The first 193 lines.
Anime lord
قبل از اینکه به دنیای دیگه ای احضار بشم، تو ژاپن زندگی می کردم.
از زندگی غنی و در عین حال کم عمق اوتاکو لذت می برم.
یه واقعیت تلخ، دنیایی که من توش جا نیفتادم
فقط بازی ها کافی بود تا من و از این موضوع پرت کنه
معمولاً فروش اقلام و به صورت نقدی آسون می کنم
وای بعضی وقتا من مهمونی های حمله و هم رهبری می کردم
من یه نابغه بودم، هیچ کاری نمی تونستم انجام بدم
تحقیقات و اکتشافات من باعث شد که تموم کشور منو تحسین کنن
بازی های آنلاین تنها لذتی بود که تک زندگی اوتاکو ایم داشتم
"(کاربر ناشناس) TL;DR" "(کاربر ناشناس) بمیرید همه بروید بمیرید من همه شما را خواهم کشت" "(کاربر ناشناس) بهتر است عاقل باشید"
بازی های واقعیت مجازی، واقعیت زندگی من شده بود
بازی ها واقعیت من بودن
من فکر می کردم که زندگی همیشه مثل یه خط مستقیم بی معنی باشه
می خواستم از اون کابوس بیدار شم
ولی بازم، من اینجا چی کار می کنم؟
از وقتی که به این دنیا اومدم
من فقط نقشی و که به من تحمیل شده بود انجام نمی دم؟
مثل اینکه تا به حال اون مزخرفات احمقانه رو تحمل کردم
این دومین شانس زندگیمه که منتظرش بودم
من یه احمقم اگه ازش لذت نبرم
از دنیا به دنیا، از قانون به قانون، از سدی به سد دیگه
شکستن و ماوراء الطبیعه و واقعی کن."
بیا، موج بلا، موج ابعاد
یعنی کیزونا سان و بقیه... "قسمت 12 - دلیلی برای مبارزه"
یعنی کیزونا سان و بقیه بودن...
احتمالا به محل موج منتقل شده
به عنوان قهرمانای کاردینال این جهان و پیروانش
وای نه!
باید مدتی باقی میموند، پس چرا...
استاد،!
همه، سوار شین!
کیزونا و بقیه کجان؟
اونا پشت سر موندن تا با موج مقابله کنن
این تموم کاری بود که کیو انجام می داد
اون از قدرت لاک پشت روحی که دزدیده بود برای ایجاد موج استفاده کرد!
تو همه اینها رو می دونستی و هنوز بهش کمک می کردی؟!
ناوفومی-ساما!
ولی... هیچوقت فکر نمیکردم همچین کاری بکنه
حتی با وجود قدرت لاک پشت،
فکر می کردم اون ازش برای متوقف کردن امواج تو دنیای ما استفاده می کنه
پس چرا اینقدر جرات داشتی که به اینجا برگردی؟
کیزونا ازم خواست
اون گفت: "ما از امواج مراقبت میکنیم."
تو برو و به ناوفومی و بقیه کمک کن.»
کیزونا بهم ایمان داشت، حتی اگه من یه اسگل خنگم
به خاطر اون عزت و آبروم و دور میندازم
و قهرمان شیلد و به جایی که کیو هست میفرستم
منم تورو بدون شکست همراهی میکنم
به عنوان دارنده قایق واسال
راف
درسته. منو ببر اونجا
به جایی که اون لقمه است
هوک دو فریب
وای
ممنون، گلس
چیز خاصی نبود
با این حال، پایانی برای اونا نیست
چجوری جلوی این و بگیریم؟!
ممکنه چاره ای نداشته باشیم جز اینکه کیو و له کنیم
چون اون کسیه که موج و احضار کرده
ناوفومی...
خوب پس اینه
این آزمایشگاه کیو عه.
مرسی از کمک اتنوبال
بقیش با ما
آرک و بقیه به کنار،
این اولین باریه که کیزونا با یه موج مبارزه می کنه
اگه کنارش باشی خیالمون راحت تره
گرفتم
دوستان من مواظب خودتون باشین
تو هم همینطور اتنوبال_سان
بیا بریم.
پس همه اینها مواد تحقیقاتی کیو ان
آره همشون
تو... تو تاوان کاری و که با کازوکی ساما کردی، پس میدی
اون آدمان...
بی معنی
تو یه انسان و با یکی از کلون های بیاککو، کیو، قاطی کردی؟!
این امون شمشیر یوموگی سانه؟
من ننتو...چیز.. یعنی شکستت میرم...
اگه این کار رو بکنم، کازوکی ساما احیا میشه
کیو بهم قول داده
اون مردم و با کلمات همراه می کنه
پس از اونا به عنوان یه مهره بی ارزش استفاده میکنه
درست مثل کاری که با تو کرد
بس کن
اهمیتی نداره تو چکار میکنی،
مرده ها زنده نمیشن
من واقعا متاسفم،
ولی ما نمی تونیم وقتمون و اینجا تلف کنیم
یه لحظه!
فکر میکنم مدیون این گوهریه که از ترز سان گرفتم.
به همون روش عمل میکنه ؟
میدونی فیلو هم سریعه!
کازوکی... ساما!
برای کازوکی ساما ما...
این بده!
ارست شیلد!
سپر دوم!
دریت شیلد!
زندان سپر!
شلیک ستاره سپر!
همه خوبن؟!
آره!
یه طوری...
فیلو پر از غباره !
اوه مرد اون با صدای بلند بیرون رفت، نه؟
عزیزم، هیچکدوم از شماها نمی تونین کاریو درست انجام بدین.
کلا بی فایدس
کیو!
مدتی گذشت، شیلد جرک.
حیفه دوباره ببینمت!
همین جوری،
ولی من باید خودم میومدم تا به الاغت لگد بزنم، .
کازوکیساما...کازوکی ساما!
آره، آره!
همونجوری که قول داده بودم برگندوندمش!
این چجوری ممکنه؟
یه آینه؟
اون زنده نشد.
این... یه هومونکولوس درست شده به وسیله ی کیوعه!
روحی که توی اون بدن زندگی میکرد قبلاً رفته .
یه پوسته ی خالی بود.
اون روح نگهدارنده آینه واسال رو به داخل خودش کشید!
چی گفتی؟!
آینه واسال، مثل همونی که گفته شد گم شد؟
اوه، مرد
برای همه چیز غرغر نکنین.
خونش نمیریزه و روح مال یکی دیگس...
اثری از همسفر عزیز این زن ها در اون چیزی باقی نمونده!
نه نه!
خب، این اصل ماجراست.
پس با این گفته
از کشتن همدیگه لذت ببرین اسکلا!
دور نمیشی!
رافتالیا!
،نافومیساما من این کارو انجام میدم
صدای نگهدارنده آینه واسالو میشنوم.
میگه: "منو آزاد کن."
که اینطور.
هر دوتاشون سلاح واسال دارن ، اونا با همدیگه درگیر میشن.
برو جلو، قهرمان سپر.
لطفا، کیو رو نگه دارین!
فیلو هم کمک میکنه!
راف!
فهمیدم.
بریم ریشیا!
آه؟! آه، اوم... بله!
Anime Lord جهت اطلاع از آخرین ادرس سایت و اخبار انیمه ای دنبال کنید anime_lord_ir مارا در تلگرام به آدرس
جالبه! فیلو میتونه مثل قبل مبارزه کنه!
راف!
اون چیه؟
به عنوان همدست کیو،
دفن تو کمترین کاریه که میتونم برات انجام بدم
الان آزادت میکنم، پس خیالت راحت باشه.
کیو!
آه، بالاخره
من بالاخره تو رو تنها گیر آوردم.
احمق مو سبز، و شیلد جرک.
تا با دوتا دستام گردنتو نزنم راضی نمیشم.
تو اون موجو با استفاده از قدرت درست کردی، اینجوری نیست؟
درسته.
منظورم اینه که فقط به اینجا یه نگاه بنداز.
این همه ی انرژی لاک پشت روحه.
با این حال من مقدار زیادیشو مصرف کردم.
خب، من همیشه می تونم به دنیات سفر کنم و دوباره مخزنو پر کنم!
آه، اون لاک پشت لعنتی مرده.
بعد از اون دوباره چی شد؟
یه پرنده بزرگ، درسته؟
خفه شو...
من نمیتونم صداتو بشنوم
خفه شو!
من از همه اینا مریض ترم .
از شنیدن صدات حالم به هم میخوره،
از دیدن قیافه ی خود شیفتت خسته شدم!
ناوفومی سان...
چه بلایی سرت اومده؟
فقط به دنیامون راهپیمایی کنین و هر کاری که می خواین انجام بدین!
ها؟
این تویی که الان هر کاری که بخوای انجام میدی.
به غیر از این ، "دنیامون"؟
خب، تو قهرمان بزرگ و شجاع شیلد، جسم و روح نیستی.
آره همینه
این همون قیافه ایه که همیشه دوست داشتم ازت ببینم.
همون نگاهی که داشتی وقتی که یه دلقک نیمه انسانو ازت گرفتم بهترین بود.
شرمنده که که آخرش منو مثل مرغ پر کنده زدی.
قرار بود تا وقتی که دوباره اونو ببینی، مرغ سرخ شده باشه.
همه اینا جاییزه ی من به تو بود،
برای اینکه دماغتو با عمل شوالیه درخشش زرهت در نقشه های من فرو کردم!
ناوفومی سان!
خب الان چه حسی داری؟
تو دیوونه ای؟
No comments yet. Be the first to leave one.