The first 200 lines.
سال نو مبارک
خيلي خوبه
از خودتون پذيرايي کنيد
شان شان ، چي ميخواي بخوري؟
ممنون پدر بزرگ خودم برميدارم
شان شان اينو بخور
شان شان ، شنيدم از وقتي رفتي شانگها کلي مشکل داشتي
تو هنوز اينقدر اجتماعي نشدي که بتوني تو شانگهاي زندگي کني
آره آره خودمم کلي نصیحتش کردم
شان شان
امسال چقدر پاداش گرفتي؟
زياد نيست
چون پايان امسال من در پايين ترين رتبه ي شرکت بودم براي همين سهم کمي داشتم
ولي آخر امسال رئيس بزرگ يه پروژه ي عظيمُ کليد زده
شنيدم ميگفتن سال ديگه هر کي يه سهمي ازش ميبره
حداقل 4 ماه حقوقمونُ ، آخر سال پاداش ميگيريم
همون رئيس بزرگ خيلي توانا؟
واو ، ميخوان بهشون رشوه بدن - بخور غذاتو -
شان شان ما خيلي باهوشه
خيلي هم بالياقته
بلافاصله بعد از فارغ التحصيلي ميتونه کلي پول دربياره
نه ديگه اينقدر پدر بزرگ
آره ، اون فقط شانس آورد که تو شرکت بزرگي مثل گروه فنگ تنگ تونست شاغل بشه
اينجاست که ميگن آدماي احمق شانسهاي احمقانه ميارن
شان شان
به زندگي در شانگهاي عادت کردي؟
دارم عادت ميکنم
اونجا با شوانگ يي زندگي ميکنم
خونه ي شوانگ يي خيلي کوچيکه
دو نفري به زور تو خونه جا شديم
براي همين فکر کنم امسال بايد برم يه جاي ديگه
!بري جاي ديگه
واسه چي جا به جا بشي ، رابطه ي شما دخترا خيلي نزديکه با هم زندگي کنيد که بتونيد مراقب هم باشيد
جا به جا نشو
ليو ليوي ما داره ازدواج ميکنه
ليو ليو
ازدواج؟
بذاريد بگم ... والدين يو چنگ هاو يکي از بلوک هاي ويلا رو براشون خريدن
ميخوان به عروس جديدشون ، خونه ي جديد هديه بدن
خونه شون بيشتر از صد و پنجاه متر مربعه
حتي محافظ امنيتي هم دارن
استخر شنا و باشگاه داره
شنيدم اطرافش رديف رديف درخت اَفرا کاشتن
تو زمستون ، حس ميکني خارج از کشوري
تا وقتي ليو ليو ازدواج کنه
ميتوني مدتي اونجا زندگي کني و سرت گرم بشه و اجتماعي ترم بشي
شان شان
تو چي؟دوست پسر داري؟
شان شان ما هنوز خيلي جوونه زوده بخواد به فکر اين چيزا باشه
آره آره
عمو ، ميدوني چرا دخترا تو خونه ميمونن؟
چون همش فکر ميکنن خيلي جوونن و اين چيزا اهميتي نداره
براي همين هي کِش ميدن و کِش ميدن تا ميشن تو خونه مونده
شان شان شما برخلاف ليو ليو ي ماست
از همون بچگي همه تحسينش ميکردن
همه ي پسرا ميخواستن باهاش باشن آخرش چند نفر باهم افتاده بودن دنبالش
ميدوني مشکل بزرگ شان شان شما چيه؟
ميگم بهتون ... خيلي بي تجربه ست
شان شان هنوز تازه وارد جامعه شده
...اول بايد رو کارش تمرکز کنه بعدش به کارايي امثال
دوست پسر پيدا کردنم ميرسه مگه نه
اول کارم
وقتي کارم به ثبات رسيد بعدش صحبتشو ميکنيم
دختر عمو ، چرا از يو چنگ هاو نميخواي يه دوست پسر برات پيدا کنه ؟
اي کوچولي پشمالو ، تو رو چه به اين چيزا ؟
،اينا حرفاي مامانمه ، واسه چي اينجور ي ميگي مامانم ميگه يا نميتوني ازدواج کني
يا اگرم ازدواج کني ، بد از کار درمياد
اونوقت فکر ميکني نبايد از يو چنگ هاو کمک بخواي بشين ببين چي ميشه
غذاتونُ بخوريد
خاله فانگ ، ميدونستم که مياين
مامان ، بشين اينجا
بشين
لي شو ، حال خاله فانگ چطوره
مامانم که ميگه سرما خورده
ولي نميره بيمارستان
چطوره کمي سوپ زنجبيل براتون درست کنم که گرمتون کنه
نه نميخواد - آره برو -
الان درست ميکنم
باعث زحمت شدم
خاله فانگ
خيلي لاغر شدين
تو ... همون طور خوش تيپي
ميخواستم ازت در مورد کسي که ما رو رسون بپرسم ژنگ کي
همون همکلاسي قديميته؟
بله ، اون هم همکلاسي سابقمه هم يکي از مديران خلاق شرکت
مدير خلاق ، بايد خيلي عالي باشه
بله خيلي خوبه
اون و لي شو از دوران دانشگاه همديگه رو ميشناسن
...واقعا
پس اون و لي شو با هم خوبن؟
خاله فانگ ، براي چي ميپرسيد؟
اون شب که لي شو رو رسوند خونه
ديدم که چقدر به هم نزديکن
اگه اينجوري باشه که شما ميگين خيلي خوبه
چون ژنگ کي بهترين دوست منه اگه اين سالها راهنماييهاش نبود
نميتونستم تا اين حد پيشرفت کنم اون آدميه که ديگرانُ به خودش ترجيح ميده مهربون و باصداقته
به خصوص در مقابل يه دختر خوب
خيلي با ملاحظه ست
براي چي داري از من حرف ميزني؟
فنگ تنگ
تو و لي شو با هم بزرگ شدين
ميدونم که مواظبشي
تو بهش اعتماد داري
منم به قضاوت تو اعتماد دارم
حالا خيالم راحت شد
ميسپارمش دست خودت
مامان، داشتين چي ميگفتين؟
داشتم در مورد ايميلي که از آمريکا برامون رسيده حرف ميزدم
حرفمون سر اين بود
کلي کار داري که بايد بهشون برسي زود باش برو ، نميخواد پيش من بموني
باشه خاله فانگ
بريم
مامان
مامان ، چرا همش اين حرفا رو به فنگ تنگ ميزني
حالا من شدم موضوع بحثتون
مادرت ديگه پير شده
هر چي ميخواستم ، دارم
تنها ناراحتيم بابت توئه
من که خوبم ، نياز نيست نگران من باشيد
ديدي ديدي
مريضيتون داره عود ميکنه ، بعد از تعطيلات سال نو ميبرمتون بيمارستان نميشه ديگه اينجوري کشش بدين
لي شو
تو که نميتوني همش نگران و به فکر فنگ تنگ باشي
تو اين دنيا تا دلت بخواد مرداي بهتر پيدا ميشه
حتي اگه اون مثل جنگل باشه نميتوني به خاطر جنگل بودن اون ، درختهاي ديگه رو نديده بگيري
نميدونستم که اومدين اينجا دوباره اين بحثها رو پيش بکشيد
فکر ميکنيد من کنايه هاتونُ متوجه نميشم
ولش کن و يه دوست پسر واقعي پيدا کن اگرم خوشت نيومد يکي ديگه
دست خودم نيست
معلومه که وقتي قلبتُ به روي دنيا ببندي کاري ازت برنمياد
راستشو بخواي به نظر من که اين ژنگ کي پسر خوبيه
...نخير
نبينم اين حرفا رو جلوي ديگران بگين
من و ژنگ کي فقط دوستيم
اينجوري همه چي رو بينمون به هم ميريزين
تنها آرزوي مادرت اينه که اين خونه ي قديمي رو رها کني - باشه باشه -
با يه مرد خوب ازدواج کني و باهاش زندگي کني - بهتره سوپ زنجبيلتونُ بخورين -
زود زود تقريبا وقت شامه ، بايد برم کمک
از دست اين دختر بي فکر
چه خبر از طرف آمريکايي؟
واسه چي پاي منو کشيدي وسط؟
مشکلش چيه؟
جلوي خاله فانگ در مورد لي شو صحبت ميکردي
بعدش از من تعريف ميکردي اين کارت يعني چي؟
فقط داشتم محض احترام به بزرگتر با حرفاش همراهي ميکردم
آره
خاله فانگ حتما دنبال يه دوماده
ولي اون تو رو ميخواد نه منو
خاله فانگ به خوبي احساس منو نسبت به لي شو ميدونه
من فقط در مورد دوست خوبم حرف زدم که شناخت بهتري ازش پيدا کنه
فقط يه اشاره کردم
دنبال اين قضيه رو نگير
من و لي شو تا اين حد به هم نزديک نيستيم
نميخواد منو بندازي جلو
فکر کردي اگه لي شو بفهمه ، ناراحت ميشه ؟
ميتوني ترغيبش کني، نميتوني؟
من ترغيبش کنم؟
اگه بهم بگي در اشتباهم ديگه حرفشو پيش نميکشم
خودتو ببين
وقتي تو نتوني ترغيبش کني ، از کجا ميدوني من ميتونم
ظاهرا که طرف آمريکاييمون مشکلي نداره
مشکلات بزرگم داره
بس کن ، بهم بگو
تو قصد داشتي باهاش به هم بزني حالا چرا ميخواي باهاش ازداج کني
راستش اين نظر پدر يو چنگ هاو و مادر منه
يعني تو هم موافقي؟
من گفتم نميخوام ازدواج کنم
مادرم گفت خيلي ناسپاسم
ولي بعدش که بهش فکر کردم
ديدم مادر منو به فرزندخوندگي گرفته
و از اون موقع رفتار خيلي خوبي باهام داشته
منو به يه دانشگاه معتبر فرستاد تا بتونم يه مدرک خوب بگيرم
کار راحتي براش نبود
ليو ليو
تو که نبايد به اين موقعيت براي جبران فرزندخوندگيت نگاه کني
از کِي تا حالا اينقدر نامعقول و مسخره فکر ميکني
يو چنگ هاو چي ، نظر اون چيه؟
اون که تا دلت بخواد دوست دختر داره معلومه که ميخواد به دختر بازيش ادامه بده
ولي خب
پدرش خيلي واضح بهش گفته
اگه با من ازدواج نکنه
کارت اعتباريشو مسدود ميکنه
اونم واسه همين موافقت کرده
ولي بازم
به نظر من بايد در اين مورد با خاله حرف بزنيم و همه چي رو براش توضيح بديم
به چي ميخندي؟
نگران نباش
من و يو چنگ هاو در اين مورد حرف زديم
اول ميذاريم اين سالُ خوش باشن
بعدش آخر سال که بشه ، جا خالي ميکنيم
جا خالي
يه جوري حرف ميزني انگار خاله رو نميشناسي بدجوري عصبي ميشه
چطور ميتوني حرفتو عوض کني؟
اگه من نتونم از پس مامانم بربيام
يو چنگ هاو ميگه که نميخواد باهام ازدواج کنه
بهت که گفتم
اين جور مردا تنهات ميذارن
برخلاف وقتي که با هزار جور بهانه و دروغ دنبالت ميوفته خيلي راحت با يه دليل غير منطقي ولت ميکنه
که اينطور؟
پس ميخواي وقتتو واسه کسي که نميخواد باهات ازدواج کنه ، تلف کني
No comments yet. Be the first to leave one.