The first 131 lines.
اژدها کش؟
آره
اژدهاهای شروری وجود دارن که از مردم عصبانی هستن
به اونا اژدهاهای شیطانی میگن
اوه!
این ماجرا سر یکی از اونا رو قطع کرد و کشت
بعد فلس ها، پنجه و دندونا، و استخونا
همشون به موادی برای ساخت سلاح ها و داروهای کیفیت بالا تبدیل شدن
که برای سرزمین ثروت به ارمغان آورد
وای ...
این باعث شد اون ماجراجو قهرمانی بشه که مردم اژدها کش صداش کنن
منم میخوام مثل اون بشم! میخوام یه قهرمان اژدها کش بشم!
این کار آسونی نیس
بعضی از اژدهاها فوق العاده قدرتمندن که هزاران سال زندگی کردن
اونا میتونن با راه رفتن زمین رو بلرزونن
و حتی با چرخوندن دُمشون کوه ها رو خرد میکنن
در واقع
این قاره مدتها قبل توسط اژدهایی که وحشی شد ویران شد
اونا بچه هایی مثل تو رو بخاطر یه عصرونه میخورن!
هممم؟ اون چیه؟
چی شده؟
حس کردم یه چیزی اونجا دیدم
من چیزی نمیبینم
نمی بینی؟
اون درست اونجاس
اون ...
یه اژدهای فاجعه ...
باورم نمیشه
امپراتوری وحشتی که اونا راه انداختن رو درک میکنه!؟
بر اساس گزارشا
فقط 150 ساله که خوابیده
الان باید تو خواب زمستونیش باشه
اونا بیدارش کردن!؟ خیلی احمقانس!
کی واسه یه مشاجره ی ساده از یه همچین چیز مخربی استفاده میکنه!؟
هرکی توی پایتحت پناه گرفته رو جمع کنین
و ازشون بخواین فوری تخلیه کنن!
و منظورم همشونه!
اگه سعی کردن بمونن، به زور ببرینشون!
اگه به جایی چسبیدن، اونا رو از وسایلشون جدا کنین!
حتی یه نفرم توی پایتخت رها نکنین!
جادوشونو تشخیص میدم تمام راه های فرار رو مسدود کردن
پس الان عملاً این غیرممکنه ...
که 6جنگجو باهم متحد بشن
لعنت به این مزاحما!
اعلاحضرت!
شما باید به پناه گاه برید!
وقتی اون هیولا به اینجا برسه توان مقابله نداریم!
میخوام شما جنگجوها از مردم محافظت کنین
روی خارج کردنشون از پایتخت تمرکز کنین
من هنوز وظیفه ای دارم که باید انجام بدم
شکی نیست
اون اژدها پایتخت و اطرافشو نابود میکنه
اونا تا الان باید همه رو خارج کرده باشن
اگه اینطوره، پس پدرم ...
اون مطمئناً خودشو سپر بلا میکنه
ولی بعد ...
آره
حتی پدرمم توان مقابله با همچین چیزی رو نداره
لطفاً برو، پدر
یه اژدهاس؟
پس اونا اینقدر بزرگن
اولین باره یه واقعیشو می بینم
چی؟ اولین بار؟
اژدهای مرگ سیاه هم یه اژدها بود ...
لین، برادر و پدرت هنوز توی شهرن؟
آره
شک ندارم اونا اونجا موندن
ولی، خیلی دیره که کمکشون کنیم
نه، فکنم بتونم یه کاری بکنم، اگه بدوئم
بدویی؟
با اینکه این همه دوریم؟
آره
یادته مقابل اون گوبلین چیکار کردیم؟
فکنم اینجا بکارمون میاد
منظورت انفجار باده؟
میتونم امتحانش کنم ولی این خیلی سخت بهت برخورد میکنه ...
با این شمشیر مشکلی پیش نمیاد
به مردم اون شهر و پدرت خیلی مدیونم
پس دوست دارم یه کمکی بکنم
کمک به فرار اون نباید زیاد سخت باشه
فکنم بتونم از پسش بربیام
آره. گمونم میتونی
چرا بدبینانه اینجا نشستم؟
مربیم میگه به موقع میتونم انجامش بده
انفجار باد معمولاً طلسمی نیس که روی مردم استفاده بشه
ولی اون آدمیه
که نباید سعی کنم با دانش محدودم بسنجمش
تردید لازم نیس
این چیزیه که داری بهم میگی، درسته؟
چی؟
خرد کردن کشور کوچیکت با زور وحشیانه کار ساده ایه
مهم نیس چی میخوای بگی
نمیتونم سیاهچال گمشده رو بهت تحویل بدم
تو فقط داری وقتو تلف میکنی
ولی با هوش امپراتوریِ ما
این میتونه یه قدرت نظامی خیلی قدرتمندی باشه که بتونه جهان رو کنترل کنه
اینو نمیفهمی؟
ما تصمیم گرفتیم از قدرتی که خارج از کنترلمونه استفاده نکنیم
آیا عقل و خرد اینو به ما نمیگه؟
واسه همینه که همیشه پادشاه یه ملت کوچیک میمونی
تو هیچوقت شایستگی یه شاه شدن رو نداشتی
اون تا وقتی سیاهچال رو نگیره به هیچی اهمیت نمیده
اونو دست کم گرفتم
هیچوقت انتظار نداشتم تمام قدرتشو اینطوری رو سرمون خراب کنه
اشتباه من بود که گذاشتم مذاکره کنه
!بابا جون
پایتخت با عذاب هلاکت روبروئه
ولی تنها چیزی که میتونم بهش فکر کنم امنیت دخترمه؟
چه رهبر رقت انگیزی هستم
هیچوقت شایستگی شاه شدن رو نداشتم؟
کاملاً درسته
من همیشه بیشتر بدرد میدون نبرد میخوردم
برای مردم این کشور واقعاً متأسفم
که از پادشاه احمقشون پیروی کردن
این برای جبران گناهانم کافی نمیشه
ولی حداقل
قصد دارم یکی از اون چشمای لعنتی رو با خودم به گور ببرم
سپر الهی
نور دونو، در مقابل این استوانه وایسا
چی؟ آ، باشه
مانع جادویی
بازتاب
بازتاب جادو
تقویت
این چیه؟
شارژ. انفجار!
این انگار با سری قبلی متفاوته ...
انقباض
خیله خب، ما آماده ایم
اثر این یکی قویتر از قبلیه
معذرت میخوام!
No comments yet. Be the first to leave one.