The first 200 lines.
چرا؟
نه روبی حق داره
اصلا به من چه؟
...اون گفت هیچ اتفاقی نیوفتاده
حق با اونه. یعنی چیزی نفهمیده؟
ولی اگه حافظه ی روبی برگشته باشه چی؟
و اگه اون چیزی به گیونگ مین گفته باشه باید چیکار کنم؟
نه اگه این اتفاق افتاده باشه
گیونگ مین آروم نمیمونه
قسمت 50
نصفِ شبه
میخوای تا صبح اینجا بمونی
چی میخوای به من بگی، زود باش بگو دیگه
داری رو اعصابم راه میریا، بگو چته؟
نکنه میخواد نامزدی رو بهم بزنه؟
جونگ چوریم
چی شد که از من خوشت اومد؟
میخواستی همیچین چیزی ازم بپرسی
که این همه مشروب خوردی؟
جوابمو بده
...من بخاطرِ این ازت خوشم میاد که
...راستش اخلاقامون خیلی شبیه
میدونم خوش قیافه ام
جدا از قیافه ی خوبم
چه چیزِ منحصر بفردی تو من دیدی
که داری خودکشی میکنی که با من ازدواج کنی؟
چی؟ خودکشی میکنم؟ دقیقا کی؟
شوخیت گرفته؟
پس خودت چی؟
چرا منو انتخاب کردی؟
تو میگی قیافت خوبه
زنا هم برات صف کشیدن
تو گفته بودی برات مهم نیست که من ترشیده ام
همینو میگم دیگه
من فقط برایِ انتخابت یه دلیل داشتم
اونم این بود که تو خیلی دوسم داشتی
اوهو چه رویی داره
چی میخوای بگی
انقد خودتو به در و دیوار نزن
انقد منو نپیچون برو سرِ اصل مطلب
جونگ چوریم
یهو چت شد؟
تو باید یه مردِ خوب برایِ خودت پیدا کنی
که بتونه تا آخرِ عمرت بهت خدمت کنه
چوریم، جونگ چوریم
حقیقت اینه که من خیلی خیلی دوست دارم
وقتی باهاتم
تموم نگرانیام رو یادم میره
و حس میکنم از پسِ هر کاری برمیام
تو خیلی برام ارزش داری، میدونستی؟
خوب بیا عروسی کنیم دیگه
ولی یه چیزی هست که
باید قبلش بهت بگم
چرا اصرار داری که با یه مردِ مجرد ازدواج کنی؟
من یه پسر دارم
چی باید بگی؟
نکنه داری بهم خیانت میکنی؟
نه اینطوری نیست
پس دیگه نمیخواد نگران باشی
من میدونم که بی پولی
و اینکه با فامیلت همخونه ای
...حقیقت اینه که
...چیزی که میخوام بگم اینه که، من
بهش نگو
اگه بهش بگی نمیتونی باهاش ازدواج کنی
سلام آبجی
من و دونگ پال داریم صحبت میکنیم
باشه، زود میام خونه، فعلا خدافظ
شبیهِ مادرشوهرایِ غرغرو میمونه
خوب داشتی چی میگفتی؟
دونگ پال
دونگ پال
دونگ پال
لعنتی
چقدم سنگینِ، از کمر افتادم
باید حواسم به خودم باشه
اگه میخوام تو لباس عروسی قشنگ باشم
ای خدا، کمرم
جونگ چوریم، اوپا شرمندس
اوپا خیلی شرمندته
چـــــی؟ اوپـــــــــــــا؟
الان تو داری از من سواری میگیری، اونوقت این وسط اوپا کیه؟
بیخیال
ولی اشکالیم نداره
میتونی اوپا هم بهم بگی، فرقی نمیکنه
بابا شرمندس
از این به بعد بابات بیشتر بهت میرسه
شرمندم
چـــی؟ بابا؟ دیگه چی؟
اوپات شدم
حالا باباتم هستم؟ خیلی دیگه پررویی
باشه، منم از این به بعد بهتر باهات رفتار میکنم
مامانت میشم
آخه چرا امروز راه خونه انقد طولانی شده؟
جی هیوک
بله؟ - بنظرت خوب شدم؟ -
باحال شدم، نه؟
آره خیلی خوبه
بگیر
چقد زیاده؟
چی بهت گفته بودم؟
گفته بودم وقتی کارمو شروع کنم وضعم خوب میشه
حالشو ببر، اگه تموم شد بگو بازم بهت بدم
مرسی
حواست باشه چون شورتِ مامان دوزت رو میپوشم
دلیل نمیشه که باهام بد حرف بزنیا
عمو انقد کت و شلوار نخر، یه کم برایِ خودت شورت بخر
شورت شورتِ دیگه
کسی نمیبینتش، مهم نیست که
راستی عمو
دوس دخترِ بابا رو دیدی؟
معلومِ که دیدم
خانومِ خوبیِ، نه؟
چرا میپرسی؟
میترسی بابات رو ول کنه و در بره؟
نگرانِ بابات نباش
نگرانِ خودت باش
اون بابات رو هیچوقت ول نمیکنه
ممنون خیالم راحت شد
کیه؟ دونگ پال تویی؟
در رو باز کنین
در رو نگه دار چش شده؟
مست کرده
چرا انقد خورده؟
چوریم خانوم خیلی زور داریا
هـــــان؟
دونگ پال از چیزی که نشون میده خیلی سبک تره
من دیگه برم
شب خوش
ممنون
شما هم همینطور
ممنون
دیدی؟
نمیخواد نگرانِ بابات باشی
.:.:(Shery)ترجمه و زيرنويس : شراره:.:..
...صب کن
چته بی گیونگ مین؟ به خودت بیا
تو شوهرِ جونگ روبی هستی
جونگ روبی زنیِ که عاشقشی
اینو فراموش نکن
داری میری شرکت؟
بله، جلسه دارم
خوب نخوابیدی؟
چرا انقد قیافه ات خسته اس؟
آره خیلی خسته بنظر میرسی
بله ... ببخشید من دیگه برم
صبح بخیر مامان بزرگ، سلام مامان، سلام بابا
هی سِرا
دیشب گیونگ مین با روبی
بازم دعواشون شده؟
نه، چطور؟
گیونگ مین یه کم خسته بنظر میرسید
..شاید
نه بابا چیزی نیست، نگران نباشین
میدونین که کار چطوریه، خیلی استرس داره
برای کسی با شغل گیونگ مین
لازمِ که یه زنِ با توجه داشته باشه
معلومِ که چرا گیونگ مین این شکلی شده
چون روبی اصلا بهش نمیرسه
ما ازش خواستیم بمونه خونه
تا بتونه بهتر به شوهرش برسه
ولی اون اصرار داشت که برگرده سرِ کار
ولی مامان بزرگ
تو این دوره زمونه زنهای ازدواج کرده دیگه خونه نمیمونن
که بچه داری و شوهر داری کنن
دیگه قرنِ 21 امِ
ساکت شو
چه قرنِ 21 باشه چه 22
هیچی بهتر از این نیستش که
بچه های خوب و سالم داشته باشی و بزرگشون کنی
جوونایِ این دوره زمونه
فک میکنن خونه داری و بچه داری
کلاسش پایینه
بازم مامان بزرگ خونش به جوش اومد
اگه میخوای من حالم خوب باشه
زودی ازدواج کن و بچه دار شو
اینطوری میتونی منو راضی کنی
دیگه بهترِ من برم یه چیزی بخورم
...گیونگ مین
ازت متنفرم
خیلی منو رنجوندی
الو، سلام
میشه با دکتر یو مینگی صحبت کنم؟
روانپزشک هستن
رئیس بی هستن؟
دارن تلفن صحبت میکنن
که اینطور
پس شما میگین که
حتی اگه مریض فراموشی هم داشته باشه
امکان نداره که خاطراتشو با فرد دیگه ای
قاطی کنه، درسته؟
مثلا اگه
اون آدم اسمِ دوست پسرشو یه چیزی دیگه صدا کنه
...یا اینکه
فک کنه دوس پسرش شوهر خواهرش هستش
که اینطور
پس اینطوریه
ممنون مینگی
پس اگه همچین چیزی امکان نداره
چی میتونه باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.