The first 200 lines.
. آدم بده اینجاست
!همه ی افراد ، در حالت آماده باش
افراد ، بریم دستگیرش کنیم
. بزن بریم
. بزن بریم
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
!بریم
. این آدم مشکوکه
اگه اسلحه ات واقعیه بدش به من ، اگه نیست برو گمشو
. تو واقعا مشکوکی ها
، بچه های همسن تو الان باید مدرسه باشن
پس چرا الان اینجایی؟
من نمیرم مدرسه ، برای همینه که اینجام
، اگه اینجوریه
چرا لباس فرم داری؟
مگه بازجوییه ؟
کجا داری فرار میکنی؟
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
Melody, 20dream01 , bin : مترجمین
. کاراگاه کیم ، اون مرد مشکوک رو دستگیر کن
تو هم توی تیمشی؟
. نه نیستم
چی کار داری میکنی؟ بگردش ، کاراگاه کیم
. فامیلم یونه
میشم کاراگاه یون ، نه کیم
اها راست میگی
. ولی تو واقعا مشکوک میزنی
چرا مدرسه نیستی؟
. من این ساعت مدرسه نیستم چون اصلا مدرسه نمیرم
...ولی ، یونیفورم میپوشم
. چون نمیخوام مامانم نگران بشه
راضی شدی؟
. اون واقعا مشکوک میزنه
، به نظر میاد پاش صدمه دیده
. ولی هر روز توی سرما میره بیرون
میشناسیش؟
، نه
. ولی تو هم منو نمیشناسی
معلومه که میشناسم . تو کاراگاه یونی
. بیا با هم بازی کنیم
. حتما ، ولی باشه برای بعد
. الان یکمی کار دارم
قول دادی ها ، فراموش نکنی
("به معنی "روح psyche روان سنجی، در زبان یونانی به معنی "سنجیدن" است metron و )
. بند کفشت باز شده
ببخشید
غریزی بود
برف رو دوست دارم
... بدون خوندنش میتونم لمسش کنم
. و هیچ خاطره ی دردناکی هم نداره
. افکارمم پیچیده نمیکنه
...چیزی که بیشتر از همه راجع بهش دوست دارم
. اینه که برای لمس کردنش نیاز نیست اجازه بگیرم
...مطمئن نیستم
. که این حرکت یهویی جواب داده یا نه
، فقط محض اطلاعت میگم
. من همشو فهمیدم
. اینکه چه احساسی داری
!بابا
!بابا
. دیدن یه چیز زیبا خیلی خوبه
...دوباره فرار نکن
. یا تنهایی گریه نکن
گذشته ای که تلاش میکردی ازش فرار کنی
. من میخونمش و همشو میبینم
همشو دیدی؟
هر چی که راجع به من بود ؟
نه ، فقط یکمشو دیدم
... من فقط
، یه سری از خاطراتت رو دیدم
. ولی تونستم احساساتت رو حس کنم
...همیشه میخواستم بدونم
. چرا فقط میتونم خاطرات گذشته رو ببینم
. دیدن آینده چیز بهتریه
...میتونم جلوی اتفاقای بد رو بگیرم
. و از حوادث بد دوری کنم
...میتونم لاتاری برنده شم
. وپولدار بشم
... بالاخره فهمیدم
. چرا این توانایی بهم داده شده
...همه ی خاطرات بدت رو
. به من منتقل کن
، من نمیتونم ببرمت به گذشته تا بتونی از اول شروع کنی
، ولی از الان به بعد
. فقط خاطرات خوب رو بهت میدم
. تو گفتی که فقط 2 ساعت نیاز داری
. کاملا عوض شدی
، اینقدر ننوش
. یا حداقل یه چیزی باهاش بخور
بهت گفته بودم که وقتی بچه بودم خیلی مریض بودم؟
مریض بودی؟ چه مریضی داشتی؟
. وقتی نوزاد بودم قلبم بدون هیچ دلیلی سریع تر میزد
تپش قلب فوق بطنی ؟
من نمیدونستم که این بیماری رو داشتی . سالم به نظر میومدی
، یکمی بعد از اینکه درمان شدم
. رفتم به همون پرورشگاهی که آن توش بود
پرورشگاه ؟
. اونم والدینش رو توی آتیش سوزی مجتمع یونگسونگ از دست داده
. پدر آن هوبه ی پدر من بود
، اون نمیتونست آن رو به فرزندی قبول کنه
ولی براش احساس بدی داشت ، برای همین پدر اغلب بهش سر میزد
! توپ رو شوت کن
برو . گل بزن
. اونجا بود که کانگ سونگ مو رو دیدم
تو نمیخوای بازی کنی؟
. من اومدم اینجا که با تو بازی کنم
. نه ممنون
. من دوست ندارم به مردم دست بزنم
تو؟ - فوتبال زیادی منو جذب نمیکنه -
پس چی تو رو جذب میکنه؟ - هیچی -
. هیچی برام جالب نیست
هی . داداشت خیلی عجیب غریبه
. من گفتم که خوشم نمیاد به مردم دست بزنم
خیلی خب
. تو از اونم عجیب تری
هی
واسه مدت زیادی توی بیمارستان بودی؟
قبلا جراحی های زیادی کردی؟
از کجا میدونی؟
پدرم بهت گفته ؟
دیدی؟ من دوباره تونستم ببینم
لی آن
هی ، لی آن
تا ابد میتونی مراقبش باشی؟
، اگه از سر دلسوزی یا کنجکاوی اومدی اینجا
. بهتره بری
.اینو به پدرت هم بگو
...اون باید دوباره وقتش رو صرف بررسی کردن
. پرونده ی آتیش سوزی مجتمع یونگسونگ بکنه
. سونگ مو از اول فکر میکرد یه چیزی راجع به پرونده اشتباهه
برای همینه که دادستان شده؟
...صبر کن ، برای همین
تو پلیس شدی که این پرونده رو بررسی کنی؟
. من برعکس بودم
. من میخواستم ثابت کنم که پدرم اشتباه نکرده
. اولین پرونده ای که بعد از اینکه پلیس شدم بررسیش کردم همون پرونده بود
. هیچ چیز مشکوکی پیدا نکردم
، هیچ جسدی وجود نداره و همه ی مدارک از بین رفته
چه جوری میخوای حقیقت رو پیدا کنی فقط با یه مشت کاغذ؟
. اسناد و مدارک همیشه میتونن جعل بشن
...تو هم
اینجوری فکر میکنی؟
مجتمع یونگسونگ ، بیمارستان هانمین
. کیم گابیونگ
به نظرت اینکه قربانی ها به یه شیوه مردن اتفاقیه؟
. این چیزیه که منو میترسونه
.اینکه پدرم اشتباه کرده
. اینکه یه رازی هست که نمیدونم
. ستاره باید اون بالا باشه
بیا . خوب شد؟
اره
خدای من
مراقب باش
. وقتی رسیدی خونه بهم زنگ بزن
.آقا لطفا سالم برسونش
خدایا
باشه
. تو شبیه عاشقا حرف میزنی
، اگه دوباره متولد بشم
!با تو قرار میزارم ، دکتر هونگ
این احمقو باش
. لطفا مراقبش باشید
بهم زنگ بزن - باشه -
. این یه کپی از فیلم دوربین مخفیه که میخواستین
چرا دنبال این میگشتین؟
. سونگ مو از اول فکر میکرد یه چیزی راجع به این پرونده اشتباهه
"آلکسی تیمیا"
"ناتوانی در مجسم کردن احساسات"
"هیچ لغتی برای توصیف روح وجود نداره"
"، وقتی که یه حیوان خانگی میمیره احساس ناراحتی نمیکنن "
"... و وقتی که کادوی تولد دریافت میکنن"
"لذت نمی برن"
" ، فقط لذت و ناراحتی نیست "
"کلماتی مثل عصبانیت ، پیشمانی ، بی میلی"
"...انتظار و هیجان"
"براشون هیچ معنی ندارد"
دوست داشتن ، عشق ، شادی
غم ، یأس ، درد
آدمای باهوش زیر همچین کلماتی رو هم خط میکشن؟
کی "درد کشیدن "رو از توی کتابا یاد میگیره؟
. مهم نیست حتی اگه زخمی بشم
دردم نمیگیره - بقیه دردشون میگیره -
. برای همین هیچ وقت نباید بقیه رو اذیت کنی
چی؟
چیزی مونده که بخواین ازم بپرسین؟
درست قبل از مرگش ، کیم گاب یونگ با یکی تماس گرفت
چک کردین ببینین که این شماره مال کیه؟
. ما به این شماره زنگ زدیم ولی کسی جواب نداد
این یه خط سیاه بود ، برای همین نتونستیم شناساییش کنیم
، ولی خوشبختانه
. اون شماره به طور واضحی روی برگه ات بود
درسته ؟
. این همون شماره ایه که تو استفاده میکردی
آقا
درسته که شماره ماله منه ، و گاب یونگ به من زنگ زده
ولی من اون خانما رو نکشتم . قسم میخورم
. من نمیخوام راجع به جسد توی چمدون چیزی بدونم
کیم گاب یونگ قبل از مرگش بهت چی گفت
. این چیزیه که میخوام بدونم
لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.