The first 200 lines.
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
فروشگاه آجا-آجا
Episode 1
تبريک ميگم
خيلي ممنون
ازدواجتون رو تبريک ميگم اوه ،تو خيلي خوشگل شدي
تبريک
مرسي که اومدين
لطفا از نسيم خنک دريا بعد از مهموني لذت ببرين
تبريک بله،بله
چرا اون همه خانوادش رو به جشن آورده؟
اون فقط 100000هزار تا کادو آورده در حاليکه همه خانوادش رو با خودش آورده
ما بايد خيلي ضرر کنيم
پدر هيون وو،مهمانها ممکنه که بشنَون
اين چيزيه که نميتونن تظاهر کنن در موردش چيزي نمي دونن
به خاطر همين بود که ميگفتم جشن رو توي سئول برگزار کنيد و با يه سوپ يا يه همچين چيزي سر و تهش رو هم بيارين
چرا ما بايد سوار هواپيما بشيم و اين همه راه تا اين جزيره بيايم ؟
جدا
حرکت کن
حرکت نمي کني ؟
به خاطر اين نيست که ما نمي خواهيم تکون بخوريم به خاطر اينه که نميتونيم
رئيس جمهور داره مياد به جزيره جيجو براي اينکه فقط تو رو ببينه
کري؟؟ امروز روز عروسيمه
اينقدر الکي جوش نخور
من به اندازه کافي در طول اون مدت پرداخت کردم
با اون پولي که من دادم مي تونستي يه خونه توي گانگام بخري اينطور نيست ؟
او،جوآ ران تو واقعا يه آدم مستقل شدي
برنامه ريخته بودي که يه پسر پول دار رو گول بزني و الان تو داري عروسي ميکني
نمي توني با رئيس جمهور هانگ اينطوري رفتار کني درسته؟
تو به کي وابسته بودي که الان تونستي به اينجا برسي ؟
فکر مي کني به اين راحتي مي توني قصر در بري ؟
رئيس جمهور هانگ توي هتل منتظر توست
برو سريع معذرت خواهي کن
من نميرم ! نميرم
اگر قرار بود برگردم هيچ وقت به جاي اوليم بر نمي گردم
بايد يه چيزي رو برات روشن کنم
بيشتر از اين توي زندگيه من مزاحمت ايجاد نکن
اگر اين راهيه که تو انتخاب کردي پس ما چاره ديگه اي نداريم
بچه ها ،مراقب اون باشيد لباس عروسي رو خراب نکنيد
بله،هيونگ - نيم
بزن به چاک ! مي خواي بميري ؟
من رو ول کن!همين الان من رو ول کن
چي گفتي ؟ منظورت چيه؟
عروس رو بردن ؟ يعني چي؟
لطفا واضح توضيح بده
اينا در مورد چيه؟
کي عروس رو برده
هيون وو،تو چي گفتي؟
من هم مطمئن نيستم من برمي گردم
! برو
رئيس جمهور ،شما اينجاييد
من فکر مي کردم شما سرتون شلوغه به خاطر همين دعوتتون نکردم
تو به من درباره عروسيت چيزي نگفته بودي ؟
من نميدونم با تو چه جور برخورد کنم
اين کار رو نکن اين يک دستوره
رئيس جمهور من هيچ بهانه اي نمي خوام
گوش کن و کاري که ميگم بکن
..اين بدن مال تو نيست؟
اين هتل آشپزهاي خوبي داره بيا اينجا شام بخوريم
تو محل عروسي من رو ديدي اين طور نيست؟
من امروز ازدواج ميکنم
حتي اگر رئيس جمهور يه چاقو جلوي گلوم بگيره و بخواد من رو بکشه
من بايد به عروسي برم حتي اگر مجبور باشم
چي گفتي؟
چقدر من در اين مدت پول صرف تو کردم؟
حتي اگر قلبت رو هم بفروشي نميتوني اون پول رو به من برگردوني
پول؟
اگر پول تنها دليليه که ميخواي من برگردم
خوب،خوبه من همه اون پول رو همين الان بر مي گردونم
تو نگفتي ميخواي حساب سامي الکترونيک رو بدزدي؟
من يه کم در مورد اون مي دونم در مورد اون چي گفتي؟
سامي الکترونيک؟
نمي دونستي اين رو ؟رئيس جانگ يکي از بهترين مشتري هاي منه
اگر بخواي مزاحم من بشي توي مراسم عروسيم
من تمام اطلاعات رئيس جانگ رو فاش ميکنم
من همه چيز رو فاش مي کنم حتي اگر بخواي اين ظاهري رو که براي من ساختي رو خراب کني
من قطعا خودم نميميرم
مرسي از اينکه در تمام اين مدت مراقب من بودي
من منتظر ميمونم که اين عروسي تمام بشه بعد از اون بهت اجازه ميدم که اون اطلاعات رو بفهمي
پس من ميرم
مطمئني اون الان با اون زنيکه است؟
بله مادام .من خودم ديدم
اون زنيکه ديوونه
برو و سريع اون زن رو بيار پيش من و اون رو جلوي من به زانو در بيار
من مطمئنم که اون دوباره صورت ظاهر خودش رو نخواهد ديد
من امروز چهره واقعي اون رو فاش مي کنم
چي شد؟ عروس رو پيدا کرديد؟
نه،ما هنوز اون رو پيدا نکرديم
I feel like something serious has happened.
!عجب آدميه
هيون وو رو سريع برگردون اينجا
! اين جشن کنسله
رئيس ،يه کم بيشتر منتظر بمونيد
ما هنوز وقت داريم
مهم نيست اون زن از همين اولش مشکوک به نظر ميرسه
اون بايد چه شخصيت مرموزي داشته باشه که حتي توي روز عروسيش هم دزديده شده؟
..اين يه چيزيه که هميشه توي فيلم ها اتفاق مي افته
برادرت آدم سبکسري نيست
اگر اون کسيه که برادرت انتخاب کرده پس ما بايد صبر کنيم و به اون اعتماد داشته باشيم
حتما يه چيزيه که حتي خود اون هم خبر نداره
چه چيزي مهمتر از جشن عروسيه خودش ؟
مهم نيست اونها چقدر مريض باشن
چطور خانواده اون نتونستن بيان به جشن عروسيه تنها دخترشون ؟خيلي مسخرس
اون نگفته بود که اون توي امريکا بزرگ شده؟
و اينکه پدر اون از بزرگترين تجارها در امريکاست
همه اونها دروغ بود؟
من يک دانشجو در بروکلي دارم
اون آران رو خوب ميشناسه
شنيدم که اون خانواده خيلي خوبي داره و توي مدرسه هم خيلي خوب بوده
واقعا؟
پس خوبه همه چيز
خوبه
برو اون رو پيدا کن
بايد اون رو پيدا کني
بله مادام
اوه!همون جا بمون
!ندو
بايست!بايست
هي تکون نخور
همون جا بمون
شين هيون وو
باشه بيا ازدواج کنيم
فقط منتظر بمون من يه کاري مي کنم که عاشقم بشي
!آ ران
چه بخره دقيقا چي شده؟
اون يه مردي بود که توسط پدرم استخدام شده بود اون من رو برد به هتل
هيچ کس نيومد من رو نجات بده
به خاطر همين فکر کردم دارم ميميرم
اگر اتفاقي افتاده بود؟
اگر صدمه ديده بودي؟
فکر مي کني زندگيت فقط مال توست؟
من از مرگ نمي ترسم
من بيشتر از اين مي ترسم که هيون وو رو فراموش کنم
اين درسته که تو تنها مي توني يک نفر رو براي تمام عمرت دوست داشته باشي
ببخشيد .ببخشيد بزاريد وارد شم
..شما
اون يکي از دوستانه پدرمه
من اون رو به نيابت پدرم آوردم
رئيس هانگ
مرسي از شما با اينکه سرتون خيلي شلوغ بود باز به جشن عروسي ما اومديد
من دوست پدر اون هستم
اين هديه عروسيتونه
اوه اون ساعت ها اصل هستن و بالاي يک ميليون قيمت دارن
اين هم يه چيز ديگست
تبريک ميگم
من ديگه ميرم
تو بايد سر قولت بموني
تا زماني که از ماه عسل برگشتي وقت داري
اين چيزيه که من به تو قول دادم
تو بايد کارت رو خوب انجام بدي تا اينکه تموم شه
من در واشنگتن زندگي ميکنم و فارق التحصيل رشته حقوق هستم
و برنامه دارم براي ادامه تحصيل به ايتاليا برم
فهميدي بهت چي گفتم؟
نگران نباش
اين اولين بارم نيست
به چيزهايي که ازت سئوال نشده جواب نميدي اين خيلي مهمه
اگر چيزي رو گفتي که نبايد مي گفتي
من همه اون پول ها رو ميگيرم
دلت براي پدرت تنگ شده؟
اون پدره اون پدره
پدر عزيزم
شما همه اينجا يين
پدر زود بيا
باشه
عزيزم
مادر
مادر
نزار که اين اتفاق همه جا پخش بشه
فقط اون رو به عنوان يه اتفاق بدون
آجوشي ،لطفا مراقب پدر باش
التماس مي کنم
سر مامان خون مياد
خواهش مي کنم اون رو نجات بده
اون کيه؟
منشي نام!اونها خيلي صرو مي کنن .اونها رو ببريد بيرون
نزار اينجا ول برگرده
هيچ مدرکي به جا نزاريد
بله
مادر
در واقع اون ميخواست نشون بده گذشته تبهکارانه فرمانده رو
در آخر اون بود که مرگش رو ديد
به خاطر همين بود که تاير ها اينطوري منفجر شدن؟
غير از اين چي مي تونه باشه ؟
اون مي تونست يه زندگي ساده داشته باشه
چرا بايد توسط رئيس اذيت ميشد ؟
مادر پدر
من دارم عروس شين وو ميشم
من بالاخره وارد خانواده اي شدم که دشمن خانواده ما بود
من درباره وسايلي که پدرم وارد کرده فهميدم
شين هون جي
چي کار داري مي کني ؟
پدر منتظر توست
فکر کنم زياد مشروب خوردم يه کم سرم گيج ميره
بيا بريم آجوشي
تو بايد با خانواده ميبودي چرا رفتي پشت؟
من بايد مراقب هانگ و هانگسو نيم ميبودم
"هانگ سو نيم - زن برادر"
من بايد با آخرين پرواز برم
مرسي
وقتي که من نيستم تو بزرگترين عضو خانواده هستي ،فهميدي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.