King of Stonks

King of Stonks

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

King of Stonks S01E04 720p
A Commentary by kieslowski

Tags

720p
720
Published on: 2022-07-26
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

KIESLOWSKI

‫با صحنه‌های وحشتناک ‫خشونت در مرکز شهر...

‫تصاویر اجلاس امسال قطعا ‫به یاد ما می‌مونه

‫صحنه خشونت هرج و مرج کامل که ‫توسط یه کارمند شرکت کیبلکش به راه افتاد

‫شرکتی که نوسان قیمت سهامش ‫سرمایه‌گذارها رو نگران می‌کنه

‫مدیر عامل ماگنوس کرامر از ‫کیبلکش الان پیش ماست

‫- عصر شما بخیر ‫- سلام، خانم بروکنر

‫بله، اگه بشه گفت ‫عصر خوبی در راه باشه

‫- بله، خب، در این مورد اشتباه نمی‌کنین ‫- خب، واقعا غم‌انگیزترین...

‫- روز در تاریخ شگفت‌انگیز شرکته ‫- پس چطوری...

‫همینطوره. اما اندوه و رضایتمندی ‫گاهی ممکنه ارتباط نزدیکی با هم داشته باشن

‫خب، تا حالا که درآمدهای ‫حیرت‌آورمون رو منتشر کردیم

‫سی درصد رشد در ‫سه ماهه اولمون و بعد...

‫این تصاویر رو می‌بینیم

‫خب، حتما، اما اعتماد...

‫سرمایه‌گذارهاتون به نظر خیلی قوی میاد

‫- می‌تونین لذت ببرین... ‫- نه

‫- با توجه به این وضعیت؟ ‫- خانم بروکنر، راستش رو بگم...

‫این پول اصلا اهمیت نداره. ‫یعنی، اصلا فایده‌ش چیه؟

‫شما خبرنگارها در مورد آمار ما ‫و 300 میلیون ما حرف می‌زنین...

‫- بله، خب، قربان... ‫- و حالا فقط می‌تونیم امیدوار باشیم...

‫هیچکس آسیب ندیده باشه

‫و می‌تونیم به اون دختر بیچاره که مشخصه ‫بیماری روانی داره کمک کنیم راه‌شو پیدا کنه

‫- درسته؟ ‫- البته، مایلم...

‫باید برای چنین چیزهایی آگاهی ایجاد کنیم

‫هیچکس به اندازه ما موفق نبوده

‫آره! هشت دقیقه! ‫گزارش و مصاحبه

‫کاملا کسی که با هواپیماش ‫به سمت آلپ می‌رفت رو شکست دادم

‫- بهش محل نذارین ‫- کسی اهمیت نمیده! خبر این هفته...

‫- کیبلکش، 30 درصد ‫- فهمیدیم، رییس

‫و اینطوری سهام دوباره ‫رشد چشمگیری می‌کنه!

‫هی، فلیچه!

‫فلیچه، فلیچه، فلیچه! دیدی؟

‫هفت‌تیر کش تو باعث شد ‫همه ما رو به یاد بسپارن

‫- زود باش. داریم جشن می‌گیریم ‫- آره

‫خیلی عالیه، اما یکم کار دارم...

‫نه، نه، نه، نه، نه! ‫باید اول سیستم‌مونو منظم کنیم

‫- سیستم رو منظم کنیم؟ ‫- یه حسی بهم می‌گفت...

‫از وقتی از ژنو برگشتیم یکی ‫می‌خواد جریان انرژی رو بهم بزنه

‫حتما کار لوکنراسه

‫- خفه خون بگیر ‫- باشه

‫بله. بله، بله

‫ممنونم، همکار حیرت‌آور من ‫به خاطر خدماتت...

‫و برای خاطراتی که داری به جا میذاری

‫سفر ما با هم بسیار ‫دوست داشتنی بوده...

‫اما حالا باید تموم بشه

‫واقعا لازمه؟

‫به بچه سربازت بگو اینجا ‫نیازی به روانی‌ها نداریم، باشه؟

‫از اینجا ببرش. همین الان. ‫بسیار خب! ادامه میدیم

‫تای-کلوس یه ایده داره تا کمک‌مون کنه...

‫روحیه کیبلکش رو به مرحله بعدی برسونیم

‫بیاین این شرکت رو به اوج برسونیم!

‫کادو! کادو!

‫لعنتی

‫وای!

‫اینو داشته باش. اینم از ‫حیوون روحیه ماست، باشه؟

‫شاهین ـه. مثل اون ‫ما هم به اوج می‌رسیم

‫و فقط برای قاپیدن شکار میایم پایین

‫اینجا، فلیچه، با ‫کلوس قرار بذار

‫توی ژنو که بودیم ما رو ‫با چند تا رابط آسیایی آشنا کرد

‫فرصت خوبی برای ‫توسعه دادن در آسیا داریم

‫کلوس. کلوس ما رو...

‫- با چند تا رابط آسیایی آشنا کرده؟ ‫- آره

‫ماگنوس، اتفاقاتی که در ژنو افتاد ‫کاملا شانسی بود، می‌دونی که، نه؟

‫یه ذره با نابودی کامل فاصله داشتیم

‫و حالا می‌خوای کلوس ‫تصمیمات مهم استراتژیک رو بگیره؟

‫همونطور که در گذشته ‫کار رو پیش بردم...

‫به کارم ادامه میدم

‫وسط طوفان سکان رو ول نمی‌کنم

‫انگار یکی...

‫حموم تستسترون گرفته!

‫به روی چشم، ناخدا! ‫یه پیشنهاد بود

‫نه، جدی میگم، اگه نیازی به ‫کمک نداری، تنهایی انجامش بده

‫باشه؟ همگی ادامه بدین. ‫بیاین چند تا عکس قشنگ بگیریم، باشه؟

‫لطفا یکی به یکی

‫تو باید از ما عکس بگیری

‫- حتما، رییس، باشه ‫- نه با این پرنده! زده به سرت؟

‫خب، هنوزم کارمو دارم؟

‫گواهینامه رانندگی ندارم

‫پس چطوری باید ‫سمی رو برسونم خونه؟

‫بهت نیاز دارم

‫ممنونم، رییس. خیلی بهت مدیونم

‫آره. توی دفتر آفتابی نشو. ‫و دیگه سلاح همراهت نباشه!

‫دیگه سلاح نمیارم، مطمئن باش!

‫تام کوفتی! چی می‌خواد؟

‫الان هیچکس به گند کاری ‫ماگنوس در اجلاس اهمیتی نمیده

‫گوش کن یه دست لباس دیگه دارم...

‫که می‌تونم بپوشم

‫یعنی شاید این لباسها یکم زیادی باشه...

‫اما فکر کردم چون داریم میریم ‫پیش پدر و مادرت، شاید بد نباشه...

‫هی، ساشا، پدر و مادرم براشون مهم ‫نیست تو چی پوشیدی. باشه؟

‫- فلیکس، می‌خوام حرف بزنم ‫- برو عقب!

‫دوستانت با قاضی همدستن؟ ‫چطور نیافتادی زندان؟

‫- چی می‌خوای؟ ‫- بازم می‌تونیم از شر کرامر خلاص بشیم

‫توی ماشین منتظر بمون

‫فلیکس، متوجهم چه خبره

‫نمی‌خوای چون کرامر ‫یه عوضیه بندازیش بیرون

‫به خاطر اینه که نصف ‫مشتری‌هاتون وجود خارجی ندارن

‫و هر چه بیشتر در مورد ‫رشد شگفت‌انگیز شما پز بده...

‫فشار بیشتری بهت میاد ‫تا سه ماه بعدی آمار بهتری تحویل بدی

‫پس، از من طفره میری

‫اما مجبور نیستی از ببر فرار کنی

‫فقط باید از آدمی که باهاش ‫رفتی گردش جلو بزنی

‫اگه قبول کنی اشتباه کردی...

‫می‌تونم تضمین بدم که مقاله ‫فقط به کرامر اشاره کنه

‫اون و شرکتی که ده سال ‫صرف ساختنش کردم

‫الان چند وقتی میشه شرکت تو نیست

‫می‌خواد دور خودشو با ‫یه مشت چاپلوس پر کنه

‫تو به هیچ دردش نمی‌خوری

‫به هر حال مقاله رو می‌نویسم

‫تا آخر ماه، کیبلکش ‫به تاریخ می‌پیونده

‫چه تو باهاش غرق بشی...

‫و چه توی قایق نجات باشی

‫یه نگاهی بنداز. یه هفته بهت وقت میدم

‫پس این نتیجه زندگی منه

‫پونصد و بیست صفحه پر از اعداد...

‫که نمی‌تونم ازشون پشتیبانی کنم

‫عالیه

‫چه باحال. امیدوار بودم توی هواپیما ‫کنار دختری بشینم که بهم شلیک کرد

‫- به تو شلیک نکردم ‫- بهت گفتم اونا رو یکم به هیجان بنداز

‫اگه مثل چه گوارا نشده بودی، ‫الان بازوت سالم بود

‫چه گوارا هزاران ‫دشمن سیاسی رو جمع کرد...

‫و به اردوگاه‌های کار فرستاد، ‫منو با اون مقایسه نکن!

‫اگه کسی مثل چه باشه، اون آدم تویی

‫من کاری نکردم، اما برای تنبیه مجبور شدم ‫برم خونه‌ی مامان‌بزرگ و بابابزرگ

‫- ترجیح می‌دادم اعدام بشم! ‫- هی!

‫من بابات نیستم، ‫فقط به خاطر بی‌لیاقتی مادرته

‫کمربندتو ببند و خفه شو. ‫مشکلات بزرگتر از تو دارم

‫پدر و مادرت اینقدر بدن؟

‫سلام، مامان

‫فلیکس!

‫رنگت پریده. حالت خوبه؟

‫- من... ‫- ساشا رنزل هستم. دستیار فلیکس

‫- واقعا رییس خیلی خوبیه ‫- خیلی خوبه

‫چقدر دوست‌داشتنی

‫- سمی! سمی! به خونه خوش اومدی! ‫- آره

‫- چی سر دستت اومده، عزیزم؟ ‫- اسکیت می‌کردم

‫- دست تو چی شده؟ ‫- منم اسکیت می‌کردم

‫ماشین جدیده؟

‫سلام، بابا. اجاره‌ایه

‫دوباره با یه جت خصوصی اومدی؟

‫خیلی عالیه

‫- با این کار دنیا رو نابود می‌کنه ‫- از ماگدا خبری شنیدین؟

‫نه، اما...

‫فعلا کاری بهش نداشته باش. ‫به یکم زمان نیاز داره

‫باشه. از دیدنت خوشحالم، اما باید بریم

‫حداقل بیا تو!

‫به ندرت پیش میاد...

‫همدیگه رو ببینیم. و فقط ‫برای تو خوراک فلفل با گوشت درست کردم

‫واقعا کلی کار داریم، ‫فقط یه ساعت می‌مونیم

‫عالیه! من عاشق گوشتم

‫خب، جولیان فکر معرکه‌ای داشت

‫برای پیاده‌روی به ‫بد گاستین رفتیم و چادر زدیم

‫می‌دونی مثل قدیم‌ها

‫- فکرشو بکن! ‫- عالیه. انگار خوب بوده

‫پدرت و من یه هفته کامل ‫پیش تمام گروه بودیم

‫جولیان خیلی لطف کرده

‫خیلی ساده و دوست‌داشتنی بود

‫ببین، فلیکس. ‫خونگیه. کاملا طبیعی

‫اون جایزه خالی کردن ‫بطری نوشیدنی ـه؟

‫نه، نه، نه، نه! ‫اون شیشه بزرگه

‫تمام درآمدمون رو می‌ریزیم اونجا ‫و باهاش تمام هزینه‌ها رو میدیم

‫غذا، تعطیلات

‫تعمیرات. و اگه کسی پول ‫نیاز داشته باشه، می‌تونه از اینجا بر داره

‫آره، خیلی مشخصه داره ‫از بقیه دزدی می‌کنی

‫حس و ذهنیت یه اجتماع رو بوجود میاره

‫جولیان هم توی خونه یکی داره

‫وقتی فلیکس 16 سالش بود، ‫هر چی پول بود رو برداشت...

‫و یه دوچرخه ملانی نو خرید...

‫چون فکر می‌کرد...

‫اون دختر اینطوری باهاش دوست میشه

‫- باشه. و؟ جواب داد؟ ‫- آره! از روش افتاد و کشته شد

‫فلیکس!

‫الان با جولیان ازدواج کرده

‫فلیکس مجبور شد تمام تابستون ‫رو کار کنه تا دوباره شیشه پر بشه

‫ارزش امتحان کردن رو داشت. ممکن بود ‫نتیجه بده. اونوقت دو تا پسر با ملانی داشتین

‫آره، به جای اینکه من مدیر ارشد ‫عملیاتی یه شرکت معروف بشم

‫بله، شرکتی که...

‫یکی از کارمندانش اسلحه کشیده ‫و به مردم شلیک کرده

‫خب، جولیان بهمون گفت

‫تلویزیون‌مونو انداختیم دور

‫بگذریم برای سرمایه‌دارها...

‫مردم فقط حکم نیروی انسانی رو دارن

‫درسته؟ یه کالا مثل تمام چیزهایی که ‫یه سرمایه‌دار می‌تونه بخره...

‫ازش استفاده و بهره‌برداری کنه ‫و در اختیارش باشه...

‫شبیه یه جور حیوون که فقط ‫برای رشد کردن آموزش دیده!

‫- چون اون... ‫- رودی!

‫بله

‫اصلا جولیان کجاست؟

‫خیلی خوشحال شد ‫که شنید داری میای

‫برای افرادی که نمی‌خوان حساب بانکی ‫داشته باشن و هم روشهای پرداخت داریم

‫- یه چیز کاملا متفاوته... ‫- هنوز بهترین اتفاق رو به فلیکس نگفتیم!

‫یا زودتر بهش گفتی، رودولف؟

‫نه

‫- چیه؟ ‫- یه دارکوب داریم

‫اونجاست! پرواز کرد و رفت

‫دارکوب؟

‫خیلی حیفه که شما ‫دو تا نمی‌تونین بیشتر بمونین...

‫مطمئنم می‌دیدینش

‫می‌دونی یکم استراحت...

King of Stonks subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for King of Stonks

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left