The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
Translated By Sako
بر اساس اتفاقات واقعی
سلام، مارش صحبت میکنه
باشه
کی میخوای اونو ول کنی و یدونه تازه بگیری؟
خودت خوب منو میشناسی
عاشق چیزهاییم که دیگه نمیشه تعمیرشون کرد!
کجا داری میری؟
جنگل بینالمللی تونتو آتش گرفته
دیروز 40هزار هکتار رو سوزوند
احتمالا امروز سه برابر بشه
نمیخوای قبل از رفتنت چیزی بگی؟
فکرکنم دیشب یه چیزایی گفتم که نباید میگفتم
آره، گفتی
چرا؟
چون ...
چون چی؟
چون تو از من باهوشتری، مخصوصا وقتی بحثمون میشه
و این عصبانیم میکنه
ممنون
خواهش میکنم
هردومون دیشب اشتباهاتی کردیم
آره
بیا دفعه بعدی اشتباهات بهتری بکنیم
باشه
خدایا، عاشقتم ماندا خرسه
منم عاشقتم شاخ شمشاد
- میبینمت - میبینمت
بلا بلو میخواد باهات بیاد
چی گفتی؟
بلا بلو میخواد باهات بیاد
بلا بلو میخواد باهام بیاد؟
مرد دیوونه کوچولو، بیا اینجا
- میتونی این ناقلا رو بگیری؟ - آره
اون ناقلا نیست
- نه، تو ناقلایی - نه نیستم
اون ناقلاست
خدافظ، بگو خدافظ
بلا بلو خداحافظی میکنه
بزارم زمین، بزارم زمین
اوه پسر
مک، زودباش رفیق
اون کیفو میاری بی زحمت؟
چون که با یکی مشکل داری ...
دلیل نمیشه فلج شی و کاری نکنی، جسی گرفتی
آتش مجموعه کیو کریک 40 مایلی جنوب فونیکس
هلیکوپتر 741 با مخزن پر
گروه 7، میتونین جزئیات آتیش رو بگین؟
هلیکوپتر 741،گروه 7 صحبت میکنه
آتش در 2 مایلی ما در حال پیشروی به سمت شمال و شمال غربیه
دریافت شد خدمه7 ، ممنون
تأیید شد، اماده تخلیه
کارت عالی بود 741
دریافت شد
5 دقیقه استراحت کنید!
جوخه براوو، 5 دقیقه استراحت!
جشن بگیریم؟
نه، ساده میخوریم
- آبمو میدی؟ - آره
رزی
چاو
سس تند
قیافت عین گوه شده
حالت خوبه؟
شب عجیبی داشتم داداش
بالأخره با گل شایانا خوابیدم
- آره! - شایانا؟
شایانا؟ اون دختره از پاساژ که تتو و چشمای خوشگل داشت؟
- آره خودشه - عالیه
چه خبر؟ چی شده؟
مک اون دختره از پاساژ رو کرد!
شایانا؟
آره
بعضی وقتا تو کلیسا میبینمش، اصلا حرف نمیزنه
آره، نیازی هم نداره، مگه نه؟
آخه ...
هی بچهها
بچهها، این مرد قطعا یه هنرمنده
بزارید که این موهبت رو به اشتراک بذاره، مککنزی ادامه بده
یه ساکی برام زد که نگو ...
نزدیک بود تو یه لحظه آبم بیاد
- اوه خدا - منم میخوام آبم بیاد
ولی یه چیزی گفت که شوکهم کرد
نگرانش نباشین
چی؟ نمیتونی بگی ...
یه چیزی هست و بعدش بگی که "نگرانش نباشین"
چی گفت؟
خیلی خب، خیلی خب
بعد از سکس، توی تخت دراز کشیده بودیم که من کنترل رو برداشتم ...
تلویزیون رو روشن کردم، بعد داشتم توی کانالها میگشتم
انداختم یه کانال تبلیغاتی
که توی پسزمینه عکس کوه راشمور بود (کوهی که چهره چهارتا از رئیسجمهورهای آمریکا روش حکاکی شده)
و منم سعی داشتم که سر بحثو باز کنم
خیلی افتضاح بود
آره، آره، آره
و گفتم " واو، چقدر محشره"
میدونی عکسالعملش چی بود؟
"آره مخصوصا وقتی که میفهمی یه چیز طبیعیه"
چی؟ چی؟
این خوب نیست
چی؟
یعنی میخوای که بگی ...
این دختره فکرمیکنه که چهره چهارتا از رئیسجمهورهای ما ...
بخاطر فرسایش طبیعی روی اون کوه ...
ظاهرشده؟
آره!
باد و آب اونا رو حکاکی کردن
عاشق باد و بارانم!
خدای من!
صادقانه بگم مک ...
این دختر مخصوص توئه
کاملا با هم تفاهم دارین
بهت افتخار میکنم
از دیشب نخوابیدم
ویتد، کجایی؟
یکم دیگه پاکسازی تموم میشه
خیلی خب، زود تمومش کنین
باشه حتما رئیس
خیلی خب، پسرا برگردیم سر کارمون
جسی!
چی سوپ؟
میخوام برم جلو راهمونو دید بزنم
باشه فهمیدم
درخت داره میاد پایین!
داره سقوط میکنه
نمیتونم اینو بخونم، چی نوشته؟
از طرف هچ
ناتالی رو دیشب دیدم، توی مورفز کار میکنه ( اسم یه رستوران )
" میدونستی که بارداره؟ "
ناتالی کیه؟
یه داف که چندماه قبل باهاش رابطه داشتم
چیکار داری میکنی؟
داری چیکار میکنی؟
آره
قلب سیاهتو برکت بده
چه خبرا سوپ؟
آتیش میخواد که 180 درجه بچرخه
لشگر چارلی، گروه 7 هستم
به گوشم گروه7
فکرکنم که آتیش میخواد بره سمت خونههای جنوب غربی
میخوام که خدمهم رو ببرم ...
سمت شرقی رودخانه و آمادهش کنیم برای رسیدن آتیش
منفیه، یه گروه هاتشات نزدیک منطقهست ( گروهی خبره از آتشنشانها )
خودشون بهش رسیدگی میکنن
دریافت شد
لعنتی
حالتون چطوره؟
اریک مارش، گروه7
کاپیتان گروه، جسی استید
خب آتیش قراره که بیاد پایین
منم تصمیم گرفتم که شما و خدمهتون باید برین اون پایین و رودخونه رو برای رسین آتیش آماده کنید
نمیخوام که به شما بچههای کالیفرنیا بی احترامی کنم ...
ولی الان چند روزه که این آتیش رو زیر نظر دارم
آتیش قراره که مسیرشو عوض کنه و احتمالا بره سمت اون محلهای که اونجاست
باشه، بزار همینجا حرفتو قطع کنم، مارش، درسته؟
آره، درسته
آره خب ...
شماها تایپ2 هستین و ما هاتشات
پس چرا کاری رو که وظیفهتونه نمیکنین؟
یعنی موندن اون پشت و تمیز کردن گُه ما!
خانمها
این یه تخلیه اجباریه!
بپر بالا ترور!
- هی سوپ - چی؟
فکرنکنم از این یکی خوشت بیاد
اسمیت و لاندو میخوان که از ما جدا شن
چی؟ خدایا
چندتا جای خالی توی بلوریور هاتشات باز شده
و مهلتی که فرگوسن داده، داره تموم میشه
احتمالا چیزی که ما بهش دادیم رو دوبرابر میکنن
میتونستن خونه همه این آدمارو نجات بدن
اگه کاری که گفته بودی رو انجام میدادن
پسرا عصبانین
منم همینطور
سلام استرجیل
آماندا
اینو کجا پیدا کردی؟
آزمایشگاه تویکر، خارج از شهر
کسایی که این کارو کردن رو دستگیر کردین؟
لازم نبود
بیعرضهها چندماده رو ترکیب کردن که منفجر شد
خوبه
پسر خوب، برو بیرون
میخواستیم بکشیمش ولی استندبریک گفت که ...
باید بهت خبر بدیم
نظرت چیه؟
حالا دیگه جات امنه
قول میدم
حالت خوبه
دراز بکش
پسرخوب، دراز بکش زودباش، دراز بکش
این کیه؟
یه دوست جدید
این دوستت اسم هم داره؟
راسکا
راسکا
کثیفی
تو هم منحرفی
بو میدی
No comments yet. Be the first to leave one.