The first 196 lines.
يه حسي بهم ميگه راستش کاملا مطمئنم
که خدا سرنوشتم رو تو يه روز تعطيل نوشت بعد از يه ناهار خيلي سنگين
اصلا حواسش جمع نبود
اول کاري کرد با مردم دعوام بشه
و بعد، من رو فرستاد بين همون مردم
توي دفتر، آکشي و توي دادگاه، برادر ناتنيـم
و اگه فکر ميکني اين يه فاجعهست در اشتباهيد، اين تازه شروعشه
سرنوشت نوشته شده بعد از ناهار سورپرايزهاي خيلي بيشتري پيش روش بود
"غـــيــرقــانـونــي"
اين فقط براي اين بود که مردم درس بگيرن
براي ترسوندن نيهاريکا نبود
از کجا اين آدمهاي کاربلد رو پيدا ميکني رنديپ؟؟
داره بدجور ميلرزه
نميفهمم چه نيازي بود که دخالت کنين
نديدي چه اتفاقي داشت براش ميوفتاد؟
چرا اينقدر حس همدردي دارين؟ فکر ميکنيد اون مثل شماست؟
جي.جي فقط داره ازش استفاده ميکنه
الان ضروريه که بفهميد براي خدمات اجتماعي وقت نداريم
و اين پسره که لباس قرمز پوشيده تو پرونده ايندور هم ازش استفاده کرديم، آره؟
نه، آقا. اينا همهشون جديدن اونا خيلي وقت پيش رفتن
نگران نباشيد
جي.جي يه ويروسه نابودي اين ويروس کشنده خيلي مهمه
پس اصلا به احساسات و وابستگيها فکر نکنيد
اگه ميخوايد فکر کنيد، به راههايي فکر کنيد که ميتونه اون رو تحقير کنه
جوري اون رو زمين بزنيد که با سَر بخوره زمين
رنديپ، از کي ميترسي؟
من از ضعيف بودن ميترسم درسته. من از ضعيفها ميترسم-
نقطه ضعف، آدم رو تبديل به يه کودن ميکنه
پونيت توي دادگاه بود، درسته؟
...و درمورد نيهاريکا
نيهاريکا يه سلاحه، يه وسيلهست
اون مهره سربازه ...احساساتي نشيد
پونيت پونيت
چي شده؟ ...امروز خودت اومدي دنبالم
من شوهرتم هرازگاهي ميتونم بيام دنبالت
جايگاه شوهريت رو به رخ کشيدي پس مطمئنم موضوع مهميه
اگه ازدواج نميکرديم
چي ميشد؟
اقتصاد هند به ما وابسته بود بازار بورس سقوط ميکرد
ما کشور رو نجات داديم و مثل بتمن، نميتونيم به بقيه بگيم چيکار کرديم-
نيهاريکا؟ بله-
بايد يه چيزي بهت بگم
بابات ديشب اينجا بود
ميدونم ميدوني؟-
سو، داشتم فکر ميکردم يه سرويس کارد آشپزخونه ديگه ميگم
باز داري موضوع رو عوض ميکني پس درمورد اون موضوع چه حرفي بزنيم؟-
نميخوام باهاش حرف بزنم اون حرفي بهم نميزنه، همين
ميخواي باهام بياي خريد کفش پاشنه بلند؟
يه لحظه وسواست به پاشنه بلند رو درک نميکنم
پوشيدن پاشنه بلند تو رو بزرگتر از مشکلاتت نميکنه
فراموشش کن. بايد برم خدافظ
خدافظ
چرا اينقدر خوشحالي؟
نکنه اومدي مهموني؟
بريوني برات بيارم؟
از موهاي بافته ت خوشم مياد
بهشون روغن هم زدي مشتاق ديدارم بودي، مگه نه؟
پس تظاهر نکن که عصباني، مهر ميام اون طرف و حرف ميزنيم
عابد اين رو درست کرد
شايد چهره مادرش رو يادش نبود
ميخواد تو رو توي قلبش نگه داره بخاطر همين، اسمت رو نوشت
قشنگه، از تخيلات يه بچه ريشه گرفته
اگه من رو اين ريختي ببيني دلش ميشکنه
مهر، 15 ساله که زنداني
مطمئنم وکلاي زيادي قبل از من اومدن ...و حتما چيزاي زيادي گفتن
بارها بهشون گفتم که من عفو نميخوام
قاضي منطقه اي، دادگاه ...دادگاه عالي، رئيس جمهور
همهشون چي گفتن؟ که اعدامم ميکنن تا بميرم
پس چرا اعدامم نميکنن؟ فقط تمومش کنيد بره
عابد 14 سالشه
ديديش؟ نميذارن ببينمش-
اينجوري بهتره
براش بهتره بين آدماي خوب بمونه
ماهها قيافه هيچکس رو نميبينم
من رو توي يه سلول نگه ميدارن حتي نميدونم کي شبه کي روز
فقط روح بيلال باهام حرف ميزنه همين
بيلال؟ پدر عابد-
کسي که بخاطرش کل خانواده م رو کشتم
از کي تو رو توي اين سلول نگه داشتن، مهر؟
محکومين به اعدام توي تفکيک بازداشتي نگه داشته ميشن
بين تفکيک بازداشتي و سلول انفرادي خيلي فرق هست
اين رو خيلي خوب ميدونيد
تفکيک بازداشتي وقتيـه که از ديگر زندانيها جدا نگه داشته بشه
و سلول انفرادي وقتيـه که توي يه اتاق تنها زنداني بشن
مشکل همينه ميدونيد اون چيکار کرده؟
اون با نگهبانهام خشن برخورد کرد کتکشون زد
و زبونش هم پر از فحشهاي زشت زشته
شما اجازه ميدين يه انسان تو يه سلول 2 در 2 فيتي بپوسه
...حتي لباساش رو هم ازش گرفتين پس انتظار داري بغلش کنم؟-
بهش يه ساري داديم ميخواست باهاش خودش رو دار بزنه
اگه يه چنگال دستش بياد مچ خودش رو ميبره
بخاطر حکم اعدامش نيست اون بخاطر خودکشي تحت نظره
از هر چيزي براي هدفش استفاده ميکنه
آقاي جاناردان، ميخوام درمورد منابع مالي حزب حرف بزنم -بله، بشينيد
ولي قبلش ميخوام يه نفر رو ببينيد شنيدم خيلي خوب همديگه رو ميشناسيد
کي؟ همراهم بيايد-
آقا شيکاوات، حالتون چطوره؟
درود اوه-
ايشون رو ميشناسيد؟ البته. کي اون رو نميشناسه؟-
درضمن، ايشون از پرونده پسرم دفاع ميکنه
درود، آقاي شيکاوات درود-
ايشون يکي از بزرگترين سرمايه گذارهاي حزب ماست که اينطور-
و ايشون قراره کانديداي کرسي ميروت ما بشه
واو، چه خبر خوبي
اگه اون کانديداتون باشه مطمئن باشيد کرسي مال شماست
ممنون بابت حرفاي مهربانانهتون
از طرف دفتر نخست وزيره شما بشينيد. من برميگردم
بله بشينيد، لطفا-
خوب شد شما رو اينجا ديدم ميخواستم به دفترتون بيام
موضوع خاصي هست؟ راستش، آقا جيتلي-
کار شما و کار من خيلي شبيهـن
ساختمونها و وکيلها
هر چي بالاتر از زمين باشن پايهشون عميق تره
نميفهمم سعي دارين چي بگين
...فاش کردن نام قرباني تجاوز به رسانهها
...کتک خوردن نيراج
و...اسم اون دختره چيه؟ نيهاريکا
...پاشيدن جوهر سياه به صورتش
خيلي خوب ميدونم کار شما بود
معذرت ميخوام ولي اشتباه برداشت کردين
براي پروندههام داخل دادگاه ميجنگم نه بيرون دادگاه
آقاي جاناردان، پسرايي که براي ...انجام اينکارها استخدام کردين
قبلا براي کاراي اين چنيني... استخدامشون کرده بودم
به قول معروف
توي حمام عمومي، همه لختن
اگه دوباره چنين چيزي پيش بياد
...از حمام ميکشونمتون بيرون
و لخت توي خيابونها ميچرخونمتون...
فهميدين؟
اگه پروندهش دست شما نبود
خيلي وقت پيش پرونده بسته ميشد
و پسر متجاوزش حداقل به 7 سال زندان محکوم ميشد
من که ميگم پروندهش رو ول کنيد
نه، رنديپ
اگه ميخواستم ميتونستم يه جواب درخور بهش بدم
ولي ساکت موندم چون يه چيزي تو چشماش بود
يه جورايي خيلي احساساتي بود
نميفهمم رنديپ-
زير اون خشمش يه درد شديد بود
وقتي پسرش دستگير شد اون درد وجود نداشت
يه چيز جديده
پس، فقط ميخوايد ساکت بمونيد؟
اون تهديدمون ميکنه و ما ميترسيم؟ نميترسيم-
فقط دارم به اين فکر ميکنم
که اگه در مورد حمله به نيراج و نيهاريکا ميدونست
چرا واسه حمله به نيراج ساکت موند و سر نيهاريکا اينقدر عصباني شد؟
يه چيزيه که درک نميکنم
رنديپ، ببين قضيه چيه باشه، ميبينم-
ممنون
خب ديگه. من ميرم دفتر بعدا ميبينمت
يه دقيقه، آکشي
پس، نيهاريکا به زندگيت برگشته؟
...نه...نميشه اينجوري گفت حداقل نه اونجور که تو ميگي
اون به شرکتمون پيوست و تو حتي بهم نگفتي
چي ميتونستم بگم؟ بابا استخدامش کرد نه من
اصلا نميدونستم که داره استخدام شرکتم ميشه يعني شرکت مون
و اون هم نميدونست که من اونجا کار ميکنم. يه تصادف بود
واقعا؟ آره-
بين اين همه وکيلي که تو دنياست نيهاريکا وارد شرکت ما ميشه
و تو ميخواي باور کنم که يه تصادفه؟
چه باور کني چه نکني حقيقت همينه
يه تصادف بود بخواي باور کني چه نه
و درواقع بهت نگفتم چون فکر نميکردم مهم باشه
منظورم اينه، اون برام مثل بقيه همکاراست
اون هر چيزي هست جز بقيه همکارها
...تو با من ازدواج کردي، ولي
ديويکا، داري از کاه کوه ميسازي متوجهش هستي، آره؟
فقط دارم بهت ميگم قضيه چيه گور باباي زندگيم-
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
سلام سلام-
حالت خوب نيست؟
نه، کاملا خوبم چطور؟
هيچ وقت دير موقع نمياي دفتر
ديويکا اينجاست رفتم فرودگاه دنبالش
اوه. ديويکا برگشته
آره
خيلي خب بايد برم
آکشي
ممنون
بابت؟
...ديروز
بابت همه چيز ممنون
کاري نکردم
فقط قوانين رو زير پا گذاشتم و وارد دستشويي زنونه شدم. همين
بيشتر از چيزي که فکر ميکني کمک کردي
حس کردم تو دنياي غريبهها يه ارتباط نزديک پيدا کردم
هميشه کنارتم
ممنون
نيهاريکا
امروز اولين جلسه دادرسي نيراجـه، آره؟
آره
قراره بترکوني
ممنونم
بايد برم ميبينمت-
خانم سينگ
خانم سينگ
No comments yet. Be the first to leave one.