The first 200 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
قسمت چهارم
خوش گذشت ؟
چه خبره ؟
. بهش نگاه نکن
چی شده ، گشنته ؟
. آوردن گربه به مدرسه ممنوعه
اینطوریه ؟
.آره ، همینطوره
مشکل چیه ؟
، تا وقتی معلما نفهمن . مشکلی نیست
بازم میخوای مخ پسرهارو بزنی ؟
ها ؟
ببین کی داره اینو میگه
. من هیچ علاقه ای به کسایی مثل اون ندارم
! هی
. برگشتم
. خوش برگشتی
. زود اومدی
. خب نوبت منه شام درست کنم
. انگار خیلی اشتیاق داری
... یه پدر سخت کوش و صمیمی
... یه مادر مهربون
خانواده ای بی دغدغه ... که با رضایت کنار هم زندگی میکنند
پس امشب ، تورو آشپزی میکنه ؟ . بی صبرانه منتظرشم
آخرش من آشپزیتو . بیشتر دوست دارم ، تورو
... چی میگی مامان
. آشپزیم به پای تو نمیرسه ...
... بچه هایی که والدینشونو از دست دادن
... آدمایی که همه چیزشونو از دست دادن
... با جو کنار اومدن
خاطراتشون دستکاری شد . تا بتونن به یه خانواده تبدیل بشن
... خیلی خب
. این دنیا همش دروغه
، توی سال 2118
، بیگانگانی از فضا . به زمین حمله کردن
. و 9%99 از بشریت رو نابود کردن
بیگانه ها هسته جدیدی تو زمین قرار دادن و شروع به تغیر محیطی زمین کردن
دونات زمین
. اینجوری شناخته شده بود
، انگار نماد از دست رفته آینده بشریته
. ولی همچنان توی فضا شناور بود
، هی کانازاکی
از کی دنبالمی ؟
... آــم ... نه ... اینطور نیست
مگه نگفتی از دور باشم ؟ ...
اه ؟ من گفتم ؟
. آره
... خب ... ببین
که اینطور
وقتی دختره به حالت عادی برگشت . سعی کرد به یاماتو هشدار بده
. الان نوبت شماست
. کسی این اطراف نیست
. خنجرو به قلبش بزن و این کارو تموم کن
. باشه
. حالا که به اینجا رسیدم ، چاره ای نیست
! عــه ! ببخشید
مشکلش چیه ؟
، همونطور که فکرشو میکردم . آسونا سان عاشق یاماتوعه
. پس اینطوره
! صبر کن
! داخل اونجا نرو
دقیقا همون کاری رو که . انتظار داشتیمو انجام داد
. من کسی ام که تورو بهتر درک میکنه ، ریجی
. امروز دوباره کار خوبی کردی
گفتی اگر انجامش بدم ... میتونم تمرینو ترک کنم
تو استعداد شگفت انگیزی داری
. به نظرم بهتر از هرکسی میتونی یه روگ رو خلبانی کنی
. نمیخوام انجامش بدم
. نمیتونم انتظارتتو برآورده کنم ، پدر
. احمق نباش ، تو برگزیده ای
! بهت گفتم نمیتونم مبارزه کنم
... ریجی
! استاد ! خبر بد
سیگنالی شبیه دراکتور به تیم . بررسی زمین شناسی نزدیک میشه
. باید به گروه مقابله با بیگانگان اطلاع بدیم
. صبر کن
. این یه جورایی خوش شانسیه
. باید پیداش کنم
. اینجا خطرناکه
! لطفا ، بهم گوش کن
! صبر کن
من کجام ؟
. خیلی خب
. فقط یکم دیگه ، ریجی
. آره ف من کسی ام که تورو بهتر دزک میکنه
. شما از اون گربه برای فریب دادنش استفاده کردین
. موقعیت چشمگیریه
. نباید بری اونجا
، درحال راه اندازی
10%...18%...26%...
! بررسی شمارنده گایگر : همه سبز
... شروع به حرکت کرد
، ریجی
. تو خلبان آرتور میشی
. فعلا تیممون درحال مبارزه با دراکتوره
. از اونا محافظت کن
یه بار دیگه ... پدر داره تلاش میکنه تا نظرمو عوض کنه
! قبلا هم گفتم ! من مبارزه نمیکنم
چت شده ، کانازاکی ؟
... بهم زنگ زدی گفتی بیام اینجا
... آهــه ... آــم ... گفتم بهتره زودتر معذرت خواهی کنم
... نمیدونم یهو چی شد
. خوبه ، نگران نباش
، هرچند بخوام صادقانه بگم . نمیدونم هدفت چیه
... که ... اینطور
اما یه چیزی هست که میخوام بهت بگم
گفتی عاشقمی ، درسته ؟
ببین ، من فعلا نمیخوام . وارد این چیزای عاشقانه بشم
. پس بهتره بیخیالم بشی
عه ؟ اوه ... باشه
. حدس میزدم اینجوری بشه
. صبر کن ، چیزی که گفتمو فراموش کن
. ببخشید
. من فعلا کارهای زیادی دارم و خیلی تغیر کردم
. وقت فکر کردن به این چیزارو ندارم
تغیر ؟
منظورت از تغیر چیه ؟
! لطفا بهم بگو
... احتمالا متوجه نمیشی ، ولی
. مثل اینه که تمام احساسات از بین بره ...
امیدمو از دست داده بودم . تا اینکه یه هدف پیدا کردم
. الان واقعا احساس میکنم دارم زندگی میکنم
! زندگی میکنم تا بجنگم
... بجنگی
. به هرحال ، همش این احساسات بهم دست میده
، با این فرض که یه دشمن بزرگ وجود داره
مبارزه برای شکست دادن اونا . دلیل زندگیم شده
منظورت صلحه ؟
. درسه
میخوام با تراش صحبت کنم . و بپرسم که میتونیم با اونا روی زمین زندگی کنیم
. مسخرست
کسایی که توی سیارات مختلف به دنیا اومدن . ارزش های خاصی دارن ، هرگز نمیتونن باهم زندگی کنن
. این فقط به کشتار(وجنگ ها)پایان میده
ف حتی اگر از سیارات مختلف باشیم . بازم میتونیم باهم کنار بیایم
. کافیه . برو
! مادر
. یادت باشه آرشم
، اگرچه مادرتم . اما ملکه هم هستم
. از اینکه نافرمانی کنی ناراحت میشیم
سیستم حرکتی بازوها
. تجهیزات تسلیحات
. باید متوقفش کنم
. فایده نداره
. میخوام مستقرت کنم
. توی روبات جدید ، آرتور
رباتم خودش حرکت میکنه ؟
... درحال آپلود داده ها
70%...80%...100%!
! آپلود تموم شد
! بدون پاسخ
! دوباره از سطح 4 درخواست کمک کنید
! فایده ای نداره ، نمیتونیم اونارو اداره کنیم
. ببین چه خبره
، اگر کاری نکنی . هموطنات میمیرن
! بجنگ ، ریجی
تو تنها کسی ای که پتانسیل . استفاده از این ماشینو داری
! نمیتونم بجنگم
. من باید برگردم
! هی ! چی شد
! چه خبره
! هی
ریجی ، خوبی ؟
. تو اونو کشتی
... اگر این کارو نکرده بودی
... تقصیر توعه
! که دوستم مرد ...
. اون گربه به خاطر تو مرد
. اگر نجنگی ، زندگی های بیشتری از دست میزن
... نه
! تقصیر من نیست
! دلیلش اینه که فرار کردم
. درسته ، تقصیره تو نیست
. اما تو میتونی اونارو نجات بدی
. نمیتونم
. نمیتونم بحنگم
! امواج مغزی ریجی نا منظم شد
انگار ریجی از نظر ذهنی . توانایی خلبانی رو نداره
. ایشیزاکی کون
یادته ، مگه نه ؟
، وقتی دراکتور حمله رو شروع کرد
. یه شهرو ویران کرد
. آره
، اونا گفتن فقط آزمایش بود . یه تلاش برای سنجش قدرت نظامی زمین
. من خانوادم رو از دست دادم
، با این حال
. ریجی به من زندگی جدیدی داد
. فایده نداره
. این بچه مرده
! نه ، هنوز نه
اگر تو هم اینجا بمیری ، چیکار کنم ؟
! بقیه مردن ! اونا رفتن
! تو نباید بری پیش اونا
! به همین دلیله که باید زندگی کنی
! باید ازش عبور کنی
! رئیس
. کارت خوب بود بچه ، موفق شدی
. با این حال ، قلبش برای مدت زیادی متوقف شده
... این بچه احتمالا دچار ناتوانایی ذهنی بشه
... آره ، میدونم
No comments yet. Be the first to leave one.