The first 200 lines.
. گورت ُ از اينجا گمُ کن
کدوم مادري بچه اش رو ول مي کنه و
ميره ديدن ِ يه مرُد ديگه؟
. تو ولش کردي و باعث شدي بميره
چطور روت ميشه بياي اينجا؟
تو "اون بيول" رو کُشتي؟
. حتي يه حيوون هم بچه اش ُ به کشتن نميده
! تو آدم نيستي
حالتون خوبه؛خانوم "هونگ"؟
.الان نبايد اينجا باشي
. دارم خيلي تلاش ميکنم که خودم ُ کنترل کنم
پس؛قبل از اين که کاري دست ِ خودم بدم . گمُ شو برو
! گورت ُ از اينجا گم کن
. کافيه
. اون بيول" ميشنوه"
. داد نزن
....... اون بيول" رو"
. بايد باهمديگه بفرستيمش بره
. مثل پدر ؛مادر هاي خوب
"ها ريو"
"اون بيول"
..... بابايي ؛ماماني و تو
. خيلي وقته که اينطوري دور هم نبوديم
مگه نه؟
واسه اين که تو بتوني با آرامش استراحت کني؛
مامان و بابا
. همينجا کنارت مي مونن
. تنهات نميذاريم
"اون بيول"
"ها ريو"
. وقته رفتنه
"ها ريو"
. هرطور شده؛خوب از خودت مراقبت کن
. اگه تو مريض باشي؛"اون بيول" نميتونه با آرامش ما رو ترک کنه
باشه؟
"ها ريو"
. گه گاه ميام بهت سر ميزنم
. در ُ باز کن
. افسر
ميشه لطفا براي آخرين بار،خداحافظي کنم ؟
فقط چند لحظه ؛باشه؟
"جو دا هائه"
"ها ريو"
. تو گفتي که به خوبي " اون بيول" رو بزرگ ميکني
..... علاقه و نيتت نسبت به "اون بيول" رو
. باور کردم
. واسه همين هم هرکاري ازم خواستي ُ انجام دادم
...... ولي
. تو "اون بيول" رو کشُتي
. تو ديگه از اين به بعد مادر ِ"اون بيول" نيستي
. هيچ وقت نمي بخشمت
...... تو رو
. با دست هاي خودم مي کشم
...... تو رو
. با دست هاي خودم مي کشم
. هاريو" آدم ِ خوبيه"
.... لطفا خوب ازش مراقبت کن ! "ها ريو"
! افسر ! عوضي
! مي کشُمت
"جو دا هائه" ! صبر کن؛عوضي
"جو دا هائه"
! سوار شو
. رسيديم؛خانوم
اون بيول"؛الان برميگردم"
بايد همينجا بموني تا برگردم؛باشه؟
. باشه؛مامان
دقيقا همينجا بمون . باشه؛مامان
! هي؛مامان
خانوم؛پياده نميشين؟
. بفرماييد
سريع بيا
. بيا بيرون
! زود باش تکون بخور ديگه
. وقتي نگهبان ها برسن؛همه مون تو دردسر مي افتيم
! هي،با تو ام
فکر کردي چون يکي مرُده،ميتوني هرکاري دوست داري بکني و کسي کاريت نداشته باشه؟
. اگه دفنش کردي؛ديگه تمومه
تا کي مي خواي به اين رفتارت ادامه بدي؟
! اين قيافه ي افسرده چيه به خودت گرفتي
اگه دخترت مرُده
. ميتوني بري و دوباره بچه دار بشي
اينطور فکر نمي کني؟
. اينم يکي از اون دليل هاييه که بايد زود گورتُ از اينجا گم کني
عوضي ِ کثافت ! مي کشُمت
! نگهش دار
همونجا نگهش دار هي؛چي شده؟
! همونجا بمونين؛عوضي ها
. بذار ببينيم
"ها ريو"
چاي سبز مي خوري؟
. نه؛ممنون
..... من کاملا درکت ميکنم؛ولي
. نبايد دردسر درست کني
...... اگه با زنداني ها دعوا راه بندازي
. تنبيه ميشي
اگه دوباره دردسر درست کني
. بلايي سرت ميارم که خواب ِ عفو مشروط رو هم نبيني
. متوجه شدم
.... از فکر ِ دخترت بيا بيرون
. و خودت ُ با اين زندگي وفق بده
. ميتوني بري
....... آا؛يه چيز ِ ديگه
...... درباره ي پروفسور "يام" که باهاش دعوات شده بود
...... دختر ِاون هم
. وقتي شش سالش بوده؛مرُده
. مطمئنم که قصد ِ بدي نداشته
. "هي؛"بائک دو هوون
امروز هم نمي خواي بري سرکار؟
...... چه مرگت شده
. واقعا عاليه
. کل شب ُ مست ميکني و سر کارم نميري
برگشتي به همون رفتار ِ سابقت؟
. البته که همين طوره
نمي توني از شر ِ عادت هاي قديميت خلاص شي؛مگه نه؟
"دو هوون"
چي شده؟
ميشه لطفا باهام حرف بزنين؟
ديگه ازم مي خواين چي بگم؟
. همه ي اين ها گند کاري هاي توئه؛پس خودت هم درستش کن
. دا هائه" رو برگردونين"
قضيه چيه؟
واسه چي بايد "دا هائه" ناپديد شده باشه؟
. پدر
. نگران ِ اين موضوع نباش و برگرد سر ِ کارت
. خودم حلش مي کنم
..... اين رفتار بي پرواش
به خاطر ِ" دا هائه"ست؟
. پدر
. گفتم :خودم حلش ميکنم
. هه
فکر ميکردم بالاخره همه چي داره خوب پيش ميره چي شده؟
! سريع قضيه رو حل کن
"بائک دو هوون"
اگه "جو دا هائه" قاتل باشه بازم همينطوري ميچسبي بهش؟
چطور مي توني همچين چيزي بگي؟
قاتل؟
اون جسدي که تو زمين هاي سايت ِ"بائک هاک" پيدا شده
. جسد ِ ناپدريشه
چيزي در اين رابطه بهت نگفته؛مگه نه؟
خودش اون ُ کشُته؟
. کار ِ اون نيست
. پرونده بسته شده
حتي اگه پرونده ي اين موضوع بسته شده باشه
. تا اونجايي که ميدونم؛اون يکي از مضنونين ِ پرونده است
. همچين چيز مهمي رو ؛رو در رو بهت نگفته
بهت نگفته که برادر ِ ناتنيش يه مجرم ِ سابقه داره؛گفته؟
...." جو دا هائه"
. تو رو فريب داده
. اون يه شياده
. اون به خاطر ِ پولت بهت نزديک شده بود
. واسه همين هم ؛از زندگيت،انداختمش بيرون
. حالا پاشو و يه دوش بگير
. سالگرد ِ مراسم ِ يادبود ِ مادرمونه
. اين حلقه اندازم نيست
مي توني واسم درستش کني؟
! واقعا که؟
چطوره مي تونه صبح به اين زودي؛اينقدر مست کنه؟
هي؛نمي خواي عذرخواهي کني؟
چه عوضي اي
. تو سه روز گذشته نديدم از اتاق بياد بيرون يا بره داخل
. واسه همين به پليس اطلاع دادم
کسي داخل هست؟
سلام؟
ميشه در ُ باز کنين؟
بايد بازش کنم؟
. داريم ميايم تو
! خانوم؛ خانوم
حالتون خوبه؟ تو هتل ُ رويال؛ يه بيمار ِ اورژانسي داريم
! خانوم . يه آمبولانس واسمون بفرستين
! خانوم
"دا هائه"
"جو دا هائه"
شما "بائک دو هوون" هستين؟
. بله؛خودم ام
وقتي تلفنشون رو روشن کردم
. شما آخرين نفري بودين که باهاش صحبت کرده
به همين دليل با شما تماس گرفتيم . ممنون
حالش چطوره؟
با توجه به اين که تو معده اش اثري از غذا نيست
. مشخصه که يه چند روزي ميشه که چيزي نخورده
...... اگه يکم دير تر به بيمارستان مي رسوندنش
. اوضاعش خيلي وخيم مي شد
.:.: ترجمه و زيرنويس:شهــــره و مهســــا :.:.
متاسفم چي؟
. حالا ديگه حرف ميزني
مي دوني چطور حرف بزني،6453
. من کسي بودم که بهت آب پاشيدم
تو چرا متاسفي؟
قديسي چيزي هستي؟
. درباره ي دخترت شنيدم
اوه؛دخترم؟
. دخترم وقتي شش سالش بود؛مرُد
فکر مي کنم من مقصر ِ مرگشم . انگار خودم کشُتمش
. بشين
..... مادرش
فکر ميکني ميتونست با کسي مثل من زندگي کنه؟
. وقتي دخترم سه سالش بود،از همديگه جدا شديم
. خودم تنهايي بزرگش کردم
. دوباره از نظر قانوني مشکل پيدا کردم
. واسه همين مامور ها بيرون خونه ام کشيک ميکشيدن
No comments yet. Be the first to leave one.