The first 200 lines.
بابا یکم برنج برات بکشم؟
خوشمزه بود. خیلی خوردم. ببین پسرم میخوره یا نه
ممنون، منم سیر شدم
مگه بچهها نباید الان خواب باشن؟
فردا 7 صبح میبینمت. باهم میریم
باشه بابا
- دیر نکنی - باشه
از کبرا یک به عقاب یک. آمادهای؟
بله، کبرا یک
طبق اطلاعات، صندلی جلو نشسته
هر لحظه ممکنه برسه
هنوز که نرسیده
ولی بوش رو حس میکنم
فرید حقانی
فروشنده جهاده
سخنرانیهاش باعث شده جوونای بیگناه زیادی
به ترک خونه و خانواده و کشورشون و ملحق شدن به جهاد ترغیب بشن
فکر شهادت، تمام فکر و ذکر اونا شده
توصیفش از بهشت حتی آدمی مثل منو هم میتونه وسوسه کنه
برای همینه که باید ساکتش کنیم
باید قبل از اینکه بقیه رو هم به این کار بکشونه خودشو بفرستیم بهشت
دارم میبینمش، کبرا یک
فرید حقانیه. خودشه
عقاب یک. شلیک کن
دریافت شد، کبرا یک
قبل از اینکه شیشه ضد گلولهاش رو بکشه بالا بهش شلیک کن
برای من اهمیتی نداره، کبری یک
یا حتی برای این اسلحه
نه اون شیشه نه حتی اون
شلیک کن، لعنتی!
پس میخواست فرید حقانی رو بکشه
بله، خانم
ببین درست میگم یا نه، سرهنگ
درواقع گلوله شلیک شده ولی نه توی سوریه به سمت حقانی
بلکه اینجا توی دهلی نو به سمت تحلیلگر ارشدمون ویکِی نایدو
جریان چیه، سرهنگ لوترا؟
کبیر خائن شده، خانم
با دشمن دست به یکی کرده
با کی؟
حقانی؟ جِیش؟ رضوان الیاسی؟
پس کی توی سوریه بوده؟
همه ویدیو زندهاش رو دیدیم
کی اسلحه رو نشونه گرفته بود؟
کبیر سه روز قبلش اسلحه و دوربینش کنترل از راه دور رو تنظیم کرده بود
ما داشتیم حقانی رو میدیدم...
درحالی که اون همزمان نایدو رو هدف گرفته بود
انتظار داری چطوری اینو به دفتر مدیریت پروژه گزارش بدم که
مثل یه احمق جلوه نکنم؟
خانم، منم فقط همینقدر میدونم
بکشش
باید قبل از اینکه حرکت دیگهای بکنه، پیداش کنیم
همیشه میگفتی کبیر بهترین نیروی ماست
حتما یکی هست که از کبیر باهوشتر باشه
«ترجمه: ميلاد طاهرخانی، رضا حضرتی» :: M.i.l.a.d, DeathStroke ::
اینم پولت، ازلوف. محموله من کو؟
بگیرینش!
سرهنگ
ترتیب ازلوف و افرادشو دادم
قول دادن دیگه مواد مخدر هند رو تامین نکنن
درواقع، دیگه کلا واسه هیچجا نمیفرستن
بله قربان. الان میام
سلام
«خراب است»
اینم یه لیست از خونههای امن
کبیر هفت تا پاسپورت داره
ولی از هیچکدومشون برای برگشتن به هند استفاده نکرده
داریم همه پروازهای ترکیه به دهلی رو چک میکنیم
اصلا از کجا معلومه با پاسپورت هندی برگشته؟
یا اینکه با پرواز ترکیه اومده؟
موافقم. ولی میدونم که به دهلی برگشته
پس کجاست؟
سوال اصلی رو یادتون رفت، سرهنگ
«چرا؟»
کسی که همه ما رو آموزش داده و خائنین زیادی رو کشته...
چرا باید خودش یه خائن بشه؟
بیاین پیداش کنیم
سانی، پیداش کن!
و فقط به من گزارش بده
بله قربان
مشکلی هست؟
بله سرهنگ. چرا سانی؟
هیچکی بهتر از من کبیر رو نمیشناسه
خالد، اون انتظارش رو داره تو بری دنبالش
معلومه که، دنبالشیم
اون اینو میدونه
قربان، میدونم چطور فکر میکنه
اینکه قدم بعدیش چیه. من اونو میشناسم
- تو دوستش داری، خالد - بیشتر از کشورم نه
و اگه پیداش کنی...
میتونی بهش شلیک کنی؟
بله قربان
وقتی انگیزهاش...
دقیقا همون چیزی که ازش میترسیدم، خالد
اگه هیچوقت انگیزهاش رو نفهمی چی؟
قول میدم، سرهنگ
که اول از پا درمیارمش، بعد ازش میپرسم
«دو سال قبل»
بگو که شوخی میکنی، سرهنگ
این گزارش عملکرد دو سالشه
ببین با بقیه افسرا اونجاست
خب؟
کبیر، این واحد توئه
تصمیمش با خودته که میخوای کی توش باشه
و چطوری آموزش ببینن
بحث تموم شد، قربان؟
میخوام که تصمیم نهایی رو خودت بگیری
پس باید تصمیم شما رو قبول کنم
کبیر
خالد هربار ثابت در هر شرایطی کرده که بهترینه
پس چرا برای این ماموریت نمیخوایش؟
دلیلش یکی نیست... دو دلیل داره
پدر خیانتکار خالد.. یعنی سرگرد ابدول رحمانی بهم شلیک کرد
ولی من زنده موندم
رفیق صمیمیم و همکارم...
که بین بابای اونو و من وایستاده بود...
زنده نموند
برای همین یه گلوله تو چشم چپ بابات خالی کردم
و محض اطمینان...
یکی هم تو چشم راستش شلیک کردم
پس سرهنگ، با کمال احترام...
به نظرتون چرا باید اجازه بدم پسر یه خیانتکار...
با یه اسلحه تو دستش نزدیک من باشه؟
اجازه صحبت هست، قربان؟
بگو، خالد
پدر من یه خیانتکار بود
ولی به نظرت چطوری اینو فهمیدیم؟
مادرم شک کرد
و به ارتش گزارش داد
برای همینه که یه زخم رو بدنت داری...
نه یه کفن دور بدنت
اسم پدرم به اسم من گره خورده
ولی من پسر مادرمم هستم
اون جون شوهرش رو فدای کشورش کرد
و برای یه لحظه هم پشیمون نبود
تنهامون بذار، ستوان
بله قربان
پدرش آره، یه خیانتکار بود
ولی با این وجود پسره غوغا کرده
میتونی تصور کنی چقدر تلاش کرده؟
چقدر دل و جرات داره
که چقدر برای پاک کردن این ننگ از اسم خونوادشون مصممه
اون میدونه تو به پدرش، سرگرد رحمانی شلیک کردی
ولی بازم داوطلب شد
چشمش به توئه ازت میخواد بهش آموزش بدی
تا ثابت کنه مثل پدرش نیست
مردم فقط یک بار حاضرن امتحان خودشون پس بدن، کبیر
ولی این سرباز هر روز حاضره که امتحانش رو پس بده
تصمیمش با خودته
قبولت کرد
ولی طنابی که خودتو بهش بستی، خیلی نازکه
یه اشتباه کوچیک بکنی...
موفق باشی
حالا دیگه تو جهنمی
جامو، 2009
کلکته، 2013
سورات 2015 و هایدرابات 2017
یه نفر مقصر همه این حملاته
رضوان الیاسی
دشمن شماره یک هند
کشور ما هدف اصلیشه
ولی به چشم بقیه دنیا فقط یه تاجر ساده ست
سالهاس تلاش کردیم که جامعه بین المللی رو متقاعد کنیم...
که اون یه تروریست جهانیه
ولی اون باهوشه
میدونه چطوری ردش رو پاک کنه
در انفجار پرواز AI-205 سال گذشته 193 هندی...
و 53 نفر خارجی کشته شدن
یه نفر مسئولیتش رو قبول کرد
بشیر حاسب
یه فرمانده شورشی جنگطلب در عراق
ولی اون چه ارتباطی با رضوان الیاسی داره؟
تا الان اونا کلاشنیکف هم نداشتن
پس کی این موشکهای ضدهوایی رو بهشون داده؟
اون داده
رضوان الیاسی
این ماموریت ماست
رضوان الیاسی
پنج سال کاری جز دنبالش گشتن نکردم
حالا که همه موانع رو برداشتم یا میکشمش...
یا کشته میشم
برای همین...
اگه کسی تو این ماموریت گندی بزنه یا سهل انگاریای کنه
یه حمله شخصی به خودم درنظرش میگیرم
مفهومه؟
بله قربان!
اگه بشیر رو بگیریم و ارتباطش با الیاسی رو ثابت کنیم
هیچ دولتی بهش پناه نمیده
اون موش رو از سوراخش بیرون میکشیم
ساعتهاتون رو روی 08:09 تنظیم کنین
حالا
"تکريت، عراق"
ماموریت ما سادهست
وارد یه منطقهی تحت کنترل داعش میشیم
و بشیر حاسب رو...
زنده میگیریم!
السّلام عليكم و رحمة الله و بركاته
این زن با انجام زنا یه جرم
علیه اسلام مرتکب شده
برای همین ما باید سزایی که خدا برای این
گناهکار در نظر گرفته رو اجرا کنیم و تا حد مرگ سنگسارش کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.