Surviving Black Hawk Down

Surviving Black Hawk Down

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Surviving Black Hawk Down S01E01 This Is Not New York 1080p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB[EZTVx to]
A Commentary by iSegaro
Surviving Black Hawk Down S01E01 This Is Not New York 1080p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB[EZTVx.to]

Tags

webdl
Published on: 2025-02-28
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خب دیو، سوم اکتبر ۱۹۹۳

خیلی وقت پیش بود

خیلی وقت پیش

ولی نیست روزی که نتونم یه چیزی منو یاد سومالی میندازه

آمبولانس

آره

آره، همه‌چیزهایی که اونجا برام اتفاق افتاد رو می‌تونم تصور کنم

باربر 5-2، یک گروه بزرگ داره حرکت می‌کنه

دارن از جاده‌ی شمالی-جنوبی به سمتشون میان

می‌بینم که دارم شلیک می‌کنم

بوهای خاصی هم هست، البته

بوی باروت

در واقع، بوی خون خیلی بوی مشخصیه

داریم زیر آتش سنگین سلاح‌های سبک قرار می‌گیریم

ما الان به نیروی کمکی احتیاج داریم

ما درست وسط قلمرو آدم بدهاییم

گرما بهت هجوم میاره، عرق می‌ریزی، شن به همه چی می‌چسبه

میدونی، همه بر علیه ما بودن نگرش من این بود، "ما آدم خوب‌هاییم"

ما آمریکاییم اگه درست نبود انجامش نمی‌دادیم

می‌شد فهمید که یه چیزایی این روز خیلی فرق داشت

صدای شلیک گلوله رو میشنیدی، صدای انفجار آر پی جی هم به گوش میرسید

و بعد، یهو همه‌چی منفجر می‌شه

میتونستم شلیک شدن موشک انداز رو ببینم

یه بلک هاک داریم میاد پایین

یه بلک هاک تو شهر سقوط کرد، شیش به یک

ما خیلی ذوق‌زده بودیم

پزشک

ماموریت بشردوستانه در سومالی به خشونت و مرگبار تبدیل شده است

سه فروند هلیکوپتر آمریکایی سرنگون شدند

دوازده آمریکایی کشته و هفتاد و هشت نفر زخمی شدند

هر طرف رو نگاه می‌کردم، آدم بدها بودن

انگار یه دیوونه خونه بود، یه آشوب به تمام معنا

یکی از غم‌انگیزترین فجایع میدان جنگ در سال‌های اخیر

تلفات سومالیایی‌ها ۳۱۲ کشته و ۸۱۴ زخمی تخمین زده شد

ما رو بمبارون کردند و خویشاوندانم رو کشتند

خیلی عصبانی بودیم

ما فقط یه فرصت می‌خواستیم تا تلافی کنیم

همه جا سوراخ گلوله بود، همه جا ویرانی بود

دارن هورا می‌کشن و میگن: "ما آمریکایی‌ها رو شکست دادیم"

آمریکایی‌ها بیرون برین، حرکت کنین - حرکت کن!

این گروه کوچکی از آمریکایی‌ها بودن که با یک شهر می‌جنگیدن

ما گیر افتادیم

داشتم فکر می‌کردم، "دیگه آخرشه"

هیچ جوری نمی‌تونم از این مهلکه جون سالم به در ببرم

یا قراره رومون خراب شن،

یا باید بجنگیم و از این شهر فرار کنیم

هلیکوپترمون سقوط کرد بلک هاوکمون سقوط کرد

می‌دونی، وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، نکته‌ی خنده‌دارش اینه که،

من قبل از اینکه اولین آبجوی قانونیمو بخورم، توی جنگ تیر خوردم

بله، پس اون داستان رو برام تعریف کن

از کجا شروع میشه؟ - آهان

یکشنبه، سوم اکتبر

اون روز تعطیل بود

اون روز داشتم ریسک بازی می‌کردم

این یه بازی تخته‌ایه در زمان حکمرانی بر دنیا

یه چیزی که تو وقت‌های بیکاریمون بازی می‌کردیم

و… و چه روز قشنگیه

آفتابی، یه نسیم خوبی هم از طرف اقیانوس میومد

و بعدش به این فکر میفتم که،

تو اون مقطع از زندگیم، واقعا قدر روزهای خوب رو نمی‌دونستم

یه جورایی ترسوندم

برای همین با خودم فکر می‌کنم،

"چرا دقت کردی قراره چه جور روزی باشه؟"

یهو یکی داد زد،

"هی، یه ماموریت داریم"

ماموریت اون روز دستگیری یه ستوان ارشد توی شبه نظامیان بود

خیلی هیجان‌زده بودم

سوار شدیم و پرنده‌ها پرواز کردن

و من لبه‌ی نشستم

پاهام آویزونه تا بتونم به جلو خم بشم و جلوی پرنده رو ببینم

به ما میگن، "یک دقیقه تا پرش!"

یک دقیقه مانده

"سی ثانیه دیگه مونده!"

و بعدش، بزن بریم

بزن بریم! بجنبید!

نقشه اینه که با طناب بریم پایین، بریم داخل و هدف‌ها رو بگیریم

تا موقع شام، پایگاه خواهیم بود

مطمئن بودم ما کارآمدترین نیروی جنگی دنیا بودیم

من واقعاً فکر می‌کردم شکست‌ناپذیرم

اما واقعیت این بود که…

…ما فقط بچه بودیم

هی، رفیق

من بچه شر و شوری بودم، مرد

همیشه موتور سواری می‌کردم

ماشین‌ هم می‌روندم

موهای بلند، تی‌شرت‌های هوی متال

و من همیشه عاشق فیلم‌های جنگی بودم

مثل رمبو، اولین خون

رمبو، یه مرد تنها که خیلی بهش سخت گذشته

از صخره می‌پره، بازوش رو می‌بره، خودش رو بخیه می‌زنه

این چیزی بود که می خواستم باشم

تو بچگی یه آدم خیلی جدی و وطن‌پرستی بودی؟

نه، من فقط داشتم وقت تلف می‌کردم

کلی آبجو، علف کشیدن

وای خدا

دانشگاه هم چندان باب میلم نبود، راستش

جهنم، دبیرستان هم اصلا برای من مناسب نبود

تو مدرسه، اصلا برام مهم نبود

ولی طوفان صحرا شروع شد

می‌دونی، یه جوری همه رو، منم جزوشون، جوگیر کرد

می‌خواستم یه کاری تو زندگیم انجام بدم

و موندن تو منطقه‌ای که بزرگ شدم

به نظر نمی‌رسید جزئی از اون معادله باشه

موسیقی جواب نداد - گروه چطور بود؟

خوب بودی؟ - ام… نه

پس رفتم پیش مسئول ثبت نام

یه نوار وی‌اچ‌اس گذاشت توی دستگاه…

و یه سری آدم اونجا بودن که یواشکی دور و بر خطوط دشمن می‌پلکیدن

یواشکی توی تاریکی دزدکی راه می‌رن

اینا همون آدم‌هایی بودن توی اون قایق بادی

با مسلسل، و صورت‌هاشون رنگ شده بود

و به یه استخدامی گفتم

اونا دیگه کین؟ گفت: «اوه، اونا رنجرها هستن»

منم گفتم: «باشه، باحال بود

اصلاً نمی‌دونستم دارم وارد چه دردسری میشم

موهای من تقریباً تا اینجا بود

برو سلمونی…

…کلا با ماشین زدم و حالا یه سربازم

یک‌سره داشتند سرزنشم می‌کردند

بله قربان

انگار یک میلیون درجه‌ست، یه عالمه رطوبت وحشتناک

دوهای پنج مایلی، رژه های جاده ای دوازده مایلی

اونا فقط دارن خوردت می‌کنن

برنامه آماده‌سازی رنجرها دقیقا عبارت درستیه

با آگاهی کامل از خطرات حرفه‌ام…

آرمان رنجر هر روز صبح خوانده می‌شود

"با اذعان به اینکه من داوطلبانه به عنوان یک رنجر خدمت می کنم…"

با آگاهی کامل از خطرات حرفه برگزیده‌ام،

من همواره تلاش خواهم کرد…

"برای حفظ شکوه و افتخار هنگ تکاوران"

یادم نیست، ولی فکر کنم یه چند تا کلمه رو عوض کردن

"با اشتیاق با دشمنان کشورم روبرو خواهم شد"

"من آن‌ها را در میدان نبرد شکست خواهم داد"

تسلیم در واژگان یک تکاور جایی ندارد و من هرگز یک…

یارِ از دست رفته را رها نمیکنم تا به دستِ…

"به دست دشمن"

رنجرز - رنجرز راه رو باز می‌کنن

ما متعصب بودیم

خدا بود، وطن بود، هنگ هفتاد و پنجم تکاور بود

ما زبده‌ترین واحد پیاده‌نظام سبک در دنیا هستیم

من همیشه آرزوی جنگ داشتم

یعنی، خب، نمیشه قضیه رو قشنگ جلوه داد

وقتی وارد گردان تکاور میشی، می‌خوای وارد جنگ بشی

آخه، خودت که می‌دونی، واقعاً دلت می‌خواد دیگه

پس دیگه اونجا چیکار می‌کنی؟

میدونی؟

سی و یکم جولای، تولدم بود و بیست و یک سالم شد

من بیشتر از دو ساله منتظر اعزام بودم

و تمریناتمون متوقف شد

سرگرد گردان اومد

و من گفتم: "وای خدا، بچه‌ها، این دیگه یه چیز درست و حسابی‌یه

و اون موقع بود که بهمون اطلاع دادن که

یه ماموریت حافظ صلح سازمان ملل هست

که به دردسر خوردن و به کمک ما احتیاج دارن

قرار بود بریم سومالی

گفتم، "دیگه سومالی چیه؟ بذار یه نگاهی بهش بندازم"

نیروهای ارتش با عجله به سومالی اعزام میشن

در تلاشی برای تقویت نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه

کشور هنوز درگیر هرج و مرج و جنگ داخلی است

رئیس جمهور کلینتون دستور اعزام نیروهای کمکی را صادر کرد

به‌دنبال حملات خشونت‌آمیز در شهر بندری موگادیشو

من مضطرب بودم

به ما گفته شده بود که شاید مجبور شویم به صورت تاکتیکی از هواپیما خارج شویم

که ممکن بود زیر آتش مسلسل یا خمپاره باشیم

این سومین باریه که وارد موگادیشو میشم

نگرانی من بیشتر از تیراندازیه اصلاً خوشم نمیاد بهم شلیک بشه

یادتون باشه، این اولین باریه که ما اعزام شدیم

به یک منطقه جنگی واقعی

ما داریم با در نظر گرفتن بدترین حالت ممکن وارد میشیم

نمی‌دونستم باید منتظر چی باشم

اولین باری که آشیانه رو دیدم، من…

با خودم گفتم، "واقعاً قراره اینجا بمونیم؟"

پر از کبوتر بود، احتمالا موش هم توش بود

می‌دونی، تخت‌هامون رو چسبوندن به هم، تو همون فضا چپوندنمون

تقریباً تخت‌هامون چسبیده به هم بود

اون شب اول،

نشسته بودیم روی تخت

و همون موقع این صدای انفجار رو شنیدیم بیرون تو فرودگاه

و یه لحظه طول می‌کشه تا بفهمم چیه

یه گلوله خمپاره‌ست

و بعد سرت رو بالا می‌گیری به سقف اون آشیانه نگاه می‌کنی

و درست بالاش یه سقف حلبی داغون بود

و یادمه رو تختم دراز کشیده بودم و با خودم فکر میکردم

آیا گلوله خمپاره از سقف رد میشه،

بخوره به کف سیمانی و منفجر بشه

یا اینکه وقتی به سقف بخوره منفجر می‌شه و بعدش بارون‌وار روی سرمون می‌ریزه؟

این اتفاق تقریباً چند ساعت بعد از فرود ما در موگادیشو افتاد

و انگار یه جورایی داشت می‌گفت: "هی، به گندستان خوش اومدی"

و صبح روز بعد، گزارش وضعیت رو دریافت کردیم

ما از طریق سازمان ملل در حال کمک‌رسانی بوده‌ایم

و کمک‌ها داره، می‌دونی، توسط این جنگ‌سالارها دزدیده می‌شه

بعدش دارن از این راه توی بازار سیاه پول درمیارن

آدم بده به عنوان محمد فرح عیدید شناسایی شد

او مسئول قدرتمندترین طایفه بود

ما سومالیایی‌ها باید مشکلات خودمان را بدون دخالت خارجی حل کنیم

به ما گفتند که او یک جنگ‌سالار بود

و اینکه او ۳۳۰،۰۰۰ نفر از مردم خودش را کشته بود

اما اون یه ارتش بزرگ از طرفدارهای متعصب داشت

آره، آدم بدی بود

سازمان ملل متحد در تعامل با او مشکلاتی داشت

Surviving Black Hawk Down subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Surviving Black Hawk Down

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left