The first 200 lines.
گروژيا فيلم» و» «استوديو فيلمِ آدم و حوا»
: تقديم ميکُنند
«« آفتابِ هميشه بيدار »»
: آهنگساز، نويسنده و کارگردان
«تِمور بابلواني»
: مديرِ فيلمبرداري
«ويکتور آندريفسکي» «نوگزار نوزادزه»
: طراحِ توليد «تاماز لوميا» و «تيموراز کمالادزه»
: صدابردار «اِديشر گيورگادزه»
: با شرکت
«داويد کازيشويلي» «در نقشِ «داتو
«اِلگوجا بوردولي» در نقشِ «گِلا» «ليا بابلواني» در نقشِ «مادر»
«اِکا ساتاشويلي» در نقشِ «آگنس» «گيوي سيکاروليدزه» در نقشِ «وانچکا»
«تامار گوگياشويلي» «فلورا شدانيا»
.اون آدمِ خيلي معروفيه
،اسمش «کنستانتين»-ه .«و اسمِ فاميليش هم «ناوروزاشويلي
.تويِ شهر، همه ميشناسنش
!تا حالا اسمش به گوشتون نخورده؟ .«کنستانتين ناوروزاشويلي»
«حالا اين «کنستانتين ناوروزاشويلي چه نسبتي با شما داره؟! قوم و خويشِ-تونه؟
نه، ولي ميدونه .من کجا زندگي ميکُنم
چطور گذاشتن شما تنها از خونه بياين بيرون؟
.من تنها زندگي ميکُنم
پروردگارا! اين اتفاق هميشه واستون ميفته؟
،آره، ولي آدرسِ منزلم هميشه تويِ جيبم هست .و اينطوري، مردم منو برميگردونن منزلم
پس اگه آدرسِ منزلتون رو دارين .نشونش بدين
تويِ خونه .جاش گذاشتم
هيچي يادِتون نمياد؟
خونه تون چطوريه؟ مسيرش کدوم طرفيه؟
چيزِ بخصوصي ازش خاطرِتون نيست؟
.خوب فکر کُنيد .شايد چيزي يادتون بياد
از جلويِ خونه ام .قطار رد ميشه
قطار؟
شما «ناوروزاشويلي» رو ميشناسيد؟
قبلاً يه نفر رو .به همين اسم ميشناختم
!مهندسه؟
.نه، تويِ راه آهن کار ميکُنه
کيفِ-تون رو بديد به من. شايد آدرس داخلش باشه .ولي نميتونين پيداش کُنين
... کيفم، کيفم
،واي خدايا! اينها عکس هام هستن .عکس هايِ جوونيم
،اين من هستم !وقتي جوون بودم
ميبينيد؟ ميبينيد؟
!ببينيد چه شکلي بودم
.کيفِ-تون رو بديد به من .من خودم دنبالِ آدرس ميگردم
آدرس؟
!اي بابا؟
!آدرس که اينجاست
،خيابانِ «کلارا زِتکين»، شماره يِ 20 .«زوراب ناکاشيدزه»
!پسر عمو-مه !ميشناسينش؟
نه نميشناسمش. فقط چيزي که .اينجا نوشته رو خوندم
،ديگه آدرس پيدا شد. محضِ رضايِ خدا .يه نفر خانم رو تا خونه اش برسونه
منو ببريد پيشِ .«ناوروزاشويلي»
من شما رو ميبرم .پيشِ پسر عمو-تون
اما من ميخوام برم پيشِ .«ناوروزاشويلي»
.عصرتون بخير باشه
بي زحمت ميشه بگيد منزلِ زوراب ناکاشيدزه» کجاست؟»
ناکاشيدزه»؟» - .بله -
ولي تا اونجايي که من ميدونم .کسي با اين اسم تويِ اين محل زندگي نميکُنه
مطمئنيد؟
والا تا حالا !همچين اسمي نشنيدم
«سلام. شما با «زوراب ناکاشيدزه کار داريد؟
.آره، آره
ولي عزيز، اون که .مدت هاست فوت کرده
!گفت چي شده؟
گفت پسرعمو-تون .مدت هاست فوت کرده
!اِوا خاک عالم !عجب حقه بازيه ها
.بفرماييد تو .من اينجا زندگي ميکُنم
اوه، اومدي؟ - حالتون چطوره؟ -
.سلام
!اين خانم، مادربزرگِ منه !تازه فهميدم هنوز زنده ست
!من مادربزرگش نيستم !داره شوخي ميکُنه
اوه، اومدين؟
.آره، دخترم
.«اين دخترمه، «آگنس
.سلام
.بفرماييد بشينيد
.بابا، يه نامه از طرفِ «داتو» اومده - واقعاً؟ -
.از اوضاع و احوالمون پرسيده .گفته نگرانِ ماست
چرا؟ چرا نگرانِ ماست؟
داتو» کيه؟» - .برادرمه -
مگه کجاست؟ - .تويِ زندان-
تويِ زندان؟
آره، ولي چون هنوز به سنِ قانوني نرسيده .به زندانِ نوجوانانِ بزهکار بُردنش
اونجا چکار ميکُنه؟
،پولِ يه آقايي رو دزديد .اونها هم انداختنش زندان
اين کيه با خودت آورديش؟
يه زنِ بدبخته .که دچارِ فراموشيِ مزمنه
آب نمياد؟ - .نه -
حالا ميخواي پيشِ خودمون نگهش داري؟ - !مگه کارِ ديگه اي هم ميتونم بکُنم؟ -
،نه يادش مياد منزلش کجاست .و نه حتي يادش مياد اسمِ خودش چيه
.دلم براش ميسوزه. ناخوشه .اجازه بده يه مدت همينجا بمونه
ميتوني يه تختخواب واسش جفت و جور کُني؟
.حالا يه فکري براش ميکُنيم
.اون پسرِ خوبيه - !راست ميگي؟ -
!هي تو! بيا بيرون - !بيا بيرون، پسر -
.گفتم بيا بيرون !مگه نميشنوي؟
!تو رو خدا نگاهش کُن
.قراره بري خونه، پسر
!گائيدمتون
!دستبند رو بده من
!دستبندش بزن! زود باش !يالا ديگه! دستبندش بزن
!تکون نخور ببينم
،هجده، بيست، بيست و دو، بيست و چهار ... بيست و شش، سي، سي و دو
!چي شد؟ !داره آزاد ميشه؟
!خيلي قرمساقه !بچه پُر-رو منو زد
اونوقت شما نگرفتيد !گردنش رو بشکونيد؟
!حالا صبر کُن !تلافيش رو سرش درميارم
!آهاي پسر انگار دلت نميخواد بري خونه؟
!ميشه دست از سرم برداري؟
.زود باش درِ سلول رو باز کُن - !يه ثانيه فرصت بده -
!بجنب ديگه - !دارم ميام بابا -
،حالا صبر کُن !نشونت ميدم
!برو تو
!رو من دست بلند ميکُني؟ !ها، پفيوز؟
کاري ميکُنم !همينجا بپوسي
!مَني که دارم اينقدر با امثالِ شماها راه ميام !اونوقت مُزدم رو اينطور کفِ دستم ميذاري؟
همين الان به رئيس گزارش ميدم !تا يه سالِ ديگه واست ببُرن! حالا ميبيني
!مگه چي شده؟ - !بي خيالش! خودت رو قاطي نکُن -
ببينم، قضيه چيه، «داتو»؟ - حالت چطوره؟ -
حالِ همه مون خوبه. تو خودت چطوري؟ اينها از جونت چي ميخوان؟
!خوب مُشت و مالي بهش دادي !دمت گرم
!شنيدي يارو حرومزاده چي ميگفت؟ "!ميگفت : "مُزدم رو اينطور کفِ دستم ميذاري؟
احتملاً واسم .يه سالِ ديگه ميبُرن
عصباني نشو. اون مأموره به رفيقم فحشِ ناموسي داد ... و تمامِ لباس هايي که مادرِ دوستم
.براش فرستاده بود رو پاره کرد
،«آخرش هم دوستم رو فرستادن «روسيه .تويِ يه زندانِ فوقِ امنيتي
به هر حال، نميتونستم به خاطرِ .بيرون اومدن از اينجا، اين کار رو نکُنم
.عصباني نباش
ميبينم که تو واسه من .سرِ سوزن اهميتي قائل نيستي
هر حرفي دلت ميخواد بزن !به جز اين
!داري اونجا چکار ميکُني؟! بيا اين طرف - حالا چرا داد ميزني؟ -
آهاي شما! آماده اين؟
.آره، بيا در رو باز کُن
!يالا ديگه !بيا باز کُن
برو در رو .براشون باز کُن
!باشه بابا !مگه ميخوامشون واسه عمه ام؟
.حالا ميتونيد بريد داخل، آقا
!راه بده
!بياييد بيرون ببينم
!سر به سرم نذار، بچه !عينکم رو پس بده
!اين ديگه چه وضعيه؟ !عينکم رو پس بده ببينم
حالا به سرِ تو چي مياد؟ - !هر چه بادا باد -
!بريم بچه ها
!اين داداشِ ماست - !خوشوقتم -
.ما بايد بريم .موفق باشي
.موفق باشيد
.متشکرم. خدانگهدار
.تا بيرون همراهتون ميام
اون آقا، مديرِ انجمنِ فيزيک و استادِ دانشگاهه، درسته؟
.درسته
اونها پسرهاش بودن؟
.آره
اونها هم با تو هم-بند بودن؟
آره، همين تازه .آزاد شدن
به حقِ چيزهايِ !نديده و نشنيده
اين هم سرپرستِ جديدِ .بندِ ماست
،هيچکس تويِ بداخلاقي !به گَردِ پاش نميرسه
وضعيتِ اين پسره !به کجا کِشيد؟
!من از کجا بدونم؟ .رفتن با رئيس صحبت کُنن
،اگه قرار به موندنش شد !فاتحه اش رو ميخونم
فاتحه يِ منو ميخوني؟! حالا ميبينيم !کي اول فاتحه يِ کي رو ميخونه
.سلام قربان
تو پدرش هستي؟ - .بله -
!اتفاقاً دنبالت بودم - !بفرمايين، سر تا پا گوشم -
تو چطور تونستي همچين بچه يِ انگلِ !به درد نخوري رو تحويلِ اجتماع بدي؟
!انگل خودِ پفيوزتي
!برام جايِ تعجبه که شما همچين القابي روش ميذارين !من که هيچ چيزِ بدي تويِ پسرم نميبينم
!چي؟! نميبيني؟
،دست از سرِ ما بردار !مردکِ حرومزاده
،مواظبِ حرف زدنت باش !وگرنه تويِ يه دردسرِ حسابي مي افتي
!داتو»! داري چکار ميکُني، پسرم؟»
!من به جاش ازتون معذرت ميخوام !محضِ رضايِ خدا ما رو ببخشيد
پس هيچ چيزِ بدي !تويِ پسرت نميبيني، حرومزاده؟
!ديگه اجلت رسيده
!کارِت تمومه
آخه ميخوايد باهاش !چکار کُنيد؟
،تويِ اين چهار ماهي که اومدم اينجا !خونِ منو تويِ شيشه کردي
خيال کردي !خيلي قلدري، آره؟
!زنده زنده ميخورمت
کُس کِش! رويِ پدرِ من !دست بلند ميکُني؟
واسه من !گُه زيادي ميخوري؟
،لطفاً آروم باشيد !آقايِ عزيز
!پس اين باباته، آره؟
حالا خوب !اينجا رو نگاه کُن
!لطفاً ولم کُنيد
!ولش کُن، خوارکُسه
!بگو ببينم اين چيه؟ - !صورتِ-تونه ديگه، آقايِ عزيز -
!آها! پس صورتمه
!ميکُشمت بي ناموس! حالا ميبيني !ديگه خودت رو مُرده بدون
!خوب نگاه کُن
،کيرم تو تُخم و ترکه ات !کيرم تو کُلِ اون ولدالزنا هات
پس هيچ چيزِ بدي !تويِ پسرت نميبيني، ها؟
!نميبيني، ها؟
!بَسّه ديگه قرمساق
!زود بياييد اينجا !دارن همديگه رو ميکُشن
!تمومش کُن !ميگم تمومش کُن
!تمومش کُن !مگه عقلت رو از دست دادي؟
،داتو» پسرم» چت شده؟
مگه نديدي ازم معذرت خواهي کردن؟
حتي رئيسِ زندان، سرپرستِ بند رو .وادار کرد ازم معذرت خواهي کُنه
.کاريش نميشه کرد، پسرم .اتفاقيه که افتاده
No comments yet. Be the first to leave one.