The first 183 lines.
با توئم ، مگه نگفتی تانوکیا اینجان ؟
! واقعاًـی اینجا بودن
! دوجین ازشون بود ، دایرهوار دور هم میشستن
! هیچی جز یه مجسمه بودا که نیست
ایش ، من بگو که میخواستم به پدرم . . . بگم که چه جایه عالیای پیدا کردم
گفته بودی یه شکارچیه ، نه ؟
! بیاید بریم
چه عجیب . . . یعنی کجا رفتن ؟
شاید همگی رفتن دنبال غذا بگردن ؟
. . . حالا دیگه میتونید بیاید بیرون
. ممنون ، درویش
. خیلی نزدیک بودا
بازم ، از آخرین باری که آدما . همچین جایی اومدن کلی میگذره
. . . اینجا همینطور داره خطرناک تر میشه
از وقتی که فرستادیمش چقدر گذشته ؟
داری چیکار میکنی ، مامدا . . . ؟
! انعام ؟ نمیتونم قبولش کنم
! چیز خاصی نیست
! هرچی نباشه ، اجرای عالی رو به نمایش گذاشتی
جدی هستی . . . ؟
! آره ، بهش به عنوان دستمزد کارت نگاه کن
! واقعا که
چند بار دیگه بهت بگم !نباید بری قمار کنی ؟
. شرمنده . هر چی داشتم رو ازم کشیدن
! همینجا بشین و به کارای بدت فکر کن
. . . چشم
! من اومدم
! خوش اومدی
! هاع ، یه کون ناب مثل همیشه
هومــ ؟ قضیه چیه ؟
. . . خب ، یه آقای مهربونی اینو بهم داد
!قضیه این همه پول چیه ؟
. مامدا - چان ، همین الان باید برش گردونی
! با توئم . . . صبر کن
! از طرف پلیس اومدید
اینجا دختری به اسم مامدا هست ؟
! اون مضنون به دزدیه
! اوه ، خودشه
!پیر مرد ؟
! اون پول من . . . ! پس واقعاً تو دزدیدیش
! . . . چی داری میگی ؟! خودت بهم دادیش
! یه لحظه در ماشینم باز گذاشتم ، و دیدم پولم نیست
بعدش دیدم این دختر مو قهوهای ! داره با اون بقچه فرار میکنه
! هاه ؟! حیقیت نداره ! هیچ وقت همچین کاری نمیکنم
! در هر حال ، باهامون میای پاسگاه
! من هیچی ندزدیدم
. حالا دیگه کار دایکوکتی تموم شد
! داری عیش میکنی ؟ بیا ، یکی دیگه هم بزن
!داری چه غلطی میکنــــ . . ؟
! . . . مرتیکه بی خاصیت . . . من تحقیر میکنی
! . . . بعدشم که اون زنیکه پیداش شد
سی هزار ین ؟ چرا باید همچین پولی بدم ؟
! بخاطر دندونم ، همینطور هم حقالسکوت
! مسئولیت بی عرضگیه استاد با شاگردشه
! نگو که نمیخوای پولمونو بدی
خب ، اینم هست که یه راوی همچین ! پولی رو تو بساطش نداره
. ولی نگران نباش
! یه همچین تیکهای داره اینجا حیف میشه
. ولی اگه باهام ازدواج کنی میتونم چشم پوشی کنم
! هوی ، صبر کن
! مائویی
مائویی : جزیرهای در هاوایی
. اگه این مشکلُ حل میکنه ، هر چی میخوای بردار ، خوک کثیف
!از کجا این همه پول آوردی . . . ؟
. . . اون زنیکه از خود راضی
، ارزشش رو داشت که اون پولُ کنار گذاشتم . . . چون نمیتونستم بزارم حسرتش رو بخورم
! ولم کن ! دردم گرفت
! ولش کن بره
! کون وارونه
! کــــ کون
! حرومی
! همگی ، هوای شیشو رو داشته باشید
! بگیر ! بگیر ! بگیر ! بگیر ! بگیر !
! فرار کن ! اگه بگیرنت ! کارت تمومه
! مامدا ، فرار کن
. . . ولی کون
! لازم نیست نگران شیشو باشی
. . . لعنتی
! ای کودن ! یالا برو بگیرش
! اگه گذاشتی در بره توقع پاداش نداشته باش
ولی کجا آخه . . . ؟
! کلی جا هست که راویا میتونن برن
. فکر کنم لب کلام رو فهمیدیم
. فــــ فعلاً ، میتونید اینجا بمونید
. . . ولی اگه ازم محافظت کنی ، اون وقت
کاری نکردی ، درسته ؟
پس مشکلش چیه ازت مراقبت کنیم ؟
! درست میگه
. ممنونم
! از سر راه برید کنار
! از طرف پلیس اومدیم
! کسی تکون نخورید
! پیداشون شد
! مخفی شو
اون دختره مامدا کجاست ؟
عـــ عام ، چی میخواید ؟ . الان ساعت کاریمون نیست
. هرکی سد راهمون بشه رو دستگیر میکنیم
! همه جا رو بگردید
! برو کنار
! نمیشه
اینجا جاییه که مردم برای شادی و خنده میان ! اگه شما ! اومدید که رعب و وحشت ایجاد کنید ، لطفاً برید
. راحت باشید و یکم خشونت نشون بدید
! اطاعت
. شنیدی که
، شماها پشت صحنه رو چک کنید ! شماها هم اتاق پرو رو چک کنید
! اطاعت
! . . . وایسید . . . ! نمیتونید با کفش برید روی صحنه
. خفه شو ، بگیر بکپ سر جات
! وایپسر ، این پرده خیلی برام سنگینه
! هرکی سد راهتون قرار گرفت بگیریدش
! اطاعت
! تسلیم شو
راکودا ؟
منظورت کیه ؟
راکودا ، داری چیکـــ ؟
! ول کن ، یالا فرار کن
بانوی من . . . اینجا جاییه که بهش تعلق دارید ، درسته ؟
! عقب واسید
چی شد ، همش همین بود ؟
. . . خـــ خیلی قویه
خب دیگه ، نظرتون چیه برم سراغ فرماندهتون ؟
! بسه دیگه
. از سر راه برید کنار
! همشون دستگیر کنید
به چه جرمی ؟
! دزدی ، و شراکت با مجرم
! داریم بهتون میگیم ، مامدا - چان همچین کاری نکرده
! درسته ! مامدا گفت که اون مرد خودش اونو بهش داده
! خفهبمیر ، جغله
! صبر کن
! من دزدیدمش . پس لطفاً ، اینا رو ول کنید
!مامدا ؟
! مامدا - چان
!داری چی میگی ؟
. . . مامدا - چان
. . . شرمنده ، شیشو
. . . دلم میخواد دوباره راکوگُت رو بشنوم
!چه خبر شده ؟
، بشتابید ، همگی ! همین الان ! میتونید اجرای بونکُ دایکوکتی رو به رایگان ببینید
!جدی میگی ؟
! صندلیها تازه چیده شدن ، خدماتون هم کامله ، پس بفرمایید
! بیا بریم
. . . اونه سانش رو مجبور میکنه همه اینکارها رو بکنه . . . جداً که فقط شر درست میکنه
! همگی بفرمایید و تماشا کنید ! بفرمایید صفوف جلویی رو پر کنید
. بنده بونکُ دایکوکتی هستم
! . . . شیشو
! منتظر همین بودیم
! رو دست نداری
! . . . شیشو
! همینُ میخوایما
! میخوایمت
مثل اینکه امروز چندتایی مامور پلیس هم . در بین حضار داریم
. در زمانهای قدیم ، این مامورین" یوریکی"خطاب میشدن
. و فرماندهشون هم ، خب ، رئیس پلیس بود
، رئیس پلیسی به نام در اوساکا وجود داشت . به اسم ساساکی شینانوکامی
، وقتی که ساساکی - ساما در شهر گشت میزد . با بچهای خیلی باهوش روبهرو شد
، از اون جایی که از پسر در تعجب بود . اون رو به صحن دادگاه فرا خواند تا باهاش حرف بزنه
باید چیکار کنیم ؟
، کلی آدم دارن تماشا میکنن . . . فعلاً دست نگه دارید
. شیروکچی ، سرتون رو بالا بگیرید
، شما از جایگاه یوریکی خبر دارید و میدونید که چه معنایی داره ؟
همونجا شیروکچی یه داروما از جیبش در آورد . و سپس انداختش زمین
داروما : نوعی پاپ فیگور ژاپنی است
. دقیقا همینجوریاً
منظورت چیه ؟
! مثِ آباژور میمونن
!چی زر زدی . . . ؟
، ولی بااین حال ، به لطف گردن کلفت و نفوذ بالاسریشو . همیشه سرشون رو بالا میگیرن
. متوجه عقیدهات نسبت به یوریکیها میشم ولی اخلاقیاتشون چی ؟
میتونم یه سکه ده سنتی قرض بگیرم ؟
. خیلی خب
. بگیرش
شیروکچی چند تا کاغذ از جیبش درآورد
. حلقهای درست کرد و از سکه ردش کرد
. بعد هم بستش به داروما و دوباره انداختش
. اون موقع ، داروما یکمی چرخید و دوباره خورد زمین
! بیا ! دقیقا همینطوری
منظورت چیه همینطوری ؟
. اونا هرطرفی که پول باشه خم میشن
. جداً که مثال حقی بود
، اینطوری ، اون گفت که رشوه ، زیر میزی . یا هرچی که اسمش رو میزاری . . . داره از کنترل خارج میشه
اگه یه بچه که پونزده سال هم سن نداره . . . میتونه همچین چیزی بگه
، یعنی چقدر آدمای معمولیای که در شهر زندگی میکنن ، دارن آسیب میبینن ؟
No comments yet. Be the first to leave one.