The first 200 lines.
من و افراد توی کمپ
بخاطر فرار از جنگ از آینده اومدیم اینجا
آنـچــه گــذشــت
چرا دارین حصار میکشین؟
باید همه چی رو علنی کنیم
مدرک میخوایم - چجور مدرکی؟ -
عکس
چطور میتونی به زبون ایپکس بنویسی؟
چارهای نداشتم
تو متعلق به اونها بودی
تو خودِ درمانی ریس میتونی جونم رو نجات بدی
من واسه نجات جون کس دیگهای نیومدم
من فقط لیا رو میخوام
سلام دخترم
مامور رِن که چند وقیته ظاهراً گم شده
فکر میکرد که افراد دیگهای هم
قبلاً از آینده اومدن اینجا
این یعنی اینکه باید ایپکس رو زنده بگیریم؟
اگه بخوایم نقشهامون عملی بشه باید کد ژنتیکیش رو استخراج کنیم
!مامان
نزدیکیم
!مامان
مردمکش هیچ واکنشی نشون نمیده
نمیتونیم بیدارش کنیم
گوش کنین
میدونم که یه سری گزارشهای ضد و نقیض منتشر شده
نه، مشکل اینه که اصلاً گزارشی منتشر نشده
یه سری از بازماندههای ساحل تورن توی کوهستان حبس شدن
واقعیت داره یا نه، شهردار؟
آره یه سری آدم موقتاً
توی کمپ قدیمی اسکان داده شدن
و اونوقت پیش خودتون فکر کردین که ماها حق نداریم چیزی درموردش بدونیم؟
خود منم تازه فهمیدم
ببینین قبلاً یه کم مشکل بین
پلیس محلی و مقامات فدرال سر این قضیه وجود داشت
...اما سازمان امنیت داخلی
الان داره بهش رسیدگی میکنه
الان مثلاً باید خیالمون راحت باشه؟
همهاتون میدونین من کیام
من که نمیدونم، تو میدونی؟
یه توطئه درست بغل گوشمون در جریانه
و اینم مدرکش
اونها رو از کجا گیر آورده؟
شاید براتون سوال باشه که من اینها رو از کجا آوردم
دلیلش اینه که من باهاشون در تماسم
اون آدمها شهروندهای آمریکاییان که برخلاف میلشون حبس شدن
راستش هنوز نمیدونیم اهل کجان
آره ولی میدونیم که کجا نگهداشته شدن
پس چطوره که بریم و خودمون بفهمیم که قضیه چیه؟
!آره
شماها شهروندهای آمریکایی رو برخلاف میلشون
اونجا حبس کردین؟ - توضیحش سخته -
امروز نوبت اونهاست !فردا هم ممکنه نوبت شماها باشه
یعنی میخوایم همینجوری بشینیم و دست روی دست بذاریم؟
!نه
چیکار باید بکنیم؟
اوضاع خیلی بیریخته
آره - خیلیخب، بیا بریم -
صبح بخیر
هی پاول
خبر نداری که کی اِما برمیگرده؟
تا جایی که میدونم هنوز توی مرخصی استعلاجیه
امیدوارم طوریش نشده باشه
مطمئنم زود برمیگرده
کمکی از دستم برمیاد؟
نه
دلم میخواد بدونم هنوزم باهمن یا نه
از 89 تا الان خیلی ساله
بستگی چطوری بهش نگاه کنی
آره
همسر داری؟
من؟
نه
هنوز آدم مناسبش رو پیدا نکردم
فکر کنم هروقت ببینمش، میفهمم
همینطوره
و وقتی پیداش کردی، فوراً بقاپش
تا چشم بهم بزنی مثل برق و باد میگذره
...شاید الان لیا
جاییه که باید باشه
پیش یه ایپکس
هرچی که هست، لیا دوستش داره
و مطمئنم که پیش اون جاش امنه
چطور اینکار رو میکنی؟
اینکه... عین خیالت نیست
انگار که برات اهمیتی نداره
بیاهمیت نیست
دخترمون رو ترک کردیم
ترکش نکردیم ازمون گرفتنش
هر احتمالی واسه دوباره دیدنش رو از دست دادیم
فکر میکنی واسه من راحت بود؟
من تو رو مقصر نمیدونم
فقط یه جورایی بهت غبطه میخورم
چون مثل نمیتونم فراموشش کنم
ربکا، چاره دیگهای نداشتیم
سلام
سلام
من ربکام
بیا تو
ما یه دختر داشتیم
و ایپکس اون رو مثل تو ازمون گرفت
هیچوقت نفهمیدم چی به سرش اومد
یا اینکه برای چی بردنش
واسه همین... فکر کردم شاید تو بتونی کمک کنی که بدونم چی به سرش اومد
دختر خاصی بود باهوش بود
شاید هم مثل من، یکم با بقیه فرق داشت
آره، همینطوره
ریچل
اسمش ریچل بود
بردنش چون مبتلا به نوعی خاصی از اختلال خودگرایی مبتلا بود
توی این دوره یه چیزی شبیه به اوتیسمه
اختلالی که ایپکس با مهندسی ژنتیکی از ژن خودشون حذفش کردن
تا ژن بی نقص و کاملی بسازن
اما بعدش متوجه شدن که
اون اختلال گاهی باعث بروز مهارتهای فوقالعادهای میشه
...مهارتهای بی نظیری در
ریاضیات، زبان، الگو شناختی
ایپکس متوجه شد که اینها مهارتهای بدربخوریان
پس بردنش تا براشون کار کنه؟
من هیچوقت دخترت رو ندیدم
واسه همین هم نمیدونم چه وظیفهای به عهدهاش گذاشتن
اما ایپکس میدونست که ماها بصورت تیمی بهتر کار میکنیم
فقط همین رو میتونم بگم که دخترت هیچوقت تنها نبوده
وظیفه تو چی بود؟
تاریخ
چشمات رو باز کن
میدونم که اونجایی
هیچ واکنشی نشون نمیده
نمیتونم بیدارش کنم
بیدارش کنی؟ اینها که خیلی به ندرت میخوابن، نه؟
خواب نیست یه چیز دیگهاس
مثل یجور خاموش شدنه
یه سیستم دفاعیه
چه فرقی میکنه که بیدار باشه یا نه؟
ما که نمیخوام باهاش خاله بازی کنیم
تنها چیزی که میخوایم کدهای ژنتیکیشه پس بازش کن و درش بیار
به این سادگیها نیست
همه فرآیندهای متالبولیکیش متوقف شدن
هر سلولی ازش استخراج کنیم در عرض چند ثانیه از بین میره
نمیتونیم دیایانش رو سالم بدست بیاریم
اگه نتونیم شرایط سلولی رو ثابت نگهداریم هیچی دستمون رو نمیگیره
میتونه صدامون رو بشنوه؟
شاید
دستگاهها نشون میدن که
به یکسری از حرکات اطرافش واکنش نشون میده
خب، پس خوبه که دختره رو داریم
میاریمش اینجا، اینجوری شاید بیدار بشه
میخوای یه ناقل منتل رو بیاری
توی این آزمایشگاه؟
درمان شده
فعلاً آره. اما تا جایی که میدونیم ...ممکنه دیدن مادرش توی
این شرایط بیماریش رو دوباره بروز بده
تو فکر بهتری داری؟
شاید
دکتر فوربین؟
آقای لینداور
پیامتون رو گرفتم. شرمنده این اواخر یکم سرم شلوغ بود
آره... منم همینطور
شنیدم شرایط جسمانیتون تعریفی نداره
حالا کجاش رو دیدین
اگه میشد راهی پیدا کرد که محدودیتهای
...پزشکی رو از میان برداشت
میشد نجاتت داد
از تحقیقاتت خبر دارم
و خبر هم دارم که با کی روش کار میکردی
ریس تو خودِ درمانی
تو درمان تمام بیماریهای بشریتی
میدونی جون چقدر آدم رو میتونی نجات بدی؟
منظورم پنجاه سالو دویست سال بعد نیست منظورم همین الانه
من واسه نجات کس دیگهای نیومدم
من فقط لیا رو میخوام
!میتونی جون من رو نجات بدی
تماسهام رو ضبط کردی؟
تو به یه قاتل کمک کردی !این به اون در
باید میدونستی که با کی طرفی
مخصوصاً بعد از اینکه اون بلا رو سر نگهبان آزمایشگاه آورد
و باور کن، اون تازه یه چشمه از کارهاش بود
ریس آدمهای خوبی رو کشته .افراد من رو
شانس آوردی که زندهای
برای چی اینجایی؟
اومدم بهت بگم که هنوز خیلی دیر نشده
میتونی تحقیقاتت رو ادامه بدی
میتونی زنده بمونی
اما یه شرطی داره
باید یه کاری بکنیم
اگه این آدمها برن و بریزن توی کمپ
اوضاع بیریخت میشه - آره -
پاسگاه رو خبر کن بگو همه بیان توی جاده کوهستان
جاده رو ببندین و نذارین کسی رد بشه، باشه؟
حله تو چیکار میکنی؟
میخوام برم با اون یارو ماموره که اومده بود توی کلانتری، حرف بزنم
اسمش چی بود؟ - فاستر -
آره. میرم سراغش
باید بهش خبر بدم
شاید بتونه کاری بکنه که افرادش واکنش تندی ندن
باشه ببخشید
چه خبر؟
داریم میریم سمت کمپ
باسن مبارک رو تکون بده و به انقلابمون ملحق شو
باشه برو من جام خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.