The first 80 lines.
ببینم، تو از من خوشت میاد؟
زمان حال
به چی اینطور زل زدی تو؟
ها، هیچی
چانیونگ
میدونی خاطرت برام عزیزه
پس بذار یه نصیحت بهت بکنم: ویلاگ اینا نگیر از خودت
چرا؟
آخه قیافشو نداری که
برو بیرون
ببخش
آخ خدا باید رمز درو عوض کنم
ولی حالا جدی به قضیه یوتیوب فکر کن کسی چه میدونه؟ شاید باحال بود برامون
باشه
و اینکه... یه خواهشی هم داشتم ازت
نه نمیخوام
تو که اصلا نشنیدی خواهشم چیه
میخوای بازم شیفت کارتو بندازی گردن من
وای خدا پشمام فر خورد... آخ ترسیدم. چطور فهمیدی؟
چیه؟ این دفعه به چه مناسبت با دوست دخترت میری بیرون؟
دویستمین روزمونه
خیلی خب. من میام جات
!انصافا؟ جون من؟ قبول کردیا! گفتی جام میریا
آخ ول کن عه. حالم بد شد زده به سرت؟
! ولم کن دیگه ول نکنی، نمیاما
عذرخواهی منو پذیرا باشین. همینطور بایستم، راحتین؟
ترجمه: مونلایت. آرشین
ادیتور: مونلایت
بین همه آدما، یه فاصله ای وجود داره
اگه صمیمی باشن، کمتره
و اگه با هم معذب باشن، بیشتر
چه اسم آشنایی
این کار خطرناکه
... درنتیجه همیشه باید در نظر داشته باشین
بفرمایید داخل
مراقب امنیت خودتون باشین
تو فروشگاه هم بی دلیل نگردین
اومدم جاکلیدی مراسم رو بگیرم
اسم شریفتون؟
یو هایونگ
تو، گونگ چانیونگی، مگه نه؟
تو دیگه کی هستی، منحرف؟
! ننن... نه
... متوجهم شرایط طوریه که سوءتفاهم میشه
... اگه بخوام توضیح بدم دقیقا چی شد
تو کی هستی؟
گونگ چانیونگ از کلاس سوم
کلاس سوم؟
آره، سوم
ببینم لی جیهون و شیم تیونگ رو میشناسی؟
...بله، دوستامن
از کی تا حالا؟- ... از همین امروز-
چی؟
من تازه انتقالی گرفتم
حالا تو این اتاق چه کار میکنی؟
از دفتر معلما که اومدم بیرون، راهو گم کردم
آخرسر رسیدم اینجا
... کنجکاو شدم اینجا چجور جاییه
و؟
... خب اومدم تو- میخواستی چه کار کنی دقیقا؟-
نه به خدا نمیخواستم کاری کنم
میخواستم چراغو روشن کنم
ولی پام گیر کرد به صندلی، افتادم رو شما
ببخشید
باشه
بله؟
متوجه شدم
شرمنده که هلت دادم
یهو جا خوردم
نه عیبی نداره. مسئله ای نیست
ما قبل تر هم همو دیدیم... مگه نه؟
بفرمایین
وسایل ملتو کش میری؟
نه! اون موقعی خوردی بهم
آها
اینو رو زمین پیدا کردم
ولی نميدونستم چجوری پسش بدم
فکر کردم دیگه گمش کردم
خب خدا رو شکر
خراب شده
No comments yet. Be the first to leave one.