The first 200 lines.
بله؟
بله. باشه، الان میام پایین
دکتر اُنامن. درحال تماس بادکتر اُنامن
دکتر بنوِی. درحال تماس با دکتر بنوِی
پلیسا اونو از روی نیمکت بلند کردن حدودا 50 یا 20 دقیقه پیش
مجبور شدیم 4 نفری بذاریمش روی تخت و راه خروج رو ببندیم
حتی نمی تونیم توی چشم همدیگه نگاه کنیم. انگار فکر می کنه که ما اصلا اینجا نیستیم
لباساش غرق خون بودن واقعا خونی بودن
تمیزش کردیم. چند تا چندتا پارگی روی پوستش پیدا کردیم
- ولی اینکه بقیه چی هستن ... - اون فرانسویه؟
به نظر می رسه اینطور باشه، ولی برای من زیادی سریعه
مردمکاش منقبض شدن، فشارش بالاس عملکرد حرکتیش طبیعیه
مطمئنم پی سی پیه(نوعی داروی توهم زا) ولی خب نمی دونم نمی تونم به بدنش هیچ سوزنی وارد کنم تا بررسی کنم
اگر هم سعی کنم بهش آرامبخش تزریق کنم ممکنه اوضاع خیلی خراب شه
ببین، می دونم تازه واردی و متاسفم که توی این شرایط قرارت میدم
ولی اگر بدون عصب شناسی بهش آرامبخش تزریق کنم خب، کارمو
عزیز شغلت در امانه، خب؟ فقط برو ببین می تونی کسیو پیدا کنی
که فرانسوی صحبت کنه
اوه، شاید یک کشیش اون احتمالا کاتولیکه
خب پس، چه اتفاقی برای تو افتاد؟
ما اونو وقتی داشت از پارک عبور می کرد کنار پرچین ها متوقف کردیم
قبل از اینکه ما
- برگرد! برگرد اونجا - وایستا. مچ هاش رو پاره می کنه
یک لطفی بهم بکن و بیرون منتظر باش بیرون، لطفا
- تو هم همینطور. ای. جی - ای. جی
- ولی یک باید - بیرون، باشه؟
پسر شما واقعا درگیر دردسر بزرگی بودین، نه؟
دردسرواقعا بزرگی
چه اتفاقی برای تو افتاد، هم؟
چه اتفاقی افتاد؟
مشکلی نیست
مشکلی نیست
مشکلی نیست
مشکلی نیست
مشکلی نیست
مشکلی نیست
- حالت خوبه؟ - مواظب باش. میخوام رد شم
کس دیگه؟
فورا دکتر رودریگز رو صدا کنین
مواظب باش. مواظب باش
آروم، لطفا. آروم
- فکر کنم منو ترسوند - یا مسیح، اون مرده
باعث میشه امشب شبیه... دانشکده ی پرستاری به نظر بیاد
من ردش می کنم، ممنون. این آخرهفته با آپارتمانم قرار دارم
هیچوقت سعی نکن همزمان هم اسباب کشی کنی هم کار
خب خانما برای همین کاران
مم
قراره دلت برای شرق تنگ بشه؟
خب افراد دانشگاهی زیادی هستن ولی
ولی چی؟
نمیدونم. به نظر بیشتر دوست های همسرم بودن تا من
تا یک اندازه ای، این مسئله ی رفتن به غرب برام جذابه
ولش کن، لطفا، پرستار
اوه، ولی مطمئنم میدونی دلم حتما برای چی تنگ میشه؟
درخت ها
خیلی خشکه. این حس بهت دست میده که انگار همه ی بوته ها نصب شدن
شبیه دیزنی لند و اینجور چیزاس
خب مردم متوجه نمیشن که این شهر توی صحرا ساخته شده
سعی کن بهش فقط مثل یک پارکینک طولانی برای ساحل نگاه کنی
چی؟ اوو
صبر کن. فقط یکم دیگه تموم میشیم
اوه
تو این ساعت ها، کی می تونه به ساحل بره؟
آخریش. بفرما
- میخوای بپوشونیش؟ - بذار بدون پوشش باشه
چند ساعت شیفت بودی؟
اه
خب 32 ساعت. 4 ساعت دیگه مونده
خیلی خب، همینه پس
و به اندازه ی کافی هیجان برای یک شب داشتی
پس، میخوام که بری خونه
یکم بخوابی و اینا دستورات جراحه
بعلاوه تو برای این کارا خیلی پیری
تو باید خونه باشی و بچه هارو مجبور کنی که دندوناشونو مرتب کنن
اوه! پرستار اونو می بینی؟ اونو می بینی؟
اونا 30 ساله شون میشه و بعد همه چی میشه رابطه ی جنسی، رابطه ی جنسی، رابطه ی جنسی
گوش کن، به یک دوز دیگه واکسن کزاز نیاز داری؟ خیلی خب بعدش از اینجا خارج شو و برو خونه
- شب خوش، دکتر - برو
- شب خوش. ممنون - شب خوش
بعدا می بینمت
در هر صورت، اون چی می گفت
کی؟
پسری که ولت کرد. چی می گفت؟
هیچی
همم
حیف شد. آخرین چیزی که یک مرد میگه باید مهم باشه
اه
این دفتر دکتر کالینزه. من شمارو در بیمارستان امتحان می کنم
سلام، خانم، اه
دکتر فلَکس ایشون آقای هندریکس از شرکت تلفن هستن
ما فردا بعدازظهر یک نصاب به محله ی شما می فرستیم
چیکار می کنی؟
منم فکر کردم خنده داره حس شوخ طبعی نداری
این عوضی از ماشینش میاد بیرون به نظر 14 سالشه
ولی همین الانش هم شکم گنده ای داره (بخاطر مصرف زیاد آبجو) از ماشینش با یک آچارچرخ میاد بیرون
- شوخی می کنی - راست میگم
تو چیکار کردی؟
از اونجا فرار کردم غیر این چیکار می کردم؟
ولی لعنت مرد، دیوونه ها و خل و چل ها بیشتر شدن
تو رَدکلیف چیکار می کردی؟ بین ملوانا ارشد بودی؟
ای کاش بودم
اون یارو دیوونه دیشبو می شناسی؟
خب گزارش آزمایشگاه امروز صبح رسید
دارو مصرف نکرده بود
باقی مونده ی غده ی آدرنالش انقدر زیاد بود که می تونست یک اسبو برانگیخته کنه ولی گل مصرف نکرده بود
واسم سواله که چه اتفاقی براش افتاده
شبیه یک آدم عجیب روی نیمکت بود، نه؟
آره
یارو یک انسان شناس از دانشگاه یو سی ال اِی بود
نیم دوجین زبان بلد بود همه جای دنیا زندگی کرد
و مثل اینکه فرد خیلی مشهوری بود
یا مسیح
در هر صورت، چه مدل مردمی رو مطالعه می کرد؟
نمی دونم
امروز صبح تو دفتر ریچِر به زنش یه نگاهی انداختم
خانم شیکی با موهای قرمزه. درست برخلاف ظاهر همسرش
و قسمت جالب مسئله درباره ی اونا اینه که فقط یه هفته توی کشور بودن
- خب من دقیقا یک دقیقه تا 7 فرصت دارم - به عقب راه برو
من اونو امتحان کردم. قول دادم که این بار واقعا اونجا باشم. ایلن
هی. هی، تمومش کن
- همم؟ - لبت
اگر جویدنشو تموم نکنی شبیه گوشِت میشه
هی، ایلن، حالت خوبه؟
اوه، آره
کَسی، معنی، آم
N'y sont pas...
sont des innois چی میشه؟
اه
لعنت N'y sont pas...
اونا اونجا نیستن. اونا
- Sont des innois. - Sont des innois.
به نظر یک مکان میاد. نمی دونم. چرا؟
دکتر وین، لطفا با متصدی تماس بگیر
الان قدم زدن برای تو بهترین چیزه
فردا می خوام بشنوم که تو
درست
صبح دکتر استافورد حضور داره
می خوای براش دوباره یک ای ای جی (موج نگاری مغز) سفارش بدم؟
نه
فرش خوبیه. از رنگش خوشم میاد
چی؟
رنگ فرش قدیمیه زرد بود اما مالکین نخواستن
دکتر، فکر کنم رد کردیم
دکتر؟
مالک فقط برای مدت کوتاهی اینجا بود
اما تاثیر خوبی روی خونه داشتن
چیزای زیادی وجود داره. برای مثال فرش قدیمی زرد بود
و خیلی هم خوب تمیز نمی شد پس همه ی وسایل رو نو کردن
خونه فقط 4 بلوک با ساحل فاصله داره
و البته، فضای انبار زیادی وجود داره
مسلما من سعی کردمتا مالکان رو قانع کنم که اینجا بمونن
انقدر که به جای اجاره، بفروشن
اما مثل اینکه انتقال خیلی ناگهانی بود و اونا فقط بلند شدن و رفتن
تو چی فکر می کنی، ها؟
من قبول دارم که علم استعداد خاص من نیست اما انسان شناسی
با استخونا و مقبره ها و این مدل مسائل مرتبطه
نه، نه، نه، نه، نه، نه چیز خیلی چشمگیری نیست
کار من فرهنگیه. من
Je l'adore!
حداقل گرمه، نه؟
من، اه
من بیشتر مردمو تماشا می کنم
اوه! اما من فکر کردم که تو این پاییز اینجا درس می دادی
- اه، بله، متاسفانه اینطوره - اوه، بهش گوش کن
اولین جای متمدنی که توی سال ها توش زندگی می کنیم
و به همین زودی حوصلش سر رفته
عجیب و غریب های لعنتی
من خوبم. من خوبم، من خوبم! تنهام بذار من خوبم! تمومش کن
تمومش کن! من خوبم
خوبم
درگیر چه چیزی شده؟
دا دا دا دا دا! موادو گرفتم
اه، نگهش دار، نگهش دار، نگهش دار
من موادو گرفتم ولی تو باید منو کمک کنی با
Comment dit?
- Trigle de rideau? - میله ی پرده
اه! میله ی پرده. میله ی پرده. میله ی پرده
تند ازاونی که انگلیسی رو یاد می گیرم فراموشش می کن، هان؟
- اون میاد. اون میاد - Alors. بهم بگو
کدومو از همه بیشتر دوست داری، هان؟ این یکی؟
اه... در مورد تو یا اتاق هال؟
برای هال، این. برای وقتی که توی لند روور زندگی می کنیم، اینُ
اوه، نه Cochon.
اوه. فراموشش کردم
مم. همم
- جانی؟ - مم. همم
حوصله ات که خیلی سر نرفته، رفته؟ ها؟
Pas Du tout. Pas Du tout. منتظرشم
منتظر آبم لازم نبود حمل کنیم
من منتظر روزاییم که باید 5 ساعت کار کنم
میرم از سوپر مارکت غذایی بگیرم که توی پلاستیک پیچیده شده
میرم همبرگر بگیرم commes Les Americains.
Alors, maintenant, je suis americain, eh?
Americain. Americain.
Americain.
Americain.
- آقای آمریکا - مم. همم Oui.
- کدوم یکی از ای اینا تویی؟ همم؟ - نیکی اونو از کجا گرفتی؟
اون عکسو بده به من نیکی! بیا اینجا
- نه! نه - نیکی! اون عکسو بده به من
No comments yet. Be the first to leave one.