War

War

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

War2019 Hindi 720p AMZN WEBRip x264 AAC 5 1 ESubs LOKiHD - Telly
War2019 WebRip Hindi 720p x264 AAC 5 1 ESub - mkvCinemas
War 2019 Hindi Original Version Proper HDRip 400MB x264 MP3 - ESub
War 2019 Hindi Original Version Proper HDRip XviD 700MB MP3
War 2019 Proper HDRip 720p x264 DD5 1 1 4GB
War 2019 720p AmazonDL AVC Hindi x264 DDP5 1 640Kbps Telly Exclusive
War 2019 720p Hindi Proper HDRip x264 5 1 1 4GB ESub MovCr
War 2019 Hindi 720p HDRip x264 AAC MSubs Downloadhub
War 2019 720p WEB-Rip x264 Hindi AC3 DD5 1 ~ Ranvijay
War 2019 Hindi AMZN 1080p CBR WEB-DL H264 DDP 5 1 - NbT
A Commentary by M.i.l.a.d
🖤 ترجمه از رضا حضرتی و ميلاد طاهرخاني 🖤 WwW.Show-Time.Top

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
HD
hdrip
HDRip
XviD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
AC3
mkv
Published on: 2019-12-01
Downloads: 70
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بابا یکم برنج برات بکشم؟

‫خوشمزه بود. خیلی خوردم. ‫ببین پسرم می‌خوره یا نه

‫ممنون، منم سیر شدم

‫مگه بچه‌ها نباید الان خواب باشن؟

‫فردا 7 صبح می‌بینمت. ‫باهم می‌ریم

‫باشه بابا

‫- دیر نکنی ‫- باشه

‫از کبرا یک به عقاب یک. ‫آماده‌ای؟

‫بله، کبرا یک

‫طبق اطلاعات، صندلی جلو نشسته

‫هر لحظه ممکنه برسه

‫هنوز که نرسیده

‫ولی بوش رو حس می‌کنم

‫فرید حقانی

‫فروشنده جهاده

‫سخنرانی‌هاش باعث شده جوونای بی‌گناه زیادی

‫به ترک خونه و خانواده و کشورشون و ملحق شدن به جهاد ترغیب بشن

‫فکر شهادت، تمام فکر و ذکر اونا شده

‫توصیفش از بهشت حتی آدمی مثل منو هم می‌تونه وسوسه کنه

‫برای همینه که باید ساکتش کنیم

‫باید قبل از اینکه بقیه رو هم به این کار بکشونه ‫خودشو بفرستیم بهشت

‫دارم می‌بینمش، کبرا یک

‫فرید حقانیه. خودشه

‫عقاب یک. شلیک کن

‫دریافت شد، کبرا یک

‫قبل از اینکه شیشه ضد گلوله‌اش رو بکشه بالا ‫بهش شلیک کن

‫برای من اهمیتی نداره، کبری یک

‫یا حتی برای این اسلحه

‫نه اون شیشه ‫نه حتی اون

‫شلیک کن، لعنتی!

‫پس می‌خواست فرید حقانی رو بکشه

‫بله، خانم

‫ببین درست میگم یا نه، سرهنگ

‫درواقع گلوله شلیک شده ‫ولی نه توی سوریه به سمت حقانی

‫بلکه اینجا توی دهلی نو به سمت ‫تحلیل‌گر ارشدمون وی‌کِی نایدو

‫جریان چیه، سرهنگ لوترا؟

‫کبیر خائن شده، خانم

‫با دشمن دست به یکی کرده

‫با کی؟

‫حقانی؟ جِیش؟ رضوان الیاسی؟

‫پس کی توی سوریه بوده؟

‫همه ویدیو زنده‌اش رو دیدیم

‫کی اسلحه رو نشونه گرفته بود؟

‫کبیر سه روز قبلش اسلحه و ‫دوربینش کنترل از راه دور رو تنظیم کرده بود

‫ما داشتیم حقانی رو میدیدم...

‫درحالی که اون همزمان نایدو رو هدف گرفته بود

‫انتظار داری چطوری اینو به دفتر مدیریت پروژه گزارش بدم که

‫مثل یه احمق جلوه نکنم؟

‫خانم، منم فقط همینقدر می‌دونم

‫بکشش

‫باید قبل از اینکه حرکت دیگه‌ای بکنه، پیداش کنیم

‫همیشه می‌گفتی کبیر بهترین نیروی ماست

‫حتما یکی هست که از کبیر باهوشتر باشه

«ترجمه: ميلاد طاهرخانی، رضا حضرتی» :: M.i.l.a.d, DeathStroke ::

‫اینم پولت، ازلوف. ‫محموله من کو؟

‫بگیرینش!

‫سرهنگ

‫ترتیب ازلوف و افرادشو دادم

‫قول دادن دیگه مواد مخدر هند رو تامین نکنن

‫درواقع، دیگه کلا واسه هیچ‌جا نمی‌فرستن

‫بله قربان. الان میام

‫سلام

‫«خراب است»

‫اینم یه لیست از خونه‌های امن

‫کبیر هفت تا پاسپورت داره

‫ولی از هیچکدومشون برای برگشتن ‫به هند استفاده نکرده

‫داریم همه پرواز‌های ترکیه به دهلی رو چک می‌کنیم

‫اصلا از کجا معلومه با پاسپورت هندی برگشته؟

‫یا اینکه با پرواز ترکیه اومده؟

‫موافقم. ولی می‌دونم که به دهلی برگشته

‫پس کجاست؟

‫سوال اصلی رو یادتون رفت، سرهنگ

‫«چرا؟»

‫کسی که همه ما رو آموزش داده ‫و خائنین زیادی رو کشته...

‫چرا باید خودش یه خائن بشه؟

‫بیاین پیداش کنیم

‫سانی، پیداش کن!

‫و فقط به من گزارش بده

‫بله قربان

‫مشکلی هست؟

‫بله سرهنگ. چرا سانی؟

‫هیچکی بهتر از من کبیر رو نمی‌شناسه

‫خالد، اون انتظارش رو داره تو بری دنبالش

‫معلومه که، دنبالشیم

‫اون اینو می‌دونه

‫قربان، می‌دونم چطور فکر می‌کنه

‫اینکه قدم بعدیش چیه. ‫من اونو می‌شناسم

‫- تو دوستش داری، خالد ‫- بیشتر از کشورم نه

‫و اگه پیداش کنی...

‫می‌تونی بهش شلیک کنی؟

‫بله قربان

‫وقتی انگیزه‌اش...

‫دقیقا همون چیزی که ازش می‌ترسیدم، خالد

‫اگه هیچوقت انگیزه‌اش رو نفهمی چی؟

‫قول میدم، سرهنگ

‫که اول از پا درمیارمش، بعد ازش می‌پرسم

‫«دو سال قبل»

‫بگو که شوخی می‌کنی، سرهنگ

‫این گزارش عملکرد دو سالشه

‫ببین با بقیه افسرا اونجاست

‫خب؟

‫کبیر، این واحد توئه

‫تصمیمش با خودته که می‌خوای کی توش باشه

‫و چطوری آموزش ببینن

‫بحث تموم شد، قربان؟

‫می‌خوام که تصمیم نهایی رو خودت بگیری

‫پس باید تصمیم شما رو قبول کنم

‫کبیر

‫خالد هربار ثابت در هر شرایطی کرده که بهترینه

‫پس چرا برای این ماموریت نمی‌خوایش؟

‫دلیلش یکی نیست... دو دلیل داره

‫پدر خیانتکار خالد.. یعنی سرگرد ابدول رحمانی بهم شلیک کرد

‫ولی من زنده موندم

‫رفیق صمیمیم و همکارم...

‫که بین بابای اونو و من وایستاده بود...

‫زنده نموند

‫برای همین یه گلوله تو چشم چپ بابات خالی کردم

‫و محض اطمینان...

‫یکی هم تو چشم راستش شلیک کردم

‫پس سرهنگ، با کمال احترام...

‫به نظرتون چرا باید اجازه بدم پسر یه خیانتکار...

‫با یه اسلحه تو دستش نزدیک من باشه؟

‫اجازه صحبت هست، قربان؟

‫بگو، خالد

‫پدر من یه خیانتکار بود

‫ولی به نظرت چطوری اینو فهمیدیم؟

‫مادرم شک کرد

‫و به ارتش گزارش داد

‫برای همینه که یه زخم رو بدنت داری...

‫نه یه کفن دور بدنت

‫اسم پدرم به اسم من گره خورده

‫ولی من پسر مادرمم هستم

‫اون جون شوهرش رو فدای کشورش کرد

‫و برای یه لحظه هم پشیمون نبود

‫تنهامون بذار، ستوان

‫بله قربان

‫پدرش آره، یه خیانتکار بود

‫ولی با این وجود پسره غوغا کرده

‫می‌تونی تصور کنی چقدر تلاش کرده؟

‫چقدر دل و جرات داره

‫که چقدر برای پاک کردن این ننگ از اسم خونوادشون مصممه

‫اون می‌دونه تو به پدرش، سرگرد رحمانی شلیک کردی

‫ولی بازم داوطلب شد

‫چشمش به توئه ازت می‌خواد بهش آموزش بدی

‫تا ثابت کنه مثل پدرش نیست

‫مردم فقط یک بار حاضرن امتحان خودشون پس بدن، کبیر

‫ولی این سرباز هر روز حاضره که امتحانش رو پس بده

‫تصمیمش با خودته

‫قبولت کرد

‫ولی طنابی که خودتو بهش بستی، خیلی نازکه

‫یه اشتباه کوچیک بکنی...

‫موفق باشی

‫حالا دیگه تو جهنمی

‫جامو، 2009

‫کلکته، 2013

‫سورات 2015 و هایدرابات 2017

‫یه نفر مقصر همه این حملاته

‫رضوان الیاسی

‫دشمن شماره یک هند

‫کشور ما هدف اصلیشه

‫ولی به چشم بقیه دنیا ‫فقط یه تاجر ساده ست

‫سال‌هاس تلاش کردیم که جامعه بین المللی رو متقاعد کنیم...

‫که اون یه تروریست جهانیه

‫ولی اون باهوشه

‫می‌دونه چطوری ردش رو پاک کنه

‫در انفجار پرواز AI-205 سال گذشته ‫193 هندی...

‫و 53 نفر خارجی کشته شدن

‫یه نفر مسئولیتش رو قبول کرد

‫بشیر حاسب

‫یه فرمانده شورشی جنگ‌طلب در عراق

‫ولی اون چه ارتباطی با رضوان الیاسی داره؟

‫تا الان اونا کلاشنیکف هم نداشتن

‫پس کی این موشک‌های ‫ضدهوایی رو بهشون داده؟

‫اون داده

‫رضوان الیاسی

‫این ماموریت ماست

‫رضوان الیاسی

‫پنج سال کاری جز دنبالش گشتن نکردم

‫حالا که همه موانع رو برداشتم ‫یا می‌کشمش...

‫یا کشته میشم

‫برای همین...

‫اگه کسی تو این ماموریت گندی بزنه یا سهل انگاری‌ای کنه

‫یه حمله شخصی به خودم درنظرش می‌گیرم

‫مفهومه؟

‫بله قربان!

‫اگه بشیر رو بگیریم و ارتباطش با الیاسی رو ثابت کنیم

‫هیچ دولتی بهش پناه نمیده

‫اون موش رو از سوراخش بیرون می‌کشیم

‫ساعت‌هاتون رو روی 08:09 تنظیم کنین

‫حالا

"تکريت، عراق"

‫ماموریت ما ساده‌ست

‫وارد یه منطقه‌ی تحت کنترل داعش میشیم

‫و بشیر حاسب رو...

‫زنده می‌گیریم!

السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته

‫این زن با انجام زنا یه جرم

‫علیه اسلام مرتکب شده

‫برای همین ما باید سزایی که خدا برای این

‫گناهکار در نظر گرفته رو اجرا کنیم ‫و تا حد مرگ سنگسارش کنیم

More Farsi Persian subtitles for War

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left