The first 200 lines.
.ضربان داره
«: مـتـرجـم: ســجــاد :» .:: SajadMarvel ::.
.این غذا خیلی خوشمزه است
میشه یک به سلامتی برم؟
فقط میخوام از هردو شما تشکر کنم .که منو از شَر ساشا خلاص کردین
از وقتی مادرش رهاش کرد خیلی سربارم بوده
.و راستش، خیلی بهتره اینجا به عنوان بکی بزرگ بشه
!نوش - !نوش -
.اینجا جات امنه، بکی. نگران نباش
.ساشا هرروز داره بیشتر و بیشتر شبیه تو میشه
.اگه بکی بود افتخار میکرد - موی بلوند، پوست شفاف، ناخن صورتی -
فهمیدی چرا خواهرم خودشو کشته؟
.ایینزین
چی؟ - .از داخل خراب بود -
مدرسه چی، ساشا؟
.من اینجارو میشناسم
موهاتو چیکار کردی؟
.خیلی آروم بودی
آروم؟
اگه لباس تمیز لازم داری .هرچی میخوای از کمدش بردار
.تنهات میزارم
چیزی نگفت؟
.بکی باهام حرف نزد
سعی نکردی از ساشا دربارهش بپرسی؟
.نه
.میخوام اینجا راحت باشه
.بنظرم بکی زمان لازم داره
.میدونی که تا ابد نمیتونه اینجا بمونه
.سلام، صبحبخیر
.صبحبخیر
الیوت کجاست؟
زودتر رفت. گفت باید به راوی توی پروژه مدرسه کمک کنه. چرا؟
میخواستم اسنپ که میگیره .منم سوار بشیم برای مدرسه
من میرسونمت .اول یه چیزی بخور
.لازم نیست. توی کیفم بیسکوییت دارم
.فرانکـه
.من باهاش حرف میزنم
.خودم میرم
.نمیخوایم دعوا بشه
!ساشا
!ساشا
.ببین، من میبرمش خونه
.صبحبخیر، فرانک
میشه محترمانه ازت خواهش کنم لطفاً داد نزنی؟
.اینجا زندگی میکنیم
باید زنگ بزنی پلیس بیاد .چون من بدون اون نمیرم
اصلا شاید خودم زنگ بزنم .من قَیِم قانونیش هستم
.و نمیتونی ازم بدزدیش ...پلیسهای کریستال وَلی
فکرمیکنی طرف تورو میگیرن؟
چون پولدارین و پنل خورشیدی دارین و یخچالتون پُر آبمعدنی گازداره؟
این باعث نمیشه رابطهت با خوارزادهت خوب بشه
.اون یه دایی خوب میخواد
.بچه بزرگ کردن یعنی صبور بودن
فکرنکنم تو در موقعیتی باشی که بخوای .به من درباره بچه بزرگ کردن نصیحت کنی
چرا؟ - چون یکی از بچههات معتاده -
.اون یکی هم مُرده - !فرانک -
.نانسی
.متاسفم
.منظوری نداشتم
.باید بری
.نباید این حرف رو میزد
.من ترجیح میدم منو اذیت کنه تا تو رو
اون شرمنده است .و شرم تبدیل به خشم میشه
.گفت متاسفه
.بهش میرسه
به چی فکرمیکنی؟
ها؟
.خیلی نازه
.میدونم. خیلی داره بزرگ میشه
و توهم پشت سر من .خوب چیزی واسه خودت پایین ردیف کردی
.آره
حال عمه تریس چطوره؟
...بابام بردش پیش دکتر، پس
.خوب میشه
.تازگی تو رو کلیسا ندیدیم
.امروز حوصله موعظه ندارم
.فقط گفتم یه مدته نمیای
.الایجا کوچولو خیلی مشغولم کرده
اون، یکی از اون بچههای طوفانه؟ - .آره -
الایجا نمیتونست صبر کنه .دوماه زودتر بدنیا اومد
.جمی، پنجاهوهشت زن اونشب فارغ شدن
.58 - .جای سوزن انداختن نبود -
مادرها دادن میزدن، بچهها گریه میکردن ."همه دادن میزدن" فشار بیار
.دیوونه کننده بود
اما انکس واسه این اتفاق جواب داره
.تلاقی
انکس؟ - ببین، من به درگاه مسیح دعا کردم -
هرشبی که توی اون دستگاه بود
.و مریضیش فقط عفونت ریه بود
انکس اومد ببینه کی زودتر از موعد فارغ شده
و پیشنهاد کمک مالی .و درمان کامل بچههامون رو کردن
فرداش عکس مسیح رو از دیوار برداشتم .و دیگه بهش نگاه نکردم
.فکرمیکنی دیوونهام
!نه
نه دختر .فکرمیکنم تو مادر خوبی هستی
.سلام
.من رازت رو میدونم
.میدونم قلب بکی تو سینهی توئه
کی بهت گفت؟ - .مهم نیست -
.اما از وقتی دیدمت میدونستم
.انگار یک عمره همدیگه رو میشناسیم
.من تو رو از یکی از رویاهاش بخاطر دارم - !لعنتی -
تو رویاهای اونو میبینی؟ - .دیشب یکی دیگه دیدم -
.با الیوت یه جایی توی بیابون بودم
میخوام پیداش کنم .ببینم میدونه اونجا کجاست
چندتا صخره بزرگ سنگی بود ...با یک میز سنگی، اما
.صخره خدا، توی دره انتلوپـه
.قبلا شاید یک میلیون بار رفتیم اونجا
.ماریجوآنا کشیدیم
.حال کردیم
...میدونی
...میتونی بهم بگی
عاشقم بود؟
.آره
گذاشتی برنده بشم؟
اوان، با تمام عشقی که در قلب دارم
.هیچوقت اجازه نمیدم توی هیچی برنده بشی
.میدونم
.امروز فقط تمرکز ندارم
به ساشا فکرمیکنی؟
تا کی پیش شما میمونه؟
.اصلاً نمیدونم
...پس
باید بهت بگم تازه یک تخت .توی مرکز ترک انکس خالی شده
.نگو - .نباید کنار الیوت باشه -
.اون خطرناک نیست - .فکرکنم بکی مخالف این حرف باشه -
.دوباره نمیفرستمش بره - ...ببین -
.بن، تو زود از مرکز ترک اعتیاد برداشتـیش
.وقتی بکی مُرد، اشکال نداره
نمیخوای درمانش رو تموم کنه؟ - اگه بابات از من خسته میشد چی؟ -
تمام دعواهایی که کردم اون کثافت کاریهایی که درگیرش بودم؟
اگه بجای راهنمایی من به مسیر درست میفرستادم یه جای دیگه چی میشد؟
چرا مقاومت میکنی؟
ما ازت نمیخوایم کاری به ضرر الیوت بکنی
.یا به ضرر ساشا
.میدونی اون چقدر برامون مهمه
سلام؟
چه غلطی کردی، جانی؟
تصمیماتت عواقبی داره، فرانک
.مخصوصاً اون احمقانههاش
اون شیرینکاریش با جیپیاس .خیلی بیشتر از پول اون ماشین خرج روی دست گری گذاشت
.پس منم دارم سرمایه رو به تو واگذار میکنم
...فکرمیکنم قیمت مناسب
دوباره دست به ماهیهام بزنی .با دوتا دستای خودم میکشمت
.باید راجع به ساشا حرف بزنیم
.مطمئن نیستم
.ما بهم زدیم
پس دیگه برات مهم نیست بمیره یا زنده بمونه؟
چی شده؟
قلبش، خوبه؟
بیمارستان نیست ...اگه سوالت اینه، اما
.نه، قلبش خوب نیست
.یه اتفاق خیلی عجیب داره میوفته
...شبی که بکی مرد
.کُلی زن درد زایمان گرفتن
.دختر عموم یکی از اونا بود
گفت یک موسسهای هست به اسم انکس
...انگار اومدن تا کمک کنن
.شاید بتونن به ساشا هم کمک کنن
.بیا. توی نمایشگاه مشاغل غرفه داشتن
.بهت گفته باشم، اینا یه مشت احمقن
هر مردی که لباس بلند زنانه پوشیده .هیچ جوابی نداره. باورکن
"ما بدون محدودیت هستیم"
.حالا گمونم باید روزمهام رو بروز کنم
.خب، همه لبخند بزنین
.یک، دو، سه
.عالیه، بریم
الیوت؟
توهم همین خواب رو دیدی؟
...پس
...رویاهاش
...خاطراتش، انگار
توهم میبینیـشون فقط چون قلبش توی سینه توئه؟
.نمیدونم چطوری اتفاق میوفته
.فقط میخوام تموم بشه
همینطوری فهمیدی چه آهنگی
شبی که مُرد پخش میشد، نه؟ - .آره -
.منو و بکی بعضی وقتا رویاهای شبیه هم داشتیم
وقتی این اتفاق میوفتاد روی دستم خط مینداختم
.بکی هم دندوناش رو میسایید
رویاهایی که داشتیم چی؟ از کجا میدونی اینجا کجاست؟
یک گرداب انرژیـه .قبلاً که بچه بودیم میاومدیم اینجا
.فقط همینو در این باره میدونم
میدونی، حتی از آخرین باری که .دیدمش هم چیزی یادم نیست
بن و نانسی شبی که از هوش رفتم .و بهش حمله کردم منو بردن مرکز ترک اعتیاد
...اون داشت زجر میکشید
.من بدترش کردم
.فقط ای کاش میدونستم چرا اینکارو کردم
.شاید بتونیم بفهمیم
پس میخوای بهم چاقو بزنی؟
میخوای بدونی چطور این اتفاق افتاد یا نه؟
،با این بهت ضربه زد
.پس گمونم داشته اینجا یه چیزی میبریده
.فکرکنم - همینو پوشیده بودی؟ -
.نانسی برام سالم نگه داشتش
یک یادآوری که اگه پاک نباشم .چه چیزهایی به خطر میوفته
از کجا اومدی داخل؟
...آخه
...حالم اصلاً خوب نبود، پس
در پشتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.