Release info

[AnimWorld] Genjitsu Shugi Yuusha no Oukoku Saikenki s01 e22 [ECHELON & RA]
A Commentary by ECHELON_aw

Tags

TS
Published on: 2022-04-29
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 176 lines.

.خدمه ی بیشتری میخوایم

.درسته

...مثلا، روروا یه حس اقتصادی فوق‌العاده داره

واقعا؟

ولی، به تنهایی هم نمیتونی امور مالی پادشاهی رو انجام بدی، درسته؟

.درسته. به بوروکراسی هم نیاز دارن

و البته با کسایی که بتونن باهاش کار کنن و .ریاضی بلد باشن

همین افرادی که بتونن بخونن، بنویسن و ریاضی .انجام بدن رو کم داریم

.متاسفانه، میزان سواد در بین مردم خیلی بالا نیست

و درمورد کسایی که بتونم حساب کتاب کنن

،اگه اشراف و شوالیه ها رو کنار بذاریم .فقط بازرگانا می مونن

.حق با جونا سانه

خب پس، چرا یه فراخوان عمومی ندیم؟

،وقتی حرف از انتصاب استعداد های خاص بشه

.کشورایی که پول و قدرت دارن یه قدم جلوترن

ولی، وقتی حرف از پیدا کردن تعداد زیادی مستعد

.در خیابون ها میشه، موضوع فرق میکنه

پس چیکار کنیم؟

فکر کنم باید از کشورای دیگه مستعد جذب کنیم

.و در همین حالم هم اون کارو انجام بدیم

اون کار؟

با اینحال ادامه بده

پیوند ما عمیقا به طرف چپ سینه‌ام چسبیده شده

ما از یه شادی زودگذر ،بعد از پشت سر گذاشتن یه مه لذت میبریم

تا وقتی که دیدمون دوباره مبهم بشه

با خیانتی تلخ، از سرنوشت خود بدمون میاد

ولی چرا همچنان سحر میاید؟

چشمان‌مون رو می بندیم و تلاش میکنیم به یاد بیاریم

لحظه ی توقف آشنایی‌مون رو

از صفر بی کران تا بی نهایت

رویا دیدن ضربان قلب باوره

ما به تنهایی و دوتایی باهم حرکت میکنیم

جا نمونی، قدم های کوچک و خستگی ناپذیر ما

قلمرو های ناشناخته رو برای هرکدوم از ما کشف میکنند

بدون که هیچ وقت نمیذاریم رویاهامون ناکام بمیرن

رده های اشکی که از گونه های ما فرو میریزد ستارگان دنباله دار هستند

ما میخوایم اونا رو بگیریم

بردگی

بردگی، بزرگترین نقض حقوق بشر که .همچنان وجود داره

،وقتی شخصی مالک شخص دیگریه حقوق یا آزادی آن را به رسمیت نمیشناسد

و مانند اجناس آنها را خرید و فروش میکند

،ارسطوی بزرگ زمانی از این عمل دفاع کرد .و آنها را "ابزار زندگی" نامید

.ولی، این سلسله مراتب نباید هرگز اتخاذ میشد

اما متاسفانه، این عمل همچنان

.در ابرقاره ی لندیا برقرار است

.در این زمینه، پادشاهی فریدونیا هم مستثنی نبوده

بردگان اینجا، شامل کسانی میشوند که بخاطر جنایات خود به بردگی در آمدند

.اما بیشتر آنها به دلیل فقر، چاره‌ای جز بردگی نداشتند

اگه ارباب‌شان اجازه دهد، میتوانند آزاد باشن

.آزار و اذیت جسمی و جنسی ممنوع شده

هرچند، همچنان تعداد زیادی برده ی زن بودند که مورد آزار جنسی قرار میگرفتند

و تعداد زیادی برده ی مرد که تا سر حد مرگ ‌.کار میکردند

در اینجا، با تاجر برده‌ای به نام جینجر کاموس ‌.آشنا میشیم

انسانی که یاد نگیرد، عاقل نیست انسانی که عاقل نباشد یک احمق است

،حالا که پدربزرگم فوت شده .من همه شما رو مالک شدم، اسمم کاموسه

.خب، خوشبختم

چ-چرا همه‌تون اینقدر ترسیدید؟

نمیدونید چرا، ارباب؟

اوه، خب، تو یه تانوکی عارفی؟

.یه انسان راکونی هستم

.اتفاقا، تفاوت‌شون توی دم‌شونه تانوکی عارف دم راه راه نداره

.درحالیکه ما نیمه راکون ها دم راه راه ظریف داریم

اوه، اسمت چیه؟

.عذرمیخوام، برده ساندریا هستم

.پس صدات میکنم سان سان

.ها؟ عه، باشه

.خوشبختم

.همچنین، ارباب

راستی، سان سان

میدونی چرا همه اینقدر ناراحتن؟

.احتمالا، بخاطر اینه که پدربزرگ شما فوت شدن

با اینکه برده‌اش بودید، ولی اینقدر از مرگش ناراحت شدید؟

...ناراحتی هایی هم وجود داره

پدربزرگ‌تون، در مقایسه با سایر تاجران برده .با ما به خوبی رفتار میکردند

واقعا؟

باید مطمئن میشدند که چیزی پوشیدیم و یا .خوب غذا میخوریم

.ایشون یک تاجر برده ی کاملا منتطقی بودند

.ببخش، من از تجارت برده چیزی نمیدونستم

.فکر کنم همینطوره

قبل از فوت پدربزرگ‌تون

ایشون گفتند که احتمالا شما .قادر به انجام این کار نیستید

گفتند اینکار برای نوه ی بیش از حد مهربانم .بار سنگینی خواهد بود

.پدربزرگ درستی رو توی من دید

.هیچ کدوم از برده هاشو نمیخوام

.ترجیح میدم بفروشم‌شون و یه کار جدید راه بندازم

...حداقل، اینطور فکر میکردم

ارباب؟

.همم؟ آه، ببخش، داشتم به بابابزرگم فکر میکردم

اگه شما این کارو قبول نکنید

.ما به تاجر برده‌ی دیگه‌ای فروخته میشیم

ولی هیچ تاجر برده‌ای .این تعداد برده رو یکجا قبول نمیکنه

.اونوقت از هم جدا میشیم

.به همین دلیله که همه، از فوت پدربزرگ‌تون ناراحتن

ارباب؟

سان سان، این چیه؟

.منه برده اینقدر گستاخ بودم که نظرم رو ارائه دادم

.دوست دارم همین الان بخاطرش تنبیهم کنید

!ها؟ چرا؟

.نگران نباشید اون شلاق به طور خاصی درست شده که

هیچ علامتی روی جای شلاق خورده به جا نمیذاره

.و در نتیجه ارزشم هم کم نمیشه

!منظورم این نیست

وقتی میدونستی که تنبیه میشی !پس چرا نظرت رو بهم گفتی؟

،وقتی این مغازه رو ببندید

،شاید کوچیکترین سرپناه گیرمون بیاد

ولی حداقل، خریدارانی رو پیدا کنید که بذارن ...یه خونواده در کنار هم باشن

پس تو اینجا خانواده داری؟

!توچقدر به فکر بقیه‌ای

.حالا دیگه وضعیت همه رو فهمیدم

.با اینحال، من نمیخوام به این تجارت ادامه بدم

.ولی، توی فروش‌تون تمام تلاشم رو میکنم

.البته که، نمیخوام شما رو به خریداران غریبه بفروشم

.من اونا رو، به دقت بررسی میکنم

.ببخش، سان سان .ازت خواستم اینا رو بیاری

نباید همچین نگرانی هایی برای یه برده .در نظر گرفته بشه

.لطفا هر دستوری که داشتید بهم بدید

در ضمن، میشه بپرسم چرا شما دارید

غذای زیاد و لباس برای بردگانی که قراره

ازشون جدا بشید تهیه میکنید؟

،به نظرت از کدوم بهتر مراقبت میشه

چیزی که تمیزه یا چیزی که کثیفه؟

.خب، گمونم اونی که تمیزه

.منم موافقم به نظرم اگه برده تمیز باشه

اونوقت خریدارانی که دنبال یه نیروی کار یکبار مصرفن

.بهشون نزدیک نمیشن

خیلی خب، دوستان

!بیاین جدول سه رو مرور کنیم. آماده، شروع کنید

...سه یکی سه تا، سه دوتا شیش تا، سه سه تا نه تا

جینجر ساما، دارید چیکار میکنید؟

.آه، رسیدن بخیر چیزی رو که خواستم آوردی؟

.اوه، بله

.با اینا میتونم به همه خوندن و نوشتن یاد بدم

میگم، جینجر ساما

چرا دارید به برده ها، خوندن و نوشتن و حساب کتاب یاد میدید؟

همم، روش فکر کردم

و دیدم که حتی ابزار هم اگه مزیت اضافی داشته باشن

.آدم بیشتر ازشون مراقبت میکنه

پس وقتی فکر کردم اون مزیت برای انسان چی میتونه باشه

به این نتیجه رسیدم که تحصیلات چطوره؟

حرف‌تون متین

.ولی تعداد کمی هستند ‌که برده ی با سواد میخرن

اگه فروخته نشن، یا فقط برای کارای دم دستی فروخته بشن

.فکر نکنم فایده‌ای داشته باشه

حق با توئه، ولی من قصد ندارم به این تجارت .ادامه بدم

اگه فقط بتونم به اندازه ی کافی خریدار پیدا کنم که با افراد اینجا کنار بیان

.عالیه

میخوای به تو هم یاد بدم؟

.مشکلی نیست خونواده‌ام یه مغازه دارن

پس میتونم بخونم، بنویسم و یا حساب کتاب کنم

...میگم

میشه بپرسم چطور شد که یه برده شدی؟

یه مغازه دار توی قرض گرفتن از کسی فریب خورد

و مجبور شدی یکی از دختراشو بفروشه .تا مغازه و خونواده‌شو نجات بده

.همین

همین؟

.داستان عادی‌ایه .اینجور بدبختی ها همه جا ریخته

.اوه، ممنون

فروش چطور پیش میره؟

.اصلا خوب نیست .یا بهتر بگم، اصلا نفروختم

یعنی اشکال کار کجاس؟

.مطمئنم که دیدم چندتا مشتری اومدن پس چرا کسی رو نخریدن؟

تعریف از خود نباشه، ولی من توی سنجیدن آدم ها .کارم خوبه

.هر مشتری‌ای که اومد، برده ها رو مثله ابزار نگاه میکرد

.حالا هرچقدرم که نجیب رفتار میکرد

واقعا؟

من به همه قول دادم که .خریداران قابل اعتمادی براشون پیدا کنم

.باید خیلی وسواس به خرج بدم

اگه اینطوری ادامه بدید

.خودتون میرید زیر قرض و برده میشید

.خب، نمیشه کاریش کرد ...پدربزرگم قبلانا یه حرفی میزد

یه روز یکنواختی تموم میشه .و جز و مد جریان زندگی رو تغییر میده

،به عبارت دیگه هرگز نباید تسلیم بشی .و منتظر فرصت مناسب بمونی

و وقتی فرصت بهت رو کرد .سفت باید بچسبیش و ولش نکنی

،خیلی عجیبه. جینجر ساما ،من هر وقت که پیشت هستم

با وجود برده بودنم به نحوی نسبت به آینده .امیدوارتر میشم

ببخشید! من شنیدم شما برده‌هایی دارین که !می‌تونن بخونن و بنویسن و ضرب و تفریق انجام بدن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left