The first 163 lines.
پيدا کردن يک نفر با بهترين آرايش ؟
اون چي گفت؟ من که چيزي نفهميدم
تو بايد يه نفر رو پيدا کني که بهترين آرايشُ کرده باشه و ازش عکس بگيري
تو شماره اش رو گرفتي، درسته؟
- خودشه - ...اوه
ببخشيد مي تونم يه عکس ازتون بندازم؟
چرا شما فکر مي کنيد که اين خانوم بهترين آرايشُ داره؟
خب راستش من اول ميخواستم دنبال کسايي بگردم که چهره زيبايي داشته باشن
ولي بيشترشون از ظاهرشون ناراضي بودن و خيلي سريع مي رفتنُ بهم اجازه نميدادند که ازشون عکس بگيرم
با اينکه به نظر من خيلي خوب بودن مشکلي هم نداشتند
ولي اين خانم مسن با اينکه آرايششون نسبت به بقيه خيلي در سطح پاييني بود
ولي به نظر مي رسيد از ظاهرشون راضي بودن
به خاطر همين به طور جالبي اين عکس زيبا و شاد از آب در اومد
اين باعث شد به فکر بي افتم ما چرا آرايش مي کنيم و براي کي اين کارُ مي کنيم؟
- خُب؟ - آرايش براي ديگران نيست
بلکه واسه خودمونه
ما آرايش مي کنيم تا خودمون از ظاهرمون راضي باشيم
اگه من تو اين شرکت استخدام بشم
نهايت تلاشمُ مي کنم تا محصولاتي بسازم که مصرف کننده اون محصول نتها به نظر بقيه زيبا بياد
بلکه خودشم از ظاهرش راضي باشه اينجوري محصولات ما بهترين ميشه
اگه ما شما رو استخدام کنيم قراره هر موقع تو خونه مشکلي داشتين وسايلتونُ جمع کنيد برين؟
من نمي دونم با چه اميدي اومدين اينجا ولي ما به کارمندايي مثل شما احتياج نداريم
ببخشيد ،ولي مي تونم يه سوال ازتون بپرسم
شرکت "جي" فقط به زرق و برق اهميت ميده؟
منظورتون چيه؟
متاسفانه اون روز واسه خواهرم يه مشکلي پيش اومده بود
واسه همين مجبور شدم برمُ به مشکل خواهرم رسيدگي کنم
ولي من قول داده بودم که بر مي گردم و به قولم هم عمل کردم وقتي هم که برگشتم مراسم تموم شده بود
ولي من بجاي اينکه برم خونه موندمُ اونجا رو باهمه بهم ريخته گي هاش مرتب کردم
روي صحنه محصولات "جي"چشمگير بودن ...ولي پشت صحنه نه
...همش بهم ريختگي و بي نظمي بود
اگه من تو اين شرکت استخدام بشم کاري مي کنم که همه کارها مهم و با ارزش باشن
من اين قولُ به همتون ميدم
سلام تو اينجايي ببينم حالت خوبه؟
ببخشيد فکر کنم بايد کمکم کني پسرمُ آزاد کنم
گرفتنش؟
من بدبخت بيچاره که از شوهر شانس نياورم
حالام که پسرم داره برام دردسر درست مي کنه موندم باهاش چيکار کنم دارم ديوونه ميشم .
اين حرفها رو ول کن مي توني کمکم کني؟
نه،نمي تونم کمکت کنم
پس منم نمي تونم پوله رَهن تو بهت پس بدم
- !چي گفتيد - اگه نظرت عوض شد خبرم کن
!خانم
الو.
دارين جدي ميگين ؟
قبول...من قبول شدم؟
آره،آره حتما
يو رآ دوست داري عروس من بشي؟
رئيس عروستون داره ميره سر کار
يعني چي ،چرا اين کارُ کرد؟
واقعا مي خواي بياي اينجا کار کني؟
چرا منو عصباني ميکني ؟
ببين من برات يه کاره ديگه پيدا مي کنم
از بابام ميخوام يه کار ديگه برات پيدا کنه اون آشنا زياد داره
نيازي نيست
من بدون هيچ آشنايي به اين شرکت اومدم
امروز آخرين مرحله هستُ کاري مي کنم که قبول بشم
کار کردن تو شرکت "جي"آرزو منه
اين همه شرکت آرايشي تو اين شهره
چرا حتما اينجا بايد کار کني؟
قبول کن که توهم دوست نداري منو ببيني
خب مي تونيم تظاهر کنيم که ما همديگه رو نمي شناسيم
من نمي خوام تو رو اينجا ببينم
! مادرت که خونمونه تو هم که اومدي اينجا
من از دست شما کجا برم؟
- بله؟ - اين ليست کساييه که براي آخرين مرحله انتخاب شدن
- اينا پروندشونه. - ممنونم.
خب،مي تونيم تظاهر کنيم که ما همديگرو نميشناسيم
تظاهر من ميخوام تا عمر دارم ديگه نبينمت از اينکه هميشه تظاهر مي کني متنفرم
سلام ،صبح بخير
ليستهاي نهايي آوردن؟
آه،بله...بفرمايئد
حتما قبول نشده خيلي نا اميد ميشه
تو يه گلي که از بين خاکهاي يخ زده اومده بيرون
تو مي توني از پس هر مشکلي بر بياي قوي باش
بجنگ
کس ديگه ايم هست؟ ليست من تموم شد
بايد يه نفر ديگه هم باشه
بفرمائيد بشينيد خانم يون هوا
بله
شروع کنيد قربان
شنيدم قراره با يون جائه ازدواج کني
من...نمي تونم با يون جائه ازدواج کنم
- لطفا بشينيد خانم يون هوا - بله.
شروع کنيد قربان
يون هوا ،اگه من مدير عامل يه شرکت محصولات آرايشي باشم چه حسي بهت دست ميده؟
خانم يون هوا؟خانم يون هوا؟ حالتون خوبه؟
بله،من حالم خوبه من خوبم
ميخواين يه هوايي بخورين؟
نه نيازي نيست
بسيار خُب ،پس شروع مي کنيم
هنوزم استرس داري يون هوا؟
- يون جائه ... تو کي هستي ؟ - معذرت ميخوام
هيچ وقت نمي خواستم کسي بدونه کي هستم و چيکاره ام
....پدر من مالک اين شرکته.
هيچ وقت نمي تونستم اينو بهت بگم
من يه بزدلم
چطور تونستي اينجور با غرور من بازي کني ؟
من تو رو با همون عادتهاي قديمت دوست دارم
اما اين کارت خيلي احمقانه بود
...مادرم ما رو ترک کردُ و من
مجبورم از سو آ مراقبت کنم .....من ميخواستم با يکي زندگي کنم که شرايطش
مثل شرايط خودم باشه نه اينکه يکي که زندگيش زمين تا آسمون با من فرق داشته باشه
فکر نکن که من نميدونم من بايد با اين شرايط زندگي کنم بهم اعتماد کن
اعتماد ،از لحظه اي که واقعا فهميدن که تو کي هستي ديگه هيچ اعتمادي بهت ندارم
- چرا اينطور فکر مي کني عزيزم؟ - من تمام زندگيمُ قوي بودمُ
سخت تلاش کردم من بابت هيچي تو زندگيم
،خجالت زده نيستم ،نمي خوام بيشتر از اين داغون بشم پس بهتره تمومش کنيم
- چرا اينقدر از خودت نا اميدي ؟ - تو چرا نسبت به من نا اميد بودي،ها ؟
با خودت فکر کردي اگه مي دونستم کي هستي ازت مي خواستم برام کيفُ لباس گرون قيمت بخري ؟
فکر کردي ازت پول مي خواستم ؟
يا نه داشتي امتحانم مي کردي آره؟
اگه اينطوره از امتحان سر بلند بيرون اومدم؟
- اوني که ميخواستي هستم يا نه ؟ - ! داري اشتباه مي کني
من واقعا نميخواستم کسي بفهمه که من کي هستمُ پدر و مادرم کي هستن
من اينکارو کردم که براي خودم همه چي راحت بشه
وقتي تو دانشگاه مي ديدمت از اون غذاهاي
ارزوني که با هم مي خورديم
و فيلمهايي که با هم ميديديم
واقعا لذت مي بردم اونا انقدر برام با ارزش بودن
که ترس از دست دادنشون رو داشتم ترس اينکه همه چي خراب بشه ،ترسه خراب شدن يه رابطه
بايد بهم ميگفتي کي هستي
وقتي ديدم از اينکه خوشحالي که با من زندگي يکساني داري
انتظار داري چي بهت مي گفتم؟
معذرت مي خوام يون هوا ديگه نمي دونم چطوري بهت توضيح بدم
تو برام خيلي عزيزُ با ارزشي
من با تمام وجودم دوست دارم هيچ وقت به عشقم شک نکن
منم دوست دارم مثل سيندرلا باشم
شاهزادمُ به رخ ديگران بکشم
پس چرا اين کارُ نمي کني من که گفتم عاشقتم پس مشکل کجاست ؟
بيا يه مدت از هم دور باشيم اين براي هر دومون خوبه
الو؟
يون هو آ ،من در خونتونم مي توني بياي بيرون
لطفا برو ،يون جائه
تو هيچ وقت از دست من انقدر عصباني نبودي نمي دونم بايد چيکار کنم
بايد چيکار کنم که حالت خوب بشه بهم بگو هر کاري باشه انجام ميدم
معذرت مي خوام، فقط برو
من ....هيچ وقت از تو دل نمي کنم يون هوا
...خانومي که اينجا زندگي مي کنه يه سري مشکلات شخصي داره
واسه همين مي خواد زودتر از اينجا بره
ما اومديم واسه ديدن خونه
تعريف کن ببينم رئيس "ها" بهت چي گفت ؟
يو رآ تو دوست داري عروسم بشي؟ باورت ميشه مامان بزرگ؟
- تو چي گفتي ؟ - من يه لحظه داشتم ديوونه ميشدم
ولي نمي تونستم مثل ديوونه ها بپرم اين ور اون ور خوشحالي کنم
فقط مودبانه خنديدم کاش نمي خنديدم .
پس اونا تو رو به عنوان عروسشون انتخاب کردن مطمئن باش
مامان بزرگ يون جائه به عنوان دامادتون چطوره؟
يون جائه ؟واي خداي من باورم نميشه
- خوشتيپ با شخصيته اون واقعا عاليه - ديگه چيه ؟
تنها چيز بدي که هست اينکه به جاي مادر نامادري بالاي سرشه اما با اين حال فعلا همه چي رو به راه
متاسفانه مادرش ترکش کرده
تنها ايرادي که ميشه توي يون جائه پيدا کرد خانوادشه
ولي اون از بهترين دبيرستان و دانشگاه
فارق التحصيل شده
آره،آره
تازه اين که چيزي نيست ،همه آشناهاي ما اونو ميشناسن آرزوشونه که يون جائه دامادشون بشه.
واقعا ؟
وقتي تو عکسها ميبينمش فکر مي کنم حتي از بعضي از آدماي معروفم خوشتيپ ترُ خوشگلتره
مامان بزرگ اين حرکتتون خيلي با حال بود خوشم اومد
غذاتُ بخور
درست مثل بچه ها مي مونن،خداي من
وقتي ميبينم ميخندن خوشحال ميشم
No comments yet. Be the first to leave one.