The first 185 lines.
Marie
آیوفیلم تقدیم میکند
جوناس علامت فرستاده ولی دیشبم علامت فرستاده بود
یعنی میخواد دوک دوباره کارشو بررسی کنه؟
خیلی خب
از اونجایی که خیلی معرکه ام میرم یه سر و گوشی آب بدم
چینای لباسشو بیشتر کردم
به لبه دامنشم طرح مشبک اضافه کردم
الان دقیق تر از قبل شده
میثریل؟
چه خبر بود؟
چی؟ شال؟
داشت سعی می کرد بره تو اتاق جوناس
منم قبل از اینکه کار شومی بکنه گرفتمش
نمیخواستم کار مشکوکی بکنم
داشتم فکر میکردم یکم سر به سرش بذارم
سر به سرش بذاری؟
خیلی ناراحت به نظر میومد برای همین جیگرم حال اومد
چی؟ ناراحت بود؟
:مترجم
Marie
آیوفیلم تقدیم میکند
...نمیدونم تا کجا میتونم برم اما
مشکلی نیست
...حتی تنهایی از پسش برمیام اما
میدونی حقیقت اینه که هیچکس تنها نیست
...احساساتی مثل خوشبختی، تنهایی و حتی نگرانی
به دنیا اومدیم که همشونو بچشیم
تنها یه قاشق پر از درخشش
هرچیزی رو به لبخند تبدیل میکنه
...اون میتونه همونی باشه که مخفیانه آرزوشو کردم
اون معجزه
ما هرکدوم دنبال باارزش ترین گنج هامون میگردیم
دلیل سفرمون همینه
...نمیدونم تا کجا میتونم برم اما
هر لحظه ای که دربرابرم میگذره با امید آمیخته شده
تموم شده؟
آره به نظرم تموم شد
پس ما هم باید علامت بدیم آن
آره، میشه اینکارو بکنی؟
تغییری نکرده، با شیرینی دیروز هیچ فرقی نداره
چی؟
...تو
...و اون یکی پیشه ور
هیچ کدومتون هیچی نمیفهمین
بهش شکل بده
منظورش چیه؟
شیرینی چه مشکلی داشت؟
حتی گفت هیچ فرقی نکرده
شاید دوکِ فیلاکس فقط یه شیرینی پر زرق و برق نمیخواد
چی؟
اگه شیرینیت بی نقص بوده
پس باید از عالیم عالی تر باشه
ایندفعه سعی میکنم از یه زاویه دیگه درستش کنم
یه چیزی که یکم واقع بینانه تر باشه
این با قبلی واقعا فرق داره
دیگه تمومه؟
...آره
میرم یه بار دیگه به نقاشی نگاه کنم
کجا میری آن؟
کجا میرم؟ میرم یه بار دیگه به تابلوها نگاه کنم همین
هنوز داری کار میکنی؟
پس کار میکنی نه؟
من هیچی نمیتونم بسازم
اصلا نمیفهمم منظورش از اون حرفا چیه؟
میخوام کنار بکشم
...خب اگه تو بکشی کنار به من خیلی کمک
حالا این حرفو میزنی ولی به زودی نظرت عوض میشه
چی؟
کبودی؟
این دیگه چیه؟
بله؟
این درست نیست، اصلا درست نیست
چیش مشکل داره؟
!همه چیزش
همه چیزش؟
امکان نداره
من هزاربار تابلو هارو نگاه کردم که تا جایی که میشه شبیه بهش بسازمش
!ولی بازم
!همش اشتباهه
...نمیخوام به این تقلید مسخره
حتی نگاه کنم
بهش شکل بده
بهش شکل میدی
خودتو جمع و جور کن آن
دوک فیلاکس این کارو کرد؟
آره
حالت خوبه؟
مهم نیست چند دفعه شیرینی درست کنی، اون راضی نمیشه
وقتشه بیخیال بشیم و از اینجا بریم
یعنی تسلیم بشم؟
آره
آن به نظرم منم بهترین کار اینه که از اینجا بریم
...اون هزار کرس حیفه ولی خب
تسلیم بشم؟
حتی با اینکه خودم کسی بودم که قبولش کردم؟
بعضی چیزا غیرممکنن میدونی؟
...چیزی که اون میخواد
ممکنه نشه توی یه شیرینی شکری به وجودش آورد
شاید خیلی دور از ذهنه
...نه
این واقعیت نداره
وگرنه همچین برقی تو چشماش نداشت
من به کارم ادامه میدم
با اینکه متاسفم نگرانتون میکنم
خیلی خب شال
چطوره امشب روی تخت بخوابی؟
من روی زمین میخوابم
قبول نمی کنم
میثریل لید پود خیلی خروپف میکنه
...میگم
از کی انقدر سرد شدی؟
بعد از صد سال زندگی کردن
کسی که حتی یکمم سرد نباشه احمقه
!صد سال؟
هرچند به نظر نمیاد تو حتی بعد از صد سال زندگی کردن تغییری بکنی
الان این یعنی چی؟
اما منطقیه
شال بیشتر از صد سال زندگی کرده
...توی اینهمه سال حتما با کلی آدم آشنا شده و البته که
...میگم
لیز چه شکلی بود؟
زیبا بود؟
...بذار ببینم
به نظر من زیبا بود
چشماش چه رنگی بودن؟ موهاش بلند بود؟
مهربون بود؟
چشماش آبی بود
موهاش بلند بود
بیشتر از اینکه مهربون باشه بالغ بود
ساکت و بافکر
که اینطور
با من کاملا فرق داشته
من زیبا نیستم، رفتارم بچه گونه ست و پرسروصدام
و هیچوقت به اندازه کافی درمورد چیزی فکر نمیکنم
چیشده؟
چی؟
ها؟
چی؟ چرا اینطوری شد؟
حرفی زدم که ناراحتت کرد؟
!نه اصلا
متاسفم! شاید یه چیزی رفته توی چشمم
میرم صورتمو بشورم
واقعا که، چرا اونجوری گریم گرفت؟
وقتی برگشتم باید از شال معذرت خواهی کنم
چی؟ در بازه
شال؟
سلام آن
جوناس تو اتاق من چیکار میکنی؟
...راستی
میدونی این چیه؟
!اون بال
...متاسفم آن، من خواب بودم که
!بس کن
اگه از من بدت میاد باید به خودم آسیب بزنی
نمیخوام کاری باهات بکنم
ولی یه کاری هست که میخوام برام بکنی
از من؟
آن میخوام یه چیزی به شال بگی
"بگو "دیگه نمیخوام پیشم باشی
"از قصر برو و دیگه هیچوقت نیا سراغم"
...من نمیتونم همچین کاری
!کافیه
اگه کاری که میگمو بکنی بهت پسش میدم
اما اگه به شال چیزی بگی پاره اش میکنم
...جوناس
...تو
اون دختر. این دیگه چی بود؟
...درمورد لیز پرسید
...یه دفعه گریه اش گرفت
اصلا به عقل جور درنمیاد
پس برگشتی
شال
ازت یه درخواستی دارم
میخوام از اینجا بری
میخوای تو یه اتاق دیگه بخوابم؟
میخوام از این قصر بری
و نمیخوام دیگه هیچوقت بیای سراغم
منظورت اینه که دیگه نمیخوای پیش هم باشیم؟
دلیلش چیه؟
این تقصیر تو نیست شال، تقصیر خودمه
متاسفم، لطفا چیزی نپرس
خیلی خب
کارت عالی بود آن
چرا مجبورم کردی همچین کاری بکنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.