Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 9

Release info

Shetland S09E05 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-AEK
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 5 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنی بت یه جاسوس بود. یه تحلیلگر.

شاید پسر رو پیدا کرده باشن.

باید بهمون بگی مامانت کجاست.

این مردی که برگن براش کار می‌کرد...

جیکوبسن، مدتیه تحت نظره.

قربانیتون قبلاً هم هدف گلوله قرار گرفته.

فکر کنم چندین سال پیش.

آنی چطور تیر خورد؟

یه عملیات میدانی خاص بود که شکست خورد.

آنی تو زمان و مکان اشتباهی بود.

توش، واقعاً این کار توئه؟

سرک کشیدن تو زندگی مردم؟

دارم سعی می‌کنم بفهمم کی آنی رو کشته.

اینا دوستای ما هستن، توش.

ما این آدما رو می‌شناسیم.

چی شد؟ لیزا فریِل بود.

ما رو متهم کرد که وسایلشو دزدیدیم.

من دوست مادرت بودم.

یه دوست قدیمی.

روث؟ راب هاردینگم.

راس تو شتلنده؟

آره، سه روزه اینجاست.

این برنامه حاوی الفاظ تند است.

جیرجیر در باز و بسته می‌شود.

تصمیمتو گرفتی؟

هنوز دارم بهش فکر می‌کنم.

مشکل چیه؟

مطمئن نیستم که به درد دنیای شما می‌خورم.

بهت گفتم اون چیزی نیست که فکر می‌کنی.

این کار در مورد تحلیله و ما به آدمای باهوش نیاز داریم تا کمکمون کنن.

این فرصت توئه که یه کار مهم انجام بدی.

کار مهم.

من شغلم رو دوست دارم. نه، نداری.

اگه دوست داشتی اینجا نبودی.

ببین...

گفتنِ "بیا باهام کار کن" خیلی قشنگه،

ولی... حتی نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

تو همین الانشم شروع کردی.

اون تمرین رمزنگاری که ماه پیش برات فرستادیم،

اون تمرین نبود.

منظورت چیه؟

شش ماه گذشته، تیم من یه نفر رو زیر نظر داشتن.

یه مردی که داره برای بمب‌گذاری چندین ساختمان دولتی برنامه‌ریزی می‌کنه.

دو تا تو لندن و یکی تو بیرمنگام.

ولی به لطف کار تو،

تونستیم ارتباطاتش رو رهگیری کنیم.

و حالا فهمیدم اون کیه.

یه تمرین کدنویسی ساده بود.

برای تو ساده.

خب... چی میشه؟

قراره دستگیرش کنیم.

صدای ضربه

شکستن شیشه

نفسش بند می‌آید.

همهمه، فریاد

همونطور که گفتم، کار مهم.

نفسش بند می‌آید.

نفس عمیق می‌کشد.

نوح؟

داری چیکار می‌کنی پسرم؟

هی. بیا.

هی، هی.

مشکلی نیست.

ولی ببین، به جای اینکه لباس‌خوابت رو تو سطل آشغال بندازی،

چرا همه‌ اینا رو تو ماشین لباسشویی نذاریم؟

مثل روز اول نو میشه.

بیا.

ببین، این...

این همون چیزیه که ازش می‌ترسیدم.

چهار روز گذشته رو صرف تحقیقات خودش کرده.

داره کارآگاه آماتور بازی می‌کنه.

آره.

فقط اینکه راس اصلاً آماتور نیست.

اون از نیروهای امنیتی سابق بوده.

منابع، ارتباطات و مهارت داره.

بعید نیست که چند قدم

از ما جلوتر باشه.

ولی اگه می‌دونست کی آنی و برگن رو کشته، به ما می‌گفت.

واقعاً؟

یعنی، معلومه آنی براش خیلی مهم بود.

آدم همه این کارا رو برای یه همکار قدیمی نمی‌کنه.

نگرانی من اینه که اگه فقط پلیس بازی نمی‌کنه چی؟

باشه، پس فرض کنیم قصد انتقام داره.

سراغ کی میره؟

این چیزیه که باید بفهمیم.

خب، باید بریم فرودگاه.

هاردینگ برای یه جلسه محرمانه داره پرواز می‌کنه میاد.

قراره یه اطلاعاتی در مورد روسی بهمون بده.

چیزی؟ هیچی.

مدیر از دیروز ندیدتش.

ماشین اجاره‌ایش چی؟ پایین خیابون پارکه.

خب، بدون اون که نمی‌تونه زیاد دور بشه.

زیاد مطمئن نباش.

سندی، ببین سرقت ماشینی

از دیروز تا حالا گزارش شده یا نه.

موتور روشن می‌شود.

چقدر بود با این یارو بودی؟

اوه، نمی‌دونم. حدود یه سال.

پس جدی بود؟

بیشتر از طرف اون.

اینجاست.

جاسوسی که عاشقت بود.

میشه فقط... نکنی؟

روث

راب

از دیدنت خوشحالم. آره. منم از دیدنت خوشحالم.

بازرس مکینتاش، پلیس شتلند.

راب هاردینگ. از آشناییتون خوشبختم. سلام.

خب، پس... بریم سراغش.

ایوان روسی یک ریاضیدان بااستعداد بود.

اواخر دهه ۸۰ به عنوان تحلیلگر استخدام شد، اما خب...

قابلیت‌های دیگه‌ای هم داشت.

در جاسوسی و عملیات مخفی آموزش دیده بود.

روسی یک تیم اطلاعاتی سفارشی تشکیل داد.

و در سال ۲۰۱۳، وقتی آنی برای روسی کار می‌کرد، یک خبر محرمانه به دستش رسید.

که یه نفر داشت اطلاعات طبقه‌بندی‌شده رو منتقل می‌کرد.

روسی و آنی یک عملیات ضربتی برنامه‌ریزی کردن.

اونا یه قرار ملاقات گذاشتن، به امید اینکه هر کی داره رازها رو می‌فروشه، گیر بندازن.

اما، اِمم... آخ، یه چیزی اشتباه شد.

هدف وحشت کرد و فرار کرد و در این بین، آنی تیر خورد.

هدفشون کی بود؟

شناسایی نشدن ولی ما فکر نمی‌کنیم

که از خودمون بودن.

هرکی این اطلاعاتو می‌فروخت، احتمالاً یه عامل خارجی بوده.

اطلاعات می‌گفت که احتمالاً اهل نوردیک بوده.

تحقیقات داخلی نشون داد که اَنی مقصر این شکست بود.

چطور تقصیر اون بود؟

خب، گزارش میگه زیادی جوگیر شد،

بدون پشتیبان رفت، سعی کرد خودش به تنهایی هدف رو بگیره.

خب، جوون بود دیگه، می‌خواست برای خودش اسمی در کنه.

بعد از شکست عملیات، هدف متواری شد

و هرگز شناسایی نشد.

دلیل اخراجش از خدمت، بروتوس بود.

بروتوس؟ اومم.

اسم رمزی که به هدف داده بودن.

آهان، درسته.

اَنی دست‌پرورده روسی بود.

اون بدون اَنی گم شده بود.

خب، اگه دنبال قاتل اَنی باشه و پیداشون کنه...

ممکنه یه جسد دیگه هم روی دستت بمونه.

صدای در زدن

رُسی!

سرفه می‌کند

صدای در زدن

آره. آره. آره.

رُسی! اومدم.

ببخشید. داشتم یه چرت کوچولو می‌زدم.

حالت خوبه؟ آره، خوبم.

صدای آب می‌آید

اِم

امشب اتفاق می‌افته.

کجا؟ آپارتمان‌های "گینزبورو"، یه مجتمع مسکونی دولتی.

آدرسش تمیزه، هیچ ارتباطی به ما نداره.

پس نباید شک‌برانگیز باشه.

فکر خوبیه.

بروتوس باید تا چند ساعت دیگه سر جای خودش باشه.

تیم عملیاتی رو توجیه کردم.

دارن میرن محل کمین.

تو هم باید اونجا باشی.

پوزخند می‌زند. چی؟

آره

آره. باید اونجا باشی وقتی اون عوضی رو می‌گیرن.

من نمی‌تونم برم سراغ یه عملیات.

من اجازه ندارم.

معلومه که می‌تونی.

اگه تو نبودی، اصلاً عملیاتی در کار نبود.

منظورم اینه که تو بودی که همه اینا رو راه انداختی.

تو رمز رو شکستی.

باید اونجا باشی وقتی گیرش می‌ندازن.

من برای کار میدانی آموزش ندیدم.

نه.

ولی من دیدم.

و من باهات اونجا می‌شم.

روشن شدن موتور

کی اونجا هست؟

توی کلیسا؟

خب، من و تو و خاله نورین، عمو مایکل

و شاید چندتا از دوستای مامانت.

مامانم اونجا میاد؟

نه، آمم... این که مثل یه مراسم خاکسپاری نیست.

آخه، ام...

کشیش فکر کرد خوبه همه دور هم جمع شیم

و یه دعای کوچیکی برای مامان بکنیم.

به خاطر اون خواب بود.

چی؟

لباس خوابم.

به خاطر خوابیه که مدام می‌بینم.

کابوسه.

هی، هری!

ام، قضیه روسی چیه؟

فکر می‌کنیم ممکنه بخواد بره سراغ هر کی که "انی بت" رو کشته.

از کجا می‌دونه کی کشته؟ خب، ما که نمی‌دونیم می‌دونه.

ولی حتماً باید هر چه زودتر پیداش کنیم.

خب، بیلی، کارمون به کجا رسیده؟

مشخصات روسی رو پخش کردیم.

تمام نیروهایی که داریم بیرون دنبالشن.

ولی ممکنه هر جایی باشه. احتمال زیادی هست که هنوز توی لرویک باشه.

شاید نه.

امروز صبح یه ون حمل بار دزدیده شده.

یه شاهد دزد رو دیده...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left