The first 200 lines.
خوبه همونجوری وایسا
هر ساله موزه متروپولیتن، میزبان یکی از بزرگترین رویدادها در دنیای فشن است
پله های مِت میدونی
اون فرش قرمز معروف
در تمام این سالها همراه با خود نمایش رشد کردن
شبیه به تیاتر میمونه
فشن میتونه رویا بوجود بیاره
میتونه فانتیزی بوجو بیاره
ولی ممکنه سوالاتی بوجود بیاد که
واقعن جای فشن موزه ای مثل مِت هست؟
ریحانا اینجا نیگا کن
اولین دوشنبه ماه مِی
موزه متروپولیتن نیویورک
اولویت با حمل و نقل هنریست
آرشیو های موسسات لباس مِت
یکی از بزرگترین کالکشن های فشن در دنیاست
هر ساله اونا نمایشگاه بزرگی برگزار میکنند
در اولین دوشنبه ماه مِی
اندرو بولتون سرپرست بخش لباسِ موزه مت
برخی از آدمای قرن نوزدهم چه تصوری از هنر داشتن
کسانی توی موزه هستن که هنوز فشن رو قبول ندارن
زمانی که کارمو بعنوان سرپرست شروع کردم
هنر، فقط بعنوان نقاشی، معماری و مجسمه سازی مطرح بود
هرچیزی خارج از این هنر تزیینی حساب میشد
یک نگاه خشک از بالا به پایین
برای نمونه میشه لباس و فشن رو نام برد
آنا وینتور سردبیر ووگ
موزه مِت دنیای کوچیکِ ماست شهر کوچوی ما
قدیمیا، که بیشتر سنت گراهای فشن هستن
عادت دارن به انجام کارای همیشگی
از ی طرف دیگه وجودِ ممکنه ی موسسه لباس
باعث ناراحتیِ اونا بشه
از نظر فیزیکی موسسه لباس تو زیرزمینه
از نظر روانشناسی هم که نگاه کنی .همیشه همینجوری بوده
اونا مارو گذاشتن قسمت شمالی
توی زیر زمین
اونجا واقعن ی مکانِ هنری بنظر نمیرسید
فشن امروزه بیشتر مربوط به حوزه زنانه
تا ی چیزی مثل نقاشی
بنظرم یکی از دلایلی که مردم خیلی زود فشن
رو بعنوان هنر ردمیکنن همین میتونه باشه
فشن تو قرم 19 خیلی پیش پااقتاده و بی اهمیت بود
به نسبت نگرشی که به هنرهای زیبا وجود داشت
اما، این مملو از مفهوم هاست اصول زیبایی شناسی داره
پیشرفته ترین تکنیک ها
هرچیزی رو که ما بعنوان معیار هنر قرار میدیم
لباس برای ما کار هنری به حساب میاد
خیلی به ندرت پیش میاد که کسی اونقدر خلاق باشه
که بتونه مسیر و ادراک هنری رو تغییر بده
اما مک کویین قطعا تونست
تیتر خبرها: بدن بیجانِ الکساندر مک کویین در آپارتمانش
در لندن پیدا شد در حالی که به نظر خودکشی میرسه
طراح خلاق و بحث برانگیز فشن
پسر بد فشن بریتانیا که بسیار
الهامبخش بود در صنعت فشن
امروز فروشگاهاش تعطیل بود و مردم بیرون فروشگاها درحال گریه بودن
بعد از خودکشی مک کویین بود که
اندرو اومد پیشم و گفت که اون تو فکر نمایشگاه بود
تام اول فکر کرد که این کمی مبهمه
ما به زمان نیاز داریم قبلا از اینکه بخواهیم نمایشگاه مک کویین رو اجرا کنیم
خیلی ها فکر میکردن این خوب نیست بلافاصله بعد از مرگ مک کویین
بخوایم نمایشگاهش رو برگزار کنیم
اونم همچین مرگ وحشتناکی
اما
اندرو همه چیز رو با ی نگرشِ واقعی میبینه
و وظیفه ماست تا کمکش کنیم اون خلاقیت درخشان رو بوجود بیاره
زیبای وحشی الکساندر مک کویین
موزه مِت2011
ترکیب بندی اجزا اون حالت تیاتر شکل فضا
صداها
همه اجزاء و جوانب نمایشگاه باعث شد
که اجرا به سطحِ جدیدی برسه
همه اینا فضایی رو بوجود آورد
که هیچ کدوم از ما واسش آمادگی نداشتیم
مردم تا اطراف موزه توی صف بودن برای ورود
سالها بود که این اتفاق نیفتاده بود
مردم رو جوری تحت تاثیر قرار داد که تا قبل از این ندیده بودم
این باعث بازتعریفی از برگزاری نمایشگاه در موزه ها شد
در سال 2015 نمایشگاه اندرو: الکساندر مک کویین "زیبای وحشی"
منتقل شد به موزه ویکتوریا و البرت در لندن
این یک نقطه عطف بود در نگاه منتقدینِ هنر به فشن
برای اولین بار بود که با دید هنری بهش نگاه کردن
وقتی با نبوغ مواجه میشید این برای همه جذابیت داره
مک کویین یکی از بهترین و تحریک کننده ترین طراحان بود
من همیشه تو کارهاش زیبایی غیر قابل وصف
و عشقِ عمیقی رو میبینم
همیشه در تلاش بود زیبایی، زشتی
بی تناسبی و وحشت رو باهم ترکیب کنه
میتونست همیشه با استفاده از لباس تو رو به حرکت واداره
نمایش مک کویین ی جورایی باعث کمی گرفتاری شد
مثل سنگ آسیابی به دور گردنم
چون اون نمایش باعث شد که دیگه هر نمایشی با اون مقایسه بشه
توی نیویورک تایم همیشه میبینم
به خوبیه نمایش مک کویین نبود
خوندنش همیشه باعث ناامیدیه
با توجه به
اینکه هر نمایشی ویژگی و قدرتِ خودش رو داره
یادم می آید زمانی که مدرسه بودم یک راهنمای شغلی داشتیم
ازما میپرسید که شغل رویاییت چیه
و من گفتم دوس دارم مسئول موزه لباس باشم در مِت
و اونموقع فقط 17 سال داشتم
این واقعا رویایی بود که به حقیقت پیوست
من فریفته رمانتیسم شده بودم و گمشده بودم در هوای موزه
شما موضوعاتی رو پیدا میکنید که ابدا انتظارش رو ندارید
اما ترس و کنجکاوی که نسبت به موزه و متصدیان
احساس می کردم بسیار زیاد بود
احساس کلاهبرداری رو داشتم که میترسه لو بره
روراست بگم
اون چیزی رو که میخواستم برداشتم ی شغل توی مِت
کمی حس متقلب بودن داشتم که هنوزم هست
نمایشی که الان داریم روش کار میکنیم
چین، همچون در یک آینه
این ی همکاریه بین موسسه لباس و بخش هنر آسیایی
میخوایم نشون بدیم که چگونه طراحان غربی فشن
به نمادای چین نگاه میکنن
میتونن با نگاه به چین و الهام از اون
بین شرق و غرب گفتگو برقرار کنن
و فهمیدن فشن خیلی ساده تر از زبانِ خود آدمه
هر نمایشی رو که اجرا میکنم کاملن مخصوص به خودشه
و خسته شدم از شنیدن این جمله که نمایش مک کویین بهترین
و موفق ترین نمایشی بوده که تا الان اجرا شده
و خیلی خوب میشه اگه نمایش چین بتونه جای این تفکر رو بگیره
در سال2014 فرصتی دست داد برای ضبط نمایش
چین، همچون در یک آینه
هشت ماه مانده به افتتحاییه نمایش
این شبیه به دیوار بزرگِ چینه
میخوایم از اول شروع کنیم
این بزرگترین کاریه که میخوایم انجام بدیم
بخش اصلی کار بر اساس سفید و آبی ظروفِ چینی و نقاشی از سال1920
و بعدش SARA's
محشره
این کار جو پِی هست طراح چینی
کاوالی،کارل،رابرته
و بعد میره به سمت مجموعه چین سنت لورن
و اون بوی تریاکش
خوبه
میخوایم اونارو از انبار سنت لورن قرض بگیریم
ولی بیشترین لباسا قراره از کالکشن های جان باشه که از دیور میاد
کاکشن بهار 2003 جان گالیانو از دیور به مِت رسیدن
این پری رو نیگا کن
عاشق دوختشم
سخته قرار دادن گالیانو توی ی فضا
چون معمولن چند ایده رو توی کالکشن کنار هم قرار میده
این طرح رو از قرن17 الهام گرفته اون لول کردن ها در کنار وجلو عقب
همونجوری که اشاره داره به محله بووری و ملکه مادر
قرن هفدهم پکینگ اپران،کابوکی
وقتی نوبت به فانتیزی و رومانتیک بودن میرسه
اون بهترین قصه گو است
میخوام باهاش ی مصاحبه داشته باشم
چون اون بهترین الهامات رو از چین داشته
چیزی که واسم جالبه اینه که چین همیشه برای شما الهامبخش بوده
و میخوام بدونم چرا چین؟
بنظرم
حس رمزآلود و خطری
اما اون خطری که تو با تصویرسازی میبینی، مثل هالیوود
ترکیبی از اُپرای چینی،گیشا و مادر ملکه
فکر نمی کنم قصد داشتم یک بازآفرینی چینی داشته باشم
همانطور که می بینید
نتونستم بهش برسم
این یک فانتیزی بود از دیدم نسبت چین
یک شخصیت تخیلی شکل می گیرد
و من به نوعی شروع میکنم به زنده کردنش با نفسی که بهش میدم
با نقاشی کردنش میشناسمش اینکه چطور به شمع نگاه میکنه
میتونید بوی رژ لبش رو احساس کنید
دوست دارم احساسم رو بیان کنم از طریق برش زدن
هر بار که برشی به پارچه میزنید اون حسِ متفاوتی داره
ارتباطی که ایجاد میشه
روغن جیوه است یا شیرین بیان
روند خلق کردن مدیتیشنِ من میمونه
کار با پارچه، اشکال و حجم ها
این چیزی هست که من عاشقشم
و به همین خاطر هست که میتونم
به این فکر میکنم
برگردم به صنعت
به جایی که از اون رانده شدم
در اون دنیای فانتیزی
خلق کردن برام ی جور گریز میمونه
کارهایی که جان بوجود میاره
خیلی شخصی هستن
فشن داستانای خیلی
عجیب و غریبی داره
خیلی اسونه که نادیده بگیری
طراحان فشن رو در تعامل با چین
ی جورایی بی اعتباریه
ولی خیلی روی کارهای هنریه اونا تمرکز کردم
نمونه های بی نظیری هستند از تخیلات طراحاشون
تو یکی رو داری مثل، سنت لورن
اون بدون شک سبکش در دوران فشن تغییر کرد
آرشیوهای لباس سنت لورن
در نهایت بیشتر از 2000 قطعه اوت کوتور اونجا هست
بنظرم حتی بیشتر
بین 5000 تا 6000
شش هزار
این یکی مادِریان هست
خیلی از اونا داری
اره نمونه هاش مختلفه
لباس های ماندریال با ایده به خط شدن نوارها
چقدر شبیه تور دفرانس میمونه اینجور نیست
خیلی ساده بنظر میرسه
اما خیلی پیچیدگی داره
No comments yet. Be the first to leave one.