

شکست بخوری؟

قبلا؛ ازم یه سری سوال پرسیدی که نتونستم جواب بدم

میخوام دوباره امتحان کنم

میشه یه فرصت دیگه بهم بدی؟ ...میخوام دوباره تلاش کنم

شاید درست جواب دادم

باید یه شانس دیگه بهم بدی

...خب... من

ایندفعه درست انجامش میدم

باشه؛ بیا دوباره امتحان کنیم

منو بزار پایین

خب؛ چه برنامه ای داری؟

میخوای برگردی فنگ خه؟

نمیخوام میخوام فعلا به تو تکیه کنم

تو الان دیگه خیلی معروف شدی

باید از منم حمایت کنی میشنوی چی میگم؟

منم به طراحیم ادامه میدم

میخوام برند خودم رو راه بندازم

اسمش رو میزارم تان ژنگ ژنگ

خیلی خودشیفته نیستی؟

منظورت چیه؟

حتی از تو به عنوان منبع ایده هام استفاده کردم و چند تا طرح جدید زدم

باشه پس برند رو بیخیال میشم

...نمیخواد بابا ولش کن؛ مهم نیست

باشه متاسفم من اشتباه کردم

حالا که من منبع ایده هات هستم

پس باید نهایت تلاشت رو بکنی

به این راحتیا راضی نمیشم ازت خواهش میکنم؛ طراح بزرگ

کافی نیست باید منو بغل کنی

باشه بابا ...راستی

چرا تاکسی نگرفتیم؟

اینطوری رمانتیک تره اینطور نیست؟

شو تیان؛ فکر میکنی ما میتونیم ببریم؟

چرا یهویی همچین سوالی پرسیدی؟

میدونم این شکایت از اول هم کار درستی نبود

ولی اگه اینکارو نمیکردم هرگز نمیتونستم به طراحی ادامه بدم

...در واقع؛ منم میخواستم بهت بگم که

گاهی باختن ارزش بیشتری نسبت به بردن داره

به سلامتی به سلامتی

جناب قاضی میتونم حرف بزنم؟

بفرمایید

من عاشق طراحی لباس ام

از وقتی 14 سالم بود عاشق اینکار بودم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left